به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمدصادق لرکی/// بخش مهمی از جریان رسانهای و فکریِ وابسته به الگوی توسعه غربمحور، همچنان با مختصات دهه ۹۰ تحلیل میکند؛ گویی جهان سیاست بینالملل در همان نقطه متوقف مانده است. این در حالی است که نظم جهانی دستخوش تغییرات عمیق شده، موازنه قدرت از حالت تکقطبی فاصله گرفته و نقشآفرینی بلوکهای جدید منطقهای و اقتصادی روزبهروز پررنگتر میشود؛ اما برخی هنوز نسخههای آزموده، فرسوده و ناکارآمد گذشته را تنها راه نجات کشور معرفی میکنند.
تجربه دو دهه اخیر نشان داده آمریکا حتی در اوج مذاکره و توافق نیز از فشار، تحریم و تهدید دست نکشیده است. از خروج یکطرفه از برجام تا تشدید تحریمها و اقدامات خصمانه منطقهای، همه این واقعیت را اثبات میکند که مسئله صرفاً نبودِ گفتوگو نیست؛ بلکه ماهیت سلطهطلبانه طرف مقابل است.
واقعیت آن است که پروژه «حل مسائل کشور از مسیر توافق با غرب» نهتنها دستاورد پایدار و قابل اتکایی ایجاد نکرد، بلکه برای سالها اقتصاد و سیاست داخلی را معطل وعدههایی نگه داشت که فاقد ضمانت اجرایی بود.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف پارادایم سیاست خارجی هستیم؛ پارادایمی که بهجای شرطیسازی کشور به اراده قدرتهای غربی، بر ظرفیتهای داخلی، پیوندهای منطقهای، همکاری با قدرتهای نوظهور و فهم واقعبینانه از نظم جدید جهانی تکیه کند.



