تاریخ انتشار: پنجشنبه 1404/11/30 - 09:04
کد خبر: 553300

روایت کارشناسان و رسانه‌های بین‌المللی از افزایش چشمگیر قدرت دفاعی ایران پس از جنگ ۱۲ روزه؛

سورپرایز‌های دریا

 سورپرایز‌های دریا

در میانه افزایش تهدیدات رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران و ارسال حجم انبوه تجهیزات و سامانه‌های جنگی و نظامی به منطقه، برخی کارشناسان نوع و چگونگی پاسخ ایران به حملات احتمالی آمریکا را مورد بررسی قرار دادند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به نقل از وطن امروز، در این راستا سازمان غیرانتفاعی مطبوعاتی «میدل‌ایست مانیتور» که اواسط سال ۲۰۰۹ در لندن تأسیس شد و این روزها تمرکز خود را بر تحولات ایران گذاشته است، در گزارشی با اشاره به توانایی‌های ایران در پاسخ به جنگ تحمیلی احتمالی آمریکا نوشت: دولت ترامپ میان ۲ ضرورت متضاد گرفتار است، احتیاط عملیاتی در برابر ایران از سوی نهادهای دیپلماتیک در حوزه سیاست خارجی و همزمان فشارهای زیاد حامیان مالی به ترامپ که به کمتر از تسلیم ایران قانع نیستند.

به نوشته میدل‌ایست ‌مانیتور، طراحان و برنامه‌ریزان نظامی آمریکا به این درک واقع‌بینانه رسیده‌اند که صحنه عملیات در خلیج‌ فارس از بیخ و بن بازطراحی شده و وضعیت فعلی بسیار متفاوت از جنگ 12 روزه است. این تغییر را از جمله از طریق ورود ابرناوشکن‌های چینی کلاس «تایپ ۰۵۵» و کشتی‌های تجسسی و اطلاعاتی به دریای عمان می‌توان ردیابی کرد و نکته مهم آن است که این تجهیزات می‌تواند در صورت وقوع جنگ در خدمت ایران قرار گیرد. در واقع ایران از طریق اتصال به شبکه ماهواره‌ای چین که مستقل از غرب است، به یک «اشراف ۲۴ ساعته و کامل» از تحرکات نیروی دریایی آمریکا دست یافته و از قابلیت اطلاعاتی‌ای برخوردار است که با اعضای تراز اول ناتو برابری می‌کند.

میدل‌ایست مانیتور در گزارش خود می‎‌نویسد: اشراف اطلاعاتی ایران بر تحرکات نظامی در منطقه باعث شده به گفته یکی از مقامات پنتاگون، حمله احتمالی آمریکا علیه ایران فاقد عنصر غافلگیری‌ باشد و این یک نقطه ضعف بزرگ احتمالی در جنگ علیه ایران خواهد بود، چون برخلاف گذشته، ایران در بالاترین سطح عملیاتی و امنیتی قرار دارد و توانسته تحرکات منطقه را به طور کامل رصد کند.

میدل‌ایست‌ مانیتور در ادامه می‌نویسد: ایران علاوه بر چین، حمایت اطلاعاتی روسیه را نیز با خود همراه خواهد داشت و در جنگ «۱۲ روزه» که در جریان آن زیرساخت‌ها و اراده ایران به بوته آزمایش گذاشته شد، حمایت روسیه فراتر از موضع‌گیری لفظی صرف بود. هنگامی که در ابتدا حملات سایبری اسرائیل و آمریکا، شبکه ارتباطی ایران را مختل کرد، تیم‌های فنی روسیه بلافاصله با مهندسان ایرانی برای احیای زیرساخت‌های حیاتی همکاری کردند.

زمان به نفع آمریکا نیست!

گزارش میدل‌ایست مانیتور در ادامه تاکید دارد معماری امنیتی منطقه‌ عمیقا به زیان منافع آمریکاست و هر ماهی که بدون گره‌گشایی (تنش بین آمریکا و ایران) سپری می‌شود، یکپارچگی سامانه‌های ایرانی با متحدان خود در حوزه‌های نظامی، اقتصادی و اطلاعاتی عمیق‌تر می‌شود. 

