افطاری ساده و پر برکت آقا بعد از چندین ساعت روزه داری لذتی دارد که وصفش فقط توفیق دیدار می طلبد. بعد از افطار مه در محل دیدار و شعرخوانی جمع شده ایم آقا که به ساعت جیبی شان نگاه می کنند نوید آغاز مراسم را می دهد. حدود ساعت نه و نیم مراسم با قرائت قرآن کریم آغاز می شود.
خبرنامه دانشجویان ایران: آقا در ادامه و با خنده به شاعر گفتند: اولش رو که با تفنگ شروع کردید ترسیدیم ولی وقتی گفتید گولّه آتمارام(شلیک نمی کنم)خوب شد!
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیر سلیمانی از دانشجویان شاعری بود که شنبه شب در دیدار رهبر انقلاب با شاعران به شعرخوانی پرداختند. در ادامه حاشیه نگاری این شاعر جوان آمده است: معمولا بعد از روز دهم ماه مبارک رمضان خیلی از اهالی فرهنگ و ادب کشور منتظر تماس از طرف حوزه هنری تهران هستند تا به جلسه ی دیدار نیمه رمضان شاعران با رهبر انقلاب دعوت شوند. جوان ترها همیشه شاکی اند که چرا محدودیت در تعداد جوانان مدعو وجود دارد و هر سال چهره هایی در این دیدار مکررا حضور می یابند. بالاخره دیدار با رهبر معظم انقلاب است و همه توصیف نکته سنجی ها و ذوق ادبی او را شنیده اند و منتظرند که این دیدار و درک محضر ایشان از نزدیک اتفاق بیفتد.
وعده گاه شاعران روز شنبه بیستم خرداد است که با روز پانزدهم ماه مبارک رمضان مصادف شده و بر خلاف رویه ی معمول هر ساله دیدار امسال با یکروز تاخیر صورت می گیرد. مسجد و محوطه ی حوزه هنری محل جنب و جوش شاعرانی است که از سراسر کشور به شوق دیدار آقا آمده اند.پس از طی روال اداری و دریافت کارت های ملاقات با جمع شاعران به سمت بیت آقا رهسپار می شویم. جوان تر هایی که اولین دیدارشان با آقاست شور و حال مضاعفی دارند.
وقت اذان مغرب نزدیک است و همه در صفوف نماز در حیاط با صفا و ساده ی حسینیه امام خمینی منتظر آقا نشسته اند. ورود آقا با صلوات حضار لذت بخش تر می شود و در همان لحظات دو و بر آقا پر می شود از شاعرانی که آمده اند تا نامه و کتاب هایشان را تقدیم آقا کنند و دعایی طلب کنند و آقا دست محبتی بر سرشان بکشد. وقت اذان می شود و خیلی ها که هنوز منتظرند مقابل آقا بنشینند و صحبتی داشته باشند دلشکسته و منقلب باز مرا گردند تا صفوف نماز مرتب بشود.
آن هایی که آقا را دیده اند چه حال خوشی دارند و حس حسرت ما را بر می انگیزند. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد....
افطاری ساده و پر برکت آقا بعد از چندین ساعت روزه داری لذتی دارد که وصفش فقط توفیق دیدار می طلبد. بعد از افطار مه در محل دیدار و شعرخوانی جمع شده ایم آقا که به ساعت جیبی شان نگاه می کنند نوید آغاز مراسم را می دهد. حدود ساعت نه و نیم مراسم با قرائت قرآن کریم آغاز می شود و سپس علیرضا قزوه شاعر و مجری مراسم با غزل خود مراسم را آغاز می کند:
اول سلام و بعد سلام و سپس سلام
با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام
قزوه در ابیات این غزل از برخی مناطق و شهرهای کشور نام برده است که بلافاصله بعد از اتمام آن آقا به شوخی می گویند :چرا اسم مشهد نیومده؟!
سپس قزوه از شاعران پیشکسوت و متوفی که سالیان گذشته در این جمع حاضر داشتند نام برد. وقتی به نام حسین منزوی رسید آقا فرمودند ایشون که این جلسه نیومده بودند سپس قزوه تصحیح کرد که بله شعر ایشون رو در این جلسه خوندیم.این نکته سنجی آقا بسیار جالب توجه بود.
