تاریخ انتشار: پنجشنبه 1404/08/08 - 08:06
کد خبر: 547525

تحلیل رشد صنعت تولید چین و پیامدهای جهانی آن؛

چین، پانزده سال صدرنشین تولید صنعتی جهان؛ سهم ۳۰ درصدی از اقتصاد جهانی

چین، پانزده سال صدرنشین تولید صنعتی جهان؛ سهم ۳۰ درصدی از اقتصاد جهانی

بر اساس آمار رسمی، چین برای پانزدهمین سال متوالی در رتبه نخست تولید صنعتی جهان ایستاده و سهم آن از اقتصاد جهانی به حدود ۳۰ درصد رسیده است. با رشد پایدار ۵.۲ درصدی تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۴ و افزایش چشمگیر ارزش افزوده صنایع بزرگ، اقتصاد چین عملکردی باثبات و رو به بهبود داشته است. قدرت تولید این کشور، که حجم آن در بسیاری از صنایع از ۵۰ درصد تولید جهانی فراتر رفته، به یک مازاد تجاری عظیم منجر شده که پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال از ۱.۲ تریلیون دلار عبور کند؛ این پدیده، ضمن تقویت جایگاه یوان در نظام پرداخت‌های بین‌المللی، معماری جدیدی را در تجارت جهانی شکل داده است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ چِن جینگ(陈经)، عضو اندیشکده فِنگ‌یون(风云) و نویسنده کتاب «اقتصاد دولتی چین»، با اشاره به آمار رسمی گفت چین برای پانزدهمین سال متوالی در رتبه نخست تولید صنعتی جهان قرار گرفته و سهم آن از اقتصاد جهانی به حدود ۳۰ درصد رسیده است.

در تاریخ ۲۰ اکتبر، اداره ملی آمار چین اعلام کرد که بر اساس محاسبات اولیه، تولید ناخالص داخلی کشور در سه‌ماهه نخست تا سوم سال جاری به ۱,۰۱۵,۰۳۶ میلیارد یوان رسیده است که بر پایه قیمت‌های ثابت، رشد سالانه ۵.۲ درصدی را نشان می‌دهد. در این میان، ارزش افزوده صنایع بزرگ (صنایع با مقیاس بالا) نسبت به سال گذشته ۶.۲ درصد افزایش یافته است. به‌طور کلی، عملکرد اقتصادی در سه فصل نخست سال باثبات و رو به بهبود بوده و توسعه باکیفیت پیشرفت‌های مثبتی داشته است.

در میان همه بخش‌ها، رشد صنعت تولید برجسته‌تر از سایرین است. بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، ارزش افزوده بخش تولید چین از ۲۶.۶ تریلیون یوان به ۳۳.۶ تریلیون یوان افزایش یافته است. در طول برنامه پنج‌ساله چهاردهم، افزایش ارزش افزوده تولید به ۸ تریلیون یوان رسیده و سهم چین در رشد تولید جهانی بیش از ۳۰ درصد بوده است. در حال حاضر، سهم ارزش افزوده تولید چین از کل جهان نزدیک به ۳۰ درصد است و اندازه کلی این بخش برای ۱۵ سال پیاپی در رتبه نخست جهان قرار دارد.

در سال ۲۰۱۰، ارزش افزوده تولید چین از ایالات متحده پیشی گرفت و برای نخستین بار در جایگاه اول جهانی ایستاد؛ سهم آن در آن زمان حدود ۱۹.۴ درصد از کل جهان بود. از آن پس، چین هر سال جایگاه نخست خود را حفظ کرده و سهم جهانی آن همچنان در حال افزایش است، به‌طوری‌که اکنون به حدود ۳۰ درصد رسیده است.

۱سهم جهانی تولید چین

شاخص‌های ارزیابی بخش تولید چند نوع‌اند. اگر بر اساس ارزش کل تولید محاسبه شود، سهم چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۱.۶ درصد است؛ اما اگر بر اساس ارزش افزوده حساب شود، این سهم در سال ۲۰۲۳ برابر با ۲۸.۸ درصد بوده است.

