به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ روزنامه وطن امروز نوشت: در دومین روز از اقدام نظامی آمریکا برای محاصره دریایی ایران، برخی شواهد و گزارشهای منابع خارجی از ناکامی این تلاش حکایت دارد. روز گذشته رسانههایی مثل رویترز، بیبیسی و البته موسسه کپلر - که در حوزه ردیابی کشتیها فعالیت میکند - گزارش دادند با وجود استقرار ناوهای آمریکایی و آغاز اجرای محاصره، چند نفتکش وابسته به ایران که احتمالا مقصدشان چین است، توانستهاند از تنگه هرمز و محاصره دریایی عبور کنند. همین خبر، یعنی محاصرهای که قرار بود سفت و سخت و فلجکننده باشد، در عمل با ناکامی مواجه شده است. در این میان برخی منابع نیز مدعی شدند محاصره باعث عدم عبور کشتیهای وابسته به ایران شده است. با این وجود بیشتر گزارهها حاکی است این اقدام آمریکا نهایتا با شکست مواجه خواهد شد.
محاصره دریایی ایران در خلیج فارس به عنوان یک ابزار فشار حداکثری طراحی شده است؛ ابزاری که قرار است در مدت زمانی کوتاه، صادرات انرژی ایران را مختل کند، اقتصادش را تحت فشار شدید قرار دهد و در نهایت، تهران را به عقبنشینی و بازگشایی بدون شرط تنگه هرمز وادارد.
همینطور یک سناریو برای تشدید فشار بر ایران در دور دوم مذاکرات احتمالی در پاکستان است. با این حال رسانهها، اندیشکدهها و ناظران غربی و بینالمللی اذعان دارند این محاصره به شکست منجر خواهد شد. در واقع، برخلاف تصور رئیسجمهور آمریکا، بسیاری از تحلیلگران و رسانههای جریان اصلی در غرب به این جمعبندی رسیدهاند که این اقدام بیش از آنکه یک ابزار تعیینکننده باشد، اقدامی پرریسک، پرهزینه و با نتایج نامطمئن است.
در همین رابطه روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال در چندین گزارش و تحلیل به ابعاد مختلف این مساله پرداخته و به طور مشخص بر این نکته تأکید کرده که ایران ابزارها و ظرفیتهایی در اختیار دارد که میتواند اثرگذاری این محاصره را محدود و ناچیز کند. والاستریت ژورنال در یکی از این تحلیلها به این موضوع اشاره کرده که ایران دارای ذخایر نفتی در خارج از محدوده تنگه هرمز است و همین مساله میتواند به این کشور کمک کند تا در برابر فشارهای اولیه مقاومت کند. بنا بر اذعان رسانه آمریکایی، در حال حاضر ۱۶۰ میلیون بشکه نفت یا فرآوردههای نفتی ایرانی در نفتکشهای روی آب خارج از منطقه تحت محاصره آمریکا وجود دارد که خریدار عمده آنها چین است و این موضوع به ایران کمک میکند حتی تا ماه جولای نیز توقف صادرات نفت از خارک را تحمل کند. از سوی دیگر، همین روزنامه در گزارشی دیگر به نگرانیهای فزاینده متحدان آمریکا در منطقه پرداخته است. بویژه عربستان که یکی از مهمترین شرکای واشنگتن در غرب آسیا محسوب میشود، نسبت به ادامه این روند ابراز نگرانی کرده و خواستار بازگشت به مسیرهای دیپلماتیک شده است. وال استریت ژورنال خبر داد ریاض در حال فشار آوردن به واشنگتن برای لغو محاصره تنگه هرمز است. دلیل این نگرانی کاملا روشن است: احتمال گسترش تنش از سوی ایران و بسته شدن سایر گلوگاههای حیاتی مانند بابالمندب. چه؛ بنا بر اعلام والاستریت ژورنال، عربستان به آمریکا هشدار داده ایران ممکن است با بستن تنگه بابالمندب - گلوگاه دریای سرخ که برای صادرات نفت باقیمانده این پادشاهی حیاتی است - اقدام آمریکا را تلافی کند.
والاستریت ژورنال یادآور میشود اگر ایران بخواهد بابالمندب را ببندد، انصارالله یمن شریک آشکار انجام این کار است و اقدامات آن در جنگ طوفانالاقصی نشان میدهد ظرفیت انجام این کار را دارد.
