تاریخ انتشار: یکشنبه 1405/03/24 - 10:21
کد خبر: 558184

مهدی منصوری بیدکانی؛

هزینه فرصت امنیت ناتو / فروپاشی آرام یک قرارداد کهنه

هزینه فرصت امنیت ناتو / فروپاشی آرام یک قرارداد کهنه

در علم اقتصاد، هزینه فرصت یعنی بهای هر انتخاب، ارزش بهترین گزینه‌ای است که از دست می‌دهی. اروپا برای هشتاد سال رفاه اجتماعی، بودجه درمان، آموزش رایگان و تجارت آزاد با شرق و غرب را انتخاب کرد. در مقابل، امنیت را از آمریکا قرض گرفت. هزینه فرصت این انتخاب برای اروپا چیزی نبود جز استقلال راهبردی. حالا قبض رسیده است. اما آمریکا هم از این قاعده جدا نیست. هزینه فرصت نگه داشتن این همه جنگنده در اروپا، از دست دادن تمرکز بر آسیاست. تیم ترامپ محاسبه کرده: هر دلاری که در اروپا خرج شود، یک دلار کمتر برای مهار چین است. این محاسبه از نظر حسابداری ساده درست است. اما از نظر استراتژیک، فاجعه است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ مهدی منصوری بیدکانی*/// گزارش نیویورک تایمز را دیروز خواندم. پنجاه فروند اف-۱۶ و اف-۱۵ئی. یازده فروند هواگرد شناسایی دریایی. هشت فروند سوخت‌رسان هوایی. یک زیردریایی موشک‌انداز. یک ناو هواپیمابر. یکی از دو گروه بمب‌افکن. یک‌سوم از توان هوایی ناتو که آمریکا تأمین می‌کرد، دارد از اروپا خارج می‌شود. عددها دقیق است. زمان اجرا: خیلی زودتر از آنچه اروپایی‌ها تصور می‌کنند.

اما سؤال این است: این تجهیزات کجا می‌روند؟ پاسخ روشن است: آسیا. اما نه فقط برای مهار چین. این تجهیزات برای جبران خسارت‌های جنگی به منطقه آسیا-اقیانوسیه فرستاده می‌شوند. جنگ با ایران، بیش از ۱۲۰ فروند جنگنده از آمریکا و اسرائیل را نابود کرده است – به ویژه در حمله آخر به پایگاه‌های نواتیم و دیوید. آمریکا دارد آنچه را در ایران از دست داده، با خالی کردن انبارهای ناتو در اروپا جبران می‌کند. اروپا دارد هزینه جنگ ایران را می‌پردازد. بدون اینکه حتی در آن جنگ شرکت کرده باشد.

در همین روزها، خبرهای دیگری نیز منتشر شده است. یک قاضی فدرال، دستور توقف نامحدود ایجاد صندوق ۱.۸ میلیارد دلاری ترامپ را صادر کرده است. مرکز هنرهای نمایشی کندی در واشنگتن در حال جنگ قضایی برای حذف نام ترامپ از نمای مرمرین خود است. جان کورنین، سناتور جمهوری‌خواه تگزاس – که در انتخابات مقدماتی مغلوب رقیب طرفدار ترامپ شد – در اولین مصاحبه خود پس از شکست، دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ را پر از رنج و مسیری پرنوسان پیش‌بینی کرده است. و امروز، گزارش‌های متناقضی از توافق احتمالی صلح با ایران منتشر شده است: ترامپ می‌گوید توافق نزدیک است، وزیر خارجه ایران می‌گوید هرگز به این اندازه نزدیک نبوده، و نخست‌وزیر پاکستان فراتر رفته و ادعا می‌کند متن نهایی توافق شده است.

