به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در دنیای امروز، جایی که اقتصادها به یکدیگر وابستهاند و چالشهای جهانی مانند تغییرات آب و هوایی، نابرابری اجتماعی و بحرانهای مالی پیوسته در حال ظهور هستند، نظام مالیاتی به عنوان یکی از ستونهای اصلی نظام اقتصادی کشورها عمل میکند. مالیات نه تنها منبع اصلی درآمد دولتهاست، بلکه ابزاری قدرتمند برای دستیابی به عدالت اجتماعی، رشد اقتصادی و پایداری زیستمحیطی است. در این مقاله، که بر پایه اصول علمی اقتصاد و تجربیات جهانی نگاشته شده، به بررسی ابعاد مختلف ضرورت مالیات و نظام مالیاتی میپردازیم. هدف این است که نشان دهیم چگونه یک سیستم مالیاتی کارآمد میتواند جامعه را به سمت پیشرفت هدایت کند، در حالی که چالشهای موجود را نیز مورد واکاوی قرار میدهیم. این نوشتار، با تمرکز بر جنبههای مثبت و ضروری مالیات، تلاش میکند تا دیدگاه عمومی را نسبت به این مفهوم تغییر دهد و آن را از یک "بار تحمیلی" به یک "سرمایهگذاری جمعی" تبدیل کند.
مبانی نظری مالیات در علم اقتصاد
از دیدگاه اقتصادی، مالیات را میتوان به عنوان یک مکانیسم توزیع مجدد منابع تعریف کرد. اقتصاددانان کلاسیک مانند آدام اسمیت در کتاب "ثروت ملل" (۱۷۷۶) تأکید کردهاند که مالیات باید بر اساس اصول عدالت، سادگی، شفافیت و کارایی طراحی شود. اسمیت چهار اصل اساسی برای مالیات خوب را برشمرده: تناسب با درآمد فرد، قطعیت در پرداخت، راحتی در وصول و حداقل هزینه اداری. این اصول همچنان پایه و اساس نظریههای مدرن مالیاتی هستند.
در اقتصاد کینزی نیز، مالیات نقش کلیدی در تنظیم تقاضای کل ایفا میکند. جان مینارد کینز در کتاب "نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول" (۱۹۳۶) استدلال میکند که دولت میتواند از طریق سیاستهای مالیاتی، مانند کاهش مالیات بر مصرف برای تحریک رشد، یا افزایش مالیات بر درآمدهای بالا برای کنترل تورم، اقتصاد را متعادل سازد. مدلهای اقتصادی مدرن، مانند مدلهای تعادل عمومی پویا (DSGE)، نشان میدهند که بدون یک نظام مالیاتی قوی، دولتها قادر به تأمین کالاهای عمومی مانند جادهها، مدارس و بیمارستانها نیستند، که این امر منجر به کاهش بهرهوری و رشد اقتصادی میشود.
از منظر اقتصاد رفتاری، که توسط دانیل کانمن و آموس تورسکی توسعه یافته، مالیات میتواند رفتارهای فردی را هدایت کند. برای مثال، مالیات بر کالاهای مضر مانند تنباکو یا نوشابههای شیرین (معروف به "مالیات پیگویی" بر اساس ایده آرتور پیگو در سال ۱۹۲۰) نه تنها درآمد ایجاد میکند، بلکه مصرف این کالاها را کاهش داده و سلامت عمومی را بهبود میبخشد. مطالعات سازمان بهداشت جهانی (WHO) نشان میدهد که افزایش ۱۰ درصدی مالیات بر سیگار میتواند مصرف آن را تا ۴ درصد در کشورهای توسعهیافته و ۵ درصد در کشورهای در حال توسعه کاهش دهد، که این امر سالانه میلیونها زندگی را نجات میدهد.
نقش مالیات در تأمین درآمد دولت و توسعه زیرساختها
یکی از مهمترین دلایل ضرورت مالیات، تأمین منابع مالی برای دولت است. در غیاب مالیات، دولتها مجبور به چاپ پول یا وامگیری بیش از حد میشوند، که هر دو منجر به تورم یا بدهیهای انباشته میگردند. بر اساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۲۵، کشورهایی با نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی (GDP) بالاتر از ۲۰ درصد، مانند سوئد (۴۴ درصد) و دانمارک (۴۶ درصد)، سطوح بالاتری از رفاه اجتماعی و رشد اقتصادی پایدار را تجربه میکنند. در مقابل، کشورهایی با نسبت پایینتر، مانند برخی کشورهای آفریقایی با کمتر از ۱۰ درصد، با کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها مواجه هستند.
در ایران نیز، نظام مالیاتی میتواند نقش حیاتی در تنوعبخشی اقتصاد ایفا کند. وابستگی بیش از حد به درآمدهای نفتی اقتصاد را آسیبپذیر میسازد. یک سیستم مالیاتی کارآمد، با تمرکز بر مالیات بر ارزش افزوده (VAT) و مالیات بر درآمد، میتواند درآمدهای پایدار ایجاد کند. برای مثال، اجرای موفق VAT در کشورهای خاورمیانه مانند عربستان سعودی از سال ۲۰۱۸، منجر به افزایش درآمد غیرنفتی به بیش از ۲۰ درصد GDP شده است. این درآمد میتواند برای سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی مانند راهآهن پرسرعت، انرژیهای تجدیدپذیر و فناوری دیجیتال استفاده شود، که هر کدام به نوبه خود اشتغالزایی و رشد اقتصادی را به همراه دارند.