معماری جدید اقتصاد جهانی

سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (UNIDO) در گزارش خود با عنوان «آینده صنعتی شدن» که در اکتبر ۲۰۲۴ منتشر شد، اعلام کرد که سهم چین از ارزش افزوده صنعتی جهان در سال ۲۰۰۰ تنها ۶ درصد بود و تا سال ۲۰۳۰ ممکن است به ۴۵ درصد برسد — یعنی ۲.۳ برابر مجموع سهم ایالات متحده، ژاپن و آلمان. این برآورد ۴۵ درصدی البته تا حدی تقریبی است، زیرا گزارش‌های سازمان ملل معمولاً از روش‌های ساده‌ای مانند فرض رشد خطی یا نمایی استفاده می‌کنند و لزوماً مبتنی بر پژوهش‌های دقیق نیستند. با این حال، روند صعودی سهم چین در تولید جهانی بدون تردید واقعی است.

معماری جدید اقتصاد جهانی

در تعریف چین، بخش دوم اقتصاد (ثانویه) شامل چهار حوزه است:
۱. تولید (Manufacturing)
۲. استخراج معدن
۳. تولید و عرضه برق، حرارت، گاز و آب
۴. ساخت‌وساز (ساختمان‌سازی)

در این میان، «صنعت» به مجموع سه بخش نخست گفته می‌شود و شامل ساخت‌وساز نیست. در سال ۲۰۲۴، تولید برق چین حدود ۱۰.۱ تریلیون کیلووات‌ساعت بوده است که ۳۲.۳ درصد از کل تولید برق جهان را تشکیل می‌دهد — رقمی بالاتر از مجموع چهار کشور دوم تا پنجم جهان. بنابراین می‌توان به‌طور تقریبی گفت که در داده‌های مربوط به صنعت یا تولید، چه بر اساس ارزش کل تولید و چه ارزش افزوده، سهم جهانی چین حدود ۳۰ درصد است؛ اگر بر اساس ارزش کل تولید حساب شود، کمی بیشتر، و اگر بر اساس ارزش افزوده باشد، اندکی کمتر.

معماری جدید اقتصاد جهانی

این دو پاندا که از هزاران پنل خورشیدی شکل گرفته‌اند، بخشی از پارک انرژی خورشیدی ۲۴۸ هکتاری داتونگ هستند که با توان ۱۰۰ مگاوات برق تولید می‌کند.

باید توجه داشت که تمام داده‌های بالا بر اساس نرخ برابری دلار آمریکا محاسبه شده‌اند، در حالی که نرخ ارز RMB (یوان) به‌طور آشکار کم‌ارزش‌گذاری شده است. اگر یوان به میزان قابل توجهی تقویت شود، سهم چین در اقتصاد جهانی به‌راحتی افزایش خواهد یافت.

از نظر حجم تولید، سهم چین از بسیاری از محصولات تولیدی جهان بیش از ۵۰ درصد است؛ این امر در مورد صنایعی چون فولاد، سیمان، آلومینیوم الکترولیتی، شیشه تخت، الیاف مصنوعی، کشتی‌سازی، کولر گازی، تلویزیون رنگی، یخچال، تلفن همراه، رایانه، ربات‌های صنعتی، محصولات فتوولتائیک و خودروهای انرژی نو کاملاً رایج است. اینها دسته‌های بزرگ صنعتی هستند که تأثیر زیادی بر بازار جهانی دارند، و از همین رو به‌راحتی برچسب «مازاد ظرفیت» (overcapacity) به آن‌ها زده می‌شود.

