تاریخ انتشار: دوشنبه 1399/06/10 - 09:20
کد خبر: 368770

رؤیای عجیب علامه امینی درباره شمر

یاران مختار او را به جهنم فرستادند و یاران او را شکست داده و فراری دادند و در همان هنگام، در تاریکی شب، صدای تکبیر سپاهیان مختار بلند شد و شنیدند که آن‌ها می‌گفتند: «خبیث کشته شد.» و سپس سرش را از بدن جدا کرده و نزد مختار بردند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از صدا و سیما؛ پس از قیام مختار، اشراف و بزرگان کوفه از ترس جان خود از کوفه گریختند و از جمله فراریان شمربن ذی الجوشن بود. مختار غلام خود زرنب را در پی او فرستاد، غلام مختار، چون به شمر و همراهانش نزدیک شد، شمر به همراهان خود گفت: «گویا این شخص برای کشتن من آمده است، شما از جلو بروید و مرا پشت سر بگذارید گویا از من فرار کرده اید تا او در کشتن من طمع کند.» همراهان شمر رفته و او را تنها گذاشتند، غلام مختار آمد و با شمر درگیر شد؛ شمر ملعون بر او حمله کرد و ضربه‌ای بر کمر و پشت او زد و او را از پای درآورد.

آنگاه او را رها کرد و از آنجا رفت و نامه‌ای برای مصعب بن زبیر که در بصره بود نوشت و او را از آمدن خود آگاه ساخت. در آن زمان هر کس در واقعه شورش کوفه از شهر فرار کرده بود به سوی بصره نزد مصعب بن زبیر می‌رفت. شمر، نامه را توسط مردی از قریه کلبانیه برای مصعب فرستاد و خود در آن قریه که نهری در آن در کنار تپه‌ای بود توقف کرد، پس آن شخص نامه را برداشته تا نزد مصعب در بصره ببرد، در بین راه با شخصی برخورد کرد که از او پرسید: «کجا می‌روی؟»

گفت: «مرا شمر فرستاده است.»

سرنوشت شمر بعد از واقعه کربلا
 پس آن شخص به او گفت: «با من بیا تا تو را نزد سرورم ببرم.» و او را نزد ابوعمره فرمانده سپاه مختار برد و ابوعمره نیز در پی و جستجوی شمر بود. آن نامه رسان «ابوعمره» را از مکان و مخفیگاه شمر با خبر کرد، و ابوعمره نیز عازم آن مکان شد، کسانی که با شمر بودند به او گفتند: «مصلحت در این است که اینجا را ترک کنیم.» شمر گفت: «هرگز به خدا سوگند! این مکان را تا سه روز ترک نخواهم کرد، تا این که قلب یاران مختار را ترسانیده و پر از وحشت نمایم.».

چون شب فرا رسید ابوعمره با گروهی از سواران بر او حمله ور شدند، شمر در حالی که برهنه بود برخاست و با نیزه بر آنان حمله کرد و بعد داخل خیمه شد و شمشیری به دست گرفت و بیرون آمد، یاران مختار او را به جهنم فرستادند و یاران او را شکست داده و فراری دادند و در همان هنگام، در تاریکی شب، صدای تکبیر سپاهیان مختار بلند شد و شنیدند که آن‌ها می‌گفتند: «خبیث کشته شد.» و سپس سرش را از بدن جدا کرده و نزد مختار بردند. (۱)

رؤیای عجیب علامه امینی درباره شمر (۲)
 علامه امینی تعریف کرده است که: «مدت‌ها فکر می‌کردم که خداوند چگونه «شمر» (ملعون) را عذاب می‌کند؟ و جزای آن تشنه لبی و جگر سوختگی حضرت سیدالشهدا (ع) را چگونه به او می‌دهد؟ تا این که شبی در عالم رویا دیدم که امیرالمؤمنین (ع) در مکانی خوش آب و هوا، روی صندلی نشسته و من هم خدمت آن جناب ایستاده ام، در کنار ایشان دو کوزه بود، فرمود: این کوزه‌ها را بردار و برو از آنجا آب بیاور و اشاره به محلی فرمود که بسیار باصفا و با طراوت بود، استخری پرآب و درختانی بسیار شاداب در اطراف آن بود که صفا و شادابی محیط و گیاهان قابل بیان و وصف نیست. کوزه‌ها را برداشته و رو به آن محل نهادم آن‌ها را پرآب نموده حرکت کردم تا به خدمت امیرالمومنین (ع) باز گردم. ناگهان دیدم هوا رو به گرمی نهاده و هر لحظه گرمی هوا و سوزندگی صحرا بیشتر می‌شد، دیدم از دور کسی به طرف من می‌آید و هرچه او به من نزدیکتر می‌شد هوا گرمتر می‌شد گویی همه این حرارت از آتش اوست، در خواب به من الهام شد که او شمر، قاتل حضرت سیدالشهدا (ع) است، وقتی به من رسید دیدم هوا به قدری گرم و سوزان شده است که دیگر قابل تحمل نیست، آن ملعون هم از شدت تشنگی به هلاکت نزدیک شده بود، رو به من نمود که از من آب بگیرد، من مانع شدم و گفتم: اگر هلاک هم شوم نمی‌گذارم از این آب قطره‌ای بنوشد.

