به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ صابر شیخلو که سابقه زیادی در مصاحبه با سایتهای ضدانقلاب و هجمه علیه جمهوری اسلامی دارد (نام میبرند). از جمله این گفتوگوها میتوان به مصاحبه با رادیو فردا و انتقاد از برنامه هستهای جمهوری اسلامی در سال ۸۵، مصاحبه با صدای آلمان و دفاع از برخی زندانیان مشکلدار و حمله به قوه قضائیه، امضای نامههای تند علیه مسئولان کشور خطاب به مقامات خارجی اشاره کرد.
صابر شیخلو به عضویت هیئتمدیره شرکت مهندسی معدنی نوآوران مس ــ زیرمجموعه شرکت ملی صنایع مس ایران ــ بیش از هر زمان دیگری نیازمند پاسخ روشن و اقناعکننده از سوی دستگاههای مسئول است.
بررسی روند طیشده در خصوص این انتصاب نشان میدهد پرسشهایی جدی درباره سازوکار ارزیابی سوابق مدیریتی، سیاسی و رسانهای افراد وجود دارد.
در حالی که انتظار میرود در انتصابهای صنعتی و اقتصادی، شاخصهایی چون التزام عملی به سیاستهای کلان کشور، سابقه حرفهای شفاف و کارنامه قابل دفاع در اولویت قرار گیرد، حال آنکه سوابق رسانهای و مواضع گذشته شیخلو، با چنین استانداردهایی همخوانی ندارد و نیازمند توضیح رسمی است.
در این میان میتوان به برخی مصاحبههای پیشین او با رسانههای خارج از کشور از جمله رادیو فردا اشاره کرد؛ گفتوگوهایی که گفته میشود در آنها نقدهایی نسبت به برنامه هستهای جمهوری اسلامی و برخی نهادهای حاکمیتی مطرح شده است. همچنین از انتشار مطالب یا بیانیههایی در برخی رسانههای برونمرزی از جمله زیتون نام برده میشود.
مسئله اصلی اینجاست که آیا نهادهای انتصابکننده، سازوکار مشخص و شفافی برای بررسی چنین سوابقی دارند یا خیر. اگر بررسی شده، نتیجه آن چیست و چرا بهصورت رسمی اطلاعرسانی نمیشود؟
از سوی دیگر، گزارشها حاکی است که وی پیشتر نیز در مجموعههای اقتصادی وابسته به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با انتصاب احمد میدری مسئولیتهایی بر عهده داشته است.
انتظار میرود دستگاههای مسئول به بررسی سوابق، معیارهای انتخاب و اهداف مدیریتی این انتصاب بپردازند.
هر انتصاب پرسشبرانگیز در شرکتهای صنعتی و معدنی، بهویژه آنجا که پای منابع ملی و ظرفیتهای منطقهای در میان است، نمیتواند بدون واکنش نهادهای مسئول باقی بماند.
در ماجرای اخیر، آنچه بیش از خود انتصاب محل بحث است، سکوت معنادار مدیران و نمایندگان آذربایجانشرقی است. استانی که همواره یکی از قطبهای صنعتی کشور بوده و بخش مهمی از بار تولید ملی را بر دوش میکشد، طبیعی است که نسبتبه مدیریت بنگاههای اقتصادی مرتبط با زنجیره صنعت و معدن حساس باشد. با این حال، در برابر این تصمیم سیاستزده، نه از موضعگیری رسمی خبری هست و نه از مطالبهگری جدی.
تجربه نشان داده هرجا نظارت و مطالبهگری کمرنگ شده، تصمیمهای پرهزینهتری بر اقتصاد استان تحمیل شده است. امروز نیز اگر قرار است صنایع آذربایجان نقش پیشران خود را حفظ کنند، شرط نخست آن مدیریت شفاف، پاسخگو و مبتنی بر شایستگی است؛ نه انتصابهایی که بیش از آنکه پیام توسعه بدهند، نشانه بیتوجهی به حساسیتهای منطقهای بوده و در گیرودار مناسبتهای سیاسیاند.



