به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یادداشت از احمدحسین شریفی*/// سکوتی مرگبار بر غربزدگان و غربگرایان ایرانی حاکم شده است! مقاومت عجیبی در دیدن و شنیدن واقعیتی به نام جزیره شیطانی اپستین، از خود نشان میدهند! تاکنون حتی یک کلمه درباره این فاجعه بزرگ انسانی و سیاسی، بر زبان جاری نکردهاند! و بعید هم هست که جرئت و جسارت و حرّیّت لازم برای پرداختن به چنین موضوعی را داشته باشند!
در عین حال، انتظار میرود:
یک. جریان فمینیسم جهانی یا دستکم فمینیستهای وطنی اعتراضی و لو ظاهری به فاجعه جزیره اپستین داشته باشند!
دو. وکیلمدافعان حقوق بشر و برندگان جوایز حقوق بشری نوبل جملهای درباره این فاجعه بزرگ انسانیت بر زبان جاری کنند!
سه. مدافعان فرضیه تکامل وقتی میبینند که بسیاری از مدافعان جهانی این فرضیه ضد الهی، از مسافران آن جزیره شیطانی و از یاران غار فحشا و کودکخواری جفری اپستین بودهاند، دستکم تأملی در نسبت و تناسب پروژه اپستین و مدافعان فرضیه داروین داشته باشند!
چهار. دلدادگان معنویت بودایی وقتی میبینند که دالاییلاما، از دوستان صمیمی اپستین بوده و سر و سرّی با آن لیبرالیست آدمخوار داشته است، تأملی در راه رفته خود داشته باشند! و برای «تقلیل مرارت» پیروان خود، و به هدف تعهد به «تقریر حقیقت»، دست کم بگویند که دالایی لاما را بودایی نمیدانند!
پنج. به نشانه اعتراض به این فاجعه بزرگ انسانیت، آهی از سینههای تنگ و تاریک مدافعان حقوق زنان بیرون آید!
شش. مدعیان روشنفکری و لیبرالهای وطنی که برای سطل ماست شاندیز، ایران را به آشوب کشیدند و نظام سیاسی مردمسالاری دینی را نقد میکردند و همه آموزههای اسلامی و قرآنی را زیر سؤال میبردند، برای حفظ آبروی خود، اعتراضی و لو زبانی، نسبت به این فاجعه انسانی داشته باشند!
هفت. و انتظار میرفت و میرود که مسؤولان سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی در مجامع بینالمللی این پدیده را پیگیری کنند و درخواست تعیین کمیتهای حقیقتیاب از سوی سازمانهای بینالمللی را در این زمینه مطرح کنند!
به هر حال، هرگز نمیتوان از کنار این فاجعه بزرگ به سادگی گذشت! معتقدم زشتی و قباحت این موضوع از هولوکاست ادعایی صهیونیستها به مراتب بیشتر است.
جزیره اپستین روح عریان «اومانیسم» و «لیبرالیسم» و «حقوق بشر غربی» را نمایان کرده است. باید همه جهانیان را به مشاهده آن دعوت کرد.
*مدرس حوزه علمیه قم



