خبرنامه دانشجویان ایران:مجید شهروی درباره ادعای نشریه نیچر مبنی بر سرقت علمی کامران دانشجو توضیحات مفصلی را ارائه کرد.
به گزارش«خبرنامه دانشجویان ایران»به نقل ازفارس، مجید شهروی دکتری مهندسی مکانیک در سال 87 مقالهای با عنوان «تحلیل زاویه بحرانی کمانهزنی با استفاده از دو روش شبیهسازی» که کامران دانشجو وزیر علوم، استاد راهنمایی آنرا به عهده داشته، به یکی از ژورنالهای بینالمللی ارائه کرده بود که اخیراً نشریه «نیچر» مدعی شده که بخشهای بسیار زیادی از متن این مقاله از مقالهای به عنوان Ricochet of a tungsten heavy alloy long-rod projectile from deformable steel plates که توسط دانشمندان کرهجنوبی در سال 2002 ارائه شده، کپیبرداری شده است.
آنچه در ذیل میآید متن گفتگوی خبرنگار فارس با مجید شهروی است:
*آقای شهروی! لطفاً مختصری درباره کلیت مقاله مورد اشاره نیچر بفرمائید تا به سراغ سوالهای بعدی برویم:
- شهروی: در دوره دکتری، دانشجوی دکتر کامران دانشجو بودم و وی استاد پروژه بنده بود و بر این پروژه نظارت داشت و بنده نیز در سال 87 از پروژه دفاع کردم. مقالاتی که ارائه کردم، هر کدام بیش از یکسال توسط ژورنال بررسی شد و ایرادات آن را به بنده اعلام کردند و آن ایرادات را اصلاح کردم و حتی ایرادات تایپی آن نیز برطرف شد، علاوه بر آن نیز کسانیکه در آن ژورنال حضور دارند، دانشمندانی هستند که بهتر از بنده مقالات را میشناسند و این دانشمندان نیز مسلماً مراجعی را که بنده در مقاله از آنها استفاده کردم، ملاحظه کردهاند.
این مقاله بعد از یکسال پذیرفته شد، اما الان نشریه نیچر مدعی شده که این مقاله از یک مقاله کرهای کپیبرداری شده است و گویا ژورنال را هم تحت فشار قرار دادند و ژورنال هم بعد از یکسال گفته که مقاله را پس دادهایم، ولی برای من سوال است که بالاخره ما باید مقالات را قبل از ارائه به ژورنال علمی به نشریات مختلفی که مطالب سیاسی و غیرسیاسی و علمی منتشر میکنند، ارائه کنیم که این اصلا معقول نیست و در هیچ جای دنیا این کار انجام نمیشود و اگر به این صورت باب شود، باید ابتدا مقالات را به نشریات عادی ایرانی ارائه کنیم در حالیکه هیچ دانشمندی این کار را انجام نمیدهد.
از نظر علمی که مقاله بنده را بررسی کردند، فقط بخشی از قسمتها را که از نظر متن مشابهتهایی با مقاله کرهای داشت و ما ناگزیر بودیم از آن استفاده کنیم، مدنظر قرار دادند.
*نشریه نیچر را تا چه حد میشناسید؟ کار ویژه این نشریه چیست؟
- شهروی: نیچر که مدعی کپیبرداری مقاله بنده از مقاله کرهای شده است، در ابتدا گویا یک وبلاگ بود اما بعد از آن اعلام شد که این وبلاگ متعلق به نشریهای به نام نیچر است که برخی میگویند یک نشریه علمی است ولی در آن خبرهای علمی مشاهدی نمیشود. نشریه نیچر یک، یک مجله فرانسوی مثل دیگر مجلات است.
جالب اینجاست که اگر یک محقق برای ارائه مقاله به سایت ژورنال مراجع کند و مطالب را بخواند میبیند که در این سایت اعلام شده که مقالات به چه نحوی و با چه فونتی نوشته شود اما جایی نیامده است که مقالات را ابتدا به نشریه نیچر ارائه کرده و پس از اعلام نظر این نشریه به ژورنال ارائه کنید. بنده تمام روندی که ژورنال اعلام کرده، طی کرده و مقاله را ارئه کردم و پس از ایرادات ژورنال، مقاله را تصحیح کردم و مجددا آنرا ارائه کردم و پذیرش شد، اما الان پس از پذیرش مقاله یک نشریه در فرانسه مدعی کپیبرداری شده است.
