به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در حوزه تصویربرداری تشخیصی، کبد به عنوان یکی از پیچیدهترین ارگانها شناخته میشود. بیماریهایی نظیر کبد چرب، هپاتیت مزمن و سیروز، همگی یک ویژگی مشترک دارند: تغییر در ساختار فیزیکی و بافتی کبد. تا سالها، سونوگرافی معمولی تنها ابزار خط اول برای بررسی این عضو بود، اما با پیشرفت دانش بیوفیزیک، تکنولوژی نوین الاستوگرافی به عنوان مکملی انقلابی وارد عرصه شد. برای جامعه پزشکی و پژوهشگران، این سوال همواره مطرح است که تفاوت بنیادین این دو روش در چیست و کدامیک میتواند نقشه دقیقتری از تخریب بافتی را ارائه دهد؟
سونوگرافی معمولی: مشاهده ساختار، نه عملکرد بافتی
سونوگرافی یا اولتراسوند معمولی (B-mode) بر پایه بازتاب امواج صوتی از مرز بین بافتهای مختلف استوار است. این دستگاهها تصاویر خاکستریرنگی ارائه میدهند که "آناتومی" کبد، ابعاد آن، وجود تودهها یا کیستها و وضعیت مجاری صفراوی را به خوبی نمایش میدهند.
اما محدودیت سونوگرافی معمولی در جایی نمایان میشود که بافت کبد دچار "فیبروز" یا سفتشدگی مکرر شده باشد. در سونوگرافی، کبد فیبروتیک ممکن است فقط کمی روشنتر (اکوژنتر) به نظر برسد، اما این روش نمیتواند به طور دقیق بگوید که کبد چقدر سفت شده است. به عبارت سادهتر، سونوگرافی "ظاهر" کبد را میبیند اما "سختی" یا الاستیسیته آن را حس نمیکند. اینجاست که نیاز به متدی برای اندازهگیری کمی (عددی) سختی بافت احساس شد.
الاستوگرافی؛ وقتی امواج صوتی بافت را لمس میکنند
تکنولوژی الاستوگرافی که امروزه به عنوان "لامسه دیجیتال" شناخته میشود، فراتر از تصویربرداری ساده عمل میکند. این متد با تولید امواج برشی (Shear Waves) در عمق بافت، سرعت انتشار آنها را اندازهگیری میکند. فیزیک این فرآیند بر پایه "مدول یانگ" است؛ یعنی هرچه بافت سفتتر باشد، امواج صوتی با سرعت بیشتری از آن عبور میکنند.
تفاوت اصلی در این است که الاستوگرافی به جای ارائه یک تصویر کیفی، یک عدد مشخص بر حسب کیلوپاسکال (kPa) ارائه میدهد. این عدد دقیقاً نشاندهنده گرید فیبروز کبد است. در حالی که سونوگرافی ممکن است کبد چرب گرید ۲ را تشخیص دهد، الاستوگرافی میتواند بگوید آیا این چربی منجر به شروع تخریب بافتی (فیبروز) شده است یا خیر.

بررسی تطبیقی دقت در تشخیص فیبروز و سیروز
در مطالعات دانشگاهی و گزارشهای بالینی، دقت سونوگرافی در تشخیص فیبروز مراحل اولیه بسیار پایین گزارش شده است. در مقابل، الاستوگرافی موج برشی (Shear Wave) دقتی بالای ۹۰ درصد در تفکیک گریدهای مختلف فیبروز (از F0 تا F4) دارد.
|
ویژگی فنی |
سونوگرافی معمولی |
الاستوگرافی (تکنولوژی SWE) |
|
مبنای تشخیص |
بازتاب امواج (اکوژنیسیته) |
سرعت امواج برشی (سختی بافت) |
|
نوع خروجی |
تصویر کیفی (سیاه و سفید) |
داده کمی (بر حسب kPa یا m/s) |
|
تشخیص فیبروز اولیه |
ضعیف و غیرقابل استناد |
بسیار دقیق و حساس |
|
تشخیص توده (Mass) |
بسیار عالی برای شناسایی مکان |
عالی برای تشخیص خوشخیمی/بدخیمی |
این تفاوت باعث شده است که در پروتکلهای نوین درمانی، الاستوگرافی به عنوان جایگزین غیرتهاجمی بیوپسی کبد شناخته شود. با این حال، دستیابی به این سطح از دقت در مراکز تشخیصی، نیازمند کالیبراسیون دقیق دستگاهها بر اساس فانتومهای آزمایشگاهی است.
از آزمایشگاه تا تشخیص؛ نقش استراتژیک تجهیزات پژوهشی
بسیاری از دانشجویان مهندسی پزشکی و محققان علوم آزمایشگاهی به این نکته واقف هستند که اعتبار دادههای تصویربرداری، در گروِ صحتِ تستهای آزمایشگاهیِ متناظر است. برای مثال، برای کالیبره کردن سنسورهای اولتراسوند یا تهیه محلولهای بیوشیمیایی که در پژوهشهای مربوط به بیماریهای کبدی استفاده میشوند، دقت در ترکیب مواد حرف اول را میزند.