به گفته نویسنده میدل‌ایست مانیتور، واشنگتن در مذاکرات به دنبال تسلیم بی‌قید و شرط ایران است اما این هدف آن با مانعی استوار و تسلیم‌ناپذیر مواجه است، چون ایران خود را کشوری مستقل می‌داند که خارج از نظام مالی تحت رهبری آمریکا عمل می‌کند و اکنون با «پشتوانه فناورانه اطلاعاتی» ضرورتی برای تسلیم نمی‌بیند.

این گزارش به آمریکا توصیه می‌کند در جنگ علیه ایران «تامل و تردید» داشته باشد، چون ایرانِ بسیار متفاوت از گذشته است و اکنون کشوری است که زیر یک چتر اطلاعاتی گسترده فعالیت می‌کند و تهران کوچک‌ترین تحرکات دریایی آمریکا را زیر نظر گرفته.

بر اساس این گزارش، برگزاری مانورهای نظامی ایران با متحدان بین‌المللی خود نشان می‌دهد خلیج ‌فارس دیگر دریاچه اختصاصی آمریکا نیست و هزینه انجام جنگ به نیابت از تل‌آویو، برای دولت کنونی آمریکا خیلی‌ خیلی گران تمام خواهد شد.

پاسخ ایران از تنگه هرمز

همزمان با هشدارهای بین‌المللی درباره تشدید تنش آمریکا علیه ایران، روزنامه «تلگراف» انگلیس در گزارشی به مانور دریایی اخیر ایران و بسته شدن موقت تنگه هرمز برای نخستین بار از دهه ۱۹۸۰ پرداخت. تلگراف در گزارش خود مانور نظامی ایران در خلیج‌ فارس را همزمان با استقرار نظامی آمریکا در دریای عرب معنادار توصیف کرد. 

روزنامه تلگراف درباره ایران به ۲ موضوع اشاره کرد و نوشت: نه فقط مانور نظامی دریایی ایران و بستن تنگه هرمز معنادار است، بلکه رهبر عالی ایران در سخنان خود به صراحت آمریکایی‌ها را تهدید کرد که ناوهای آمریکا را به «کف دریا» خواهد فرستاد.

به نوشته تلگراف، بخشی از توان ایران برای پاسخ به هرگونه حمله، از طریق اقدامات نظامی در خلیج‌ فارس و بویژه تنگه هرمز دنبال خواهد شد. تلگراف در این ارتباط نوشت: ایران هرگز تنگه هرمز را که ۲۱ درصد نفت جهان از مسیر آن حمل می‌شود، به‌طور کامل نبسته است، اگرچه همواره تهدید به این کار کرده.

این آبراهه باریک با تنها ۲۴ مایل عرض در باریک‌ترین نقطه، یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انرژی جهان است که روزانه ۲۱ میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کند و هرگونه بسته‌ شدن رسمی آن باعث سر به فلک کشیدن قیمت نفت و آسیب شدید اقتصاد جهان خواهد شد.

بر اساس گزارش تلگراف، رهبر عالی ایران هشدار داد برتری نظامی واشنگتن باعث محافظت آمریکا در برابر پاسخ نظامی ایران نخواهد شد و این تهدیدها می‌تواند با عصبانیت بیشتر ترامپ همراه شود، بویژه آنکه ایران توانایی خود در بستن تنگه هرمز را هم نشان داده است.

تلاش برای افزایش بار روانی نظامی علیه ایران

در آمریکا نیز منابعی مانند سی‌ان‌ان گزارش داده‌اند دولت ترامپ همزمان با مذاکرات با ایران تلاش دارد فضای روانی نظامی علیه ایران ایجاد کند. سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه خود تأکید کرد دارایی‌های نظامی آمریکا شامل «ناوهای هواپیمابر»، «سوخت‌رسان‌ها» و «جنگنده‌ها» با هدف «مرعوب کردن تهران» و نیز ایجاد «گزینه‌های حمله» در صورت شکست مذاکرات از طرف آمریکا به منطقه اعزام شده‌اند.

سی‌ان‌ان در گزارش خود به نقل از ۲ منبع آگاه افزود در کاخ سفید هنوز درک روشنی از آینده سناریوها علیه ایران وجود ندارد و «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا، اواخر ماه گذشته در جلسه کنگره به قانون‌گذاران گفته بود وضعیت ایران هنوز مبهم است. منابع آگاه دیگری نیز به این خبرگزاری آمریکایی گفته‌اند گزینه‌های نظامی و جنگ علیه ایران حتی می‌تواند برای آمریکا و متحدانش مشکل‌سازتر باشد.