*مقاله شما در چه زمینهای بود؟
- شهروی: مقاله بنده شامل شبیهسازی، روشهای تحلیل و تست میشود.
*نیچر چه قسمتی از مقاله شما را کپیبرداری اعلام کرده؟ منظورم این است که کدام قسمت مقاله شما شبیه مقاله مورد اشاره نیچر است؟
- شهروی: در این مقالهای که گفتم، چون در بخش تست به دستگاههای "gasgun " برای تست نفوذ گلوله در سرعتهای بالای 1000 کیلومتر نیاز داشتیم و در ایران این دستگاه موجود نبود، لذا در اینگونه مواقع اغلب دانشمندان از نتایج تستهای دیگران استفاده میکند و مرجع آن را نیز مشخص میکنند. بنده هم همین کار را انجام دادم و نتایج تست دانشمند کرهای را برای 10، 12 و 14 درجه برخورد گلوله با هدف استفاده کردم و مرجع را نیز در مقاله اعلام کردم. این تنها مشابهت مقاله من با مقاله کرهای است که در تمام دنیا عرف است، مقداری هم از متون انگلیسی آن مقاله استفاده شده است، ولی نتایج مقاله بنده از نظر تعریف، شکل و نتایج با مقاله کرهای فرق دارد، ولی نیچر مدعی شده است که شکلهای مقاله بنده با مقاله کرهای یکسان است.
*مقاله دانشمند کرهای در چه ارتباطی بود؟
- شهروی: دانشمند کرهای که روی این موضوع کار کرده است و بنده نیز در قسمت مراجع مقاله خودم به آن اشاره کردم، یک روش شبیهسازی به نام "لاگرانژ " را مطرح کرده و گفته که این روش از روشهای تحلیلی نتایج دقیقتری دارد.
*مقاله شما ارائه راهحلی متفاوت با راه حل دانشمند کرهای بود یا اصلا نتیجه دیگری حاصل میکرد؟
- شهروی: ببینید، کاری که بنده کردم این بود که علاوه بر ارائه روش شبیهسازی "لاگرانژ " و روشهای تحلیلی، یک روش شبیهسازی جدید به نام SPH ( دینیامیک مولکولی) را معرفی کردم و در حالی که میتوانستم نتایج شبیهسازی دانشمند کرهای را در جدول قرار داده و مخاطب را به آن ارجاع دهم، اما این کار را نکردم و بخشی از کار وی را با المانهای جدیدتر و مدل دقیقتر انجام دادم و یکسال کار تحقیقاتی این فرد را بازبینی کردم و با روش دقیقتر و خطای کمتر انجام دادم و نتایج آن نیز در پروژه آمده شده است؛ یعنی این بخش نیز شبیه مقاله کرهای نیست و بسیار تفاوت دارد.
*یعنی روش شما متفاوت از روش دانشمند کرهای بود؟
- شهروی: بله؛ بنده از روش SPH نیز استفاده کردم که هیچ کس در دنیا تا آن زمان استفاده نکرده بود و هنوز هم کسی در دنیا روش SPH را برای زاویه بحرانی کمانه کردن استفاده نکرده است، در نتیجه این روش کاملا جدید است اما کسانیکه ادعای کپیبرداری کردهاند، این قسمت را در نظر نگرفتهاند، یعنی حتی یک کلمه از اینکه بخش اعظمی از مقاله بنده از روش SPH استفاده شده و کار جدیدی هم است، ننوشتهاند.