اما مهم‌ترین خبر، گزارشی بود که چهارشنبه گذشته سی‌ان‌ان منتشر کرد. بر اساس این گزارش، ارتش آمریکا در اواخر ماه مه، طرحی محرمانه و فوق‌العاده فوری برای اعزام نیروی زمینی به ایران طراحی کرده بود. هدف: تصاحب اورانیوم غنی‌شده ایران. حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با خلوص ۶۰ درصد. موادی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گوید برای ساخت حدود ۱۰ بمب هسته‌ای کافی است. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، یک جلسه مهم در بروکسل با مقامات ارشد ناتو را رها کرد و خود را به فلوریدا رساند تا گزارش نهایی این عملیات را دریافت کند. ریسک عملیات برای نیروهای ویژه آمریکا بین بالا تا بسیار بالا ارزیابی شده بود. اورانیوم در تونل‌های عمیق و زیر کوه‌ها دفن شده بود. یکی از منابع نظامی به سی‌ان‌ان گفت: گذشتن از میان آن تونل‌ها و بشکه‌ها به طرز باورنکردنی دشوار است. عملاً باید یک حضور نظامی عظیم در منطقه برقرار کنیم. یعنی باید به ایران حمله کنیم. ترامپ اما پس از شنیدن هشدارها – تلفات سنگین نیروهای آمریکایی، طولانی شدن جنگ، و آشفتگی اقتصاد جهانی – دستور توقف عملیات را صادر کرد.

این اخبار را کنار هم بگذارید. یک تصویر واحد به دست می‌آید: آمریکا در حال فروپاشی آرام از درون است، و همزمان دارد نیروهای خود را برای یک رویارویی بزرگ در آسیا بازآرایی می‌کند. اروپا، قربانی این بازآرایی است.

در علم اقتصاد، هزینه فرصت یعنی بهای هر انتخاب، ارزش بهترین گزینه‌ای است که از دست می‌دهی. اروپا برای هشتاد سال رفاه اجتماعی، بودجه درمان، آموزش رایگان و تجارت آزاد با شرق و غرب را انتخاب کرد. در مقابل، امنیت را از آمریکا قرض گرفت. هزینه فرصت این انتخاب برای اروپا چیزی نبود جز استقلال راهبردی. حالا قبض رسیده است. اما آمریکا هم از این قاعده جدا نیست. هزینه فرصت نگه داشتن این همه جنگنده در اروپا، از دست دادن تمرکز بر آسیاست. تیم ترامپ محاسبه کرده: هر دلاری که در اروپا خرج شود، یک دلار کمتر برای مهار چین است. این محاسبه از نظر حسابداری ساده درست است. اما از نظر استراتژیک، فاجعه است.

تله توسیدید وضعیتی است که یک قدرت مسلط، از ترس ظهور رقیب، دست به واکنش‌های شتابزده می‌زند و در نهایت سقوط خود را سرعت می‌بخشد. آتن در برابر اسپارت. اسپانیا در برابر انگلستان. بریتانیا در برابر آمریکا. ترامپ نه یک بار، که سه بار در این تله افتاده است. اول: تعرفه‌های بی‌حاصل بر چین – که پکن را به سمت خودکفایی سوق داد. دوم: تحریم‌های حداکثری ایران – که تهران را به سمت چین و روسیه به عنوان شریک راهبردی وپایدار مشتاق کرد. سوم: خروج تدریجی از ناتو – که اروپا را مجبور خواهد کرد به دنبال امنیت مستقل یا چرخش به شرق باشد. اما اشتباه ترامپ فقط تکرار تاریخ نیست. او دارد نقشه را اشتباه می‌خواند. جهان امروز دیگر جهان دهه نود نیست. سازمان همکاری شانگهای بزرگترین پیمان امنیتی-اقتصادی جهان از نظر جمعیت و وسعت جغرافیایی است. بریکس

با اضافه شدن ایران، امارات، عربستان، مصر و اتیوپی، بیش از سی و پنج درصد تولید ناخالص داخلی جهانی را در اختیار دارد. و داووس امسال صریحاً درباره جهان قطبی شده و هزینه هفت درصدی جدایی بلوک‌ها هشدار داد.

