تاریخ انتشار: سه شنبه 1404/11/28 - 10:59
کد خبر: 553241

از بحران گفتمانی تا نااطمینانی سیاسی، نشانه‌های افول هژمونی غربی؛

غرب و بازتعریف نظم جهانی

غرب و بازتعریف نظم جهانی

کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶، صحنه‌ای برای نمایش شکاف‌های عمیق میان اروپا و ایالات متحده شد؛ جایی که تلاش‌های آشتی‌جویانه مارکو روبیو نتوانست سایه سرد سیاست‌های ترامپ را بر روابط فراآتلانتیک بزداید و نشانه‌های بازتعریف نظم جهانی را برجسته کرد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در حالی که برف سنگین کوه‌های آلپ سوییس، اجلاس اقتصادی داووس را به نمادی از یخ‌زدگی روابط دو سوی اقیانوس اطلس تبدیل کرده بود، کنفرانس امنیتی مونیخ در زمستان پرتلاطم امسال، سایه‌ای سنگین‌تر بر امنیت اروپا انداخت و نشان داد که روابط اروپا و ایالات متحده می‌تواند حتی سردتر از این هم شود. این دو رویداد کلیدی، که همیشه به عنوان نمادهای اتحاد غربی شناخته می‌شدند، امسال صحنه‌ای برای نمایش شکاف‌های عمیق استراتژیک میان ناتو و اتحادیه اروپایی از یک سو و واشنگتن از سوی دیگر بودند. سخنرانی‌های سرد دونالد ترامپ در داووس، که اروپایی‌ها را تحقیر کرد و حتی به فکر "تصاحب" گرینلند افتاد، و تلاش‌های ناکام مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، برای گرم کردن فضا در مونیخ، همه و همه حکایت از آن دارد که این اختلافات دیگر صرفاً نزاع میان دو متحد تاریخی نیست، بلکه نشانه‌ای آشکار از تحولات بنیادین در نظم جهانی است. نظمی که در آن، هژمونی مطلق آمریکا دیگر پذیرفته‌شده نیست و اروپا به دنبال نقش مستقل‌تری می‌گردد.

در مونیخ، جایی که همیشه به عنوان سنگر اتحاد غربی در برابر تهدیدهای جهانی تلقی می‌شد، امسال جو حاکم بیشتر شبیه به یک میدان مین بود تا یک نشست دوستانه. روبیو در سخنرانی خود تلاش کرد با یادآوری "پیوند ناگسستنی" میان اروپا و آمریکا، و تأکید بر "آینده مشترک" و "تاریخ و فرهنگ پیوند عمیق"، خاطرات نوستالژیک را زنده کند. او گفت: "ما همیشه پیوندی ناگسستنی با شما داشته‌ایم و خواهیم داشت" و خواستار "تجدید اتحاد فراآتلانتیک" شد. این پیام در رسانه‌های جهانی بازتاب یافت و به عنوان تلاشی برای دلجویی تعبیر شد، اما برای اروپایی‌ها کافی نبود. تلخی سخنرانی‌های ترامپ و سیاست‌های تهاجمی او هنوز در کامشان بود و نگرانی‌های امنیتی‌شان را دوچندان کرده بود. روبیو، با وجود لحن آشتی‌جویانه‌اش، از اشاره به مسائل حساسی مانند جنگ اوکراین یا تعهدات امنیتی خاص اجتناب کرد، که این امر اروپایی‌ها را به فکر "ناتو اروپایی" و استقلال بیشتر واداشت. در واقع، او خواسته‌های آمریکا را با قاطعیت اعلام کرد و طوری وانمود کرد که گویی بقای اتحاد به همراهی اروپا با ترامپ بستگی دارد. این رویکرد، بیش از آنکه اختلافات سیاست خارجی را نشان دهد، آینه‌ای از تغییرات ساختاری در جهان است؛ جایی که نهادهای غربی با چالش‌های گفتمانی و عملی روبه‌رو هستند و برای بقا تلاش می‌کنند.

از "ابرارزش‌های مشترک" تا تقاضای همکاری مشروط

در سوی دیگر این شکاف، اروپایی‌ها نه تنها به پیام‌های مثبت روبیو گوش سپردند، بلکه پاسخ‌های صریحی هم دادند: همکاری آری، اما نه بی‌قید و شرط. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی، در واکنشی مستقیم به نگرانی‌های مطرح‌شده از سوی آمریکایی‌ها درباره "افول تمدنی" اروپا، گفت: "اروپا همچنان مشتری دارد" و ادعای ترامپ مبنی بر "محو شدن اروپا" را رد کرد. این واکنش، که در رسانه‌های اروپایی به عنوان اعلام استقلال گفتمانی تعبیر شد، فراتر از یک دفاع ساده بود و نشان‌دهنده رد روایت‌های هژمونیک از سوی واشنگتن بود.