واشنگتنپست، دیگر رسانه آمریکایی نیز بر یک نکته کلیدی دیگر تأکید دارد و آن، برتری جغرافیایی ایران در منطقه است. این روزنامه در گزارشی مفصل توضیح میدهد چگونه موقعیت جغرافیایی ایران در سواحل شمال تنگه هرمز، به این کشور امکان میدهد حتی در شرایط حضور نیروهای دریایی آمریکا همچنان نقش تعیینکنندهای در کنترل و مدیریت این گذرگاه داشته باشد. توانایی استفاده از موشکهای ساحلی، مینهای دریایی و قایقهای تندرو، ابزارهایی است که میتواند هرگونه تلاش برای اعمال کنترل کامل را با چالش مواجه کند. به بیان دیگر، حتی اگر آمریکا بتواند حضور نظامی گستردهای در منطقه داشته باشد، این به معنای کنترل کامل تنگه هرمز نیست و جغرافیا به نفع ایران است. در کنار این تحلیلها، اندیشکدههایی مانند چتم هاوس و شورای روابط خارجی آمریکا نیز بیشتر بر پیامدهای گسترده این اقدام تمرکز کردهاند. از نگاه این اندیشکدهها، محاصره دریایی ایران نهتنها یک اقدام دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست، بلکه میتواند به یک شوک بزرگ به اقتصاد جهان تبدیل شود. افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیرههای تأمین و حتی تهدید امنیت غذایی در برخی مناطق جهان، از جمله پیامدهایی است که در این تحلیلها به آنها اشاره شده. به این ترتیب، این پرسش مطرح میشود: آیا چنین ابزاری واقعا میتواند به عنوان یک راهحل مؤثر برای وادار کردن ایران به عقبنشینی در نظر گرفته شود یا صرفا به پیچیدهتر شدن بحران میانجامد؟
برای درک بهتر وضعیت فعلیای که آمریکا در آن گرفتار شده، باید این تحولات را در چارچوب جنگ تجاوزکارانهای که طی 40 روز علیه ایران جریان داشت، بررسی کرد. جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران با اهدافی بلندپروازانه آغاز شد؛ از جمله فروپاشی و براندازی جمهوری اسلامی، نابودی توان نظامی ایران بویژه در حوزه موشکی و ایجاد شرایط برای تجزیه سرزمین ایران توسط گروهکهای تروریست تجزیهطلب اما اکنون هیچیک از این اهداف محقق نشده است. نهتنها ساختار سیاسی و نظامی ایران به رغم ترور حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح پابرجاست، بلکه تواناییهای نظامی کشورمان نیز پس از تقابل تمامعیار 40 روزه با دشمن آمریکایی-صهیونی، با مشکل خاصی مواجه نشده است. در مقابل، آنچه تغییر کرده، وضعیت یکی از حیاتیترین نقاط ژئوپلیتیک جهان یعنی تنگه هرمز است.
ایران در این مدت توانسته با اتکا به موقعیت جغرافیایی و ابزارهای نظامی خود و در پیش گرفتن جنگ نامتقارن، سطحی از کنترل و نفوذ را در این تنگه اعمال کند که معادلات اولیه ایالات متحده را تغییر داده. این اقدام بویژه از آن جهت اهمیت دارد که تنگه هرمز، شریان حیاتی انتقال انرژی در جهان محسوب میشود و هرگونه اختلال در آن، پیامدهای فوری و گستردهای در سطح بینالمللی دارد. این همان نکتهای است که نهتنها در محاسبات پیش از جنگ واشنگتن و تلآویو پیشبینی نشده بود، بلکه حالا باعث شده اهداف آمریکا از جنگ علیه ایران نیز به طور محسوسی تغییر کند.
در واقع، اگر در ابتدای جنگ، هدف براندازی جمهوری اسلامی ایران بود، اکنون تمرکز اصلی آمریکا به موضوعی بسیار محدودتر تقلیل یافته: بازگشایی و تثبیت جریان عبور در تنگه هرمز که اتفاقا پیش از آغاز جنگ در جریان بود. این تغییر هدف، خود نشانهای از بنبست راهبردیای است که آمریکا با آن مواجه شده. وقتی ترامپ از اهداف بلندپروازانه اولیه خود عقبنشینی کرده و به دنبال حل یک مساله فوری و محدود میرود، نشاندهنده آن است که ضمن پذیرش شکستهای راهبردیاش در تقابل با جمهوری اسلامی، به دنبال یک دستاورد تاکتیکی است. برنارد گوتا، نماینده فرانسوی پارلمان اروپا معتقد است «اقدامات ترامپ، از جمله محاصره دریایی ایران صرفا نمایش سیاسی است و او میخواهد بگوید این ایرانیها نیستند که تکلیف اوضاع را در خلیجفارس و تنگه هرمز روشن میکنند، بلکه من هستم اما بیش از پیش خود را مضحکه میکند». در چنین شرایطی، محاصره دریایی ایران را میتوان به عنوان «آخرین تیر در کمان» واشنگتن در نظر گرفت. اما پرسش اصلی این است: آیا این تیر به هدف خواهد خورد؟ پاسخ غالب در میان تحلیلگران و ناظران بینالمللی، منفی است. همانطور که مجموعه گزارشها و تحلیلهای رسانهای و اندیشکدهای غرب و آمریکا نشان میدهد، حتی درباره این ابزار نیز تردیدهای جدی وجود دارد. از عبور کشتیها در روزهای ابتدایی گرفته تا نگرانی متحدان منطقهای آمریکا و فشار آنها برای لغو محاصره و از توان ایران برای دور زدن محدودیتها تا پیامدهای جهانی این اقدام، همگی نشان میدهد این محاصره نخواهد توانست به نتیجهای که ترامپ انتظار دارد، برسد. به همین دلیل هم هست که رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا تاکید دارد «ایران از نظر استراتژیک در جنگ با آمریکا و اسرائیل پیروز شده است». به گفته «ریچارد هاس» کنترل تنگه هرمز توسط ایران، فشارهای اقتصادی علیه این کشور را از بین میبرد و حالا ایران به این شناخت رسیده که کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد و دیگر بازگشت به وضعیت اولیه امکانپذیر نیست. وی یادآور میشود آمریکا «در جایگاه بدتری نسبت به ۶ هفته گذشته است و به همین دلیل نباید علیه ایران کاری انجام دهد، بلکه باید با این کشور کنار بیاید».
مدیرعامل توتال: ترجیح میدهیم به ایران عوارض بدهیم تا اینکه تنگه هرمز بسته باشد
مدیرعامل شرکت توتال گفته است دریافت حق عبور از کشتیها نسبت به بستن کامل تنگه هرمز گزینهای قابلقبولتری است. به گزارش روزنامه فرانسوی فیگارو، او هشدار داده است بسته شدن این گذرگاه حیاتی میتواند پیامدهای شدیدی برای بازارهای جهانی انرژی داشته باشد و به افزایش شدید قیمتها منجر شود.



