تاریخ انتشار: سه شنبه 1404/06/04 - 18:16
کد خبر: 543080

مهدی جمشیدی؛

قدرناشناسی از یک اسطورۀ انقلابی؛ مصائبِ بسیار فهمیدن!

قدرناشناسی از یک اسطورۀ انقلابی؛  مصائبِ بسیار فهمیدن!

مهدی جمشیدی در یادداشتی با عنوان «قدرناشناسی از یک اسطورۀ انقلابی» به بازخوانی زندگی و نقش برجسته شهید سید اسدالله لاجوردی در انقلاب و مصائب او پرداخت.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از مهدی جمشیدی/// 1. چند روز پیش، میزبان چند نفر از یاران نزدیک شهید سید اسدالله لاجوردی بودم. با من دربارۀ لاجوردی گفتند. بیش از دو ساعت، شنیدم‌‌ و نوشتم. به‌راستی، شیفتۀ او بودند. از یک اسطورۀ تاریخی سخن می‌گفتند. هرچه که در مدح و فضیلت وی می‌گفتند، به‌جا و روا بود. هیچ مبالغه‌ای در میان نبود. لاجوردی، بیش از آن بود که اینان می‌گفتند. اما این حجم از شیدایی و دلدادگی، عجیب بود. دربارۀ یک قدیسِ اخلاقی و انقلابیِ تمام‌عیار سخن می‌گفتند. سخن‌شان، حاصل مواجهات و مناسبات عینی‌شان بود. همگی بر این باور بودند که مانند او ندیده‌اند؛ هیچ‌کس شبیه لاجوردی نبود. یگانۀ دوران بود و تک‌ستارۀ آسمان. اجتماعِ این‌همه فضیلت در یک شخص، اسباب حیرت است؛ و ارادت و تعلّق‌خاطر اینان، برآمده از همین فضائل و ملکات عالی در وجود لاجوردی بود. چون او ندیده بودند؛ با این‌که همگی، کهنسال بودند و جهان‌دیده. سرد و گرم روزگار را چشیده بودند، اما همچنان، لاجوردی در نظرشان، برجسته و درخشان بود و بس. حقیقت، این‌چنین جذبه و کششی دارد که باطن آدمی را به تصرّف خویش درمی‌آورد. من، از عیسای انقلاب شنیدم و اینان، حواریون او بودند. لاجوردی، نه جزو ارباب قدرت بود و نه کیسۀ زر داشت. دلباختگانی که من دیدم، بندۀ سجایا و حَسنات لاجوردی بودند و در برابر عشق و معنا و خلوص و کرامت او، زانوی ادب و تواضع زده بودند.‌ روزگار، روی خوش به اینان نشان داده بود و آنها را با یک اسطورۀ قدسی، قرین ساخته بود. این اُنس و ارتباط، ضمیرشان را درگیر محبّت و ارادت کرده بود؛ چنان‌که پس از دو دهه، همچنان در نسبتِ آنها با لاجوردی، حرارت و عطش و ایمان موج می‌زند.

۲. مرد پولادین، زیر شکنجه‌های وحشیانۀ ساواک، ایستاد و تسلیم نشد؛ اما کارشکنی‌های برخی از کارگزاران دورۀ پساانقلاب، او را فرسوده و دلزده کرد. لاجوردی را دو بار از قدرت سیاسی راندند.‌ پس از کناره‌گیری دوم، به دوستی گفته بود که دیگر به هیچ‌رو، نزدیک قدرت نخواهم شد. از بدعهدی‌ها و ناجوانمردی‌ها گریخت. زیرکانه او را حذف کردند تا مانعی در میان نباشد. هرچه در توان داشتند برای ترور شخصیّت او به کار بستند و دلش را آزردند و روحش را مجروح کردند. ساواک، کمر او را زیر شکنجه شکست، و اینان، قلبش را. اما این شکستن کجا و آن شکستن کجا؟! مغز متفکّری که در جریان‌شناسی و در طرّاحی مواجهه با دیگری‌های انقلاب، نظیر و شبیه نداشت، خانه‌نشین شد و چندی بعد، در بازار تهران به روسری‌فروشی مشغول شد. لاجوردی، دلسرد شده بود و احساس می‌کرد که ساختار، گرفتار ندانم‌کاری و نفوذ شده است. آدم‌های اصیل به حاشیه رفته‌اند و آدم‌های سطحی، صدرنشین شده‌اند. او با آنان که در دهۀ شصت، چپ مذهبی خوانده می‌شدند، سخت دست‌به‌گریبان بود؛ آنها را التقاطی و منحرف و منافق می‌خواند و از گفتن این حقایق به خود آنها پروا نداشت. سعید حجاریان می‌گوید: «لاجوردی به خودِ من همواره می‌گفت شما [اعضای سازمان مجاهدین انقلاب] از منافقین هم بدتر و خطرناک‌ترید؛ [مسعود] رجوی، دوراندیش نبود و خیلی زود، دست خودش را رو کرد، اما شما سازمانی‌ها دوراندیش هستید و خودتان را برای آینده آماده کرده‌اید و منتظر فرصت هستید تا شرایط به نفع‌تان مهیا شود. تو [سعید حجاریان] و بهزاد [نبوی] و خسرو [تهرانی]، از رجوی خطرناک‌ترید.»