۳۵۰ میلیارد دلاری که ترامپ از کنگره درخواست کرده است، نه برای صلح جهانی، که برای جبران شکست‌های نظامی و پر کردن انبارهای خالی است. بودجه‌ای برای بازسازی نیروی هوایی آمریکا پس از جنگ با ایران. اما با توجه به شکاف عمیق درون حزب جمهوری‌خواه – که کورنین به صراحت از آن سخن گفته – و مخالفت سناتورهایی که آزادی سیاسی جدید یافته‌اند، بعید است این بودجه به راحتی تصویب شود.

ترامپ سه انگیزه فوری برای اعلام صلح با ایران دارد. اول: پایین آوردن قیمت نفت. انتخابات مهر و آبان پیش رو است. حزب جمهوری‌خواه نمی‌تواند با قیمت بالای بنزین پای صندوق رأی برود. صلح با ایران یعنی کاهش تنش در خلیج فارس، یعنی افزایش عرضه نفت، یعنی کاهش قیمت. دوم: بازار سهام. چند ساعت پس از اعلام پایان جنگ، اسپیس‌ایکس بزرگ‌ترین عرضه اولیه تاریخ آمریکا را انجام داد. جو روانی مثبت ناشی از خبر صلح، مستقیماً به جیب ایلان ماسک – و کسانی که با او همسو هستند – سرازیر شد. سوم: آماده‌سازی برای ضربه نهایی. ترامپ و تیمش به خوبی می‌دانند که این صلح موقتی است. آنها پس از انتخابات، با تمام توان به سراغ ایران خواهند آمد. اما فعلاً نیاز به زمان دارند. نیاز به نفس‌گیری. صلح برای ترامپ فقط یک تاکتیک است، نه یک استراتژی.

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس – که از نظر جغرافیایی به ایران نزدیک‌تر از هر جای دیگری هستند – در این معادله چه جایگاهی دارند؟ آنها دوست ندارند ایران قدرتمند باشد. اما از آمریکای ضعیف هم می‌ترسند. پس استراتژی جدید آنها نگاه به شرق است. عربستان و امارات به بریکس پیوسته‌اند. قطر و عمان روابط خود را با ایران گسترش داده‌اند. آمریکا این را می‌داند. به همین دلیل است که نمی‌تواند تجهیزات خود را از پایگاه‌های خلیج فارس خارج کند. اما نمی‌تواند همزمان از اروپا، آسیا و خلیج فارس دفاع کند. پس منطق اقتصادی می‌گوید: ضعیف‌ترین حلقه را رها کن. اروپا، ضعیف‌ترین حلقه است.

ایران در این بازی بزرگ، نه تماشاگر که یکی از معماران نظم جدید است. ایران امروز عضو کامل شانگهای و بریکس است. الگوی اقتصاد مقاومتی آن – دانش‌بنیان به جای نفت، مبادله تهاتری به جای سوئیفت، اتکا به داخل به جای وابستگی به خارج – در جهان در حال مطالعه و کپی‌برداری است. اما مهم‌تر از همه، ایران یک سلاح بازدارندگی جدید ساخته است: کنترل بر دو شاهراه حیاتی تجارت جهانی. تنگه هرمز قبلاً بسته شده است. تهدید به بستن باب‌المندب، یعنی آمریکا می‌داند که هر حمله زمینی به ایران، اقتصاد جهانی را به جهنم می‌کشاند. این همان قدرتی است که در هیچ کتاب نظامی نوشته نشده است. آنچه ایران را از ونزوئلا یا لیبی جدا می‌کند، فقط دانش‌بنیان یا شرکای پایدار نیست. سرمایه اجتماعی عظیم است. حضور میلیونی و انقلابی مردم در خیابان‌ها – در ۲۲ بهمن، در روز قدس، در اربعین – بزرگ‌ترین ضربه‌گیر در برابر هر شوکی است. اروپا این سرمایه را ندارد. جامعه‌ای که برای افزایش قیمت بنزین دو هفته تاب می‌آورد و بعد فرو می‌پاشد، نمی‌تواند بهای استقلال راهبردی – یعنی یک دهه ریاضت اقتصادی – را بپردازد.