در کنار آن، محصولات رده کوچک‌تری مانند محصولات پلاستیکی، فندک، دکمه و سایر کالاهای سبک نیز سهم بسیار بالایی از بازار جهانی دارند؛ تنوع آن‌ها بسیار زیاد است، اما توجه عمومی به آن کمتر بوده و بحث‌های مربوط به مازاد تولید یا مازاد تجاری در این زمینه‌ها چندان مطرح نیست.

اما در صنایعی چون خودرو، تراشه (چیپ)، و صنایع شیمیایی، حجم تولید چین تنها ۳۰ تا ۳۵ درصد از کل جهان را تشکیل می‌دهد؛ از این رو این بخش‌ها به‌عنوان صنایع کلیدی برای توسعه آینده در نظر گرفته شده‌اند.

به‌عنوان مثال، در سال ۲۰۲۴، تولید خودرو در چین (شامل خودروهای سواری و تجاری) به ۳۱.۲۸ میلیون دستگاه رسید که ۳۳.۸ درصد از تولید جهانی را تشکیل می‌دهد. از نظر تعداد، این تنها حدود یک‌سوم کل جهان است، و اگر از نظر ارزش تولید یا ارزش افزوده حساب شود، سهم چین حتی کمتر خواهد بود. بنابراین، صادرات خودرو در چین انگیزه رشد بسیار بالایی دارد.

در سال ۲۰۲۴، چین ۶.۴۱ میلیون دستگاه خودرو صادر کرد که ارزش صادراتی آن ۱۱۷.۱ میلیارد دلار بود. در مقابل، واردات خودرو ۷۰۰ هزار دستگاه و ارزش واردات ۴۳.۲ میلیارد دلار بود. در نتیجه، مازاد تجاری این بخش به ۷۳.۹ میلیارد دلار رسید. با توجه به این مازاد نسبتاً زیاد (در مقایسه با کسری بزرگ سال‌های گذشته)، می‌توان گفت که صنعت خودروی چین در رقابت جهانی عملکرد خوبی داشته است، هرچند هنوز جای گسترش سهم بازار وجود دارد.

در حوزه تراشه‌ها (چیپ‌ها)، تولید چین در سال ۲۰۲۴ حدود ۴۲۵ میلیارد عدد بود، در حالی که تولید جهانی حدود ۱.۲ تریلیون عدد تخمین زده می‌شود؛ بدین ترتیب، سهم چین حدود ۳۵ درصد است. اما باید توجه داشت که این برآورد تا حدی مبالغه‌آمیز است، زیرا در آن تراشه‌های بسته‌بندی‌شده (assembled chips) نیز شمارش شده‌اند، که معیار دقیقی نیست.

معماری جدید اقتصاد جهانی

در صنعت، معمولاً فرآیند ساخت ویفر (wafer fabrication) به‌عنوان بخش اصلی و کلیدی تولید تراشه در نظر گرفته می‌شود. تا پایان سال ۲۰۲۴، ظرفیت معادل ویفرهای ۸ اینچی در کارخانه‌های سرزمین اصلی چین به حدود ۸.۶ تا ۸.۸۵ میلیون ویفر در ماه رسیده بود — که حدود ۲۹ درصد از ظرفیت جهانی را تشکیل می‌دهد. این سهم در واقع چندان بالا نیست، و اگر آن را از نظر ارزش تولید یا ارزش افزوده بسنجیم، حتی کمتر خواهد شد.

در نتیجه، تراشه‌ها به بزرگ‌ترین منبع کسری تجاری چین تبدیل شده‌اند:
در سال ۲۰۲۳، کسری تجاری در این بخش ۲۱۳.۴ میلیارد دلار بود، در سال ۲۰۲۴ به ۲۲۶.۱ میلیارد دلار افزایش یافت، و تنها در نیمه نخست ۲۰۲۵ به ۱۰۰.۹ میلیارد دلار رسید.
تراشه‌ها به‌معنای واقعی کلمه محصولات صنعتی پیشرفته هستند، و در تئوری باید از نقاط قوت تولید چین باشند، اما این کسری عظیم نشان‌دهنده عقب‌ماندگی در این صنعت است — و به همین دلیل، بخش تراشه یکی از پرمناقشه‌ترین و پرمراقبت‌ترین حوزه‌های صنعتی چین به شمار می‌رود.

