تاریخ انتشار: سه شنبه 1404/10/30 - 16:08
کد خبر: 552069

نگاهی به کتاب «روی دریایی از ابرها شناور بودیم»

نگاهی به کتاب «روی دریایی از ابرها شناور بودیم»

می‌گفتم می‌خواهم افسر شوم. همیشه به ارتشی‌ها در خیابان یا تلویزیون یا عکس‌هایشان با دقت نگاه می‌کردم و خودم هیبت آنها را می‌دیدم وقتی یک فرد ارتشی را با لباس نظامی و آن کلاه و پوتین واکس‌زده مشکشی‌شان می‌دیدم، خیلی خوشم می‌آمد و دوست داشتم یکی از آنها باشم.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ کتاب «روی دریایی از ابرها شناور بودیم» خاطرات امیر سرتیپ دوم ابراهیم محمدزاده، خلبان هوانیروز با تدوین حسن و حسین شیردل در انتشارات سرو منتشر شد.

اصالتاً اهل دماوندم. سال ۱۳۳۲ در نیاوران تهران متولد شدم. شغل پدرم جوب‌فروشی بود. مغازه چوب‌فروشی پدر در میدان تجریش، ابتدای خیابان نیاوران بود. ما ساکن آنجا بودیم. با گذشت این همه سال هنوز کوچه‌ها و خیابان‌های نیاوران را به یاد می‌آورم.

وقتی دیپلمم را گرفتم هیاهوی زندگی در جانم افتاد، اما بیشتر از همه به دنبال محقق کردن آرزوی کودکی‌ام بودم. با خودم فکر می‌کردم باید چکار کنم و کچا بروم تا به آرزویم برسم. بارها در مدرسه به ما موضوع انشاء داده بودند که «در آینده می‌خواهید چکاره شوید؟» همیشه در انشاء و در پاسخ‌هایی که به دیگران می‌دادم، می‌گفتم می‌خواهم افسر شوم. همیشه به ارتشی‌ها در خیابان یا تلویزیون یا عکس‌هایشان با دقت نگاه می‌کردم و خودم هیبت آنها را می‌دیدم وقتی یک فرد ارتشی را با لباس نظامی و آن کلاه و پوتین واکس‌زده مشکشی‌شان می‌دیدم، خیلی خوشم می‌آمد و دوست داشتم یکی از آنها باشم.

به هفته نکشید که همه مدارکم را جمع و جور کردم و ساکم را بستم. پدر ده تومان (۱۰۰ ریال) به من داد و مادرم هم چند لقمه نان و پنیر آماده کرد. ساکم را برداشتم و از خانواده خداحافظی کردم و سوار ماشین تهران شدم. دیگر خودم را در لباس نظامی می‌دیدم. گرچه هنوز مدارکم را تحویل نداده بودم. تمام راه بین قائم‌شهر و تهران به آینده‌ای که قرار بود من در آن یک ارتشی باشم، فکر می‌کردم. حدود چهار تومان کرایه ماشین دادم. بین راه که مینی‌بوس‌مان برای ناهار ایستاد با یک تومان دو نوشابه سیاه خریدم و حین راه با نان و پنیر خوشمزه‌ای که مادرم درست کرده بود، خوردم و نوشابه دیگر را به دوستم که تا تهران همراه من بود، تعارف کردم به جز آن پنج تومانی که برایم باقی مانده بود، پول دیگری تا زمان استخدام نداشتم. تا رسیدم رفتم خانه برادرم و بعد هم مستقیم رفتم هوانیروز.

بالاخره برای دوره تخصصی کبرا که معروف است به دوره «ترنزیشین یا دوره تخصصی پروازی» انتخاب شدم. این دوره امروز هم در مرکز آموزشی خلبانی به همین اسم معروف است… روزهای آخر ۷۰ ساعت پرواز بود. حالا حتی یک پیچ در بالگرد کبرا نمانده بود که ما ندانیم و نشناسیم. آن‌قدر توضیح می‌دادند که توجه ما را نسبت به قطعات کوچک بالگرد جلب می‌کردند. مثلاً در مورد پیچ‌های متصل به بدنه توضیح می‌دادند که این پیچ برای چیست؟ جنس پیچ چیست و برای چه استفاده می‌شود و در بالگرد چه نقشی دارد؟

پس از تقسیمات سازمانی به پایگاه هوانیروز کرمان مستقر در اصفهان منتقل شدم. البته آن زمان کل یگان‌های هوانیروز در اصفهان بودند تنها پایگاه هوانیروز کرمانشاه رسماً در سال ۱۳۵۴ افتتاح شد و کلیه پرسنل زیر مجموعه آن در این پایگاه مستقر شدند؛ بقیه پایگاه‌ها مثل پشتیبانی عمومی اصفهان، مرکز آموزشی اصفهان، پایگاه رزمی کرمان و مسجد سلیمان در اصفهان مستقر بودند تا پس از تکمیل سازمان نیروی انسانی و دریافت بالگردهایشان که از آمریکا می‌آوردند به یگان‌های اصلی‌شان در شهرهایی که اسم برده شد بروند. من هم که پایگاهم در اصفهان بود به آنجا رفتم.