1_ آغاز شعر خوانی ها با استاد موسوی گرمارودی بود که قصیده ای در توسل به امام هادی علیه السلام را برای این جلسه داشتند.
به این بیت که می رسند:
شیعیان را بی مهابا می کشند از بحر و بر
زاده وهابیان اندر عراق اندر یمن
آقا می فرمایند: البته شیعیان هم بیکار ننشسته اند!
که خنده و تایید حضار را در پی دارد.
2_استاد مجاهدی غزلی را برای مباهله می خوانند که تایید و تشویق آقا و حاضرین جمع شنیدنش را لذت بخش تر می کند.
در میانه ی شعر خوانی آقا به یکی از مسئولان جلسه می فرمایند: یه چایی به من برسونید!
درخواست شیرین و لطیف آقا لبخند هایی از سر دل از جمع می گیرد.

3_ کیومرث عباسی قصری از کرمانشاه غزلی را قرائت می کنند که مطروحه ی آقا در دیدار زمستان سال گذشته با شاعران آیینی مطرح شده بود. در بیتی از این غزل که مضمون آن در تمنای شهادت بود آقا با خنده فرمودند: هنوز هم دیر نشده تا داعش هست! شوخی های پی در پی آقا حکایت از شبی به یاد ماندنی دارد.
4_ دکتر محمود اکرامی فر غزلی با حال و هوای مناطق خراسان می خوانند که آقا دوباره به شوخی از نبودن نام و یاد مشهد در این غزل می گویند. آقا توضیح واژه سه خشتی که در شعر آمده بود را از شاعر طلب می کنند که اکرامی فر سه خشتی را شعر سه مصراعی با گویش محلی کرمانجی و نوای محلی چوپان ها معرفی می کند. نام حاج قربان سلیمانی دو تار نواز موسیقی مقامی و مذهبی خراسان هم در شعر مورد توجه آقا قرار می گیرد.
5_ جواد محقق شعری برای شهید حسین همدانی می خواند که پیش از آغاز شعرش قزوه می گوید : ان شاء الله اسم مشهد رو در شعرشون آوردن!
آقا پس از شعر ایشان می فرمایند: الحق شهید همدانی شایسته بود.
6_ علی محمد مودب مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب با قرائت بخش هایی از مثنوی بلند خود که برای شهید بابا رجب سروده اند تشویق های مکرر آقا و جمع حاضر را متوجه خود می کند.
آقا پس از شعرخوانی ایشان می فرمایند: از اروند که اسم آوردید یاد اون نوحه ی ترکی افتادم که برا غواص ها خوندن"لای لای ای جبهه لرین یورقونی ای خسته جوان لار..."

7_ حسین آکین از استانبول شعری به ترکی استانبولی خواندند که آقا در میانه ی شعرخوانی از آقای کلامی به ترکی پرسیدند شما متوجه می شوید؟
پاسخ کلامی که گفت بله یک چیز هایی می فهمم خنده ی حضار را در پی داشت
در پایان شعر خوانی آقا ضمن تشکر از شاعر مهمان فرمودند:ب ه قول یعقوب لیث صفاری چرا باید چیزی خواند که من نمیفهمم؟!
8_اسماعیل امینی شاعر بعدی بود که بخش هایی از قصیده ی خود در مدح امیر المومنین را قرائت کرد.
9_اخلاق احمد آهن از اساتید دانشگاه و از پارسی سرایان هندی غزل عاشقانه ای خواند که با اظهار محبت و درخواست ابلاغ سلام گرم و محبت آقا به پارسی گویان هندی مواجه شد.ژ
10_ آرش پور علیزاده یک شعر نیمایی خواند که آقا بخش های ابتدایی کار را به نسبت پایان آن مناسب ندانستند. قزوه که از غزل های پور علیزاده تعریف و تمجید نمود، آقا به شوخی گفتند: شما که استعدادتان خوب است غزل بگویید خب ما هم بفهمیم!
