به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ انتشار پیام مشروط رهبر معظم انقلاب اسلامی دربارهٔ تفاهمنامهٔ ایران و آمریکا، که با عبارات کلیدی «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم» و تأکید بر «انتظار برای تحقق شروط» همراه بود، افق تازهای در تحلیل ابعاد این توافق گشوده است. در این میان، نقش جریان دانشجویی بهعنوان یکی از ارکان نخبگانی و مطالبهگر کشور، در قبال این رویداد مهم سیاسی، پرسشهای جدی را پیش میکشد.
بدین مناسبت، گفتوگویی با علیرضا کبیریفرد، دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (عضو دفتر تحکیم وحدت) ترتیب دادهایم تا از نگاه یک فعال دانشجویی باسابقه، وظایف جنبش دانشجویی، تحلیل رویکرد رهبر انقلاب در صدور اجازهٔ مشروط، پیامهای راهبردی مذاکرات حضوری و چگونگی مطالبهگری شروط مطرحشده در سطح جامعه و دانشگاه واکاوی گردد. آنچه در ادامه میخوانید، متن کامل این گفتگو است.
۱- در شرایط کنونی، نقش جریان دانشجویی در قبال تفاهمنامهٔ ایران و آمریکا چیست و چه مطالبات مشخصی باید از دولت در زمینهٔ حفظ منافع ملی، صیانت از گفتمان مقاومت و پاسخگویی نسبت به نتایج این توافق مطرح شود؟
کبیریفرد: به نظر میرسد نقش جریان دانشجویی در این برهه، نه هیجانزدگی است و نه سکوت. این جریان باید دقیقاً در نقطهای ایفای نقش کند که منافع ملی، عزت کشور و گفتمان مقاومت محفوظ بماند. مطالبهٔ ما از دولت باید روشن و مبتنی بر محورهای زیر باشد:
نخست، شفافسازی متن پیوستها و تعهدات تفاهمنامه برای نخبگان و افکار عمومی. دوم، تبیین تضمینهای اخذشده از سوی دولت و تشریح برنامهٔ پاسخ عملی ایران در صورت بدعهدی طرف مقابل. سوم، پرهیز از هرگونه امتیازی که به بهای تضعیف توان منطقهای، امنیت ملی و گفتمان مقاومت تمام شود.
دانشجو در این میان باید نقش مطالبهگری مسئولانه را ایفا کند؛ نه تخریبگر دولت باشد و نه اعتماد بیقیدوشرط به آن داشته باشد. دولت باید آگاه باشد که جامعهٔ دانشجویی، فرجام این مسیر را رصد میکند و در آینده دربارهٔ آن پرسشگری خواهد کرد.
۲- رهبر انقلاب در پیام خود، ضمن اشاره به داشتن «نظر دیگر»، در نهایت با تکیه بر تعهد و پذیرش مسئولیت از سوی رئیسجمهور، اجازهٔ این تفاهمنامه را صادر کردند؛ این رویکرد را در سپهر سیاسی ایران چگونه تحلیل میکنید؟
کبیریفرد: این رویکرد رهبر انقلاب را نشانهای از تدبیر دقیق در عرصهٔ حکمرانی میدانم. ایشان ممکن است نسبت به اصل مسیر یا برخی جزئیات، دیدگاه دیگری داشته باشند، اما وقتی رئیسجمهور مسئولیت میپذیرد، میدان اجرا نیز به دولت واگذار میشود. این امر، ذاتی نظام سیاسی ماست؛ رهبری ضمن هشدار و تعیین شروط، مسئولیت تصمیم اجرایی را از دوش دولت برنمیدارند.
بهبیان روشنتر، دولت نمیتواند بعداً ادعا کند که اختیار کافی نداشته یا تصمیم به آن تحمیل شده است. این رویکرد، از یک سو به حفظ انسجام کشور میانجامد و از سوی دیگر، پاسخگویی دولت را با جدیت بیشتری همراه میسازد. وقتی مسئولیت پذیرفته شده است، طبیعی است که دولت باید نتایج مثبت یا منفی آن را نیز تبیین کند.
۳- رهبر انقلاب تصریح کردند که «مذاکرات حضوری به معنی پذیرش نظر دشمن نیست»؛ این عبارت را در فضای کنونی چگونه باید تفسیر کرد و چه پیام روشنی برای تیم مذاکرهکننده دارد؟
کبیریفرد: عبارت «مذاکرات حضوری به معنی پذیرش نظر دشمن نیست» از اهمیت ویژهای برخوردار است. بهنظر من، پیام اصلی آن این است که خودِ مذاکره، بهمعنای امتیازدهی یا عقبنشینی نیست؛ مسئلهٔ اساسی، محتوای مذاکرات و دستاوردهای آن است.
تیم مذاکرهکننده باید بداند که صرف حضور پای میز مذاکره، برای طرف مقابل مشروعیتآفرین نیست و برای ما نیز تعهد بیقیدوشرط ایجاد نمیکند. ملاک، متن نهایی، تضمینهای اجرایی و حفظ خطوط قرمز کشور است. این جمله در واقع به تیم مذاکرهکننده گوشزد میکند که مذاکره باید از موضع عزت و قدرت صورت گیرد، نه از موضع نیاز و اضطرار. با توجه به سابقهٔ بدعهدی آمریکاییها، اعتماد هرگز جایگزین تضمین در این زمینه نخواهد شد.
۴- رهبر انقلاب در بخشی از پیام، خود را در کنار مردم و در مقام «منتظر تحقق شروط» قرار میدهند؛ وقتی تأکید میشود که «منتظر تحقق شروط خواهیم بود»، به نظر شما این انتظار باید چگونه در سطح جامعه، میان عموم مردم و بهویژه در میان نخبگان و دانشجویان پیگیری و مطالبهگری شود؟
کبیریفرد: بهعنوان جمعبندی، هنگامی که رهبر انقلاب میفرمایند که منتظر تحقق شروط خواهیم بود، به نظر من یعنی پرونده همچنان باز است و از این نقطه به بعد، مرحلهٔ رصد، پیگیری و مطالبهگری آغاز میشود.
در سطح جامعه، این انتظار نباید به بیتفاوتی تبدیل شود. مردم حق دارند از محتوای شروط، میزان تحقق آنها و برنامهٔ دولت برای اجرا آگاه شوند. در سطح دانشجویان، وظیفه سنگینتر است؛ دانشجو باید نشستهای تحلیلی برگزار کند، از مسئولان دعوت به عمل آورد، پرسشهای دقیق مطرح سازد و نگذارد فضای رسانهای کشور در دوگانههای نادرست گرفتار آید؛ یعنی نه ذوقزدگی سادهلوحانه، و نه مخالفت احساسی و غیرمنطقی.
مطالبهٔ اصلی ما این است که اگر این تفاهمنامه قرار است اجرا شود، باید عزت ملی، امنیت کشور، گفتمان مقاومت و حقوق ملت ایران در آن حفظ گردد. تا زمانی که این شروط بهطور کامل محقق نشده است، جریان دانشجویی باید با صدایی آرام اما استوار، پیگیر و مطالبهگر باقی بماند.
مصاحبه از هادی هدایت زاده



