به گزارش خبرنگار اقتصادی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اختصاصی خبرنامه دانشجویان ایران// سید مصطفی موسوی نژاد: یکی از گزارههایی که این روزها بسیار مطرح میشود، این است که دولت میخواهد با افزایش مالیات و فشار به مردم درآمدهای خود را تامین کند، در حالیکه در دنیا، کشورهایی که نفت دارند، از مردم مالیات نمیگیرند و همان منبع نفت به نوعی مالیات مردم است که به دولتها میپردازند. در ادامه میخواهیم به بررسی ادعاهای مطروحه بپردازیم.
برای شروع بد نیست نگاه کلی به درآمدهای دولت در لایحه تقدیمی بودجه توسط دولت به مجلس داشته باشیم.

طبق جدول فوق، درآمدهای دولت بصورت کلی 5% افزایش یافته است. منابع دریافتی از واگذاری داراییهای سرمایهای نظیر فروش نفت و واگذاری شرکتهای دولتی 70% کاهش یافته است. درآمدهای دولت که از محل مالیات و ... بدست میآید نیز 39% افزایش داشته است. به منظور بررسی دقیقتر وضعیت درآمدهای مالیاتی در لایجه دولت، جدول زیر را بررسی مینماییم.

همانطور که از جدول فوق مشخص است، مالیات در لایحه تقدیمی دولت به مجلس(بدون محاسبه درآمدهای گمرکی)، 50% افزایش خواهد یافت.
آیا افزایش 50 درصدی مالیات موجب فشار بیشتر به مردم میشود؟
یکی از مواردی که این سالها بسیار مطرح شده، این است که دولت با فشار به مردم درآمدهای خود را از طریق مالیات تامین میکند. این در حالی است که وقتی تورم در حدود 50 درصد است، افزایش مالیات در همین حد امری طبیعی است که بدون فشار خاصی بر مردم بدست میآید. از سوی دیگر، سازمان مالیاتی در سالهای اخیر تمرکز خود را بر روی افزایش مودیان مالیاتی که تاکنون مالیات نمیدادهاند، افزایش داده است. تعداد مودیان مالیاتی از سال 89 تا 1400 از 2میلیون 500 هزار نفر به 2میلیون و 900 هزار نفر رسیده. یعنی فقط 400 هزار نفر اضافه شدند. یعنی 16% رشد در 10 سال! این در حالی است که مودیان مالیاتی تا پایان سال 1403 به 13 میلیون و 500 هزار نفر رسید. یعنی حدود 360% در 3 سال. بدینترتیب بخشی از افزایش مالیات از جیب کسانی تامین شده که تاکنون مالیات نمیدادهاند.
همچنین شناسایی فراریان بزرگ مالیاتی یکی از راههای تامین درآمدهای مالیاتی بوده است. همین امر موجب افزایش درآمدهای مالیاتی بیش از نرخ تورم سالیانه بوده است. شکل زیر این امر را به وضوح نشان میدهد.

همانطور که در نمودار فوق آمده، درآمدهای مالیاتی در سالهای اخیر بین 5.9% تا 22% بیشتر از نرخ تورم دریافت شده است که بخش قابل توجه آن از مودیان جدید و فراریان مالیاتی دریافت شده است. بنابراین این گزاره که درآمدهای مالیاتی با فشار مضاعف بر مردم دریافت شده، گزارهای اشتباه است.
خروج نفت از بودجه، امری لازم
یکی از شبهاتی که مطرح میشود این است: کشورهایی که نفت دارند، نباید مالیاتستانی بکنند بلکه همان نفت در واقع مالیات مردم به دولت محسوب میشود.
این شبهه سادهانگارانه با بررسی چند کشور براحتی قابل رفع است. آمریکا بعنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت، یکی از کشورهای با درآمدهای مالیاتی بالاست. نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص داخلی بیش از 24% است. در حالی که این آمار برای ایران در محدوده 7% است.
کشور دیگر نروژ است. این کشور در سال 2021، 104 میلیارددلار درآمد نفتی داشته است (3 برابر درآمد نفتی ایران)، اما در همین سال این کشور 123 میلیارددلار درآمد مالیاتی داشته است. نسبت درآمدهای مالیاتی به تولید ناخالص داخلی در این کشور نیز در محدوده 25% است یعنی بیش از 3 برابر ایران.

بنابر آنچه در بالا ذکر شد، در کشورهای نفتخیز دنیا نیز درآمدهای مالیاتی بعنوان یکی درآمدهای مهم در نظر گرفته میشود تا توسعه کشور از آن طریق صورت بگیرد.
در ایران چه خبر است؟
برای بررسی وضعیت درآمدهای مالیاتی کشور در سالهای اخیر به 2 نمودار زیر باید دقت کرد.

یکی از نسبتهای مهم بودجهای، نسبت مالیات به منابع بودجه عمومی است. این نسبت بیان میکند که مالیات چه سهمی از درآمدهای کشور دارد. در سال 1398 که رهبری دستور تغییر ساختار بودجه را دادند، یکی از اتفاقاتی که باید میافتاد، افزایش سهم مالیات در بودجه بود اما آنچه در عمل رخ داد، کاهش سهم مالیات در منابع بودجه عمومی بود بگونهای که نسبت مالیات به منابع بودجه عمومی از 39.4% در سال 1398 به 29.9% در سال 1400 کاهش یافت. با روی کار آمدن دولت سیزدهم؛ این نسبت افزایشی شد بگونهای که از 29.9% در سال 1400 به 48% در سال 1403 تبدیل شد. این امر به وضوح، موفقیت مالیاتی دولت سیزدهم را نشان میدهد.

یکی از نسبتهای مهم دیگر، نسبت مالیات به هزینههای جاری دولت است. روزی که دولت بتواند 100% هزینههای جاری خود را با درآمدهای مالیاتی پوشش دهد، روزی خواهد بود که دولت کمترین نگرانی را نسبت به قیمت و تحریمهای نفتی خواهد داشت. همانطور که از نمودار فوق مشخص است، این نسبت از 48% در سال 1398 به 40.9% در سال 1400 کاهش یافت. اما در دولت سیزدهم با رشد قابل ملاحظهای از 40.9% به 65.5% افزایش یافت.
این امر در واقع یکی از مولفههای همان جمله معروف رهبری است که اگر دولت سیزدهم ادامه پیدا میکرد، مشکلات اقتصادی کشور حل میشد.