11_ مهدی جهاندار که چفیه ای هم از آقا هدیه گرفته و بر دوش خود انداخته بود ابتدا در بیتی از مشهد یاد کرده بود که آقا فرمودند: حتما تازه نوشته!
او غزلی برای فتنه خواند که با استقبال آقا و حضار صفای دیگری به جلسه بخشید
در بیتی چنین خواند که:
فتنه شاید این که دارد شعر می خواند برایت.... که آقا فورا فرمودند: خدا نکنه!
شعرخوانی جهاندار بیشترین تشویق های اهالی ادب و اظهار تایید و لطف آقا را برای شاعر داشت.
پس از جهاندار آقا سراغ از فاضل نظری گرفت که قزوه گفت: اینجاست، این طرف نشسته احتمالا داره شروع می کنه یه غزل بنویسه که اسم مشهد رو داشته باشه! خنده ی حضار و آقا از این شوخی قزوه دیدنی بود.

12_ نوبت به محمد جواد الهی پور رسید تا غزل روایتی درباره ی بصیرت و بیداری بخواند که آقا آن را خیلی خوب، نو و شیرین و پرمغز، خوشلفظ و معنا دانستند و در پایان فرمودند توجه کنید که واژه ی صِفّیْن درسته.
13_ قزوه نام سید حمید رضا برقعی را برای شعر خوانی صدا کرد و به شوخی گفت: از شبکه های مختلف تلویزیون تا پشت بام همه امام زاده ها برقعی را می بینیم!
غزل برقعی برای ایران شنیدنی بود.
14_قادر طهماسبی"فرید" شعری درباره ی حوادث تروریستی اخیر در تهران خواند که می گفت نمی دانم خوب در آمده یا نه؟!
آقا هم به شوخی فرمودند: بخونید ببینیم خوب شده یا نه؟!
وقتی طهماسبی این بیت را خواند:
آرام تر خرام در این دشت ای صبا
ما بذر لاله کاشته ایم این حدود را
آقا تقاضای تکرار آن را نمودند و با تشویق شاعر فرمودند:ایشون واقعا شاعره
طهماسبی در ادامه غزلی ضد استکبار هم قرائت نمود.
15_محسن ناصحی از اصفهان ابتدا یک رباعی به مناسبت حوادث تروریستی اخیر در اصفهان خواند:
امروز وطن معنی غم را فهمید
با سایه ی جنگ ، متّهم را فهمید
از خواب پرید کشورِ من امّا
معنای مدافع حرم را فهمید
که آقا فرمودند: اگر واقعا بفهمه خوبه!
او در ادامه غزلی هم برای مدافعان حرم خواند.

16_ محمد زارعی غزل عاشورایی شیوایی را قرائت کرد که با استقبال و تشویق آقا و حضار روبرو شد.
17_ خانم سیمین دخت وحیدی بانوی پیشکسوت شاعر که کهولت سنشان اجازه شعر خوانی به ایشان را نداد وقتشان را به جوان تر ها دادند و قزوه خود غزلی از این بانوی شاعر را قرائت نمود.
18_قزوه نام خانم زهرا شعبانی از شادگان را اعلام کرد که شعبانی در ابتدا گفت من اهل هندیجان هستم.قزوه گفت فرقی نمی کند بالاخره خوزستان است که آقا فورا فرمودند: نه، فرق می کند شادگانی ها عرب اند ولی هندیجانی ها لر هستن ولی فارسی رو خیلی خوب بلدن.
آقا در ادامه شعر خوانی خانم شعبانی که غزلی عاشقانه بود در باب این بیت فرمودند:
چراغ خانه زنی بود بیگمان که خدا
میان سینۀ او جز صفا نهاده نبود
شکل صحیح فعل ننهاده بود باید باشد همچنین بهتر است این بیت نهاد خدا نداشته باشد.
19_خانم طیبه ی عباسی از قم هم غزلی عاشقانه خواندند که تشویق آقا را در پی داشت.
