به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ نشست روز یکشنبه رئیسجمهور مسعود پزشکیان با جمعی از مدیران مسئول رسانههای کشور، اگرچه قرار بود فرصتی برای تبیین سیاستهای دولت و گفتوگو درباره مسائل کلان باشد، اما به دلیل بخش خاصی از اظهارات او در حوزه برنامه هستهای، به موضوعی داغ در محافل سیاسی و رسانهای بدل شد. سخنانی که پیرامون ادامه غنیسازی اورانیوم و نحوه مواجهه ایران با تهدیدات خارجی مطرح شد، موجی از تحلیلها و انتقادات را به همراه داشت؛ چرا که از دید بسیاری، این موضعگیری نه تنها از منظر محتوایی و دیپلماتیک قابل دفاع نبود، بلکه میتواند بهطور مستقیم بر محاسبات امنیتی دشمن تأثیر گذاشته و هزینههای قابلتوجهی را متوجه کشور کند.
تأکید بر موضع غلط
نکته مهم اینجاست که برخلاف برخی تصورات درباره احتمال «لغزش زبانی» یا «بیدقتی» در بیان، این بخش از اظهارات رئیسجمهور با انتخاب و انتشار رسمی از سوی معاونت اطلاعرسانی دفتر ریاستجمهوری همراه شد. این اتفاق، عملاً نشان داد که موضعگیری مذکور بخشی از سیاست اعلامی دولت محسوب میشود، نه یک اظهار نظر فردی یا لحظهای.
با توجه به اینکه این نشست پخش زنده نداشت، دفتر ریاستجمهور میتوانست بدون هیچ هزینهای از انتشار این بخش خاص صرفنظر کند. اما انتشار آگاهانه آن، نه تنها پیام داخلی و خارجی ویژهای به همراه داشت، بلکه این پرسش را مطرح کرد که آیا تغییر مهمی در رویکرد هستهای دولت در حال شکلگیری است یا خیر.
دو محور خطا در موضعگیری رئیسجمهور
خلأ در ارجاع حقوقی و چارچوب بینالمللی
از منظر حقوق بینالملل، معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) و بهویژه بند چهارم آن، حق بهرهمندی اعضا از فناوری هستهای صلحآمیز را به رسمیت شناخته است. ایران نیز به عنوان عضو این معاهده، سالهاست بازرسیهای فراگیر و حتی فراتر از پادمانی را پذیرفته است. بر همین اساس، انتظار میرفت رئیسجمهور در برابر تهدیدات خارجی، با استناد به این چارچوب حقوقی، بر حق مسلم ایران در ادامه غنیسازی اورانیوم تأکید کند و هرگونه محدودیت یکجانبه یا استثنابرداری علیه کشور را بدعتی خطرناک بخواند.
نادیده گرفتن این حق، نه تنها در تضاد با منافع ملی است، بلکه با اصل «عزت» در سیاست خارجی که یکی از سه رکن سیاست کلان جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود، مغایرت دارد.
کمرنگ کردن عامل بازدارندگی فناورانه
یکی دیگر از نقاط ضعف در اظهارات اخیر، عدم تأکید بر بومی بودن فناوری هستهای در ایران است. در شرایطی که بسیاری از تأسیسات حساس کشور ممکن است هدف حمله قرار گیرند، تکیه بر توان داخلی برای بازتولید این فناوری، یکی از مهمترین عناصر بازدارندگی محسوب میشود. حذف یا کماهمیت جلوه دادن این واقعیت، میتواند برداشت غلطی در طرف مقابل ایجاد کند مبنی بر اینکه با حمله به مراکز مشخص، میتوان توان هستهای ایران را به طور جدی مختل کرد.
واکنش به تهدیدات؛ قاعدهای که باید رعایت میشد
عرف روابط بینالملل بر این اصل استوار است که هر کشوری در برابر تهدید مستقیم، باید پاسخ قاطع و متناسب ارائه دهد تا بازدارندگی خود را حفظ کند. در سالهای اخیر، ایران بارها این رویکرد را به نمایش گذاشته است. یکی از نمونههای شاخص، حمله موشکی به پایگاه العدید بود؛ عملیاتی که طبق اطلاعات موجود، منجر به اصابت شش موشک به اهداف تعیینشده شد.