معماری جدید اقتصاد جهانی

صنعت دیگری که وضعیت خاصی دارد، صنعت نساجی و پوشاک است — صنعتی که برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاقد منابع، نقش معیشتی دارد. در سال ۲۰۲۴، صادرات پوشاک چین به ۱۵۹.۱ میلیارد دلار رسید که حدود ۳۰.۷ درصد از کل صادرات جهانی را تشکیل می‌دهد، و این سهم در سال‌های اخیر نسبتاً ثابت مانده است.

از نظر تعداد، چین سالانه بیش از ۷۰ میلیارد قطعه پوشاک تولید می‌کند، که به باور کارشناسان، بیش از نیمی از کل تولید جهانی است. با این حال، از آنجا که برندهای گران‌قیمت و با ارزش افزوده بالا تولید خود را به کشورهایی چون ویتنام و بنگلادش منتقل کرده‌اند، سهم چین از نظر ارزش صادراتی کاهش یافته است.

از میان آن ۷۰ میلیارد قطعه لباس، حدود ۵۰ میلیارد قطعه در داخل کشور به مصرف می‌رسد — یعنی حدود ۷۰ درصد تولید در بازار داخلی مصرف می‌شود، که نشان‌دهنده بازار مصرف داخلی بزرگ و پرقدرت چین است.

با توجه به داده‌های بالا، درباره وضعیت کنونی بخش تولید چین می‌توان چند نتیجه گرفت:

نخست، از آغاز قرن جدید، نیروی محرکه رشد صنعت تولید چین فوق‌العاده نیرومند بوده است. در حال حاضر، در اکثر صنایع عمده تولیدی، سهم چین از تولید جهانی از نظر حجم بیش از ۵۰ درصد است، و از نظر ارزش تولید یا ارزش افزوده نیز به بیش از ۳۰ درصد می‌رسد. هرچند در برخی حوزه‌های خاص مانند تراشه و هواپیمای پهن‌پیکر هنوز کمبودها و عقب‌ماندگی‌هایی جدی وجود دارد، اما برتری کلی صنعت تولید چین در سطح جهانی بسیار آشکار است، و حتی در بخش‌های دارای ضعف نیز پیشرفت سریعی در جریان است.

قدرت بالای صادرات چین موجب شده است که در میان کشورهایی که دارای صنایع تولیدی پیشرفته‌اند، نگرانی‌های جدی نسبت به رقابت چین پدید آید — اما در عین حال، بسیاری از دیگر کشورها نیز از حضور چین در زنجیره تأمین جهانی استقبال می‌کنند.

معماری جدید اقتصاد جهانی

(آخرین مورد لیست: ایالات متحده آمریکا)

دوم، بخش عمده تولیدات صنعتی چین برای مصرف داخلی است، و کمتر از ۳۰ درصد آن صادر می‌شود.

در سال ۲۰۲۴، ارزش کل تولیدات صنعتی چین به ۹۴ تریلیون یوان رسید، در حالی که صادرات صنعتی ۲۵.۴۵ تریلیون یوان بود. اگر رقم صادرات تولیدی را ۲۵ تریلیون یوان در نظر بگیریم، سهم صادرات از کل تولید صنعتی ۲۶.۶ درصد می‌شود.

بر این اساس، در مقیاس جهانی، نسبت صادرات چین (شامل کالا و خدمات) به تولید ناخالص داخلی در سال ۲۰۲۴ تنها ۲۶ درصد بوده است — تقریباً هم‌سطح با ایالات متحده و ژاپن، اما بسیار کمتر از کشورهای اروپایی که این نسبت در آن‌ها معمولاً بیش از ۵۰ درصد است. در برخی کشورهای کوچک، این رقم حتی به ۱۰۰ درصد یا بیشتر نیز می‌رسد.