تحلیلگران اروپایی تأکید دارند که این تغییر، بازتابی از گذار به نظم جهانی چندمرکزی است. اروپا دیگر گفتمان "ارزش‌های مشترک" با آمریکا را بی‌چون و چرا نمی‌پذیرد و اصرار دارد که پیوندها بر اساس منافع و هنجارهای واقعی امروز شکل بگیرند، نه صرفاً بر پایه گذشته نوستالژیک. در واقع، اروپایی‌ها می‌گویند: "ما می‌خواهیم متحد باشیم، اما به شرطی که این اتحاد برابر و متقابل باشد." این رویکرد، نشان‌دهنده آن است که روابط دیگر به یک "بلوک واحد ارزشی" برای مقابله با تهدیدها فروکاسته نمی‌شود، بلکه همگرایی‌ها باید مشروط به منافع ملموس و سیاست‌های عملی باشند. در مونیخ، این پیام روشن بود: اروپا خواهان هم‌جهت بودن بی‌قید و شرط نیست، بلکه به دنبال همگرایی‌ای است که در آن صدای خودش شنیده شود.

امنیت، دفاع و بحران اعتماد

یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های این بازتعریف روابط، بحث بر سر امنیت و نقش ناتو بود. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، در مونیخ تأکید کرد که "نظم جهانی پیشین دیگر وجود ندارد" و جهان وارد دوره رقابت قدرت‌های بزرگ شده است. او به صراحت گفت که حتی ایالات متحده به تنهایی قادر به مدیریت بحران‌های جهانی نیست و نیاز به "اعتماد ترمیم‌شده" میان اروپا و آمریکا وجود دارد. این اظهارات، که در رسانه‌های اروپایی به عنوان آگاهی از تغییرات ژئوپلیتیک تعبیر شد، نشان‌دهنده جابه‌جایی نقش آمریکا است: واشنگتن دیگر هژمون بلامنازع نیست و بدون مشارکت فعال اروپا، نمی‌تواند امنیت را تضمین کند.

پشت این گفت‌وگوها، بحران اعتماد در حوزه امنیت فراآتلانتیک نهفته است؛ بحرانی که نه تنها نتیجه سیاست‌های مقطعی مانند دوران ترامپ است، بلکه بخشی از فرآیند ساختاری در نظم جهانی. کشورها如今 بیش از گذشته به دنبال تعادل منافع و اتکای متقابل هستند. اروپا نه تنها انتظار دارد آمریکا شریک قابل‌اعتمادی باشد، بلکه می‌خواهد نقش فعال‌تری در تعریف چارچوب‌های امنیتی جهانی ایفا کند. در مونیخ، این پیام بارها تکرار شد: امنیت دیگر کالایی نیست که آمریکا آن را تأمین کند، بلکه باید محصول همکاری برابر باشد.

اقتصاد سیاسی شکاف

اگر امنیت ستون فقرات اتحاد فراآتلانتیک بوده، اقتصاد همیشه قلب تپنده آن بوده است. اما如今، این قلب با ناهماهنگی می‌تپد. اختلافات تجاری، صنعتی و فناوری میان اروپا و آمریکا دیگر پشت درهای بسته نیست و به تیترهای جنجالی رسانه‌ها تبدیل شده. در مونیخ، سخنرانی‌ها بارها به "رقابت‌پذیری" و "امنیت اقتصادی" بازگشت؛ عباراتی که پشت‌شان پیام روشنی نهفته: اقتصاد عرصه همکاری بی‌هزینه نیست.