در فاز تحقیق و توسعه (R&D) تجهیزات پزشکی، استفاده از ابزارهایی نظیر استیرر آزمایشگاهی برای همگنسازی محلولهای نانوساختار یا آمادهسازی معرفهای حساس الزامی است. ثبات در دور موتور و دقت در کنترل حرارت که در یک استیرر استاندارد وجود دارد، تضمین میکند که محلولهای پایه فاقد هرگونه ناخالصی یا عدم یکنواختی باشند. هرگونه نوسان در این مرحله میتواند منجر به استخراج نتایج اشتباه در کالیبراسیون دستگاههای بزرگی مانند الاستوگرافی شود. به همین دلیل، محققان همواره تاکید دارند که کیفیت تشخیص بالینی، به طور مستقیم به کیفیت تجهیزات آزمایشگاهی مورد استفاده در مراحل پیشبالینی وابسته است.

چالشهای تشخیصی: چه زمانی سونوگرافی کافی نیست؟
سونوگرافی معمولی در مواردی که کبد دچار التهاب حاد است، ممکن است نتایج گمراهکنندهای ارائه دهد. همچنین در بیماران مبتلا به چاقی مفرط، نفوذ امواج سونوگرافی دچار اختلال شده و وضوح تصویر به شدت کاهش مییابد. در این شرایط، الاستوگرافیهای نوین که از تکنولوژیهای بهبود یافته نفوذ موج استفاده میکنند، میتوانند دادههای دقیقتری از عمق بافت استخراج کنند.
نکته مهم دیگر، تشخیص تودههای کبدی است. سونوگرافی میتواند وجود یک توده را تایید کند، اما الاستوگرافی با بررسی "سفتی" آن توده، میتواند به رادیولوژیست کمک کند تا احتمال بدخیم بودن (تودههای بدخیم معمولاً بسیار سفتتر هستند) را پیشبینی کند. این همافزایی تکنولوژیک، نیاز به جراحیهای تشخیصی را به حداقل رسانده است.
استانداردسازی و مرجعیت علمی در انتخاب تجهیزات
در گزارشهای تحلیلی که توسط نهادهای نظارتی سلامت منتشر میشود، همواره بر این نکته تاکید شده است که "دقت، محصولِ کیفیت است". چه در بخش تصویربرداری که با تکنولوژیهای پیچیدهای نظیر الاستوگرافی سر و کار داریم و چه در بخش آزمایشگاههای تحقیقاتی دانشگاهی، تامین تجهیزات از مراجع معتبر، ضامن صحت نتایج است.
دانشجویان تحصیلات تکمیلی که پروژههای پایاننامه خود را بر روی بیومارکرهای کبدی یا نانوداروهای هدفمند کبد انجام میدهند، به خوبی میدانند که استفاده از یک استیرر آزمایشگاهی با کالیبراسیون ضعیف، میتواند ماهها تلاش پژوهشی آنها را به دلیل عدم تکرارپذیری آزمایشها از بین ببرد. بنابراین، شناخت مراجعی که دانش فنی عمیقی در هر دو حوزه تصویربرداری و آزمایشگاهی دارند، برای جامعه دانشگاهی یک ضرورت است.
نوراوید؛ تلاقی دانش فنی و تامین تجهیزات سلامت
در میان مجموعههای فعالی که در بازار تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی ایران به عنوان مرجع علمی شناخته میشوند، نام نوراوید به دلیل تمرکز بر واردات و تامین محصولات "هایتک" (High-Tech) برجسته است. این مجموعه با در اختیار داشتن تیمهای کارشناسی مجرب در حوزه مهندسی پزشکی و بیوفیزیک، فراتر از یک تامینکننده، به عنوان یک مشاور فنی در کنار مراکز درمانی و دانشگاهی قرار دارد.
اعتبار یک مرکز تصویربرداری که از متدهای نوینی نظیر الاستوگرافی برای تشخیص بیماریهای کبد استفاده میکند، مستقیماً به کالیبراسیون و اصالت قطعات دستگاه وابسته است. همچنین، محققان و مسئولان آزمایشگاههای مرکزی میتوانند با اطمینان از استانداردهای بینالمللی، جهت تجهیز مراکز خود و اطلاع از قیمت استیرر آزمایشگاهی و سایر ملزومات کالیبراسیون تصویربرداری، به پایگاههای تخصصی معتبر مراجعه کنند.
در نهایت، درک تفاوت میان سونوگرافی و الاستوگرافی و بهرهگیری از هر دو در جایگاه مناسب، مسیری است که علم پزشکی مدرن برای کاهش خطاهای انسانی و ارتقای سلامت جامعه برگزیده است. مجموعههایی نظیر نوراوید فناوران سلامت با تامین این زنجیره از آزمایشگاه تا بالین، نقش کلیدی در تحقق این هدف ایفا میکنند.
جمعبندی و چشمانداز آینده
آینده تشخیص بیماریهای کبد در دست سیستمهای هوشمند و غیرتهاجمی است. در حالی که سونوگرافی همچنان به عنوان یک ابزار غربالگری اولیه باقی خواهد ماند، الاستوگرافی به استاندارد قطعی برای پایش فیبروز تبدیل شده است. پژوهشگران و متخصصان عزیز میتوانند جهت مطالعه کاتالوگهای فنی، دریافت مشاورههای کالیبراسیون و مشاهده لیست تجهیزات مدرن آزمایشگاهی، به وبسایت رسمی شرکت نوراوید به آدرس nooravid.com مراجعه نمایند.