۳. کسی‌که فهم نافذ و عمیق معرفتی داشت و تفکّر را با عینیّت، پیوند زده بود و آینده‌ها و دوردست‌ها را می‌دید؛ کسی‌که همۀ نیروها و جریان‌های سیاسی را می‌شناخت و در اثر مباحثات و مواجهات مستقیم، لایۀ پنهانِ شخصیّت فکری‌شان را تحلیل می‌کرد؛ کسی‌‌که جمهوری اسلامی را از ورطۀ تروریسمِ دهۀ شصت نجات داد و اگر نبود، نظام رو به زوال می‌رفت؛ کسی‌که در توان و بضاعت مدیریّتی، یک سرمشقِ عالی و علوی بود؛ و ... از قدرت رانده شد و با دوچرخه به بازار رفت. گذشته از منتظری که ساده‌لوحانه و احمقانه، متأثّر از مجاهدین خلق بود و مواضع آنها و همچنین لیبرال‌ها را تکرار می‌کرد، جریان چپ مذهبی هم با او سرِ سازگاری نداشت و ترجیح می‌داد که او در قدرت نباشد. اگرچه لاجوردی، از قدرت کنار گذاشته شد، اما بر قدرت، همان گذشت که او می‌گفت؛ تشخیص و رأی او، صواب و صائب بود که آینده، آنچنان رقم خورد که این مردِ عاقبت‌اندیش، فهم کرده و حدس زده بود.
اگر حیات و توفیقی باشد، در سه‌شنبۀ پیش رو، چهارم شهریور، حدود ساعت شانزده در مراسم سالگرد وی در مجتمع فرهنگی سرچشمه، قدری در این‌باره خواهم گفت.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
استیضاح «احمد میدری» هم به نفع مردم است هم به نفع خود او!
بن راشد فوت کرد
جدیدترین ادعای ضدایرانی وزیر خزانه‌داری آمریکا
آغاز طرح ترافیکی بازگشایی مدارس از یک هفته قبل از مهر
سرپرست دانشگاه ملی مهارت منصوب شد
موج بارش‌های پاییزی از روز پنجشنبه وارد کشور می‌شود
رژیم سعودی مرتکب جنایات جنگی شده است
توزیع رایگان شیر و تغذیه در مدارس دولتی ابلاغ شد
چرا قطع استقراض دولت موتور نقدینگی را خاموش نکرد؟
رسانه‌های آمریکایی از دولت ترامپ شکایت کردند
۳ روز عزای عمومی و تعطیلی چهارشنبه قم برای تشییع آیت‌الله شبیری زنجانی
کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد
روایت زندگی آیت‌الله شبیری زنجانی
خضریان: کشتی‌های جنگی آمریکا جایی برای پهلوگیری در منطقه ندارند
قیمت تاریخی گازوئیل در آمریکا
گزارش_تصویری |  جلسه‌ی شورای عمومی انتخابات اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل 
 فیلم | آقای پزشکیان گاهی با اظهاراتش چنان روی کاهش قیمت نفت اثر می‌گذارد که تزریق ۴۰۰ میلیون بشکه ذخایر راهبردی آمریکا این کار را نمی‌کند!
 فیلم | شعرخوانی: چگونه صبر باید کرد بر این غصه سنگین...
حضور سیمایی صراف در ریاض؛ چرا و برای چه؟
نحوه پرداخت یارانه دانشجویی تغذیه
ماجرای حمله آمریکا به اتوبوس‌های تهران
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top