به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ درک درست از مفهوم «دولت اسلامی» بدون بازخوانی تجربه زیسته شهید آیتالله سیدابراهیم رئیسی، ناتمام خواهد بود. او نه صرفاً رئیسجمهور سیزدهم جمهوری اسلامی ایران، بلکه نماد عینیِ تحقق آن اندیشهای بود که از نخستین روزهای انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و سپس رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتند: دولتِ خادم مردم، دولتِ عدالتخواه، دولتِ انقلابی، و دولتِ اخلاقمدار.
رئیسی را نمیتوان با معیارهای متعارف سیاستمداران معاصر سنجید. او نه اهل ژستهای رسانهای بود، نه دنبال مانورهای تبلیغاتی، و نه اسیر بازیهای قدرت. سرمایه اصلی او، همان چیزی بود که رهبر انقلاب در پیام تسلیتشان بدان اشاره کردند: کار برای خدا، بیاعتنایی به زخارف دنیا، صداقت، سادهزیستی، تواضع و خستگیناپذیری در خدمت به مردم.
میدان بهجای میز؛ مردم بهجای نهاد
مهمترین ویژگی دولت رئیسی، بازگشت به «میدان» بود. رئیسجمهوری که با وجود مسؤولیتهای سنگین ملی و بینالمللی، هفتهای یک بار در یکی از استانهای کشور حضور مییافت تا نه در جلسات رسمی، که در کوچه و خیابان، در دل بیمارستانها و اردوگاههای کارگری، از زبان مردم بشنود و بیواسطه دستور پیگیری صادر کند. سفرهای استانی او، یک سنت احیایی بود؛ احیای سنتی که نخستینبار با نهضت امام خمینی(ره) و سپس در دوران دفاع مقدس با حضور بیواسطه مسؤولان در خط مقدم شکل گرفته بود.
رئیسی در عمل، معنای «دولت در خدمت مردم» را به مردم نشان داد؛ نه فقط از طریق مصوبات و سیاستگذاری، بلکه از راه الگوی زیست شخصی و حکمرانی خود. اتاق کار او تا نیمهشب روشن بود، جلسات هیئت دولت گاه تا سحر ادامه مییافت، و کاروان دولت بهجای هتل و تشریفات، در سالنهای ورزشی و مناطق محروم اردو میزد.
در دولت او، مفهوم «میدانداری» رنگ تازهای گرفت. نه بهمعنای پوپولیسم و شعارزدگی، بلکه بهمعنای حکمرانی از نزدیک، بر مبنای شنیدن صدای واقعی مردم و تلاش برای حل مسائل با حضور در صحنه.
عدالت؛ اصل فراموششدهای که به متن سیاست بازگشت
یکی از گمشدههای سیاست ایران در سالهای پس از دهه ۹۰، مفهومی بود که روزگاری شعار اول انقلاب به شمار میرفت: عدالت. شهید رئیسی، چه در دستگاه قضایی و چه در ریاستجمهوری، عدالت را از حاشیه به متن سیاست بازگرداند. مقابله با فساد سازمانیافته، اصلاح یارانهها، تمرکز بر مناطق محروم، بازگشایی پروژههای رهاشده در شهرهای کوچک، مهار تورم افسارگسیخته و بازگرداندن نقش دولت به حمایت از طبقات فرودست، بخشی از پازل گستردهای بود که در آن عدالت نه یک شعار، که یک جهتگیری اساسی محسوب میشد.
دولت او، بدون آنکه گرفتار تعارفات جریانهای سیاسی شود، با عقلانیت و در عین حال شجاعت، به میدان اصلاح ساختار اقتصادی آمد. حذف ارز ترجیحی، مهار رشد نقدینگی، گسترش سامانههای شفافیت، و فعالسازی ظرفیتهای داخلی اقتصاد، بخشی از اقدامات او در مسیر اصلاحات واقعی بود؛ اصلاحاتی که هزینه داشت، اما برخلاف بسیاری از دولتهای دیگر، رئیسی از پرداخت این هزینه نترسید، چرا که خدمت را وظیفه خود میدانست، نه ابزار ماندگاری در قدرت.
زیست اخلاقی؛ پشتوانه مشروعیت سیاسی
مهمترین مزیت سیاسی رئیسی، نه ائتلافهای حزبی و نه پایگاههای قدرت، بلکه «اعتماد اخلاقی» عمومی به شخصیت او بود. مردم او را باور کرده بودند، چون دیده بودند همانگونه که سخن میگوید، زندگی میکند. خانهاش ساده، رفتارش بیتکلف، و نگاهش بیمنت و بیتوقع بود.
در جهانی که سیاست به بازار قدرت و معامله بدل شده، رئیسی از جنس دیگری بود؛ مردی با چهره روحانی، با سابقه قضایی، اما با قلبی در میدان مردم. از همینروست که در مراسم وداع با پیکر مطهر او، مردم از سراسر ایران، با دلشکستگی و اشک، به خیابانها آمدند؛ نه صرفاً برای یک رئیسجمهور، که برای مردی که او را از خودشان میدانستند؛ رئیسجمهوری که شبیه مردم بود، نه شبیه دولتها.
از حرم تا سازمان ملل؛ دیپلماسی عزت و اقتدار
در عرصه بینالملل نیز، رئیسی الگویی از سیاست خارجی بر مبنای عزت، حکمت و مصلحت را بازتعریف کرد. او با اقتدار در سازمان ملل سخن میگفت، بیآنکه خضوعی در برابر غرب نشان دهد. همزمان، تلاش برای دیپلماسی منطقهای، عضویت در پیمان شانگهای و بریکس، و تقویت روابط با کشورهای اسلامی و همسایه، نشان میداد که دولت او، نه منزوی و نه منفعل، بلکه در جستجوی بازسازی اقتدار ایران در تراز تمدن اسلامی است.
در این مسیر، حضور شهید امیرعبداللهیان بهعنوان یار نزدیک رئیسی، امتدادی از همین مشی بود؛ مشی عزتمند، انقلابی و در عین حال دیپلماتیک.
شهادت؛ پایان زمینی، آغاز آسمانی
شهادت رئیسی، تلخ و سنگین بود. اما بیتردید، نوعی ختم معنوی بر کارنامه اوست. چه حسنختامی زیباتر از آنکه رئیسجمهور یک ملت، در حال خدمت، در راه مردم، در مسیر مأموریت، در جوار مرقد امام رضا(ع)، و در نهایتِ خستگیناپذیری، جان به جانآفرین تسلیم کند؟
شهادت، برای رئیسی یک پایان نبود، بلکه یک قله بود؛ قلهای که در آن، دولتِ خادم به عالیترین درجه وفاداری به مردم و انقلاب نائل شد.
گزارش از امیر صفره



