به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در حالی که دانشگاههای ایران بهعنوان پیشران اصلی پیشرفت علمی، عزت ملی و استقلال کشور در منظومه فکری انقلاب اسلامی شناخته میشوند، روزهای اخیر شاهد تلاشی پیچیده و طراحیشده از سوی اتاقهای فکر موساد و سیا برای احیای سناریوی آشوب و «کشتهسازی» در قلب نهاد علمی کشور بود. اما دانشجویان متعهد و انقلابی با برپایی مراسمهای خودجوش انقلابی و مذهبی، بهطور قاطع مرز خود را با جریانهای وابسته به بیگانگان ترسیم کردند و نشان دادند که دانشگاه همچنان سنگر هویت ملی و دینی است، نه میدان عربدهکشی و چاقوکشی اوباش اجارهای.
صفآرایی انقلابی دانشجویان در برابر مزدوران بیگانه
دوشنبه ۴ اسفند، دانشگاه صنعتی امیرکبیر صحنه یکی از باشکوهترین تجمعات دانشجویان انقلابی بود. صدها دانشجو با برافراشتن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران و سردادن شعارهای انقلابی، غیرت دینی و ملی خود را به نمایش گذاشتند. در این مراسم پرشور که با حضور گسترده دانشجویان مؤمن برگزار شد، یکی از دانشجویان با صدای رسا اعلام کرد: «هیچ فریاد وحشیگری و مزدوری بیگانه نمیتواند پرچم مقدس جمهوری اسلامی را از قلل رفیع نهاد دانشگاه پایین بیاورد.» این پیام صریح، مستقیماً خطاب به کسانی بود که با پرتاب سنگ، فحاشیهای رکیک و حمایت رسانهای شبکههایی مانند موساد اینترنشنال و بیبیسی فارسی، در پی حراج استقلال و قداست دانشگاه بودند.
در دانشگاه تهران نیز دانشجویان با برپایی نماز جماعت خودجوش در صحن پردیس مرکزی دانشگاه، بار دیگر بر ماهیت مقدس و انقلابی این نهاد تأکید کردند. نمازگزاران با تأکید بر اینکه دانشگاه در تراز انقلاب اسلامی، محیطی برای عبادت و علمآموزی است نه میدان درگیری و چاقوکشی، نشان دادند که اکثریت قاطع دانشجویان همچنان به ارزشهای انقلابی پایبندند. همزمان در دانشگاه صنعتی شریف، دانشجویان با برگزاری مراسم ویژهای و پوشیدن لباس خادمی آستان حضرت سیدالشهدا(ع)، ارادت عمیق خود به فرهنگ عاشورایی را ابراز داشتند. شعار پرطنین «بر من لباس نوکریام را کفن کنید» که در این مراسم طنینانداز شد، لرزه بر اندام کسانی انداخت که میخواستند فضای دانشگاه را به «چاله میدان» و دینستیزی تبدیل کنند.
نقاب دانشجویی بر چهره چاقوکشهای اجارهای
اما پشت این جلوههای باشکوه بصیرت دانشجویی، تحرکات مشکوک جریانی دیگر نیز مشاهده شد که ماهیت غیردانشجویی خود را به سرعت افشا کرد. گزارشهای میدانی از دانشگاه امیرکبیر حاکی است که تعدادی از افراد ناشناس، پس از روزهخواری علنی در ماه مبارک رمضان، با پرتاب بطریهای شیشهای و سنگ به سمت دانشجویان نمازگزار، باعث مجروحیت و خونریزی شدید سر چهار دانشجو شدند. در دانشگاه شریف نیز مأموران امنیتی موفق به کشف و ضبط چند قبضه چاقو از یکی از افراد مشکوک شدند. تلاش برای آتش زدن پرچم مقدس ایران در دانشگاه الزهرا(س) نیز از دیگر اقدامات این گروه بود که با واکنش سریع دانشجویان انقلابی مواجه شد.
کارشناسان و ناظران میدانی تأکید دارند که این اقدامات، هیچ نسبتی با مطالبهگری دانشجویی یا عزاداری ندارد. فردی که چاقو میکشد، سنگ پرتاب میکند، شیشه میشکند و به همکلاسی خود حمله میکند، دانشجو نیست؛ بلکه شرور، وطنفروش و مهرهای انتحاری در پروژه اغتشاش است. دانشگاه جای اوباش، اراذل، اغتشاشگران اجارهای و لمپنها نیست. این افراد با نقاب دانشجویی، در واقع در حال بازتولید وحشیگری «شعبانبیمخها» در لباسی جدید هستند. دشمن که از تسخیر خیابانها ناامید شده، اکنون به دنبال تسخیر «مغز متفکر جامعه» یعنی دانشگاه است تا پیشران علمی کشور را به درگیری داخلی سرگرم کند و رشد ۲۰ برابری علمی ایران را – که حتی به اعتراف «هرتسل هالوی»، فرمانده رکن اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی، لرزه بر اندام صهیونیستها انداخته – متوقف سازد.