علاوه بر این، مالیات ابزاری برای مقابله با بحرانهای جهانی است. در دوران همهگیری کووید-۱۹، کشورهایی با نظام مالیاتی قوی مانند آلمان و کانادا توانستند بستههای حمایتی عظیم (به ارزش تریلیونها دلار) را تأمین کنند، در حالی که کشورهای ضعیفتر در این زمینه با مشکلات جدی روبرو شدند. گزارش صندوق بینالمللی پول (IMF) در سال ۲۰۲۴ تأکید میکند که افزایش مالیات بر شرکتهای بزرگ فناوری (مانند مالیات دیجیتال) میتواند سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد اضافی برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کند، که این مبلغ برای مقابله با تغییرات آب و هوایی حیاتی است.
توزیع عادلانه ثروت و عدالت اجتماعی
نظام مالیاتی نه تنها درآمدزا است، بلکه ابزاری برای کاهش نابرابری است. توماس پیکتی در کتاب "سرمایه در قرن بیست و یکم" (۲۰۱۳) نشان میدهد که بدون مالیات پیشرونده (یعنی نرخ بالاتر برای درآمدهای بالاتر)، شکاف طبقاتی افزایش مییابد. در آمریکا، جایی که نرخ مالیات بر درآمدهای بالا از ۹۰ درصد در دهه ۱۹۵۰ به کمتر از ۴۰ درصد کاهش یافته، ضریب جینی (شاخص نابرابری) از ۰.۳۵ به ۰.۴۱ رسیده است. در مقابل، کشورهای اسکاندیناوی با مالیات پیشرونده، ضریب جینی پایینتری (حدود ۰.۲۵) دارند و سطوح بالاتری از شادی و رفاه اجتماعی را گزارش میکنند.
در سطح جهانی، مالیات میتواند به کاهش فقر کمک کند. برنامههای مانند "مالیات بر معاملات مالی" (Tobin Tax) پیشنهادی جیمز توبین در سال ۱۹۷۲، میتواند نوسانات بازارهای مالی را کاهش دهد و درآمدهای حاصل را برای کمک به کشورهای فقیر اختصاص دهد. سازمان ملل متحد تخمین میزند که چنین مالیاتی میتواند سالانه ۴۰۰ میلیارد دلار درآمد ایجاد کند، که این مبلغ برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار (SDGs) تا سال ۲۰۳۰ ضروری است.
در ایران، با توجه به برخی نابرابریهای منطقهای، یک نظام مالیاتی عادلانه میتواند منابع را از استانهای ثروتمند به مناطق محروم منتقل کند. برای مثال، مالیات بر املاک لوکس میتواند درآمدهایی ایجاد کند که برای برنامههای آموزشی در روستاها استفاده شود، و این امر به کاهش مهاجرت و افزایش بهرهوری کمک میکند.
چالشها و راهحلهای نظام مالیاتی کارآمد
هرچند مالیات ضروری است، اما چالشهایی مانند فرار مالیاتی، پیچیدگی قوانین و مقاومت عمومی وجود دارد. بر اساس گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در سال ۲۰۲۵، فرار مالیاتی جهانی سالانه بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار ضرر ایجاد میکند. که عمدتاً به دلیل اقتصاد زیرزمینی و عدم شفافیت است.
برای غلبه بر این چالشها، راهحلهای علمی پیشنهاد میشود:
۱. دیجیتالیسازی: استفاده از فناوری بلاکچین و هوش مصنوعی برای ردیابی معاملات. مثلاً، سیستم e-Tax در سنگاپور فرار مالیاتی را تا ۵۰ درصد کاهش داده است.
۲. آموزش عمومی: کمپینهای رسانهای برای توضیح مزایای مالیات. مطالعات نشان میدهد که وقتی مردم بدانند مالیات چگونه صرف میشود (مانند گزارشهای شفاف بودجه)، تمایل به پرداخت افزایش مییابد.
۳. اصلاحات ساختاری: کاهش نرخهای مالیاتی برای طبقات پایین و افزایش برای بالا، همراه با معافیتهای هدفمند برای سرمایهگذاریهای سبز.
۴. همکاری بینالمللی: پیوستن به ابتکاراتی مانند BEPS (Base Erosion and Profit Shifting) OECD برای جلوگیری از انتقال سود شرکتهای چندملیتی به بهشتهای مالیاتی.
مالیات؛ ابزاری برای سرمایهگذاری در آینده
در نهایت، مالیات و نظام مالیاتی نه تنها خوب و ضروری هستند، بلکه پایه و اساس یک جامعه پیشرفتهاند. بدون آن، دولتها قادر به ارائه خدمات اساسی نیستند، نابرابریها تشدید میشود و رشد اقتصادی متوقف میگردد. تجربیات جهانی نشان میدهد که کشورهایی با نظام مالیاتی قوی، مانند فنلاند و نیوزیلند، سطوح بالاتری از رضایت عمومی و پایداری اقتصادی دارند. در ایران، تقویت نظام مالیاتی میتواند به عنوان پلی به سمت اقتصاد دانشبنیان عمل کند، جایی که درآمدهای پایدار جایگزین وابستگی به نفت شوند.
حال زمان آن رسیده که دیدگاه خود را نسبت به مالیات تغییر دهیم: آن را نه به عنوان یک هزینه، بلکه به عنوان یک سرمایهگذاری جمعی در آینده ببینیم. سیاستگذاران، شهروندان و رسانهها باید دست در دست هم دهند تا یک نظام مالیاتی عادلانه و کارآمد بسازند. تنها در این صورت است که میتوانیم به سمت یک اقتصاد پویا و جامعهای عادلانه گام برداریم.
گزارش از امیر صفره



