استاد دانشگاه تهران، احمدینژاد را یک شخصیت کاریزماتیک خواند و گفت: معتقدم اگر فردا در کشور انتخابات برگزار شود، احمدینژاد بدون مناظره و تبلیغ ده تا پانزده میلیون رای دارد اما مبنا و منشا این رای کاریزماتیک است، یعنی رای برای احمدینژاد است نه رای اصولگرایان، به این معنا که وقتی آقای هاشمی رد صلاحیت شد، آقای هاشمی گفت به آقای روحانی رای بدهید و مردم گوش دادند، آقای خاتمی هم همینطور و اصلاحطلبان داخل و بیرون زندان هم همینطور، اما رای آقای احمدینژاد این ویژگی را ندارد که هدایت بشود.
او تصریح کرد: احمدینژاد در حالی که وامدار روحانیت مبارز و برخی نهادهای نظامی بود، اصرار داشت وامدار کسی نیست و اگر کسی افتخار کند که با هیچ جناحی نیست نشان از عقبافتادگی اوست. با این روحیه ضد حزب بعید است احمدینژاد برای انتخابات شوراها هم توانایی برنامهریزی داشته باشد، اما شاید از برنامهریزی دیگران بهرهبرداری کند.
وی در پاسخ به سوالی گفت: بعید نیست پدیده جدیدی با شعارهای این جریان دوباره متولد شود اما میزان موفقیت این فرد مشخص نیست بخش عمده رای احمدینژاد در سال هشتاد و چهار ناشی از رابینهودسازی بود که در قالب قهرمان برای بازگرداندن حقوق محرومی آمده بود، اما همان زمان هم ده میلیون رای او را باور نکردند و امروز آن افراد بیشتر شدهاند.
این فعال سیاسی اصلاح طلب تصریح کرد: روحانی تعمدا بین خود و رهبر اصلاحطلبان فاصله انداخته تا اصولگرایان کمتر به او حمله کنند و آقای خاتمی و هاشمی هم انتظاری از روحانی نداشتند. اگر روحانی خیلی جدی میخواست به مسائل رفع حصر و اتفاقات ۸۸ ورود کند، هر چه ریسیده بود پنبه میشد.
او افزود: اصولگرایان با احمدینژاد بازی جدی داشتند اما در نبودِ او، اصولگرایان هیچشانسی برای انتخابات ندارندف گرچه از حقوق مدنی احمدینژاد دفاع میکنم و ایشان میتواند برای انتخابات ثبت نام کند اما در این شرایط فکر میکنم اصولگرایان هیچشانسی ندارند و اگر روحانی تمام وزیرانش را هم به اصولگرایان آوانس بدهد، با دست بسته هم انتخابات را خواهد برد.
استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: همین نمایندگان لیست امیدی با اینکه در این چند ماه یک نطق نتوانستند داشته باشند، توانستند غولهای اصولگرا را شکست دهند و مشخص شد محبوبیت اصولگرایان از بین رفته است و اصولگرایان به جای نقد درونی دست به تخریب دولت زدهاند