*آن رسانههایی که به موضوع مقاله شما پرداختهاند، بیشتر از آنکه به شخص شما کاری داشته باشند، مسئله آقای دانشجو را مطرح کردهاند. بنابراین اگر امکان دارد روشن بفرمائید که اصلا نقش آقای دانشجو در این مقاله شما چه بود؟
- شهروی: دکتر دانشجو در تمام قسمتهای تز دکترا به بنده مشاوره میدادند و بالاخص در همین قسمت روش SPH، وقتی بنده نمودارها را کشیدم و نتایج روشهای SPH، لاگرانژ و تحلیلی را که نشان میداد روش SPH نزدیکتر است و هیچ کس هم از آن استفاده نکرده است، به دکتر دانشجو ارائه کردم، وی نیز این موضوع را تائید کرد، اما تهیه، تدوین و نوشتن مقاله و ارسال آن به ژورنال برعهده بنده بود و به استاد راهنما مربوط نمیشود که بخواهد برای این موضوع وقت بگذارد.
نهایتاً هم مقاله بعد از یکسال بررسی پذیرفته شد و بیدلیل هم پذیرفته نشده است چون بخشی از آن مقاله واقعا جدید بود. اما الان پس از یکسال که این افراد مشاهده کردند که دکتر دانشجو وزیر علوم شده است، وی را هدف قرار دادهاند و به مقاله بنده و دکتر دانشجو ایراد گرفتند.
*یعنی معتقدید مسائل مطرح شده در مورد مقاله شما بیشتر جنبه سیاسی دارد تا علمی. درست است؟
- شهروی: بله، علاوه بر دلایل علمی، دلایل سیاسی هم برای این ادعا وجود دارد و بنده متوجه شدم که معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت در سال 87 اعلام کرده است که فردی به نام "باتلر " که مدعی کپیبرداری شده و قبلاً هم علیه مسئولان مطلب نوشته بود، فردی صهیونیست است که تولیدات علمی کشورهای اسلامی را رصد میکند و به دنبال پیدا کردن ایراد و مسائل شکبرانگیز از این تحقیقات است.
*بعد از آقای دانشجو، در مورد یکی از مقالات آقای بهبهانی هم تقریبا همین موضوع مطرح شده است. این که ربطی به مقاله شما ندارد؟
- شهروی: خیر. ربطی به مقاله من ندارد. البته این ظلم بزرگی در حق آقای بهبهانی است، زیرا دکتر بهبهانی مقالات بسیاری ارائه کرده است. اما الان به فردی با این سطح علمی ایراد گرفتهاند که یکی از مقالات وی کپی شده از دیگر مقالات است و این ظلم به وی است.
احساس میکنم که این مسائل بیشتر سیاسی است و میخواهند این افراد را هدف قرار بدهند و نهایتاً هم وقتی دستشان به جایی نرسید اعلام کردند که با ژورنال تماس گرفتهاند و گفتیم که مقالات شما را حذف کند. گویا ژورنال هم چنین تصمیمی گرفته است، هر چند به بنده هیچ پیغامی نفرستادهاند، حتی قصد دارند به ژورنال اعلام کنند که دیگر مقالات بنده را نیز حذف کند، اما بنده با ژورنال مکاتبه کردم و گفتم که اجازه چنین کاری را ندارند که پس از یکسال از پذیرش مقاله، در یک حرکت غیرعادی مقالهای را حذف کنند.
*برگردیم به موضوع مقاله شما. در مورد نقش آقای دانشجو صحبت میکردید. به چه علت نام ایشان در مقاله شما به چشم میخورد؟
سوال دیگر اینکه شما نویسنده مقاله بودید؛ چرا اسم آقای دانشجو در ابتدای مقاله آمده است؟
- شهروی: بله؛ می گفتم که این مقاله استخراج یافته از پروژه دکترای بنده است و چند مقاله دیگر نیز از پروژه دکترای بنده استخراج شده است. نظارت بر پروژه بنده نیز بر عهده دکتر دانشجو بود و هر زمان که در مورد پروژه سوالاتی داشتم به دکتر دانشجو مراجع میکردم و وی نیز به عنوان استاد راهنما، بنده را راهنمایی میکرد. بعد از اینکه نتایج پروژه به دست آمد و از آن نتایج مقاله نوشتم و تدوین کردم، مسلما باید اسم دکتر دانشجو را به عنوان استاد راهنما در مقاله عنوان میکردم، بنده هم از روی ادب اسم دکتر دانشجو را ابتدای مقاله عنوان کردم، در حالیکه میتوانستم اسم وی را انتهای مقاله عنوان کنم اما این کار بیادبی به حساب میآید و در ایران این موضوع عرف است.