آمریکا با سیاست‌های حمایتگرایانه و صنعتی تهاجمی، اولویت را به بازسازی توان داخلی می‌دهد، حتی اگر متحدان اروپایی هزینه‌اش را بپردازند. اروپا، که سال‌ها خود را قهرمان بازار آزاد می‌دانست،如今 در برابر این واقعیت ایستاده که بازار آزاد بدون قدرت صنعتی، توهمی پرهزینه است. تحلیل‌های رسانه‌ای غربی تأکید دارند که این شکاف، بازتاب مستقیم گذار به نظم چندمرکزی است؛ جایی که دولت‌ها به ابزارهای کلاسیک مانند یارانه و کنترل زنجیره تأمین بازمی‌گردند. برای اروپا، مسأله نه تنها رقابت با چین است، بلکه چگونگی همکاری با آمریکا بدون حاشیه‌نشینی. اینجا، "اتحاد ارزش‌ها" جای خود را به "چانه‌زنی برای منافع" می‌دهد. گفت‌وگوهای فراآتلانتیک如今 بیشتر شبیه مذاکرات سخت است تا جلسات همفکری، و پیام ضمنی‌اش این است: حتی متحدان قدیمی، رقیبان بالقوه‌اند.

بحران گفتمانی و هویتی

اگر اقتصاد میدان رقابت است، گفتمان میدان معناست و غرب در این میدان بیش از همیشه تفرقه‌زده است. در مونیخ، اختلاف‌ها نه تنها بر سر بودجه و اعداد بود، بلکه بر سر "روایت" غرب. مقام‌های آمریکایی از "نجات غرب" سخن گفتند، اما اروپایی‌ها این را "نسخه‌پیچی یک‌طرفه" تعبیر کردند. رسانه‌های اروپایی تأکید دارند که غرب دیگر یک صدای واحد ندارد، بلکه مجموعه‌ای از صداهاست: آمریکا بر رقابت قدرت‌های بزرگ و امنیت سخت تمرکز دارد، در حالی که اروپا بر چندجانبه‌گرایی و مدیریت بحران‌های نرم پافشاری می‌کند.

این تفاوت، نشانه "بحران هویت در نظم غربی" است. در مونیخ ۲۰۲۶، ارزش‌های مشترک مطرح شد، اما هر طرف برداشت خاص خود را داشت: برای آمریکا، ارزش‌ها با قدرت گره خورده، برای اروپا با هنجارها. نتیجه، غربی چندزبانه است که قدرت نرم‌اش فرسوده می‌شود. این چندزبانی، بازتاب گذار نظم جهانی است؛ جایی که مشروعیت دیگر از "غرب بودن" ناشی نمی‌شود و شکاف فراآتلانتیک به مسأله‌ای تمدنی تبدیل می‌شود – نه تقابل تمدن‌ها، بلکه بحران در روایت تمدن غربی.

سیاست داخلی و نااطمینانی ساختاری

پشت همه این اختلافات، سیاست داخلی نهفته است؛ عاملی که سیاست خارجی را بیش از همیشه تحت تأثیر قرار می‌دهد. اروپا با نگرانی به واشنگتن می‌نگرد، نه از بدبینی، بلکه از تجربه نوسان‌های سیاست آمریکایی. در مونیخ، این نگرانی با زبان دیپلماتیک تکرار شد: مسأله نه امروز آمریکا، بلکه "فردای" آن است. انتخابات، قطبی‌شدن و فشار افکار عمومی، سیاست خارجی آمریکا را سیال کرده و برنامه‌ریزی بلندمدت اروپا را دشوار.

این نااطمینانی، بخشی از گذار نظم جهانی است؛ جایی که ثبات جنگ سرد وجود ندارد. اروپا هم از این قاعده مستثنا نیست: پوپولیسم، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، سیاست‌اش را محتاط‌تر کرده. نتیجه، چرخه تردید متقابل: آمریکا نگران تعهد اروپا، اروپا نگران ثبات آمریکا. این چرخه، اتحاد را در "وضعیت تعلیق" نگه می‌دارد و نشان می‌دهد شکاف‌ها حاصل ساختارهایی است که سیاست داخلی را به بازیگر اصلی تبدیل کرده. وقتی جهان گروگان انتخابات می‌شود، اتحادها شرطی و شکننده می‌شوند.

اروپا دقیقاً از آمریکا چه می‌خواهد؟

اروپا در بزنگاهی ایستاده: نه بازگشت به گذشته پرهیبت، نه آینده روشن. در مونیخ ۲۰۲۶، این تردید آشکار بود. سخنرانان اروپایی از "مسئولیت‌پذیری بیشتر"، "استقلال راهبردی" و "توان دفاعی بومی" گفتند؛ واژه‌هایی که از دوران اول ترامپ تکرار می‌شوند، اما如今 جدی‌ترند. ریاست‌جمهوری ترامپ، اروپا را وادار به خروج از سایه کرده.

