به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روز نخست شصتودومین دوره کنفرانس امنیتی مونیخ نه صحنه همگرایی سنتی غرب، بلکه آیینهای از شکاف فزاینده در اردوگاه آتلانتیک بود؛ شکافی که از جنگ اوکراین تا تعرفههای تجاری، از بودجههای دفاعی تا آینده بازدارندگی هستهای اروپا امتداد یافته است. آنچه در مونیخ شنیده شد، بیش از هر چیز اعترافی صریح به بحران اعتماد میان اروپا و آمریکا و نمایش نوعی سرگشتگی راهبردی در پایتختهای اروپایی بود.
در حالی که این کنفرانس طی دهههای گذشته بهعنوان نماد انسجام غرب در برابر تهدیدهای امنیتی شناخته میشد، نشست امسال در فضایی برگزار شد که اروپا خود را در حاشیه تصمیمات کلیدی میبیند؛ بهویژه در پرونده جنگ اوکراین که عملاً ابتکار عمل آن در دست واشنگتن قرار گرفته است.
اروپا؛ متحدی که کنار گذاشته شد
در پرونده اوکراین، آمریکا عملاً روندهای اصلی را هدایت میکند و اروپا، با وجود پرداخت هزینههای اقتصادی و امنیتی گسترده، در بسیاری از تصمیمسازیهای راهبردی نقش درجه دوم دارد. همین مسئله، به یکی از محورهای نارضایتی رهبران اروپایی در مونیخ تبدیل شد.
ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس، بهصراحت از بحران اعتماد سخن گفت و تأکید کرد که بازسازی اعتماد اروپا به آمریکا کار سادهای نخواهد بود. این موضعگیری، در شرایطی که روابط دو سوی آتلانتیک طی سالهای اخیر بارها دچار تنش شده، اهمیت مضاعفی دارد.
نشریه Foreign Policy نیز در تحلیلی درباره فضای حاکم بر اجلاس نوشت که رهبران اروپایی در مونیخ از «چرخشی آشکار» در رویکرد خود نسبت به آمریکا پرده برداشتند؛ چرخشی که ریشه در نگرانیهای عمیق اقتصادی، تجاری و امنیتی دارد. افزایش تعرفههای آمریکا، فشار برای افزایش بودجه دفاعی و بیاعتنایی به سازوکارهای مشورتی سنتی، اروپا را به این جمعبندی رسانده که دیگر نمیتواند صرفاً به چتر واشنگتن تکیه کند.
مرتس و اعلام پایان نظم مبتنی بر قواعد
در این میان، سخنان فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، یکی از صریحترین مواضع اروپاییها در قبال وضعیت جدید بود. او اعلام کرد که «نظم مبتنی بر قواعد و حقوق بینالملل دیگر وجود ندارد» و جهان وارد مرحلهای از «رقابت قدرتهای بزرگ» شده است.
مرتس با اشاره به اینکه تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا چندین برابر روسیه است اما این برتری اقتصادی به قدرت نظامی متناسب تبدیل نشده، تصریح کرد که اروپا باید «ذهنیت خود را تغییر دهد». او وعده داد که ارتش آلمان به قویترین ارتش اروپا تبدیل خواهد شد و بر تقویت جناح شرقی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی تأکید کرد.
این موضع، در عین حال حاوی نوعی اعتراف به وابستگی گذشته است. اروپا طی دههها، امنیت خود را به آمریکا واگذار کرده و اکنون در شرایطی که واشنگتن اولویتهای خود را بازتعریف میکند، با خلأ راهبردی روبهرو شده است.
مکرون و بازتعریف بازدارندگی هستهای
امانوئل مکرون نیز در مونیخ بر ضرورت ایجاد «چارچوب امنیتی اروپایی قدرتمند» تأکید کرد؛ چارچوبی که وابستگی آن به آمریکا کاهش یابد. او تصریح کرد که اروپا باید به یک قدرت ژئوپلیتیک واقعی تبدیل شود و نه صرفاً یک بلوک اقتصادی.
مکرون حتی از ضرورت بازاندیشی در بازدارندگی هستهای اروپا سخن گفت؛ موضوعی که تاکنون عمدتاً در سایه چتر هستهای آمریکا تعریف میشد. این سخنان نشان میدهد که پاریس بهدنبال ارتقای نقش فرانسه در معماری امنیتی آینده قاره است؛ معماریای که شاید دیگر بر پایه الگوی پساجنگ سرد شکل نگیرد.