واکنش دونالد ترامپ به این حمله قابل تأمل بود. او ابتدا مدعی شد هیچ موشکی به هدف نخورده و سپس پس از انتشار تصاویر اصابت به گنبد راداری پایگاه، ترجیح داد سکوت کند. این رفتار، بهوضوح نشان میداد که آمریکا نسبت به آسیبپذیری خود در برابر توان موشکی ایران آگاه و نگران است.
با چنین پیشینهای، انتظار میرفت رئیسجمهور در پاسخ به تهدیدات جدید ترامپ، به صراحت این تجربه را یادآوری کند و هشدار دهد که هرگونه حمله به تأسیسات هستهای ایران، با واکنشی سنگین و خسارتبار برای منافع آمریکا مواجه خواهد شد.
پیامدهای بینالمللی و تغییر برداشت دشمن
در دو دهه گذشته، سیاست هستهای ایران بر این مبنا بوده که فشار خارجی و تحریمها نه تنها موجب عقبنشینی کشور نخواهد شد، بلکه با افزایش ظرفیت غنیسازی، نتیجهای معکوس به همراه خواهد داشت. این رویکرد، پیام روشنی به طرف مقابل منتقل میکرد: فشار بیفایده است.
سخنان اخیر اما میتواند برداشت متفاوتی ایجاد کند. اگر آمریکا و رژیم صهیونیستی این اظهارات را به عنوان نشانهای از امکان تأثیر تهدید نظامی بر تصمیمگیری ایران تعبیر کنند، ممکن است در محاسبات خود برای اعمال فشار یا حتی اقدام عملی، تجدیدنظر کرده و به سمت رویکردهای تهاجمیتر حرکت کنند.
پیامدهای امنیتی و دیپلماتیک در کوتاهمدت و بلندمدت
۱. تضعیف بازدارندگی: معتبر ساختن تهدیدات دشمن، میتواند آنان را به آزمودن خطوط قرمز ایران ترغیب کند.
2. اثرگذاری بر شرکای بینالمللی: برخی کشورهایی که با ایران روابط اقتصادی یا سیاسی دارند، ممکن است با مشاهده چنین مواضعی، در تعاملات خود محتاطتر شوند.
3. افزایش احتمال سناریوهای فشار ترکیبی: ترکیب تهدید نظامی و فشار اقتصادی میتواند به عنوان یک راهبرد جدید علیه ایران طراحی شود.
4. پیامدهای داخلی: این نوع موضعگیریها ممکن است در فضای سیاسی داخلی نیز به تضعیف اجماع ملی بر سر حقوق هستهای منجر شود.
جمعبندی
سخنان اخیر رئیسجمهور مسعود پزشکیان درباره غنیسازی اورانیوم، فراتر از یک اظهار نظر ساده سیاسی است. این موضعگیری، در شرایطی بیان شد که هر جمله درباره پرونده هستهای ایران، با دقت توسط بازیگران بینالمللی تحلیل میشود. عدم ارجاع به مبانی حقوقی بینالمللی و کمرنگ کردن پیام بازدارندگی، میتواند به تغییر محاسبات دشمن و حتی افزایش تهدیدات علیه کشور منجر شود.
در چنین شرایط حساسی، ضروری است که مقامات عالی کشور، بهویژه رئیسجمهور، در بیان مواضع مرتبط با برنامه هستهای، بیشترین دقت، هماهنگی و انسجام را به کار گیرند تا هم از حقوق مسلم ایران دفاع شود و هم پیام روشنی به دشمنان ارسال گردد: ایران نه در برابر فشار، و نه در برابر تهدید، از حقوق خود عقبنشینی نخواهد کرد.
گزارش از امیر صفره



