به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» دومین بخش از «شهید خامنهای به روایت خودش» با تمرکز بر سالهای کودکی ایشان در مشهد منتشر شد؛
روایتی که اینبار از زاویه تجربههای شخصی، تصویری نزدیکتر از زیست ساده و آغاز مسیر آموزشی ایشان ارائه میدهد:
خانهی ما در خیابان خسروینو بود؛ حوالی بازار سرشور، کوچهی حوض نصرتالملک، که کوچک بود و شلوغ، الان هم هست. این خانه تا چهارپنجسالگی ما، شصت هفتاد متر بیشتر مساحت نداشت. یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه. هر وقت که برای پدر مهمان میآمد، همه به زیرزمین میرفتیم تا مهمان برود. پدرم از روحانیّون سرشناس بود و غالباً مهمان داشت. خیلی کوچک بودم، چهار یا پنج سالم بود، با سیّدمحمّد به مکتب سلیمانخان میرفتیم. او سه سال از من بزرگتر بود و من کوچکترین شاگرد مکتب بودم؛ یعنی کوچکترین مرد مکتب.