با این وجود نشریه نیچر مدعی شده که به دلیل اینکه اسم دکتر دانشجو ابتدای مقاله آمده، وی باید پاسخگو باشد، در حالیکه کل مقاله از نتایج تز دکترای بنده بوده و خودم آن را تنظیم و به ژورنال ارسال کردم و مسئولیت آن به عهده بنده است و بنده به دلیل اینکه دکتر دانشجو استاد راهنمای تز دکترای بنده بوده، باید از لحاظ امانتداری علمی نام وی را در مقاله عنوان میکردم.
*یعنی آقای دانشجو در نگارش این مقاله اصلاً دخالت نداشته و از جزئیات این مقاله بیاطلاع بوده است؟
- شهروی: خیر.دکتر دانشجو در نگارش و تدوین مقاله دخالت نداشته است. دانشجو مقاله را به طور کامل به استاد راهنما ارائه نمیکند، چراکه چند دانشجو زیر نظر استاد راهنما کار میکند و استاد راهنما نمیتواند همه مقالات و مراجع آن را به طور کامل مطالعه و موشکافی کند و هیچ استاد راهنمایی این کار را نمیکند چراکه نه وقت این کار را دارد و نه این کار درست است.
بنده به دکتر دانشجو گفتم که با روش SPH، لاگرانژ و تحلیلی این کار را انجام دادم، نتایج را به وی ارائه کردم. دکتر دانشجو هم مطالعه کرد و بررسی کرد و دید که نتایج علمی بنده با نتایج تست همخوانی عالیای دارد. دکتر دانشجو این موضوع را بررسی کرده است ولی اینکه نتایج مطالعه بنده شبیه کدام دانشمند بوده، نه دکتر دانشجو وقت داشتند که همه مقالات را مطالعه کنند و نه بنده، اما با این حال بنده مراجع را آوردم و دکتر دانشجو نتایج بنده را بخصوص در بخش SPH و اینکه روش SPH نتایج بهتری نسبت به روش لاگرانژ میدهد، تائید کرده است و به همین دلیل باید نام وی در مقاله بنده میآمد.
*شما در مقالهتان به نام مقاله کرهای و اینکه قسمتی از مقالهتان برگرفته از روش دانشمنده کرهای است، اشاره کردید؟
- شهروی: بله. بنده علاوه بر اینکه در بخش مراجع مقاله به مقاله کرهای اشاره کردم، مراجع درج شده در مقاله کرهای را که آنها را مطالعه کردم، در بخش مراجع مقاله خودم آوردهام، اما ایراد گرفتهاند که چرا مراجع مقاله کرهای را در مقاله خودم آوردهام.
شکل 22 و 23 مقاله بنده که نشان دهنده طول باقی مانده گلوله و نحوه پارگی هدف در دو روش لاگرانژ و SPH است، به هیچ وجه در مقاله کرهای نیامده است.
*میگویند 70 درصد مقاله شما کپیبرداری از مقاله کرهای است.
- این بیانصافی است. این طور نیست. فقط بخشی از متن مقاله به دلیل ضعف انگلیسی بنده از مقاله کرهای استفاده شده است ولی حتی یک عدد از نتایج مقاله بنده با اعداد نتایج دانشمند کرهای یکسان نیست، چراکه مقاله بنده یک کار جدید است.
در مقدمه و چکیده مقاله کرهای آمده است که فلان شخص در سال 1980 شخص دیگری در سال 1990 و دیگری نیز در سال 1998 و 2000 روی این موضوع کار کردند و شخص کرهای هم در 2002 به بررسی این موضوع پرداخته و مقاله نوشته است. بنده نیز همین افرادی که شخص کرهای نام برده، در مقدمه مقاله نام بردم، نام شخص کرهای را هم آوردم و نوشتم که در سال 2009 بنده میخواهم روی این موضوع کار کنم.
*نکته جالبی که اینجا مطرح میشود، این است که شما مقدمه مقاله را هم کپی کردهاید.