ترسناک‌ترین گزارش‌ اطلاعاتی برای آمریکا

کانال یوتیوب «Money over History» که یک کانال تحلیلی – ژئوپلیتیک - اقتصادی است و بر تاریخ پول، قدرت، جنگ‌ها، سیستم‌های مالی پنهان و تأثیر آنها بر جهان مدرن تمرکز دارد، در گزارشی نوشت: ایالات متحده به‌تازگی یکی از ترسناک‌ترین گزارش‌های اطلاعاتی دهه‌های اخیر را دریافت کرده و محتوای این گزارش درباره روسیه نیست، درباره کره‌شمالی هم نیست، بلکه محتوای گزارش درباره روابط نظامی چین با ایران است.

این گزارش می‌افزاید کاری که چین انجام داده، چنان حساب‌شده، چنان خطرناک و چنان زمان‌بندی‌شده است که کل پایه و اساس برتری هوایی آمریکا را که ۵۰ سال طول کشیده تا ساخته شود، ممکن است جلوی چشمان‌مان فروبریزد، چون چین پیشرفته‌ترین سامانه‌های راداری پنهان‌کار/ ضدپنهان‌کار خود را به ایران منتقل کرده و به طور خاص، رادار استراتژیک سه‌بعدی YLC-8B که توسط مؤسسه تحقیقات فناوری الکترونیک نانجینگ چین ساخته شده اکنون در اختیار ایران است. بر اساس این گزارش، این رادار دارای برد شناسایی بیش از ۵۰۰ کیلومتر برای هواپیماهای معمولی است و مهم‌تر از همه، توانایی شناسایی و ردیابی هواپیماهای پنهانکار مثل F35 را در فاصله بیش از ۳۵۰ کیلومتری دارد.

چندین واحد از این رادار قبلاً به ایران رسیده و در حال ادغام در شبکه پدافند هوایی ایران است و طبق گزارش مؤسسه هادسون، چرخش ایران به سمت سامانه‌های پدافندی چینی نشان‌دهنده تغییر اساسی در توازن نظامی منطقه است؛ تغییری که مستقیماً دکترین عملیاتی نیروی هوایی تل‌آویو و آمریکا را به چالش می‌کشد.  

این کانال تحلیلی - ژئوپلیتیک - اقتصادی در گزارش خود نتیجه‌گیری کرده است اگر ایران یک جنگنده آمریکایی F35 را ساقط کند، عواقبش فقط در خاورمیانه نخواهد بود و موجش به همه بورس‌ها، همه وزارتخانه‌های دفاع، همه اتحادهای نظامی و همه قراردادهای تسلیحاتی جهان می‌رسد چون F35 ساقط‌شدنی دیگر فقط یک هواپیمای مرده نیست؛ وعده مرده است، دکترین مرده است. برنامه ۲ تریلیون دلاری مرده‌ای است که ۱۹ کشور نیروی هوایی‌شان را حول آن بازسازی کرده‌اند.

در ادامه گزارش آمده است: اگر جنگنده F35 از سوی ایران هدف قرار گیرد، صندلی پرتاب فعال می‌شود. خلبان با کلاه‌خود نسل سوم (که قیمتش از خانه اکثر مردم آمریکا بیشتر است) پایین می‌آید و در خاک ایران فرود می‌آید. ایران او را اسیر می‌کند. این فقط یک گروگان مذاکراتی نیست. این باارزش‌ترین اهرم فشاری است که هر دشمنی در عصر مدرن علیه آمریکا به دست خواهد آورد.

بخش دیگری از این گزارش افزود: در صورتی که ایران جنگنده F35 را هدف قرار دهد، خروج خلبان فقط آغاز ماجراست. لاشه هواپیما در خاک ایران فرود می‌آید و مهندسان ایرانی که با وجود همه فشارها، برخی از خلاق‌ترین مهندسان نظامی جهانند، به پیشرفته‌ترین هواپیمای طبقه‌بندی‌شده تاریخ دسترسی پیدا می‌کنند، چون نسخه اصلی F35 آمریکایی، نسخه کامل با سنسورهای طبقه‌بندی‌شده، نرم‌افزار کامل و پوشش‌های پنهانکاری است که به دست ایران خواهد افتاد.

