به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ سید علی موسوی/// انتشار پیام ترامپ مبنی بر تهدید به تصرف جزیره خارک و کنترل زیرساختهای نفتی ایران، بار دیگر اهمیت راهبردی این جزیره را در معادلات امنیت انرژی خلیج فارس برجسته کرده است.
چرا جزیره خارک مهم است؟
جزیره خارک صرفاً یک قطعه زمین در شمال خلیج فارس نیست؛ این جزیره گلوگاه اصلی صادرات نفت ایران، محل استقرار پایانههای عظیم نفتی و یکی از مهمترین زیرساختهای انرژی منطقه محسوب میشود. به همین دلیل هرگونه اقدام برای تصرف آن، ناگزیر با هدف ایجاد اختلال در صادرات نفت و اعمال فشار اقتصادی همراه خواهد بود.
امکان نگهداری جزیره بعد از تصرف وجود دارد؟
در سناریوی فرضی، حتی اگر نیروی مهاجم بتواند با برتری هوایی و دریایی اولیه، سامانههای پدافندی، راداری و توان رزمی مستقر در منطقه را تضعیف کرده و به ساحلگیری موفق دست یابد، چالش اصلی از لحظه استقرار نیروها آغاز میشود. جزیرهای که در نخستین ساعات نبرد به تصرف درآمده، باید در برابر ضدحملات موشکی، عملیات پهپادی، جنگ نامتقارن دریایی و تلاشهای مستمر برای قطع خطوط تدارکاتی حفظ شود. تثبیت خارک مستلزم ایجاد یک چتر دائمی دفاع هوایی و موشکی بر فضای جزیره است. نیروهای مستقر باید بهطور روزانه از اسکلهها، مخازن نفتی، باندهای فرود، مراکز فرماندهی و تأسیسات حیاتی حفاظت کنند. در چنین شرایطی، هر شناور پشتیبانی، هر هواپیمای ترابری و هر مسیر لجستیکی به هدف بالقوه برای حمله تبدیل خواهد شد.
رزم دریایی پس از تصرف
از منظر رزم دریایی نیز، تثبیت موقعیت، مستلزم حضور مداوم ناوهای رزمی، سامانههای زیردریایی، کشتیهای پشتیبانی و سامانههای شناسایی گسترده است. این حضور مستمر نه تنها هزینههای سنگینی بر مهاجم تحمیل میکند، بلکه موجب فرسایش تدریجی توان رزمی و افزایش آسیبپذیری نیروهای مستقر میشود.
تجربه دهههای گذشته
عامل دیگری که شرایط را دشوار میکند، ماهیت محدود جغرافیایی جزیره است. هرگونه تمرکز تجهیزات، انبار مهمات یا نیروهای انسانی در فضای محدود جزیره، اهداف قابلشناسایی و قابلحمله ایجاد میکند. در نتیجه، نیروهای اشغالگر ناچار خواهند بود بخش مهمی از توان خود را صرف دفاع و حفاظت از مواضع موجود کنند؛ وضعیتی که آزادی عمل عملیاتی را کاهش میدهد. تجربه نبردهای دریایی و عملیاتهای آبی-خاکی در دهههای گذشته نشان داده است که موفقیت در تصرف یک جزیره، الزاماً به معنای موفقیت در نگهداری آن نیست. بسیاری از عملیاتها در مرحله هجوم اولیه موفق بودند، اما در مرحله تثبیت، به دلیل فشارهای لجستیکی، حملات فرسایشی و هزینههای فزاینده دفاع از منطقه تصرفشده، با مشکلات جدی روبهرو شدند.
دعوا بر سر نگهداری، نه تصرف اولیه
از این رو، اگرچه تهدید به تصرف خارک ممکن است در ادبیات سیاسی و رسانهای ساده به نظر برسد، اما در واقعیت نظامی، فاصله بسیار زیادی میان «تصرف» و «تثبیت» وجود دارد. در چنین سناریویی، دشوارترین نبرد نه در لحظه ورود به جزیره، بلکه در روزها و هفتههای پس از آن برای حفظ کنترل، تأمین امنیت خطوط پشتیبانی و مقابله با فشارهای مستمر نظامی شکل خواهد گرفت. به همین دلیل، خارک را میتوان نمونه کلاسیک از هدفی دانست که تصرف آن شاید ممکن باشد، اما تثبیت و نگهداری آن چالشی بهمراتب بزرگتر و تعیینکنندهتر خواهد بود.



