به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از امیرعباس نوروزی/// غربت امام، از لحظه رحلتش شروع نشد؛ سالها پیش، از همان روزی شروع شد که گفت: «سیاست ما عین دیانت ماست» و جماعتی ترسیدند، یا تعجب کردند.
امام را دوست دارند، اما نسخهی خنثیشدهاش را. امامی که فقط اشکآور باشد، نه آتشافروز. امامی که فقط رحلت کند، نه قیام. امامی که فقط دعا بخواند، نه نظم عالم را به هم بریزد.
امام، فقط رهبر انقلاب نبود؛ او زلزلهای بود در هندسهی فهم ما از دین. دین را از مسجدهای بیدرد، بیرون کشید و آورد وسط میدان. امام خمینی، دینداریِ بیهزینه را افشا کرد.
بعضیها امام را در حسینیهی جماران زندانی کردهاند؛ نه میگذارند صدایش به نسل امروز برسد، نه اجازه میدهند دردش فهمیده شود. اما امام، یک تفکر است نه یک عکس قابشده.
ما هنوز نتوانستهایم درک کنیم که امامخمینی، فقط یک فقیه یا یک رهبر سیاسی نبود؛ او کسی بود که از اعماق فقه بیرون آمد تا سرنوشت مستضعفان جهان را عوض کند.
عدهای امروز از انقلاب گلایه دارند، اما نه چون آن را نفهمیدهاند، بلکه چون روح امام را در آن نمیخواهند. امامی که مقابل آمریکا میایستاد، نه بهخاطر شعار، بلکه چون دینش اجازه سازش نمیداد.
آنهایی که امروز مسیر انقلاب را زیر سوال میبرند، اغلب خودشان با خمینی مسئله دارند. اما این را پنهان میکنند، چون هنوز نام "امام" احترام عمومی دارد.
اما آنان که در مکتب خمینی زندهاند، او را در آرشیو نمیگذارند؛ خمینی برایشان یک زندهی جاریست، نه یک خاطرهی محترم. اینها کسانیاند که ۱۴ خرداد برایشان تجدید عهد است، نه یادبود صرف.
پ.ن:
خمینی هنوز هست.
در قلب بچههای مقاومت، در تپشِ میدان فلسطین، در فهم نسل جدیدی که دنبال حقیقت است، نه تقلید از پدران.