این صلح که ترامپ از آن حرف می‌زند، یک آتش‌بس موقتی است. او تا انتخابات نیاز به آرامش دارد. به بازار سهام نیاز دارد. به قیمت نفت پایین‌تر نیاز دارد. اما پس از انتخابات، داستان عوض خواهد شد. اورانیوم هنوز هدف است. نیروهای آمریکایی هنوز در منطقه هستند. توافق‌نامه اسلام‌آباد هر چقدر هم نزدیک باشد، تا وقتی جزئیات آن منتشر نشود، یک توافق ناقص است. اروپا امروز سه راه بیشتر ندارد. راه اول: تسلیم شدن به آمریکا. راه دوم: چرخش به شرق و پیوستن به بلوک شانگهای و بریکس. راه سوم: اروپای مستقل. تجربه ایران نشان می‌دهد که راه سوم شدنی است – اما نیازمند شریک صحیح‌گزینی، اقتصاد درون‌زا، و سرمایه اجتماعی کافی برای تحمل هزینه‌های آن است.

ترامپ و جانشینانش اگر نفهمند که پکس آمریکانا با چماق و دلار دیگر کار نمی‌کند – و اگر نهادهای قضایی و فرهنگی و سیاسی آمریکا نیز هر روز یکی از پایه‌های مشروعیت او را خالی کنند – در تاریخ نه به عنوان بزرگ‌کنندگان آمریکا، که به عنوان قبرکنندگان یک امپراتوری ثبت خواهند شد. تله توسیدید شکارچی خود را خواهد بلعید. سؤال فقط این است: چه زمانی؟ و ما در ایران، از دور تماشا نمی‌کنیم. از این بحران می‌آموزیم که تنها قدرت درون‌زا، با شرکای پایدار، و با مردمی که در خیابان‌ها برای دفاع از انقلابشان حاضرند، می‌تواند در جهانی که نظم کهنه آن در حال مرگ است، زنده بماند و رشد کند.

کشورهای شورای همکاری خلیج فارس – که از نظر جغرافیایی به ایران نزدیک‌تر از هر جای دیگری هستند – در این معادله چه جایگاهی دارند؟ آنها دوست ندارند ایران قدرتمند باشد. اما از آمریکای ضعیف هم می‌ترسند. پس استراتژی جدید آنها نگاه به شرق است. عربستان و امارات به بریکس پیوسته‌اند. قطر و عمان روابط خود را با ایران گسترش داده‌اند. آمریکا این را می‌داند. به همین دلیل است که نمی‌تواند تجهیزات خود را از پایگاه‌های خلیج فارس خارج کند. اما نمی‌تواند همزمان از اروپا، آسیا و خلیج فارس دفاع کند. پس منطق اقتصادی می‌گوید: ضعیف‌ترین حلقه را رها کن. اروپا، ضعیف‌ترین حلقه است.

ایران در این بازی بزرگ، نه تماشاگر که یکی از معماران نظم جدید است. ایران امروز عضو کامل شانگهای و بریکس است. الگوی اقتصاد مقاومتی آن – دانش‌بنیان به جای نفت، مبادله تهاتری به جای سوئیفت، اتکا به داخل به جای وابستگی به خارج – در جهان در حال مطالعه و کپی‌برداری است. اما مهم‌تر از همه، ایران یک سلاح بازدارندگی جدید ساخته است: کنترل بر دو شاهراه حیاتی تجارت جهانی. تنگه هرمز قبلاً بسته شده است. تهدید به بستن باب‌المندب، یعنی آمریکا می‌داند که هر حمله زمینی به ایران، اقتصاد جهانی را به جهنم می‌کشاند. این همان قدرتی است که در هیچ کتاب نظامی نوشته نشده است. آنچه ایران را از ونزوئلا یا لیبی جدا می‌کند، فقط دانش‌بنیان یا شرکای پایدار نیست. سرمایه اجتماعی عظیم است. حضور میلیونی و انقلابی مردم در خیابان‌ها – در ۲۲ بهمن، در روز قدس، در اربعین – بزرگ‌ترین ضربه‌گیر در برابر هر شوکی است. اروپا این سرمایه را ندارد. جامعه‌ای که برای افزایش قیمت بنزین دو هفته تاب می‌آورد و بعد فرو می‌پاشد، نمی‌تواند بهای استقلال راهبردی – یعنی یک دهه ریاضت اقتصادی – را بپردازد.