- این روالی است که در مقدمه مقالات طی میشود اما آنها مدعی شدهاند که چرا این بخش از مقدمه را مثل مقدمه فرد کرهای در مقاله آوردم و یکی از مواردی که مدعی کپیبرداری شدهاند متن مقدمه است که ربطی به بخش علمی مقاله ندارد اما اگر کسی در نتایج دیگران استفاده کرده باشد، ایراد دارد. مثلا فرمولی که بنده در مقدمه به آن اشاره کردم یک فرمول کلی است و بنده نمیتوانستم فرمول را که آقای روزنبرگ ارائه کرده است، تغییر بدهم.
شکل شماره 7 که دانشمند کرهای از مقاله آقای روزنبرگ در مقاله خود آورده و به آن مقاله ارجاع داه است، بنده نیز همان شکل را استفاده کردم و به مقاله آقای روزنبرگ نیز ارجاع دادم، در ضمن این شکل شکلی نیست که نتایجی را ارائه کند، بلکه مقدمه بحث است.
این شکل یک شکل شماتیک و ساده«برخورد یک گلوله با هدف»است که شخص کرهای از مقاله آقای روزنبرگ آورده است و کسی نیز به آن ایراد نگرفته است اما بنده نیز همین کار را کردم و به بنده این ایراد را گرفتهاند.
همچنین ادعا شده که شکل برخورد یک گلوله با هدف در روش شبیهسازی لاگرانژ در مقاله بنده از مقاله کرهای کپی شده است. اگر کسی شکل 2 مقاله بنده را با شکل 2 مقاله کرهای مقایسه کند، میبیند که المانهایی که بنده استفاده کردم، مکعبی است و همه دانشمندان علم مکانیک میدانند که المان مکعبی نتیجه دقیقتری دارد و بنده نیز در این بخش از مقاله کار جدیدی انجام دادم و نتیجه دقیقتری گرفتم و در حالی که میتوانستم از نتایج دانشمند کرهای استفاده کنم، اما یک سال وقت گذاشتم و این مسئله را با المان مکعبی حل کردم. اما در مقاله کرهای هیچ کدام المانهایی این شکل مکعبی نیست. مدل بنده با این مدل متفاوت است و هر کسی هم نگاه کند این موضوع را میفهمد.
ایراد گرفتهاند که جدول مواد مقاله بنده شبیه جدول مواد مقاله کرهای است، این درست است. دانشمند کرهای از نتایج تست خود برای WHA، RHAو S7 که دو نوع ماده تنگستن و فولاد است، استفاده کرده. آیا بنده میتوانستم ماده آلومینیوم را در جدول قرار دهم و از نتایج تست استفاده کنم؟ خیر نمیتوانستم، چون دستگاه تست موجود نبود و مجبور بودم از نتایج تست دیگر دانشمندان با ارجاع به آن نتایج استفاده کنم. حالا میگویند چرا جدول مواد مقاله بنده شبیه مقاله کرهای است، به نظر من خندهدار است که بنده با جدول تست دانشمند کرهای مقایسه میکردم و در جدول مواد آلومینیوم را قرار میدادم. اینها سوالاتی غیرفنی است.
روش SPH که بنده در مقاله خودم استفاده کردم، در مقاله دانشمند کرهای چنین مدلی دیده نمیشود و حتی یک کلمه از SPH اسم نبرده است. در تست برخورد گلوله با هدف بنده بدون اینکه تغییری در شکل شماتیک تست برخورد مقاله کرهای انجام دهم، آنرا در مقاله خودم استفاده کردم و زیر آن شکل نیز به مقاله کرهای ارجاع دادم. حتی در قیمت توضیحات تست مقاله خودم نوشتم که به دلیل اینکه دستگاه "gasgun " موجود نبود، از نتایج تست دیگران استفاده کردم و به آن نتایج نیز ارجاع دادم. تمام این مراجع نیز موجود است.
شکل 3 مقاله بنده درباره روش SPH است، در حالیکه در مقاله کرهای چنین شکلی به هیچ عنوان وجود ندارد.