لندن؛ اعتراف به ناکارآمدی ساختاری
در موضعی همسو، کر استارمر، نخستوزیر انگلیس، اروپا را «غول خفته دفاعی» توصیف کرد؛ قارهای با اقتصادهایی چند برابر روسیه، اما با ساختارهای دفاعی پراکنده و ناکارآمد. او اذعان کرد که چتر امنیتی آمریکا طی سالهای طولانی، نوعی «عادت بد» در اروپا ایجاد کرده و اکنون زمان شکستن این وابستگی فرا رسیده است.
استارمر تأکید کرد که اروپا باید سهم بیشتری از مسئولیت دفاع از خود را برعهده بگیرد و حتی از ضرورت «ناتوی اروپاییتر» سخن گفت؛ مفهومی که بهطور ضمنی به کاهش نقش مستقیم واشنگتن اشاره دارد.
هماهنگی سه قدرت اروپایی؛ تلاش برای انسجام درونقارهای
در حاشیه اجلاس، دیدار سهجانبه میان استارمر، مرتس و ماکرون برگزار شد. بیانیههای رسمی بر تقویت توان دفاعی، حمایت از اوکراین و حفظ پیوند یوروآتلانتیک تأکید داشت، اما واقعیت آن است که اروپا در حال بازتعریف جایگاه خود در این پیوند است.
رهبران سه کشور کوشیدند تصویری از انسجام اروپایی ارائه دهند؛ با این حال، اختلافات درون اتحادیه اروپا، تفاوت در اولویتهای امنیتی شرق و غرب قاره و محدودیتهای بودجهای، تحقق چنین انسجامی را با چالش جدی روبهرو میکند.
پیام واشنگتن؛ غیبت معنادار روبیو
در سوی دیگر، رفتار نماینده آمریکا نیز به گمانهزنیها درباره سردی روابط دامن زد. مارکو روبیو در نشست سران اروپایی درباره اوکراین حاضر نشد؛ اقدامی که از سوی برخی مقامات اروپایی بهعنوان نشانهای از بیاعتنایی واشنگتن تعبیر شد.
روزنامه Financial Times گزارش داد که این غیبت در پایتختهای اروپایی بهعنوان علامتی از کاهش تمایل آمریکا برای مشارکت دادن اروپا در تصمیمگیریها تلقی شده است. سفر بعدی روبیو به بوداپست برای دیدار با ویکتور اوربان نیز پیام سیاسی خاصی داشت؛ چرا که دولت مجارستان به نزدیکی با مسکو شهرت دارد.
این تحولات، در مجموع این برداشت را تقویت کرد که آمریکا در حال بازتنظیم اولویتهای خود است و اروپا دیگر شریک بلامنازع و بیچالش واشنگتن محسوب نمیشود.
بحران راهبردی اروپا؛ از اقتصاد قدرتمند تا امنیت
اروپا امروز با تناقضی آشکار روبهروست: اقتصادی بزرگ و پیشرفته، اما ساختاری دفاعی پراکنده و وابسته. تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا چندین برابر روسیه است، اما این ظرفیت اقتصادی به قدرت نظامی و انسجام راهبردی تبدیل نشده است.
از سوی دیگر، فشار آمریکا برای افزایش سهم بودجه دفاعی، نگرانیها از کاهش تعهدات واشنگتن و احتمال حمایت آمریکا از جریانهای راست افراطی در اروپا، بر اضطراب راهبردی قاره افزوده است. اجلاس مونیخ ۲۰۲۶ این اضطراب را بهصورت عریان به نمایش گذاشت.
مونیخ بهمثابه نماد افول انسجام غرب
نشست امسال کنفرانس امنیتی مونیخ بیش از آنکه نماد وحدت غرب باشد، نشانهای از واگرایی فزاینده در آن بود. رهبران اروپایی با ادبیاتی کمسابقه از ضرورت استقلال راهبردی سخن گفتند، اما همزمان به ضعفهای ساختاری و وابستگیهای دیرینه خود نیز اذعان کردند.
اگر دهههای گذشته، مونیخ محل نمایش قدرت هماهنگ آتلانتیک بود، امروز به صحنه پرسش از آینده این هماهنگی تبدیل شده است. اروپا در جستوجوی هویت راهبردی جدیدی است، اما مسیر رسیدن به آن پرهزینه، زمانبر و آکنده از ابهام خواهد بود. اجلاس امسال نشان داد که غرب دیگر یک بلوک منسجم با رهبری بیچونوچرای آمریکا نیست؛ بلکه مجموعهای از بازیگران نگران است که هر یک در پی بازتعریف جایگاه خود در نظم در حال تغییر جهانیاند.
گزارش از امیر صفره