مذاکرات؛ پوششی برای جنگ

در عین حال یک روز پس از مذاکرات اخیر تهران - واشنگتن در سوئیس، آنا گاسپاریان مجری‌ - ‌کارشناس شناخته‌شده آمریکایی در یک برنامه تلویزیونی گفت: «مذاکرات با ایران فقط بهانه‌ای برای جنگ است؛ استقرار گسترده نظامی یعنی آماده‌سازی حمله، نه بلوف یا دیپلماسی. هیچ رأی‌دهنده آمریکایی این جنگ را نمی‌خواهد اما نخبگان فاسد آمریکایی از این جنگ حمایت می‌کنند». 

این مجری آمریکایی با بیان اینکه ایالات متحده حاکمیت واقعی ندارد و کاملاً تحت کنترل اسرائیل است، افزود: «اگر مذاکرات واقعی و فقط محدود به هسته‌ای بود، توافق در چند دقیقه ممکن بود اما اسرائیل می‌خواهد موشک‌های بالستیک، نیروهای نیابتی و سیاست خارجی ایران را هم کنترل کند که این شرط‌ها برای ایران قاعدتا پذیرفتنی نیست».

ماجرای شکست آمریکا از ایران در جنگ فرضی

سخنان اخیر رهبر انقلاب در واکنش به تهدیدهای دونالد ترامپ و تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، از جمله اعزام ناوهای جنگی، بازتابی گسترده در رسانه‌های بین‌المللی داشت. این بازتاب صرفا محدود به رسانه‌های منطقه نبود، بلکه در رسانه‌های جریان اصلی غرب نیز به ‌عنوان نشانه‌ای از تغییر لحن یا دست‌کم تثبیت موضع بازدارنده تهران تحلیل شد. در این میان، رسانه آمریکایی واشنگتن‌تایمز با تمرکز بر بعد بازدارنده این بیانات، تأکید کرد پیام اصلی سخنان رهبر عالی ایران نه اعلام تصمیم برای ورود به جنگ، بلکه ارسال «پیام اقتدار» به واشنگتن است؛ پیامی که می‌خواهد نشان دهد تهران خود را در موضع انفعال نمی‌بیند و حتی در برابر آنچه آمریکا «قوی‌ترین ارتش جهان» می‌خواند، بر توان پاسخگویی تکیه دارد. در تحلیل این رسانه آمده است تهران با برجسته‌سازی توان موشکی و دریایی خود بویژه در آب‌های بسته و استراتژیک می‌کوشد این گزاره را القا کند که حتی پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی آمریکا نیز از تهدید مصون نیستند و هرگونه اقدام نظامی، بدون هزینه نخواهد بود.

از این زاویه، بیان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره «غرق ‌شدن ناو آمریکایی» را باید در چارچوب راهبرد بازدارندگی فعال فهمید؛ راهبردی که هدف آن افزایش هزینه ذهنی و عملی هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران است. همچنین باید به این نکته توجه داشت که این بیان، صرفا تهدیدی لفظی یا نمادین نیست، بلکه به مجموعه‌ای از توانمندی‌های واقعی و آزموده‌‌شده ایران در محیط عملیاتی خاص خلیج ‌فارس تکیه دارد. محیطی که به ‌واسطه عرض محدود آبراه‌ها، تراکم بالای ترافیک دریایی و نزدیکی جغرافیایی سواحل، امکان بهره‌گیری از تاکتیک‌های کم‌‌هزینه اما پرریسک برای طرف مقابل را فراهم می‌کند.

راهبرد دریایی ایران در خلیج‌ فارس بر پایه «جنگ نامتقارن» بنا شده است؛ یعنی پرهیز از رقابت کلاسیک ناو به ناو با نیروی دریایی ایالات متحده و حرکت به ‌سوی ترکیبی از ابزارهای سبک، چابک و پرتعداد. در این چارچوب، استفاده از انبوهی از قایق‌های تندرو و موشک‌انداز، شناورهای کوچک با قابلیت مانور بالا و بهره‌گیری از پهپادها و شهپادهای انتحاری در دستور کار قرار می‌گیرد. منطق این رویکرد آن است که به‌ جای تمرکز بر برتری کیفی، با برتری کمی، سرعت و پراکندگی، سامانه‌های دفاعی پیشرفته ناوهای آمریکایی تحت فشار همزمان قرار گیرند.

