خبرنامه دانشجویان ایران: مرتضی فیروزآبادی، دبیر اسبق جنبش عدالتخواه دانشجویی در الف نوشت:
*«خبرنامه دانشجویان ایران»به نقل از فارس،بیست و یکم مهر 1388: خسارتزنندگان میلیاردی به دانشگاه صنعتی اصفهان مشمول رأفت اسلامی شدند. در سرتاسر این خبر مدیر روابط عمومی دانشگاه صنعتی اصفهان با افتخار سخن از حذف پیگیری قضایی دانشجویان نموده است و گفته که سنگینترین محکومیتها، به انتقال و تعلیق یک تا سه ترم محدود شده است. وی همچنین اضافه کرده است که احکام 60 نفر از محکومین کمیته انضباطی بواسطه رافت اسلامی تعلیق شده است. ایشان تاکید کرده است که این دانشجویان مجموعا 2.5 میلیارد تومان به دانشگاه خسارت زدهاند. [1]
* سایت عدالتخواهی7 بهمن ماه 1386: حکم تعلیق برای دبیر سابق یکی از تشکلهای دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان. حکم ایشان به دلیل اصرار بر سئوال از علی لاریجانی در جلسه سخنرانی صادر شده است. جلسه سخنرانی با طرح سئوال ایشان، پاسخ آقای لاریجانی و بدون هیچگونه درگیری به پایان رسید(فیلم جلسه موجود است) [2]
* سایت عدالتخواهی7 اسفند 1386: روز گذشته دبیر سابق یکی از تشکلهای دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از پیگیریهای سه ماهه اداره اطلاعات اصفهان، به این اداره مراجعه و بدون اطلاع قبلی، مورد بازجویی قرار گرفت. [3]
این دانشجو که به جرم فعالیتهای عدالتخواهانه دانشجویی هدف اتهامات و فشارهای مختلفی در داخل و بیرون دانشگاه واقع شده است، در آخرین موج فشارها بدلیل انتقاد و طرح سوال! از لاریجانی در سخنرانی عمومی وی در دانشگاه صنعتی اصفهان، به بهانه اغتشاش و متشنج کردن جو جلسه از سوی هیئت نظارت این دانشگاه به یک ترم تعلیق محکوم شد. احضار و بازجویی اخیر نیز ظاهرا به همین بهانه صورت گرفته است.
* شاید برای خوانندگان کنار هم گذاشتن این اخبار کمی جای تعجب داشته باشد.نویسنده در سال 86 در کانون پیگیری موارد فوق بود. در آن مقطع، اصرار مسئولان دانشگاه صنعتی اصفهان برای برخورد با دبیر سابق این تشکل چنان بود که برای بسیاری از افراد شائبه شخصی شدن مسائل پیش آمد و... پیگیری و حل مسئله مشکل این دانشجو نهایتا با پیگیری مجدانه برخی مسئولان کشوری و با تبدیل حکم تعلیق به تبعید به دانشگاه سمنان در آخرین ترم دانشجویی پایان یافت. هیچگونه انعطافی در مسئولان دانشگاه صنعتی اصفهان مشاهده نمیشد مگر با فشار از بالا. دانشجوی محکوم در هر گام از مراحل پیگیری(ثبتنام در دانشگاه مقصد، انتخاب واحد، تطبیق نمرات و...) هفت خان رستم را طی میکرد.
* مسئولان دانشگاه در شرایط فعلی همان مسئولان قبلی هستند. براستی چرا درباره ایشان هیچگاه رافت اسلامی مورد توجه قرار نگرفت؟ چرا عدهای که امنیت ملی را تهدید کردند، رای مردم را زیر سئوال بردند، آرامش دانشجویان را برهم زدند، اموال عمومی تخریب کردند باید مورد رافت اسلامی قرار بگیرند و این دانشجو که فقط صورتی از اتهام داشت و هیچگاه مستندات قانع کنندهای برای اتهاماتش ارائه نشد باید مصرانه محکوم و حتی تهدید به اخراج شود. جواب این سئوال در بندهای آتی آمده است. قطعا نویسنده امثال این دانشجو را خالی از تقصیر نمیداند اما...
