به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سعید جلیلی نماینده رهبرانقلاب در جلسه اخیر سلسه جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن، با اشاره به بیانات رهبر شهید انقلاب که فرمودند « اگر روزی حادثهای رخ دهد، خداوند این مردم را برخواهد انگیخت.»گفت: نویدی که رهبر انقلاب بدان اشاره کردند به سرعت تحقق یافت؛ بهگونهای که پس از شهادت آن امام، همان اتفاقی که پیشبینی شده بود رخ داد و مردم بهطور گسترده به صحنه آمدند. امروز نیز نمونههای این برانگیختگی دیده میشود؛ از جمله اعلام آمادگی بیش از ۲۶ میلیون نفر در طرح جانفدا؛ برای فدا کردن جان در راه اسلام، انقلاب و کشور. در تاریخ بهسختی میتوان نمونهای یافت که میلیونها نفر، در مدت کوتاهی، چنین فعال و پیگیر در صحنه حاضر شوند و خود را برای انجام یک رسالت بزرگ آماده کنند.
وی افزود: امروز در جهان، سالها و بلکه دهههاست که «نظام سلطه» حاکم شده است. نظمی ناکارآمد و منحرف است؛ نظمی که نتوانسته برای بشریت دستاوردی واقعی به همراه داشته باشد. نه امنیتی پایدار ایجاد کرده، نه فرهنگی صحیح و نه زمینهای برای سعادت انسانها فراهم آورده است. امروز میبینیم که اهل این نظم در پی سلطه و سیادت بر جامعه هستند و شر و فساد بهصورت آشکار بروز مییابد، بدون آنکه نهی و بازدارندگی جدی در برابر آن وجود داشته باشد؛ بلکه حتی از اهل شر دفاع نیز میشود.
نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، همچنین ادامه داد: مردم غزه نزدیک به سه سال تحت شدیدترین فشارها و ظلمها قرار دارند. با این حال، نهتنها اقدام مؤثری برای جلوگیری از آن صورت نمیگیرد، بلکه برخی از جریانها و رسانهها بهراحتی از این رفتارهای خشونتآمیز و غیرانسانی دفاع میکنند.
سعید جلیلی در ادامه به سکوت برخی مدعیان که زمانی برای فوت یک خانم در ایران هیاهو و جنجال بهپا میکردند و اشک تمساح میریختند، کنایه زد و گفت: اکنون در برابر کشته شدن ۱۶۸ کودک دانشآموز در مدرسه میناب، سکوت اختیار کردهاند و هیچ واکنش جدی از سوی آنان دیده نمیشود.
وی افزود: در حوزه اخلاقی و اجتماعی نیز انحرافات و رفتارهای ناپسند بهگونهای گسترش مییابد که قبح آنها از بین میرود و حتی به امری عادی تبدیل میشود. نمونههایی از آن را میتوان در پروندههایی مانند «اپستین» مشاهده کرد؛ مسائلی که نشاندهنده گسترش رفتارهای خارج از فطرت انسانی است.
دکتر جلیلی در پایان با اشاره به فرازهایی از فرمایشات امام صادق علیهالسلام گفت: اگر در جامعه، وضعیت نادرستی غالب شد، انسان نباید با خود بگوید «این مناسبات جهانی است و گریزی از آن نیست» یا «همه همین مسیر را میروند، من هم تبعیت میکنم». بلکه باید تلاش کند تا خداوند او را در حالتی ببیند که خلاف جریان انحرافی حاکم حرکت میکند. یعنی انسان مؤمن نباید در مسیر خلاف فطرت، حقیقت و مسیر الهی قرار بگیرد، حتی اگر آن مسیر، مسیر رایج و غالب باشد. این مقاومت فقط در برابر فشارهای سختافزاری مانند جنگ، ترور و تهدیدهای فیزیکی نیست، بلکه در برابر فشارهای نرمافزاری و روانی نیز هست؛ مانند تمسخر، تخریب رسانهای، تهمتهایی از قبیل نقض حقوق بشر، نادیده گرفتن حقوق زنان، نبود آزادی یا دموکراسی. این افراد در برابر چنین فضاسازیهایی نیز استقامت میکنند و از مسیر خود عقبنشینی نمیکنند.