این موضوع نشان می‌دهد که میان صادرات صنعتی چین و تقاضای داخلی هیچ‌گونه تضادی وجود ندارد. هرگاه در خارج از کشور تقاضا وجود داشته باشد، چین صادرات می‌کند؛ اما در مجموع، تقاضای داخلی بسیار بزرگ‌تر است. هر کس کالا بخواهد، تولید انجام می‌شود — ظرفیت تولید کاملاً کافی است.

بر پایه نسبت صادرات به تولید ناخالص داخلی در کشورهای مختلف، می‌توان گفت جهت‌گیری منطقی توسعه آینده چین باید افزایش صادرات باشد، نه تمرکز صرف بر بازار داخلی.

چین تنها یک‌ششم جمعیت جهان را دارد، اما بخش عمده‌ای از ارزان‌ترین و باکیفیت‌ترین محصولات صنعتی جهان را خود مصرف می‌کند. در حالی که در بسیاری از کشورها، سطح مصرف مردم فاصله زیادی با سطح زندگی چینی‌ها دارد، و از این رو، این کشورها انگیزه طبیعی برای واردات کالاهای چینی دارند — یا تلاش می‌کنند شرکت‌های چینی را به سرمایه‌گذاری و تأسیس کارخانه در کشور خود ترغیب کنند.

معماری جدید اقتصاد جهانی

سوم، عدم توازن جهانی ناشی از صنعت تولید چین نه به دلیل زیاد بودن صادرات، بلکه به دلیل محدود بودن رشد واردات است.

در نتیجه، این وضعیت خود را به شکل مازاد تجاری عظیم نشان می‌دهد، که در مقابل کسری تجاری بزرگ ایالات متحده قرار دارد. در نمودار مربوطه، خط آبی نشان‌دهنده کسری آمریکا و خط قرمز نشان‌دهنده مازاد چین است؛ هر دو کشور در صدر فهرست بزرگ‌ترین کشورهای دارای کسری و مازاد تجاری جهان قرار دارند، و فاصله آن‌ها با سایر کشورها بسیار زیاد است.

در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۵، مازاد تجاری کالاهای چین به ۷۸۵.۳۴ میلیارد دلار رسید؛ پیش‌بینی می‌شود که تا پایان سال از ۱.۲ تریلیون دلار فراتر رود — یعنی حدود ۱ درصد از کل تولید ناخالص داخلی جهان.

اما این امر به هیچ وجه ناشی از امتناع چین از واردات نیست.
چین در حال حاضر بزرگ‌ترین خریدار جهانی بسیاری از محصولات منابعی و کشاورزی است و در بیش از ۵۰ درصد از بازار جهانی این کالاها سهم دارد. چین در واردات سنگ‌آهن، دانه سویا، و میوه‌هایی مانند دوریان جایگاه بسیار مهمی دارد و نقش آن در بازار جهانی حیاتی است.

علت اصلی مازاد عظیم تجاری چین این است که محصولات صنعتی سایر کشورها از نظر رقابت‌پذیری توان رقابت با چین را ندارند. هیچ تاجری نمی‌تواند برخلاف منطق اقتصادی، کالاهای صنعتی گران‌تر و کم‌کیفیت‌تر خارجی را به جای کالاهای چینی وارد کند. در واقع، در بسیاری از کشورها، ماهیت «گران و بی‌کیفیت» بودن محصولات صنعتی‌شان آشکار شده است.

این داده‌ها و نتایج — از جمله سهم چین در تولید جهانی، مازاد تجاری عظیم و علل آن — تأثیرات بسیار بزرگی هم در داخل و هم در خارج از کشور ایجاد کرده‌اند.
صنعت تولید چین اکنون به مرحله‌ای از بلوغ و قدرت رسیده که تأثیر آن بر اقتصاد چین و اقتصاد جهانی در سطح اصول و مبانی اقتصادی قابل احساس است.

