به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، توئیت کاربر اهل نیجریه که در چند ساعت بیش از یک میلیون بازدید گرفت. او نوشته" ایران برای دههها تنگه هرمز را بدون عوارض نگه داشته است، با وجود اینکه تحقیر شده، تحت تحریم و منزوی بوده است."
در حالی که کشورهای صاحب آبراههای حیاتی جهان سالانه دهها میلیارد دلار از محل دریافت عوارض ترانزیت دریایی درآمد کسب میکنند، ایران طی دهههای اخیر با وجود قرار داشتن بر مهمترین شریان انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز، تقریباً هیچ درآمدی از این گذرگاه استراتژیک دریافت نکرده است. این در حالی است که اخیراً یک کاربر نیجریهای با انتشار توئیتی پربازدید، این تضاد آشکار را به چالش کشیده و توجه افکار عمومی را به فرصت از دست رفته اقتصادی ایران جلب کرده است.

این توئیت که در مدت کوتاهی بیش از یک میلیون بازدید داشته، با ارائه ارقامی قابل تامل به مقایسه رویکرد ایران با سایر کشورها پرداخته است. بر اساس دادههای موجود، مصر به عنوان مالک کانال سوئز، برای هر بار عبور کشتیها مبالغی بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار دلار دریافت میکند. این رقم برای کشتیهای کانتینری فوقبزرگ و نفتکشها اغلب از مرز یک میلیون دلار نیز فراتر میرود. کانال سوئز در سال ۲۰۲۳، رکورد درآمد سالانه ۹.۴ میلیارد دلاری را به ثبت رساند که سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی مصر را تشکیل میدهد.
در سوی دیگر جهان، کانال پاناما نیز با دریافت عوارض ۱۵۰ تا ۴۵۰ هزار دلاری برای هر کشتی، یکی از منابع اصلی درآمد کشور پاناما محسوب میشود. کشتیهای نئوپاناماکس که بزرگترین دسته کشتیهای تجاری هستند، برای عبور از این کانال تا سقف ۵۰۰ هزار دلار و گاهی بیشتر هزینه میپردازند. ترکیه نیز از موقعیت ژئوپلیتیک تنگه بسفر (و داردانل) بهرهبرده و بر اساس موافقتنامه مونترو، با دریافت عوارض گذر، سالانه صدها میلیون دلار درآمد کسب میکند. حتی کانادا و ایالات متحده نیز برای استفاده از آبراه سنت لارنس که در حوزه حاکمیت مشترک آنهاست، عوارض دریافتی دارند.
در نقطه مقابل این رویه جهانی، تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین آبراه انتقال انرژی جهان که نزدیک به یکسوم نفت دریایی جهان و حدود یکچهارم الانجی جهانی از آن عبور میکند، تقریباً بدون دریافت عوارض باقی مانده است. کاربر نیجریهای در توئیت خود با اشاره به این تناقض تاکید کرده است: «ایران برای دههها تنگه هرمز را بدون عوارض نگه داشته است، با وجود اینکه تحقیر شده، تحت تحریم و منزوی بوده است.»
کارشناسان اقتصادی معتقدند که این رویکرد، یک «هزینه فرصت» عظیم برای اقتصاد ایران به همراه داشته است. در شرایطی که ایران به دلیل تحریمهای بانکی و نفتی با محدودیتهای متعدد درآمدزایی مواجه است، دریافت عوارض ترانزیت از هزاران کشتی که سالانه از این تنگه عبور میکنند، میتوانست به منبعی پایدار و قابل اتکا از درآمدهای ارزی تبدیل شود. با احتساب حداقل عوارض ۵۰ هزار دلاری (که کسری از نرخهای جهانی است) برای حدود ۲۰ هزار کشتی عبوری سالانه، ایران میتوانست سالانه یک میلیارد دلار درآمد صرفاً از این محل کسب کند؛ رقمی که در صورت شفافیت و مدیریت صحیح، نقش بسزایی در بودجه عمومی کشور ایفا میکرد.
با این حال، برخی تحلیلهای سیاسی، این مماشات را ناشی از حساسیتهای امنیتی و حفظ خطوط قرمز بینالمللی دانسته و معتقدند ایران به دلیل ماهیت خلیجفارس به عنوان یک آبراه بینالمللی و برای جلوگیری از تشدید تنشهای سیاسی و نظامی در منطقه، از دریافت عوارض مستقیم خودداری کرده است.
با این حال، با توجه به فشارهای اقتصادی موجود و الگوبرداری از کشورهایی چون مصر و ترکیه که با استفاده از دیپلماسی اقتصادی توانستهاند موقعیت جغرافیایی خود را به ثروت تبدیل کنند، این پرسش در محافل کارشناسی مطرح شده است که آیا زمان آن نرسیده که ایران نیز با طراحی سازوکارهای حقوقی و بینالمللی، از «طلای خاکستری» یعنی موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک خود بهرهبرداری مالی کند؟ تبدیل تهدید تحریم به فرصت درآمدزایی از محل عبور کشتیهایی که هنوز از انرژی ارزان ایران بهره میبرند، میتواند محور یک تحول بزرگ در اقتصاد مقاومتی باشد.
کارشناسان تاکید میکنند که دریافت عوارض از تنگه هرمز الزاماً به معنای ایجاد مانع در کشتیرانی نیست، بلکه میتواند در قالب خدمات دریایی، راهنمایی کشتیها(پایلوت)، بیمه، و یا عوارض زیستمحیطی تعریف شود. با توجه به بازتاب گسترده توئیت کاربر نیجریهای و نگاه دوباره افکار عمومی به این مغایرت بزرگ، به نظر میرسد گفتمان بهرهبرداری اقتصادی از تنگه هرمز، این گنج پنهان در جنوب ایران، وارد فاز جدیدی از مطالبهگری ملی شده است.