حمله شدیدی به من کرد و من ممانعت می‌نمودم، دیدم اکنون کوزه‌ها را از دست من می‌گیرد لذا آن‌ها را به هم کوبیدم، کوزه‌ها شکسته و آب آن‌ها به زمین ریخت چنان آب کوزه‌ها بخار شد که گویی قطره آبی در آن‌ها نبوده است، او که از من ناامید شد رو به استخر نهاد، من بی اندازه ناراحت و مضطرب شدم که مبادا آن ملعون از آب استخر بیاشامد و سیراب گردد، به مجرد رسیدن او به استخر، آب استخر خشک شد چنان که گویی سال‌ها است یک قطره آب در آن نبوده است. درختان هم خشک شده بودند او از استخر مأیوس شد و از همان راه که آمده بود بازگشت، هرچه دورتر می‌شد، هوا رو به صافی و شادابی و درختان و آب استخر به طراوت اول بازگشتند، به حضور امیرالمؤمنین (ع) شرفیاب شدم، فرمودند: خداوند متعال این چنین آن ملعون را جزا و عقاب می‌دهد، اگر یک قطره آب آن استخر را می‌نوشید از هر زهری تلخ‌تر و هر عذابی برای او دردناک‌تر بود. بعد از این فرمایش از خواب بیدار شدم» (۳)
 
۱-البدایه النهایه، ج ۸، ص ۲۹۷،
۲-یادنامه علامه امینی ص ۱۳ و ۱۴،
۳-سرنوشت قاتلان شهدای کربلا، عباسعلی کامرانیان

نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
واکنش نظام پرستاری به ماجرای پرستار اخراجی اکبر عبدی
ستاره پرتغالی بازیگر و تهیه‌کننده شد
آیین‌نامه جامع حمایت از دانشجویان توانخواه نهایی شد
کمیته مشترک ایران و ترکمنستان برای اجرای توافق‌ها تشکیل می‌شود
عرضه مرحله‌ای بلیت پرواز اربعین/ نبود بلیت به معنای اتمام ظرفیت نیست
ایران و ترکمنستان بر توسعه همکاری‌های اقتصادی و تجاری تأکید کردند
سامانه ملی اربعین راه‌اندازی شد
زنگ خطر تب دنگی؛ ۱۰۰۴ نفر مبتلا در ایران
افزایش قیمت بنزین منتفی است
سهم دانشجو از نرخ غذای دانشجویی مشخص شد
مجلس هفته آینده جلسه علنی ندارد
غرق شدگی در سال جاری تاکنون ۳۰ درصد رشد داشته است
رئیسی: پزشک خانواده نباید ناکام شود
پاداش ۴ میلیاردی بانوان طلایی بازی‌های آسیایی ناگویا
رضوی: موفقیت پزشک خانواده در گرو تامین منابع مالی است
ثبت احوال: احراز هویت زائران اربعین برای دریافت گذرنامه تسهیل شد
اتکای وزارت میراث‌فرهنگی به نخبگان و هویت تمدنی ایران
سینما برای مددجویان کمیته امداد رایگان شد
نتانیاهو و زلنسکی ممکن است در آمریکا دیدار کنند
رشد ۴۶ درصدی درآمدهای مالیاتی در چهارماهه نخست ۱۴۰۵ بدون افزایش فشار بر مودیان
ارائه تسهیلات بانکی به دانش‌آموزان در طرح مهارت ملی به زودی
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top