صادرات محصولات صنعتی چین دیگر صرفاً یک فعالیت اقتصادی در چارچوب نظام تجارت جهانی تنظیم‌شده توسط سازمان تجارت جهانی (WTO) یا ایالات متحده نیست، بلکه مانند «فیل در اتاق» به پدیده‌ای بدل شده که ماهیت تجارت جهانی را به‌طور بنیادین تغییر داده و دگرگونی‌های عظیمی را برانگیخته است.

۲. تأثیر صنعت تولید چین بر اقتصاد جهانی

با توجه به ویژگی‌های ذکرشده در بالا درباره صنعت تولید چین، می‌توان نتیجه گرفت که تداوم گسترش رقابت‌پذیری صنعت تولید چین هیچ مشکلی ندارد.
سطح علمی و فناوری، مقیاس تولید، زیرساخت‌های صنعتی، کامل بودن صنایع، توان مالی و هزینه‌های ترکیبی چین، همگی دارای برتری‌های بسیار بزرگی در سطح جهانی هستند، و در عین حال، چین در حال جبران کاستی‌های خود نیز هست.

کشورهایی مانند هند و ویتنام که به‌سختی به عنوان رقیبان چین مطرح شده‌اند، از نظر مقیاس صنعتی قابل مقایسه با چین نیستند. توسعه صنعت تولید در این کشورها با محدودیت‌های فراوانی در زمینه منابع، انرژی، زیرساخت و سرمایه روبه‌رو است و قدرت رقابت بالایی نخواهند داشت.

کشورهایی مانند هند، کشورهای جنوب شرق آسیا و دیگر کشورها که محصولات نهایی را برای مصرف داخلی یا صادرات مونتاژ می‌کنند، توان معینی از خود نشان داده‌اند، اما تجربه چندین ساله نشان داده است که نتیجه این روند افزایش زیاد کسری تجاری آن‌ها در برابر چین بوده است.

برای نمونه، در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۵:

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
شرط موفقیت تیم ملی فوتبال در جام‌جهانی
سریال «صفا با خانواده» از امشب روی آنتن؛ دزد خرده‌پا وسط جنگ ۱۲ روزه
جزئیات جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس با «غریب‌آبادی» و وزیر اقتصاد
جناب خان از امشب دوباره روی آنتن
تأکید روسای جمهور ایران و مصر بر راهکارهای دیپلماتیک حل و فصل مسائل
اتصال کامل اینترنت بین‌الملل مشترکان برقرار شد
جزئیات بسته حمایتی وزارت اقتصاد برای عبور از تبعات جنگ
تاکید پزشکیان بر هم‌افزایی میان کشورهای اسلامی در مقابله با توطئه‌های دشمنان
سطح اتصال اینترنت در ایران به ۳۴ درصد رسید
بازگشایی اینترنت ثابت آغاز شد
روز نسیم مهر؛ یادآور مسئولیت جمعی در قبال خانواده زندانیان
۳۰ سال در سیاهچال‌های اسرائیل؛ قصۀ نفس‌هایی که خاموش نشد
از خارجی‌ها قرض نکنید!
سکه ۱۸۲ میلیون تومان شد
حمله به خاک ایران یا شلیک به میز مذاکره؟
شاخص کل بورس تهران به کانال ۴ میلیون واحدی برگشت
حمایت از آزمایشگاه تحقیقاتی اساتید
تثبیت قیمت دلار و درهم در مرکز مبادله؛ سکه ۱۸۲ میلیون تومان شد
عارف: هیچ کس منکر وجود گرانی در بازار نیست
معماری نوین روابط منطقه‌ایمعماری نوین روابط منطقه‌ای
ترویج ازدواج و فرزندآوری بزرگ‌ترین ایثار برای آینده ایران است
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top