در اصفهان به سه نفر از بچه‌ها یک خانه اجاره کردیم که اجاره‌اش ماهی ۱۶۰ تومان بود. خانه‌ای که با دوستان گرفته بودیم آن قدر اتاق داشت که هر کداممان می‌توانستیم یک اتاق جداگانه برای خودمان داشته باشیم با یک حیاط بسیار بزرگ و دلباز که پنج به راحتی در آن پارک می‌شد، اما در این خانه همه با هم در دو اتاق جمع شده بودیم و زندگی می‌کردیم و توجهی به بقیه اتاق‌ها نداشتیم. در طی دوره خلبانی ماهی ۶۰۰ تومان حقوق می گرفتم و حالا که دوره تخصصی‌ام را گذرانده بودم حقوقم ماهی ۱,۵۰۰ تومان شده بود.

وقتی انقلاب پیروز شد، هوانیروز جزء یگان‌های ارتش بود که هیچ آسیبی ندید. چون همه افرادش انقلابی بودند و از امکانات و افراد پایگاه‌هایشان کاملاً دفاع می‌کردند. بعد از انقلاب اولین درگیرهای در کردستان و سنندج شروع شد. هنوز مردم انقلابی نفس راحتی نکشیده بودند که به ما خبر رسید پادگان لشکر ۲۸ کردستان در تاریخ ۲۷/‏۱۲/‏۱۳۵۷‬ در شهر سنندج به محاصره ضدانقلاب درآمده است. بنابراین نیاز بود نیروهای مسلح از سایر استان‌های کشور و شهرهای امن هم‌جوار مثل کرمانشاه هلی‌برن شوند و سنندج را از دست ضدانقلاب بگیرند و همین‌طور پادگان آن را از محاصره دربیاورند.

آن روز ما اولین پرواز را با شیرودی داشتیم. از آن روز بیشتر با آو آشنا شدم. یک هفته بعد من و شیرودی در یک تیم پرواز کردیم و این آشنایی بیشتر شد. تسلط به منطقه [کردستان و کرمانشاه] و شجاعت و رشادتش بی‌نظیر بود. وقتی شنیدم او به عنوان فرمانده هوانیروز مستقر در سرپل ذهاب انتخاب شد با آن آشنایی که از او پیدا کرده بودم به فرماندهان هوانیروز احسنت گفتم که بهترین فرد را انتخاب کرده‌اند او تا روز شهادتش در سال ۱۳۶۰ که هنوز به عنوان فرمانده گروه هوانیروز مستقر در سرپل ذهاب بود، افتخارات زیادی آفرید و جاودانه شد.

کتاب «روی دریایی از ابرها شناور بودیم» خاطرات امیر سرتیپ دوم ابراهیم محمدزاده، خلبان هوانیروز با تدوین حسن و حسین شیردل در ۲۵۲ صفحه در انتشارات سرو منتشر شد.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
برق در المان، بحران هزینه زندگی در انگلیس و کاهش رشد اقتصادی در ژاپن
مسئولیت سهل‌انگاری در امنیت دانشگاه بر دوش شماست
فیلم | بلاگردان ایران، حضرت آقا، خداحافظ...
خیابان محل آفرینش یک ملت متحد
رفتارهای متناقض آمریکا تغییر دکترین هسته‌ای ایران را توجیه‌پذیر می کند
پنج عامل خاموش فروپاشی خانواده؛ از خودخواهی تا توقعات نابجا
ایران در مسیر دو انقلاب!
نتایج نهایی آزمون‌ها پس از رسیدگی به اعتراض‌ها در سامانه «بینا» قابل مشاهده است
آغاز انتخاب کادر اجرایی کاروان‌های تمتع ۱۴۰۶
تهیه ۱۲ طرح عملیاتی برای رفع مسائل ذی‌نفعان تأمین‌اجتماعی
قیمت برخی محموله‌های فیزیکی نفت از ۱۳۰ دلار فراتر رفت
مخبر: دشمن در حوزه‌های مختلف در مقابل ایران شکست خورد
روابط ایران و چین با اراده رهبران دو طرف در سطح راهبردی هدایت می‌شود
دولت آماده همکاری با بخش خصوصی برای جهش تولید مسکن است
روایت آنکارا از رایزنی میان عراقچی و وزیر خارجه ترکیه
وزیر آمریکایی درباره قیمت انرژی: نمی‌توانم رفتار ایران را پیش‌بینی کنم
وزیر کشور در آنکارا خبر داد؛ تصویب ایجاد ۲ مرز جدید بین ایران و ترکیه
جبهه پایداری: استمرار اجتماعات مردمی از جلوه‌های قدرت اجتماعی کشور است
عارف: هزینه تأخیر پروژه‌های مسکن برای متقاضیان جبران شود
عراقچی: از راه‌حل‌های دیپلماتیک که حقوق ملت ایران را تأمین کند، استقبال می‌کنیم
هشدار حمله هسته‌ای کره‌شمالی به آمریکا و کره‌جنوبی
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top