تاریخ انتشار: پنجشنبه 1404/12/28 - 16:39
کد خبر: 554482

داستان ازدواج رهبر سوم انقلاب حضرت امام سید مجتبی خامنه ای را از زبان دکتر حداد عادل؛

من خانم مقام معظم رهبری هستم

من خانم مقام معظم رهبری هستم

داستان ازدواج رهبر سوم انقلاب حضرت امام سید مجتبی خامنه ای را از زبان دکتر حداد عادل بخوانید.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»، «سال ۷۷، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود: «دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد.»

ایشان دوباره پرسیده بودند که اگر امکان دارد ما بیاییم دختر خانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند که اصلاً شما خودتان را معرفی کنید و ایشان هم گفته بودند: «من خانم مقام معظم رهبری هستم.»

خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود: «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم». آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود.

بعد از صحبت با من قرار بر این شد که آن ها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم این که اگر آن ها نپسندیدند، لطمه ای به دختر ما نخورد.

طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند.

چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند: «خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است»

یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند که ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند که چطور تصمیمتان عوض شده؟

آقا گفته بودند: «خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند» و خانم آقا هم گفته بودند: «چون دخترتان، دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم.»

آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند.

بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند: «آقای دکتر! داریم خویش و قوم می شویم.» گفتم:« چطور؟» گفتند:«خانواده آمدند و پسندیدند و در گفتگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟» گفتم: «آقا! اختیار ما دست شماست.»

آقا فرمودند: «نه! شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. این جا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسئولین در آن جا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه ای اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کند.

شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه ی این ها را به او بگو، بداند.»

من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوریشان، در جنوب تهران خانه ای داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن در می آورد؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند!

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و … آقا فرمودند: «در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیش تر از ۱۴ سکه، عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام. اگر بخواهید، می توانید بیشتر از ۱۴ سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از ۱۴ سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم.»

من گفتم آقا! این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند: «می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم: «آقا هر طور شما صلاح بدانید.»

فرمودند : «می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم.»

ما حساب کردیم و دیدیم بیش تر از ۲۰۰-۱۵۰ نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اولمان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم.

آقا غیر از فامیل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند. یک نوع غذا هم درست کردیم.»

به یاد همسر شهید رهبر سوم انقلاب، آیت الله سیدمجتبی خامنه ای.

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
نیروهای مسلح و ملت، تحقق کامل شروط را فریاد می‌زنند.
هماهنگ بودید اما همسو نبودید
ملت مراقب شماست؛ احتیاط کنید
مردم میراث‌دار دستاوردهای نظام هستند
رهبری بزرگ‌ترین حامی و بزرگ‌ترین مطالبه‌گر است
تقدیر بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز از موضع قاطع رئیس‌جمهور در برابر آمریکا
دانشگاه‌ها باید اتاق فکر دستگاه‌های اجرایی باشند
تفاوتِ علی‌الاصولی: گذر از نظر ولایی به نظر شورایی
رهبری و مردم مانع اصلی تکرار خسارت محض
لغو مجوز ادامه خدمت شریعتمداری/ جنجال انتصابات بدون استعلام در هلدینگ خلیج فارس/ دورهمی افراطیونِ پرونده‌دار در پولسازترین شرکت خصولتی
نظر دیگری داشتم اما به دلیل تعهد رئیس جمهور برای پاسداشت حقوق ملت، آن را پذیرفتم
برنامه ریزی دولت، برای تعطیلی خیابان
علت اصلی تورم، سیاست‌های دولت است
صنعت فضایی کشور مبتنی بر دانش بومی است
توسعه همکاری‌های علمی و فرهنگی میان دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی و مراکز علمی و دانشگاهی ترکیه
حذف ۱۹۰ شغل دیگر در دانشگاه معتبر اسکاتلند
دیدار با خانواده شهید جنگ تحمیلی سوم
یارزاده: آموزش‌های مهارتی و هنرهای سنتی نقش مؤثری در صیانت از فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی دارند
رئیس دانشگاه شریف: صرفه‌جویی ۴۰درصدی انرژی در دانشگاه‌ها گاز پتروشیمی‌ها را برای ۳۰ روز تأمین می‌کند
فیلم | بهاره حیدری: باید به سمتی حرکت کنیم که نه‌تنها گذرگاه انرژی را کنترل کنیم، بلکه ایران به هاب انرژی تبدیل شود
تشخیص سریع غذای فاسد با کمک بینی الکترونیکی
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top