به گزارش گروه بین الملل «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بوریس جانسون پس از سلسله استعفاها در دولتش از رهبری حزب محافظه کار بریتانیا استعفا کرد و از مقام نخست وزیری استعفا داد. کناره گیری جانسون از رهبری حزب محافظه کار بریتانیا که زمینه ساز خروج او از قدرت خوانده می شود با واکنش های متفاوتی از سوی اتحادیه اروپا همراه شده است. در دوران سه ساله نخست وزیری جانسون بود که بریتانیا از اتحادیه اروپا خارج شد و روابط این دو قدرت اقتصادی همسایه به تیرگی گرایید.
جانسون در سخنرانی اعلام استعفایش خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا را بزرگترین دستاورد دولت خود دانست و حالا خبر استعفای او امید به بهبود روابط لندن و بروکسل پایتخت اتحادیه اروپا را زنده کرده است. در همین زمینه میشل بارنیه مذاکره کننده پیشین اتحادیه اروپا در مذاکرات خروج بریتانیا از این اتحادیه در واکنش به استعفای جانسون نوشت خروج بوریس جانسون صفحه جدیدی را در روابط بریتانیا با اتحادیه اروپا باز می کند.
زمینه ها و دلایل استعفای بوریس جانسون
استعفای بوریس جانسون یک نکته برجسته ای دارد و آن این است که در یک دموکراسی هیچ فردی بزرگتر از ساختارهای دموکراتیک نیست. بوریس جانسون نزدیک به سه سال پیش با یک پیروزی بی سابقه روی کار آمد و رای دهندگان بریتانیایی با هشتاد کرسی بیشتر از حزب مخالف بزرگترین اختیار را به وی دادند و این یک برتری و اختیار بزرگی بود که به وی تفویض شده بود. جانسون پس از پیروزی تاکید کرده بود که در این ساختار دموکراتیک ما شاهد حضور رسانه ها از هر نوع ساختار سیاسی بودیم و این حضور، مقام نخست وزیری را به چالش می کشید و او را در مقام پاسخ گویی قرار می داد. انچه که در این سه سال اتفاق افتاد مجموعه ای از رسوایی ها و حوادث بحث برانگیز بوده که به نظر می آید قطره قطره جمع شده و این سد مقاومت هم حزبی ها بالاخره شکسته شد. مقاومتی که لایه لایه برداشته شده و نهایتا آخرین نزدیکان او هم از این لایه های مقاومتی کنار رفتند.
دلایل حزب محافظه کار برای وادار کردن جانسون به استعفا
در پاسخ به این سوال باید گفت که حزب محافظه کار تاکنون چه دلایلی برای مقاومت داشت؟ مهمترین دلیل مقاومت اعضای حزب محافظه کار این بود که آنها بوریس جانسون را همچنان چهره ای می دیدند که می تواند برای این حزب رای بیاورد و این حزب را در رقابت های مختلف پیروز کند. در هر حال با وجود اینکه بوریس جانسون همواره شخصیتی بحث برانگیز بود و دوقطبی را در افکار عمومی ایجاد کرده بود، دو قطبی ای که خیلی ها آن را دوست دارند و خیلی ها با آن مخالفند.
ولی با این حال او در انتخابات مختلف ثابت کرده که می تواند رای بسیاری را به خود جلب کند، حتی رای کسانی که به صورت سنتی به محافظه کاران رای نمی دهند و ما شاهد این موضوع در انتخابات 2019 بودیم. اما تاکید اعضای حزب محافظه کار این بود که در شرایط کنونی که کشور در بحران است نمی شود جایگزینی برای او آورد. ولی سلسله رسوایی های مختلف، اعضای حزب را وادار کرد که به این نتیجه برسند که دیگر افکار عمومی با بوریس جانسون همراه نیست و بالطبع اگر این روند ادامه داشته باشد ممکن است نه فقط آینده سیاسی بوریس جانسون، بلکه آینده این حزب و همچنین آینده سیاسی بریتانیا را با بحران مواجه کند.