* فرض کنید قرار است به سفر طولانی با اتوبوسهای عمومی بروید. در گیشه تعاونی درخواست بلیط اتوبوس ولو میکنید. بعدا متوجه میشوید که بلیط اتوبوس دیگری را به شما دادهاند. اتوبوس هم در موعد مقرر حرکت نمیکند و وقتی شما به راننده تذکر میدهید که چرا حرکت نمیکنید با جواب واضحی مواجه نمیشوید. تاخیر اتوبوس به حدود دو ساعت نزدیک میشود و کسی جواب اعتراضهای مکرر شما را نمیدهد(تا اینجای ماجرا را احتمالا خیلیها تجربه کردند). پس از چند اعتراض و عدم پاسخ راننده، شما بر اثر عصبانیت، عبارت غیرمتعارفی را به زبان میآورید. حال اگر راننده از شما به دلیل توهین به او شکایت کند و دادگاه شما را محکوم کند چگونه قضاوت خواهید کرد؟ این سرنوشت محتوم منتقدان در عرصههایی است که پاسخگویی در آنها نهادینه نشده است.
* مشابه این ماجرا در دانشگاههای کشور برای دانشجویان مطالبهکننده پیش آمده است. مکررا و به انواع اقسام روشهای منطقی و اخلاقی از مسئولان دانشگاه درباره عملکرد آنها سئوال شده است. تقریبا در اکثر موارد پاسخی داده نمیشود. سئوالات در فضای دانشگاه علنی میشود و باز هم پاسخی داده نمیشود تا اینکه در مسیر پافشاری بر سئوال از مطالبهکنندگان خطایی سر بزند و آنها را به کمیته انضباطی احضار کنند و به احتمال زیاد محکوم میشود. در این مورد فرزندان انقلاب اسلامی بیشتر مورد توجه هستند. چرا که احتمالا از آنها انتظار میرود فقط توجیه کننده وضع موجود باشند.
آنکه در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش میدهند
* سیاستگذاران فضای دانشگاهی کشور میتوانند دو نگاه به این اتفاق داشته باشند:
بگویند که دانشجوی مطالبه کننده نباید خطا را انجام میداد. حالا که خطا کرده است حق دانشگاه است که بر طبق قانون به خطای او رسیدگی کند و تصمیم مقتضی را بگیرد.
و میتوانند دانشجو را از باب اصرار بر سئوال از مسئولان (که عموما برآمده از دغدغههای مذهبی و انقلابی آنان است) تقدیر کنند و البته به او تذکر بدهند که سعی کند در مسیر مطالبه مرتکب خطا نشود، آستانه صبرش بیشتر باشد و... . اما با مسئول مربوطه برخورد کنند که چرا مطالبات مکرر دانشجویان را بدون پاسخ گذاشته و اساسا علاقهای به پاسخگویی درباره عملکردش ندارد و کار را به اینجا رسانده است که دانشجوی مطالبه کننده از کوره در رفته و خطایی از او سرزده است. ما نمیخواهیم در این نوشته باب تندروی فعالان دانشجویی را باز کنیم و برای آن حجت بتراشیم. بلکه میخواهیم ماجرا را با زاویه دیگری بشکافیم.
* این دو نکاه یکی نگاه «فرصتی» به مطالبات دانشجویی است و دیگری نگاه «تهدیدی». متاسفانه در دوره مدیریت جناب آقای دکتر زاهدی بر وزارت علوم، مسئولانی از جنس ایشان در دانشگاهها بر سر کار آمدند که اولا آدمهای بسیار خوب، متدین و دلسوزی بودند. ثانیا هیچ فهمی از فعالیت سیاسی دانشجویی در دانشگاهها نداشتند. رهبری را دوست داشتند و در همه جلسات از سخنانایشان یادداشت برمیداشتند. اما در عمل خواستههای رهبری از فضای سیاسی دانشگاهها محقق نمیشد. عناوینی هم چون استاد نمونه، بسیجی نمونه، رئیس دانشگاه نمونه و... را کسب میکردند اما کارنامه سیاهی را در مدیریت فضای سیاسی دانشگاه به همراه داشتند. با مسائلی همچون انتقاد، پاسخگویی و ... بیگانه بودند. اگر نبود فشار اجتماعی چیزی از فعالیتهای سیاسی دانشجویی منتقدان باقی نمیماند.
