به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سومین بخش از مجموعه «شهید خامنهای به روایت خودش» منتشر شد؛ روایتی که اینبار با تمرکز بر خانه پدری، تصویری جزئینگر از فضای زندگی، شرایط معیشتی و زیست خانوادگی در سالهای آغازین کودکی شهید آیتالله العظمی سید علی خامنهای ارائه میدهد:
دربارهی جزئیّات وضع منزل آقا -پدرم- چیزهای ریزی وجود دارد که شاید انسان نتواند تصویر و ترسیم کند؛ امّا هر چه از منزل پدری یادم بیاید میگویم.
پدرم از زمانی که ما به صحنه آمدیم هیچ منزلی عوض نکردند. قبل از آن، یک خانهی اجارهای داشتند که اتّفاقاً آن هم نزدیک همان منزلی بود که تا آخر در آن بودیم. آقا محلّ آن خانه را هم که در یکی از کوچههای باریکِ کوچهی ارک بود به ما نشان داده بود. کوچهی ارک کوچهی وسیعی بود که چون به ارک مشهد منتهی میشد، اسمش ارک بود.
بعد از آن پدرم یک خانه خریدند؛ همین خانهای که بعدها بیرونی ایشان شد. خانهی خیلی کوچکی بود: حیاط کوچکی داشت ، یک اتاقِ بالا که از حیاط به آن پلّه میخورد و یک زیرزمین؛ همین. زمینِ این بخش مجموعاً حدود شصت هفتاد متر بود. اتاق طبقهی بالا بیرونی پدرم بود؛ یعنی اتاق سکونت خانواده نبود. زیر آن، اتاق تاریک خفهای بود که خانواده آنجا زندگی میکردند. هنگامی که برای پدرم میهمان می آمد و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت همه ما باید به زیر زمین می رفتیم تا مهمان برود. الان که آنجا حسینیه شده آن چیزی که از آنجا دیده میشود و ابعاد آن خانه را ضمنا نشان میدهد راهروی حسینیه است؛یعنی آن حیاط و اتاق و همهی آن تفاصیل شده یک راهرو و پلهها و چایخانهی کوچک حسینیه؛ همهی آن خانه به همین تبدیل شده است.
آغاز کودکی من در همین خانهی پدری که مختصراً توصیف کردم واقع شده؛ البتّه تا اوایل دههی ۲۰، یعنی تا سالهای آخر کشف حجاب. در آن سالها این خانه هفت نفر جمعیّت داشته است؛ پدر و مادرم، سه دختر از همسر قبلی پدرم، برادرم محمّدآقا و من.