20_خانم آرزو سبزوار قهفرخی دیگر شاعر حاضر در جمع بود که غزلی عاشقانه را قرائت کرد
آقا ضمن تشکر از ایشان فرمودند:
در این بیت:
تا نوشتم دوستت... افتاد از دستم دوات
تا قلم نی از تو زد زیر نوشتن گریه کرد
باید باشد زیر گریه زدن و زیر نوشتن زدن معنای درستی ندارد.

21_شاعر بعدی خانم هدیه سادات طباطبایی بودند که گفتند از کاشمر می آیم در نزدیکی مشهد که آقا با خندیدند و گفتند: بله خیلی خوبه.
این بانوی شاعر غزلی با ردیف فرزندم خواندند که آقا فرمودند: این رو برا فرزندتون نوشتید؟
پاسخ این بانوی شاعر وقتی گفتند: بله ان شاء الله، لبخند بر لب آقا جاری شد و جمع حضار هم از این پاسخ خندیدند.
22_محمد حسین مهدویان از قم شعر طنزی در رابطه با حمایت از تولید ملی خواندند که با استقبال جمع و تشویق رهبر انقلاب مواجه شد.
23_غزل محمد سهرابی در مدح امام حسن مجتبی تشویق و تایید جمع را در پی داشت.
بعد از این بیت:
مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد
به حُسن بینی اگر هر امام را حَسن است
آقا این نکته را اضافه کردند که: از امام باقر به بعد، خود امام باقر و ائمۀ بعدی، همه از اولاد امام حسن علیه السلام هستند. نسبت مادری شان به امام مجتبی می رسد.
24_ابراهیم قبله آرباطان از تبری
ز غزلی فارسی برای حضرت زینب(س) و مدافعان حرم قرائت نمود.
25_عبدالحسین انصاری نژاد غزلی عاشقانه خواند که در بیت:
آغوش تو سپید ترین عاشقانه هاست
ای کاش رو به من بگذارند وا شود
آقا بلافاصله فرمودند: بی انصاف ها. این شوخی آقا خنده و تشویق حضار را در پی داشت.
26_ سید حسن مبارز شاعر اهل افغانستان ساکن مشهد هم غزلی را به تعدادی از دوستان شهیدش که مدافع حرم بودند تقدیم کرد.
27_ آخرین شاعر در لیست اسامی مهران عباسیان از تبریز بود که شعر ترکی قرائت کرد.
آقا در ادامه و با خنده به شاعر گفتند: اولش رو که با تفنگ شروع کردید ترسیدیم ولی وقتی گفتید گولّه آتمارام(شلیک نمی کنم)خوب شد!
28_ بعد از اتمام اسامی در لیست، آقا گفتند هنوز وقت هست فاضل نظری بخواند. غزل عاشقانه ی فاضل نظری مورد توجه جمع قرار گرفت.
29_ در ادامه آقا با خنده فرمودند که این آقایون خاصه خرجی ما چی پس؟ آقای حداد و محمدی گلپایگانی یکی بخونه. سپس از حداد عادل خواستند که شعر بخواند. او هم غزلی را تقدیم به امام راحل خواند. چون حداد عادل معمولا قصیده های بلندی در این جمع خوانده بود آقا پرسیدند: شعرتون تموم شد؟ که این خنده را بر لب حاضرین جلسه نشاند.
30_ آقا از محمد مهدی سیار خواستند که او هم شعری کوتاه بخواند. سیار گفت: انگار من هم جزو خاصه خرجی ها حساب شدم. و آقا با لبخند پاسخ دادند: بله اینطور پیش اومده.
سیار که می خواست یک رباعی بخواند گفت رباعی را فراموش کرده و یک غزل کوتاه خواند
در پایان مراسم آقا نکاتی را فرمودند که راهگشای شاعران انقلاب باشد.
ساعت از نیمه شب هم گذشته بود که آقا پایان مراسم را اعلام نمودند و آخرین لحظات دیدار با آقا هم سپری شد. لذت این دیدار شاید یکی از مهمترین لحظات زندگی تک تک شاعران حاضر در جمع باشد که آن را از یاد نخواهند برد. امید این است که تا دیدار این شب شاعرانه در سال آتی با تحقق منویات رهبری در سخنرانی پایانی مراسم امسال صورت بگیرد ان شاء الله.