این استراتژی نامتقارن می‌تواند تهدیدی منحصر به‌ فرد برای ناوهای بزرگ باشد، چرا که حتی پیشرفته‌ترین رادارها و سامانه‌های پدافندی نیز با چالش «اشباع» روبه‌رو می‌شوند. به عبارت دیگر، مساله نه ناتوانی تکنولوژیک، بلکه محدودیت ذاتی سامانه‌ها در مقابله همزمان با حجم بالایی از تهدیدهای کوچک و متحرک است.

هیچ تحلیلگر و کارشناس نظامی ادعا نمی‌کند قدرت دریایی ایران و آمریکا قابل قیاس یا برابر است. ناوهای هواپیمابر و ناوشکن‌های آمریکا، بی‌تردید خطر بزرگی برای هر نیروی منطقه‌ای محسوب می‌شوند اما نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که این برتری کلاسیک، در برابر تهدید منحصر به ‌فرد جنگ نامتقارن ایران به ‌طور کامل مصون نیست. ایران به ‌جای ورود به مسابقه پرهزینه ساخت ناوهای سنگین، راهبرد «توازن از طریق اشباع» را برگزیده است: تمرکز بر حمله به ناوهای بزرگ با صدها سلاح کوچک و چابک، تا نابرابری ساختاری جبران شود.

پیامد عملی این راهبرد آن است که سامانه‌های ردیابی و دفاعی ناوهای آمریکایی مجبور می‌شوند همزمان با اهداف بسیار زیادی در سطح آب و آسمان درگیر شوند. برای ملموس ‌شدن این منطق، کافی است گزارش چندی پیش نشنال اینترست بررسی شود. نشنال اینترست درباره توانمندی ایران در دریا نکات قابل تأملی مطرح کرده است. در این گزارش نوشته شده فرض کنید ۱۰۰ قایق تندرو و ده‌ها پهپاد شاهد136 به‌طور همزمان به یک ناو نزدیک شوند، حتی اگر سامانه‌های پدافندی ناو در بهترین سناریو ۹۰ درصد آنها را شناسایی و منهدم کنند، باز هم ۱۰ قایق باقیمانده یا پهپادهای انتحاری می‌توانند خسارات قابل‌ توجهی وارد کنند. اساسا باید به این نکته توجه داشت که در جنگ دریایی مدرن، نفوذ اندک هم می‌تواند پیامدهای راهبردی بزرگی به همراه داشته باشد.

این منطق تهدید، صرفا یک سناریوی نظری یا تبلیغاتی برای ایران نیست. تجربه‌های شبیه‌‌سازی‌شده نظامی خود آمریکا نیز آسیب‌پذیری ناوگان دریایی‌اش در برابر حملات نامتقارن و اشباع‌‌شونده را نشان داده است. مشهورترین نمونه، رزمایش سال ۲۰۰۲ ایالات متحده با عنوان «چالش هزاره» است. در این رزمایش، ژنرال پل ون ریپر که فرماندهی «تیم قرمز» (حریف، یعنی ایران) را بر عهده داشت، با به ‌کارگیری تاکتیک‌های نامتعارف و حمله گروهی، از هماهنگ‌سازی دسته‌هایی از قایق‌های کوچک تا شلیک همزمان موشک‌های کروز بدون اتکا به ترافیک رادیویی، توانست در عرض چند دقیقه ۱۶ کشتی جنگی بزرگ ناوگان فرضی آمریکا، از جمله یک ناو هواپیمابر را غرق کند. شدت این شکست شبیه‌سازی‌شده چنان بود که طراحان رزمایش ناچار شدند تمرین را متوقف کرده و ناوگان غرق‌‌شده را برای ادامه سناریو دوباره فعال کنند؛ اقدامی که خود به‌عنوان نشانه‌ای از دور از انتظار ‌بودن نتایج برای برنامه‌ریزان نظامی آمریکا تعبیر شد. سال ۲۰۲۱، نشریه تحلیلی آمریکایی نشنال اینترست با مرور دوباره سناریوی «چالش هزاره» تأکید کرد در یک جنگ واقعی، هیچ‌کس نمی‌تواند قواعد را به‌ دلخواه تغییر دهد تا برتری آمریکا حفظ شود. نشنال اینترست این موضوع را پیش کشید که اگر ایران بخواهد به طور واقعی و میدانی تاکتیک‌های بسیار مؤثر و بی‌رحمانه ون ریپر را به کار گیرد، میزان خسارت می‌تواند حتی فراتر از آن چیزی باشد که در نسخه دستکاری‌‌شده و محدودشده رزمایش چالش هزاره دیده شد. هشدار نشنال اینترست در واقع یادآور همان منطق بازدارندگی ایران در خلیج‌ فارس است؛ اینکه هزینه‌های بالقوه جنگ دریایی برای طرف مقابل می‌تواند بسیار سنگین و غیرقابل پیش‌بینی باشد.

