خبرنامه دانشجویان ایران:حسین شریعتمداری در ستون نکته کیهان نوشت:
شاید عده ای- مخصوصاً برخی از عزیزان پاک نیت- این سخن را «گزاف» و یا «ادعای خلاف» تلقی کنند که تشکیل یک جمع با عنوان «شورای برون رفت از شرایط کنونی» و یا تحت هر نام و تابلوی دیگری، نظیر «شورای حکمیت»! «شورای حل اختلاف» و... ادامه همان کودتای مخملی نافرجام و شکست خورده سران فتنه است! با این تفاوت که سران فتنه با فرمول دیکته شده بیگانگان در پی کودتا علیه انقلاب و نظام و آموزه های امام بوده اند و می دانستند چه می کنند ولی شماری از کسانی که شورای به اصطلاح «برون رفت از شرایط کنونی»! را پیشنهاد کرده و دنبال می کنند، بی آن که بخواهند و بدانند در همان میدان گام برمی دارند.
مگر کودتای مخملی و نافرجام اخیر چگونه طراحی شده بود؟ و مقابله با نظام اسلامی را از چه راهی دنبال می کرد؟ سران فتنه با فرمول برگرفته از نظر مشترک «جرج سوروس، جین شارپ و مایکل لدین» ادعای مضحک تقلب در انتخابات را پیش کشیدند و با حمایت سرویس های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و اسرائیل و رسانه های بیگانه و رسانه هایی که در داخل کشور به اختیار گرفته بودند، در این دروغ بزرگ دمیدند. ادعای تقلب در انتخابات آن هم در مقیاس 11 میلیونی، به آسانی قابل نفی بود، ولی سران فتنه- باز هم مطابق فرمول دیکته شده مورد اشاره- به هیچیک از راهکارهای قانونی تن ندادند، و به جای آن، آشوب و بلوا آفریدند. چرا؟! زیرا، هدف نهایی این پروژه، اعلام بی اعتباری ساختار قانونی و حقوقی کشور بود، بنابراین، چنانچه به راهکارهای قانونی تن می دادند، علاوه بر آن که دروغ بودن ادعای تقلب، برملا می شد، از هدف اصلی پروژه و فرمول مشترک سوروس، لدین و شارپ دور شده بودند. سران فتنه مأموریت داشتند که مقابله با نظام اسلامی را از شکستن ساختار قانونی آن آغاز کنند. دقیقاً به همین علت بود که «ابطال انتخابات» را به عنوان ترجیع بند خواسته خود تکرار می کردند.
اکنون به این نکته توجه کنید. وقتی از سران فتنه سؤال می شد که بر فرض ابطال انتخابات، باز هم انتخابات بعدی با همین ساختار قانونی تکرار خواهد شد و شما که این ساختار را زیر سؤال می برید درباره انتخابات بعدی- بر فرض محال ابطال- چه نظری دارید؟ پاسخ می دادند که انتخابات بعدی باید زیرنظر یک شورا و بدون دخالت وزارت کشور، شورای نگهبان و... صورت پذیرد!! و این، یعنی اعلام بی اعتباری قانون اساسی و شکستن ساختار و چارچوب مشروعیت و مقبولیت نظام اسلامی، و به بیان دیگر، ترجمان دیگری از براندازی نظام که دقیقاً و با صراحت در فرمول مشترک و دیکته شده «سوروس، لدین و شارپ» آمده بود.
اکنون از برخی عزیزان پاک نیت- تاکید می شود که فقط برخی از آنها- باید سوال شود آیا «شورای حل اختلاف»! یا «شورای برون رفت از شرایط کنونی» و یا هر اسم دیگری که بر آن نهاده اند، مفهومی غیر از دور زدن ساختار قانون نظام دارد؟ و آیا این حرکت بی آن که افراد خوش نیت یاد شده بخواهند، ادامه همان کودتای مخملی نافرجام نیست؟! سران فتنه در پی حذف قانون اساسی و بی اعتبار کردن سازوکارهای قانونی نظام بودند و شما هم متاسفانه بی آن که متوجه باشید همان ساز بدصدا را با نوای به ظاهر خوشایند دیگری می نوازید!
مگر جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی، دستگاه قضایی و راه کارهای تعریف شده قانونی ندارد که راه کاری بیرون از این چارچوب پیشنهاد می کنید؟ می فرمائید شورای موردنظر شما قصد حکمیت دارد! خب! مگر وظیفه تعریف شده دستگاه قضایی چیزی غیر از حکمیت است؟! چرا نباید صدور حکم دراین باره به مرجع قانونی آن یعنی دستگاه قضایی سپرده شود؟! اگر سران فتنه و دیگر عوامل وابسته به آنها گناهکار نیستند که دستگاه قضایی کشور حکم بر برائت آنان صادر می کند و اگر گناهکارند-که هستند و جنایات فراوانی مرتکب شده اند- باز هم مجازات مجرمان وظیفه دستگاه قضایی است نه فلان شورا.
یکی از عزیزان که نگارنده احترام فراوانی برای ایشان قائل است و سوابق انقلابی، فداکاری، مراتب تدین و پاکبازی وی غبطه انگیز است در مصاحبه ای ضمن تأکید بر فتنه اخیر و اهداف شومی که دشمنان بیرونی دنبال می کردند، درباره سران فتنه فرموده اند «موسوی و کروبی و خاتمی از خانواده انقلابند و آنها را مفت به دست نیاورده ایم که مفت از دست بدهیم»! این حسن ظن ایشان قابل تقدیر است، اما مگر جمهوری اسلامی، قانون اساسی، اقتدار نظام اسلامی و... مفت به دست آمده اند که مفت از دست بدهیم؟! سران فتنه با مدیریت دشمنان بیرونی و همخوانی و همصدایی با تمامی گروههای ضدانقلاب نظیر منافقین، سلطنت طلب ها، مارکسیست ها، بهایی ها و... به جان نظام اسلامی که خونبهای شهیدان است افتاده بودند. و اگر درایت برخاسته از نگاه ملکوتی رهبرمعظم انقلاب و آمادگی و ایستادگی ملت نبود، تاکنون بارها ایران اسلامی را به آمریکا و اسرائیل و انگلیس تحویل داده بودند. موقعیت این جماعت با اهمیت تر است یا خون صدها هزار شهید که پای اسلام و انقلاب و نظام ریخته شده است؟!
و بالاخره، از آنجا که استاد عزیز یاد شده همواره یار وفادار و فداکار امام(ره) و رهبرمعظم انقلاب بوده و هستند، اشاره به این نکته ضروری است که حضرت امام(ره) نیز در نامه معروف 6/1/68 خود برای عزل آقای منتظری خطاب به او می نویسند«شما حاصل عمر من بودید»، یعنی مفت به دست نیامده اید! ولی وقتی پای اسلام و انقلاب و نظام در میان باشد، «حاصل عمر» خود را نیز کنار می گذارند.