با این حال، استقلال اروپا بیشتر شبیه طناب‌بازی است تا جهش قاطع. تمایل به کاهش اتکا به آمریکا در امنیت و فناوری وجود دارد، اما هیچ پایتختی پل‌ها را خراب نمی‌کند. این تناقض در حاشیه‌های مونیخ شنیده می‌شد: اروپا می‌خواهد مسئولیت بپذیرد، اما نه به بهای شکاف علنی. در نظم گذار، این وضعیت پایدار نیست؛ اروپا "بازیگری مردد" است که وزن‌اش را افزایش می‌دهد، بدون پرداخت هزینه کامل. این تردید، بخشی از شکاف فراآتلانتیک را توضیح می‌دهد.

پیش‌بینی‌ها از آینده ارتباطات دو سوی آتلانتیک

در سوی آمریکا، پرسش این است: چگونه قدرت را حفظ کنیم وقتی جهان پاسخ نمی‌دهد؟ در مونیخ، مقام‌های آمریکایی خود را رهبر می‌دانستند، اما این رهبری نیازمند اقناع و فشار است. روبیو از "مسئولیت مشترک برای نجات غرب" گفت؛ دعوتی با بوی هشدار. تحلیلگران این را نشانه "افول نسبی" آمریکا می‌دانند: نه فروپاشی، بلکه کاهش توان تحمیل اراده بدون هزینه.

هر دو طرف در حال افول نسبی‌اند، اما رقابت‌ها آنها را به نشان دادن دیگری به عنوان افول‌کننده وامی‌دارد. واشنگتن رهبری می‌خواهد اما بار را تقسیم کند؛ اروپا شراکت می‌خواهد اما از پیروی کامل هراس دارد و به دنبال هژمونی خود در نظم جدید است. شکاف فراآتلانتیک، نشانه نظمی در حال تغییر است: اتحادها سیال‌تر، ارزش‌ها کمتر جهان‌شمول، قدرت توزیع‌شده. در مونیخ ۲۰۲۶، کمتر کسی از بازگشت به گذشته گفت. حتی خوش‌بین‌ها تأکید داشتند که قواعد قدیمی تضمین‌کننده نیستند. اروپا و آمریکا نیاز به هم دارند، اما این نیاز به همسویی کامل منجر نمی‌شود؛ باید برای هر گام مذاکره کنند، توضیح دهند و هزینه بپردازند. این شاید آغاز عصر جدیدی در روابط فراآتلانتیک باشد – عصری پر از چالش، اما شاید پویاتر.

گزارش از امیر صفره

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
سفارش چاپ مارک پارچه ای ۲ ساعته در تعداد کم از کجا ؟
دانلود بهترین کتاب های نومرولوژی و علم اعداد
کلید طلایی موفقیت در دفاع پایان‌نامه و مصاحبه‌های استخدامی
رهبر انقلاب: خطرناک‌تر از ناو، سلاحی است که می‌تواند آن را به قعر دریا بفرستد
از اجبار قانونی تا تعهد اجتماعی
حاکمیتِ «حلقه رفقا» یا حاکمیت قانون؟/ هزینه‌ی گزافِ آزادی‌های دستوری
این دیگر اسمش گول خوردن نیست!
افزایش سه برابری یارانه فرزندان خانواده‌های دارای حداقل سه فرزند
مجوز مجلس برای ارائه تسهیلات اشتغال‌زایی خرد و خانگی در سال آینده
اختصاص منابع اعتباری برای تسهیلات ازدواج و فرزندآوری
غرب و بازتعریف نظم جهانی
تأکید تهران و ریاض بر صلح، ثبات و همگرایی منطقه‌ای/ توسعه روابط ایران و عربستان در دستور کار است
دیکتاتوری به سبک پلتفرم ‌آمریکایی
ترس ‌های ترامپ
اختتامیه جشنواره بین‌المللی فارابی +عکس
قالیباف: افزایش قیمت بنزین به لیتری ۶۰ هزار تومان صحت ندارد
هر منطقه یک شب در میان دچار افت فشارآب می شود
امواج رادیویی چشمان خودروهای خودران می‌شوند
میدری: دهک‌بندی از معیار یارانه نقدی حذف شد
پورمحمدی: انتقال سهمیه بنزین به کارت بانکی از سال آینده اجرا می‌شود
معیار جدید تایید مدارک دانشگاههای خارجی برای دانشجویان ایرانی اعلام شد
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top