با توجه به همه اینها، آنچه در بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره آسیب‌پذیری ناوهای آمریکایی برجسته شد، نه یک تهدید لفظی صرف، بلکه تکیه بر منطقی عملیاتی و قابل اجرا در دکترین جنگ نامتقارن دریایی ایران است. بازتاب هشدار رهبر انقلاب به آمریکایی‌ها، در رسانه‌های بین‌المللی، بویژه رسانه‌های آمریکایی نیز نشان می‌دهد حتی در فضای رسانه‌ای ایالات متحده، این واقعیت پذیرفته شده است که برتری تکنولوژیک ناوگان‌های بزرگ، در برابر حملات اشباع‌‌شونده، مطلق نیست. به همین دلیل، بی‌جهت نیست اگر بگوییم در این چارچوب، پیام تهران، بیش از آنکه اعلام جنگ باشد، یادآوری هزینه‌های بالقوه جنگ برای طرف مقابل است؛ هزینه‌هایی که بنا به اذعان کارشناسان و تحلیلگران غربی، در محافل تصمیم‌گیری ایالات متحده هیچ ارزیابی و چشم‌اندازی برای آن وجود ندارد. به علاوه اینکه تهران به صراحت هشدار داده هر اقدام نظامی علیه ایران، منجر به جنگ منطقه‌ای خواهد شد.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
ضرورت استفاده از ظرفیت‌های علمی جوانان نخبه برای پیشرفت کشور
معماری ایستگاه متروی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) چشم نواز خواهد بود
ایران، مقصد چندوجهی برای گردشگران سلامت
سیمایی: دانشگاه‌ها باید به ماموریت اصلی خود بازگردند
تجلیل آیت‌الله جنتی از موضع‌گیری شجاعانه مقام معظم رهبری
محکومیت اقدام رژیم صهیونیستی در غصب اراضی فلسطینی در کرانه باختری
چهلم شهدای فتنه آمریکایی صهیونی در حرم بانوی کرامت +عکس
گفتگوی تلفنی عراقچی با همتای سعودی درباره روند مذاکرات ایران و آمریکا
ادای احترام معاون رئیس جمهور به مقام شامخ شهید سلیمانی
سپاهان هم راه استقلال را رفت
آغاز نشست شورای امنیت درباره وضعیت خاورمیانه و موضوع فلسطین
لغو سهمیه ۲۰ روز تردد رایگان در محدوده آلودگی هوای تهران
سرپرست جدید منطقه ۳ شهرداری کرمانشاه معرفی شد
مطالبات رهبر انقلاب از دستگاه امنیتی در مواجهه با وقایع دی ماه چه بود؟
ثبت‌نام بیش از ۱۵۳ هزار داوطلب انتخابات شوراهای روستا
یورش نظامیان رژیم صهیونیستی به جنوب سوریه و بازداشت ۶ جوان سوری
ساعت کار دستگاه‌های دولتی در ماه مبارک رمضان ابلاغ شد
پرواز بهای نفت خام در بازارهای جهانی
تجلیل آیت‌الله جنتی از موضع‌گیری شجاعانه مقام معظم رهبری
ایجاد یک صندوق مشترک بین وزارتخانه‌های فرهنگی کشور
شب اول ماه رمضان چه اعمالی دارد؟/ماه خدا از راه رسید
نظرسنجی
بنظر شما باتوجه به حوادث اخیر و شکست سنگین از ایران، چقدر احتمال فروپاشی رژیم صهیونیستی وجود دارد؟





مشاهده نتایج
go to top