تکرار تاریخ؛ از کودتای سیاه ۳ اسفند تا فتنه دیماه
این رویدادها همزمان با سالگرد کودتای سیاه ۳ اسفند ۱۲۹۹ رخ داد؛ روزی که انگلیس با حمایت از رضاخان، نخستین دولت دستنشانده را در ایران بر سر کار آورد. یک قرن پس از آن کودتا، همان جریانهای خارجی در دیماه سال جاری نیز تلاش کردند با تکرار همان سناریو، اراده ملت ایران را خدشهدار کنند؛ اما بصیرت مردم و دانشجویان، بار دیگر نقشه آنها را نقش بر آب کرد. بیش از هزار شهید در جنگ ۱۲ روزه و بیش از ۲۴۰۰ شهید در کودتای آمریکایی-صهیونیستی اخیر، حجت را بر همه مسئولان تمام کرده است که دانشگاه جای شعبانجعفریها و چالهمیدانیها نیست.
برای درک عمق کینه تاریخی این جریانها، کافی است به پرونده سیاه دیکتاتوری پهلوی نگاهی بیندازیم. نمونه بارز آن، سرنوشت تلخ سیدخلیل رفیعی طباطبایی، دانشجوی ۲۲ ساله دانشگاه شریف است. او در تیرماه ۱۳۵۱ پس از چند روز بازداشت، زیر ضرب و شتم وحشیانه مأموران ساواک در بیمارستان ارتش جان باخت. اما رژیم پهلوی با کتمان مرگ او، مادر دلسوختهاش را شش سال تمام در راهروهای امنیتی سرگردان کرد؛ مادری که تا آخرین روزهای حیاتش در آبان ۵۷، در حالی که بیناییاش را از دست داده بود، برای فرزندی نامه مینوشت که سالها پیش در گمنامی دفن شده بود. این همان ماهیت واقعی مدعیان امروز «حقوق بشر» است که اوباش را برای آشوب در دانشگاه اجیر کردهاند.
فریاد دانشجویان انقلابی علیه پیادهنظام سلطنتطلبان
در مقابل این موج تخریب، دانشجویان بیدار دانشگاههای الزهرا(س)، شریف، تهران و علم و صنعت با تجمعات آگاهانه، انزجار خود را از «پیادهنظام سلطنتطلبان» اعلام کردند. شعارهای ساختارشکن معدودی از دانشجویان مقطع کارشناسی نظیر «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» با واکنش هوشمندانه و قاطع اکثریت دانشجویان انقلابی مواجه شد. آنها با برافراشتن پرچمهای ایران و همخوانی سرود «در روح و جان من میمانی ای وطن»، فضای دانشگاه را از لوث وجود شعارهای وارداتی پاک کردند.
دانشگاه سنگر علم است، نه معرکه مزدوران سیا و موساد
نهادهای مسئول بهویژه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و قوه قضائیه، اکنون بیش از هر زمان دیگری موظفاند با رویکردی قانونمند و قاطع وارد عمل شوند. صبر انقلابی دانشجویان و اساتید متعهد حدی دارد. در دانشگاهی که خون پاک شهدایی همچون قندچیها، شریعترضویها و بزرگنیاها در اعتراض به سفر معاون رئیسجمهور آمریکا بر زمین ریخته شده، نباید اجازه داد عروسکهای خیمهشببازی سیا و موساد معرکه بگیرند. پروژه صهیونیستی گرفتار کردن پیشران علمی کشور در دام درگیری و اغتشاش، تنها با برخورد قانونی، تفکیک ساحت مقدس دانشجو از اوباش اجارهای و پایان دادن به هرگونه مماشات، شکست خواهد خورد.
دانشگاه ایران باید همچنان مرکز تولید علم، فناوری و خدمت به کشور بماند؛ نه میدان بازی عوامل بیگانه. وقت آن رسیده که با عاملان اصلی و کارفرمایان پشت صحنه این نوچههای چاقوکش، برخورد عبرتآموز صورت گیرد تا فضای امن و آرام برای پژوهش و پیشرفت علمی فراهم شود. دانشجویان انقلابی ایران بار دیگر ثابت کردند که دانشگاه، سنگر علم و انقلاب است؛ نه معرکه مزدوران.