علاوه بر این ورود جو بایدن و دموکراتها به کاخ سفید را هم نباید از قلم انداخت. ترامپ حمایت از جانسون را برگزیده بود و البته که ایالات متحده اساساً شریک سنتی لندن به حساب میآید اما باید توجه داشت که حمایت بایدن از جانسون به میزان ترامپ نبود. حتی چند ساعت پس از استعفای جانسون، بایدن در اظهارنظری اعلام کرد که بریتانیا و آمریکا نزدیکترین دوستان و متحدان هستند و روابط ویژه بین مردم دو کشور همچنان قوی و پابرجاست. نکته اینجاست که بایدن در اظهارات خود به کنارهگیری جانسون اشارهای نکرد و همین موضوع نشان میدهد که برای واشنگتن مهم نیست که چه کسی در بریتانیا قدرت را در دست دارد؛ چراکه هر دو کشور اشتراکات و منافعی دارند که برای تحقق آن در بالاترین سطوح سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی با یکدیگر همکاری میکنند.
دورنمای سیاست بریتانیا پس از استعای بوریس جانسون
ساختار نظام دموکراتیک پارلمانی با ساختار نظام دموکراتیک جمهوری کاملا متفاوت است. در نظام جمهوری رای مستقیم مردم، رئیس جمهور را انتخاب می کند اما در بریتانیا نظام پارلمانی قدرت را در اختیار نخست وزیر قرار می دهد و اکنون این نظام پارلمانی است که باید تصمیم بگیرد چه کسی جایگزین بوریس جانسون شود. این روند ممکن است چند ماه یا دست کم چند هفته به طول بیانجامد. ولی در این مدت و با علم به اینکه بسیاری از اعضای بلندپایه دولت از سمت خود استعفا داده اند ما شاهد یک هرج و مرج سیاسی خواهیم بود.
علاوه بر این برخی نیز همین الان هم اصرار دارند که بوریس جانسون باید از سمت خود کنار برود و کار را به یک نخست وزیر موقت بدهند. اما آنچه که مسلم است این است که تا تعیین جانشینی جانسون شاهد هرج و مرج سیاسی و اجتماعی خواهیم بود. انتخاب جانشین بوریس جانسون هم ساده نخواهد بود. چون حزب محافظه کار طیف های مختلفی دارد. از طیف های راست محافظه کار تا طیف های راست میانه و این نکته می تواند باعث ایجاد یک جنگ تمام عیار در میان اعضای حزب محافظه کار شود.
میراث سیاسی بوریس جانسون
آنچه در امتداد این مسائل باید مطرح شود، پرونده اوکراین و نقش بریتانیا در این پرونده است. از ۲۴ می که حمله نظامی روسیه به اوکراین شروع شد، جانسون تمام قد علیه مسکو ایستاد و دو بار به صورت انفرادی وارد خاک این کشور جنگ زده شد و با ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین دیدار کرد. او در تمام این مدت بر حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی از اوکراین تاکید کرد و به نوعی روسیه را در بالاترین سطوح مورد عتاب و خطاب قرار داد.
این روند و مواضع جانسون در داخل کشور و حتی در داخل حزب محافظهکاران بریتانیا تبعات منفی زیادی داشت و به همین دلیل بوریس جانسون در این محور هم با انتقادهایی روبهرو بود. اوضاع تا جایی پیش رفت که چندی پیش حتی جلسهای برای اعطای رای اعتماد به وی در پارلمان عوام برگزار شد اما جانسون توانست آنموقع جان سالم به در ببرد ولی تعدد و تکرار بحران، او را با هجمههای داخلی از ناحیه اعضای کابینه مواجه کرد؛ به گونهای که چند روز قبل از استعفای او، چندین نفر از وزرای کابینه بریتانیا استعفا دادند و همین موضوع به نوعی تیرخلاص به حیات سیاسی جانسون از سوی همحزبیهایش بود. بوریس جانسون کسی بود که با اتحادیه اروپا ضدیت داشت و شعار اصلی او بیرون رفتن بریتانیا از اتحادیه اروپا بود و استعفای او برای کسانی که باورمند به پروژه اروپایی هستند می تواند اتفاقی خوب محسوب شود.
مطمئنا بوریس جانسون یکی از جنجالی ترین شخصیت های تاریخ سیاست انگلستان است. برای خیلی ها او متهم به یک سیاست مدار دروغ گو و فرصت طلب می باشد. او یکی از مهم ترین دستاوردهای خود را عمل کردن به پروژه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا میداند. اما چیزی که ثبت خواهد شد لیست بلندی از رسوایی های مالی و اخلاقی اوست.
گزارش از حامد ملکی ولوکشی _ کارشناس ارشد روابط بین الملل



