به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در پی انتشار پیام صریح و مشروط رهبر معظم انقلاب درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا، این سند به یکی از کانونهای اصلی بحث در فضای نخبگانی و دانشجویی تبدیل شده است. به همین مناسبت، گفتگویی اختصاصی با سیدمرتضی موسوینژاد، از فعالان سابق دانشجویی ترتیب دادهایم تا از نگاه ایشان، دلالتهای چهارگانه این پیام تاریخی، مفهوم «اذن مشروط» و چگونگی تفسیر این موضعگیری در قبال جبهه مقاومت و منافع ملی را بررسی کنیم.
۱- در خوانش شما از پیام رهبر انقلاب، تمایز میان «تفاهم بین رؤسای جمهور» و یک «توافق رسمی دولتی» چه دلالتهایی برای امنیت و منافع ملی کشور دارد؟
موسوینژاد: نخستین نکتهای که از عبارتِ «تفاهمنامهای بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا» برمیآید، این است که این سند نه میان دو کشور و نه میان دو ملت، بلکه صرفاً میان دو نفر امضا شده است. این تمایزِ ظریف اما بنیادین، نشان میدهد که این تفاهمنامه فاقدِ الزاماتِ حقوقیِ یک معاهدهی دولتی است و بههیچوجه نمیتوان آن را بهعنوانِ یک توافقِ پایدار و دوجانبه تلقی کرد. ایشان نهتنها امیدی به تبدیلِ این تفاهم به یک توافقِ رسمی ندارند، بلکه با توجه به سابقهی ذهنیِ روشن از بدعهدیهای مکررِ آمریکا، این سند را صرفاً یک گامِ موقت و آزمایشی میدانند که هر لحظه ممکن است با نقضِ طرفِ مقابل، بیاثر شود. این گزاره، نگاهِ واقعبینانهای را به تصویر میکشد که هرگونه خوشبینیِ افراطی نسبت به آیندهی روابطِ دو کشور را از همان ابتدا مردود میشمارد.
۲- رهبر انقلاب در پیام خود، رفتار آمریکا را ناشی از «استیصال» توصیف کردند؛ این تفسیر چه تأثیری بر روایتگری جریان دانشجویی و افکار عمومی در قبال این تفاهم دارد؟
موسوینژاد: این توصیفِ کوتاه اما گویا، همزمان دو کارکرد دارد: نخست، ذهنیتِ پذیرشِ تفاهم را از موضعِ قدرت و نه ضعف، برای افکار عمومی ترسیم میکند و دوم، هرگونه برداشتِ مسالمتآمیز از رفتار آمریکا را با توصیفِ «استیصال»، نقش بر آب میسازد. در این روایت، حرکتِ واشنگتن نه از سرِ حسننیت، که ناشی از فشارهای داخلی و شکستهای منطقهای تعبیر شده است. در واقع، پیام رهبری تلاشهای مسئولان ایران را «از سر دلسوزی و با حُسن نظر» توصیف میکند و در مقابل، رئیسجمهور آمریکا را در موضعی قرار میدهد که ناچار به این تفاهم شده است. این یعنی ما از موضعِ قدرتِ منطقهای وارد شدهایم، نه از موضعِ نیازِ اقتصادی.
۳- عبارت کلیدی «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم» را چگونه تحلیل میکنید؟ آیا این به معنای اختلاف در شیوه حکمرانی است؟
موسوینژاد: خیر؛ این عبارت نشاندهنده پویایی در عین رعایت اصول است. در اینجا، «علیالاصول» نه یک واژهی صرفاً فقهی، بلکه اشارهای ظریف به رعایت اصول دینی و شرعی در مواجهه با دشمن دیرینه دارد؛ اصولی که بر اساس آنها، هرگونه تعامل با آمریکا با حساسیتهای عقیدتی همراه است. این جملهی کوتاه اما پرمغز، نشان میدهد که ایشان با هدف احترام به خرد جمعی و فرصت به دولت برای انجام اهدافش، اجازهی انعقاد این تفاهمنامه را دادهاند. در عین حال، این جمله یادآورِ این واقعیت است که نظرِ نهایی ایشان همواره بر رعایتِ مرزهای قطعی با دشمن استوار بوده و اگر جایی تفاهمی صورت میگیرد، به معنای تغییر اصول کلان نیست، بلکه به معنای آزمونِ نهایی مسئولان در میدانِ عمل است.
۴- در نهایت، تأکید بر «پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت» در این پیام چه پیامی برای سیاستگذاران و ناظران بینالمللی دارد؟
موسوینژاد: این بخش از پیام، دو خطقرمزِ اساسی را در کنار هم مینشاند. صراحتِ این ادبیات، بیانگر آن است که هرگونه تفاهم با آمریکا، نهتنها باید منافعِ اقتصادیِ داخلی را تأمین کند، بلکه امنیتِ راهبردیِ منطقهای یعنی جبههی مقاومت را نیز در برگیرد. این گزاره، بهخوبی نشان میدهد که برخلافِ برخی برداشتهای سطحی، این تفاهم بههیچوجه بهمعنای عقبنشینی از آرمانهای فرامرزیِ ایران نخواهد بود. پیام رهبر انقلاب، اتمام حجتی است که هرگونه گشایش اقتصادی، باید از مسیرِ حفظِ اقتدار منطقهای بگذرد. حال باید دید که در عمل، آیا مسئولان میتوانند این دوگانه را با موفقیت مدیریت کنند یا خیر؛ نگاهِ جریانِ دانشجویی به این تفاهمنامه، نگاهی ناظر، دقیق و مطالبهگرانه است.