* شاید الان بتوان به این سئوال پاسخ داد که چرا دبیر اسبق آن تشکل دانشجویی در همین دانشگاه مشمول رافت اسلامی نشد. برای اینکه سئوال از مسئولان دانشگاهها و پاسخگویی در دوران وزارت آقای زاهدی عملا یک خط قرمز بود(برای این ادعا مستندات زیادی است که در این مجال فرصت طرح آن نیست). اگر رای مردم را زیر سئوال ببری، آرامش دانشگاه را بهم بزنی، 2.5 میلیارد تومان به اموال عمومی خسارت بزنی و... میتوانی مشمول رافت اسلامی شوی اما اگر بر سئوال از مسئولان سماجت کنی کوچکترین خطایت به محکومیت سنگین منجر خواهد شد.
* متاسفانه این روایت تلخ، چهره عریان پاسخگویی در کشور است. البته مسئله از این هم فراتر است. مسئله این است که مطالبه حقوق عمومی مردم از مسئولان در کشور ما متولی مشخصی ندارد، دستگاههای موجود نیز کارآمدی و حساسیت لازم نسبت به استیفای حقوق مردم را ندارد. حتما برایتان در ادارات پیش آمده است که کارمندی خلاف قانون عمل کند و حق شما را ضایع کند و شما ندانید که به کجا باید شکایت کند و پیش خودتان زمزمه کنید. آن معترض به راننده اتوبوس هیچ مرجعی ندارد که حقش را پیگیری کند، همین طور آن دانشجو مرجعی را نداشت که حق خود را ایفا کند و پاسخ مطالباتش از مسئولان را دریافت کند. اکثر مراجع موجود برای نظارت بر دانشجو ایجاد شدهاند- که اکثر اوقات نیز از آنها به صورت ابزاری استفاده میشود- و نه برای استیفای حق او در برابر مسئولان خاطی و غیر پاسخگو. تشکلهای سیاسی در دانشگاهها هم هیچ ابزاری برای پاسخگو کردن مسئولان ندارند و...باید برای دفاع از حقوق عمومی مردم تدبیری اندیشید تا بلکه مسئولان وادار به پاسخگویی شوند.
* امیدواریم که آقای کامران دانشجو این بذر بیمار پاشیده شده در دانشگاهها را زودتر شناسایی نموده و جلوی رشد ویرانگر آنرا بگیرد. فکری به حال روسای دانشگاهها کنند که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم. البته مهمتر از رفت و آمدهای افراد، تغییرنگرشها است.
* در جریان باشید که هفته گذشته در یکی دیگر از دانشگاهها، مدیرکل فرهنگی از مدیر مسئول یک نشریه منتقد به کمیته انضباطی (و نه کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی)! به جرم توهین شکایت کرده است. در همان دانشگاه دو سال و نیم پیش در حضور معاون محترم فرهنگی وزارت علوم صلاحیت این مدیرکل را مورد ارزیابی قرار دادیم و بر همگان ثابت شد که ایشان الفبای لازم برای این مسئولیت را هم نمیدانند. حالا بعد از دو و نیم سال انتقاد مستمر تشکلهای مذهبی و از جمله مجمع دانشجویان عدالتخواه و عدم پاسخگویی ایشان بالاخره آن بهانه پیدا شد و دوباره همان قصه تکراری... احتمالا ایشان هم به جرم توهین به مسئولان محکوم میشود. امیدواریم که اینگونه نشود.