این صلح که ترامپ از آن حرف می‌زند، یک آتش‌بس موقتی است. او تا انتخابات نیاز به آرامش دارد. به بازار سهام نیاز دارد. به قیمت نفت پایین‌تر نیاز دارد. اما پس از انتخابات، داستان عوض خواهد شد. اورانیوم هنوز هدف است. نیروهای آمریکایی هنوز در منطقه هستند. توافق‌نامه اسلام‌آباد هر چقدر هم نزدیک باشد، تا وقتی جزئیات آن منتشر نشود، یک توافق ناقص است. اروپا امروز سه راه بیشتر ندارد. راه اول: تسلیم شدن به آمریکا. راه دوم: چرخش به شرق و پیوستن به بلوک شانگهای و بریکس. راه سوم: اروپای مستقل. تجربه ایران نشان می‌دهد که راه سوم شدنی است – اما نیازمند شریک صحیح‌گزینی، اقتصاد درون‌زا، و سرمایه اجتماعی کافی برای تحمل هزینه‌های آن است.

ترامپ و جانشینانش اگر نفهمند که پکس آمریکانا با چماق و دلار دیگر کار نمی‌کند – و اگر نهادهای قضایی و فرهنگی و سیاسی آمریکا نیز هر روز یکی از پایه‌های مشروعیت او را خالی کنند – در تاریخ نه به عنوان بزرگ‌کنندگان آمریکا، که به عنوان قبرکنندگان یک امپراتوری ثبت خواهند شد. تله توسیدید شکارچی خود را خواهد بلعید. سؤال فقط این است: چه زمانی؟ و ما در ایران، از دور تماشا نمی‌کنیم. از این بحران می‌آموزیم که تنها قدرت درون‌زا، با شرکای پایدار، و با مردمی که در خیابان‌ها برای دفاع از انقلابشان حاضرند، می‌تواند در جهانی که نظم کهنه آن در حال مرگ است، زنده بماند و رشد کند.

* رئیس کمیته مطالعات راهبردی مرکز اقتصاد دانش بنیان

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
کودی خاکپو، بهترین بازیکن بازی هلند و سوئد شد
دوکو؛ غایب بزرگ بلژیک مقابل ایران
بدرقه تیم ملی فوتبال به لس‌آنجلس با حضور تاج +عکس
بخشنامه ای درباره تشییع رهبر انقلاب به دستگاهها ابلاغ می شود
پاتر: شکست مقابل هلند را باید بپذیریم و از آن درس بگیریم
اطلاعیه صداوسیما دربارهٔ اظهارات محمود نبویان در شبکهٔ خبر
جنگنده‌های اسرائیل اردوگاه البریج غزه را بمباران کردند
دیدار وزیر کشور پاکستان با وزیرامور خارجه +عکس
مراسم «شیرخوارگان حسینی» در مصلی امام خمینی(ره) +عکس
هوش مصنوعی پشت در کلاس درس
۱۰۰ دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیدند
قراردادهای میلیون دلاری در حوزه هوش مصنوعی؛ ۷۴ چاه نفت هوشمند می‌شود
قلعه‌نویی: بازیکنان انگیزه زیادی برای دیدار با بلژیک دارند
محبی: دیدار با بلژیک مهم‌ترین بازی ما در مرحله گروهی است
مهلت ثبت‌نام پذیرش کاردانی به کارشناسی‌ سال ۱۴۰۵ تمدید شد
ضرورت ترمیم تابلوهای سردرکوچه های مزین به نام شهدا
نتانیاهو و کاتز به آتش‌بس تن دادند
مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید یکی از بزرگترین رویدادهای مشهد است
ظفرقندی: امکان بازنگری و اصلاح قیمت دارو وجود دارد
نشست سران قوا به میزبانی پزشکیان برگزار شد
نبی: انتظار داریم پروتکل‌های فیفا در جام جهانی کامل اجرا شود
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top