مقاله بنده 2 بخش نتایج دارد؛ یکی نتایج شبیهسازی لاگرانژ دیگری نتایج شبیهسازی SPH. شبیهسازی لاگرانژ را دانشمند کرهای با مدلی مجزا انجام داده است. نتایج بنده را مشاهده کردند، چون مقداری به مقاله کرهای شبیه است، گفتند که کپی شده است. مثلاً در شکل شماره 6 مقاله بنده برای 10 درجه و 1000 متر در ثانیه کار کردم، شاید شبیه به مقالهای کرهای باشد، چون ترکشی ایجاد نشده است، هرچند که نرمافزار مورد استفاده دانشمند کرهای Dytran بوده اما نرمافزار مورد استفاده بنده Lsdyna بوده است، اما برای 12 درجه و 1000 متر بر ثانیه شکل مقاله بنده به هیچ عنوان شبیه شکل مقاله کرهای نیست و دیگر اشکال نیز شباهتی به هم ندارند. فایل اجرایی این نتایج نیز موجود است، اما آیا آنرا به یک نشریه نیچر که اصلا نمیدانم چه نشریهای است، ارائه کنم و یا اینکه ارائه کنم و آنها به این فایلهای اجرایی نیز تهمت بزنند.
همچنین نتایج عددی مقاله بنده نیز در روش شبیهسازی لاگرانژ با مقاله کرهای متفاوت است؛ بنده در مقاله خودم به طور مفصل روش شبیهسازی SPH را توضیح دادم و نتایج این روش را با نتایج روش لاگرانژ مقایسه کردم.
فرق روش SPH با لاگرانژ این است که روش SPH مولکولی است. در مقاله بنده چند صفحه روی روش SPH کار شده است و نتایج را ارائه کردم و همین نیز دلیل چاپ شدن مقاله بنده به عنوان یک مقاله جدید بود، والا این مقاله چاپ نمیشد.
در نمودار مقاله بنده به جز "روزنبرگ "، "تد " و نتایج لاگرانژ، نتایج SPH نیز وجود دارد که در مقاله کرهای وجود ندارد، علاوه بر آن بنده اندازه نهایی گلوله پس از برخورد شکسته شدن را هم در روش لاگرانژ هم روش SPH بررسی کردم و شکل 22 مقاله بنده این موضوع را نشان میدهد، اما این شکل و این بررسی در هیچ جای مقاله کرهای وجود ندارد.
شکلهای شماره 14 الی 23 و بررسی نحوه پارگی هدف در دو روش لاگرانژ و SPHدر مقاله بنده و اینکه روش SPH بهتر از لاگرانژ است به مقاله کرهای که نتیجه گرفته روش لاگرانژ از روشهای تحلیی بهتر است، چه ربطی دارد؟ فقط به دلیل اینکه بنده به دلیل ضعف در زبان انگلیسی بخشی از متن مقاله کرهای را استفاده کردم، گفتند که کل مقاله کپی شده است که بیانصافی است.
*با تشکر؛ در پایان اگر حرفی دارید بفرمائید.
- شهروی: من هم متشکرم. فقط یک نکتهای که میخواستم عرض کنم این است که از خبرگزاریها و مطبوعات انتظار دارم اگر میخواهند خبری علیه یک بنده بنوسیند، حداقل قبل از آن با بنده تماس بگیرند و ببینند که بنده ادعایی دارم یا ندارم. برخی با بنده تماس گرفتند و گفتند که ما فقط خبر را ترجمه کردیم، خوب حداقل میتوانستند از بنده به عنوان یک هموطن سوال میکردند. فکر میکنم آنقدر حق داشتم، اما این کار را نکردند و مطلبی را منتشر کردند و بنده را 2 هفته درگیر آن کردند، حتی جوابیه اول بنده به این خبر را با فاصله زمانی زیاد و تماسهای مکرر منتشر کردند، جوابیه دوم را نیز گویا فقط برخی منتشر میکنند. فکر میکنم اینقدر حق داشتم که به دلیل انتشار خبری علیه بنده حداقل جوابیههای بنده را منتشر کنند.
در ضمن این موضوع در حال تبدیل شدن به یک روال است، یک روز به دکتر دانشجو ایراد گرفتند، یک روز به دکتر بهبانی و معلوم نیست که چند روز دیگر به چه کسی ایراد خواهند گرفت.



