به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ عبداللهی، مسئول سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر/ جایی که دیروز نیرو های رژیم صهیونیستی مورد حمله قرار گرفته اند در نزدیکی مرکز فرماندهی زیرزمینی و لجستیکی حزب الله در جنوب لبنان معروف به عماد ۴ است که از زمان تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان تقریبا هر هفته به این پایگاه حمله شده است و همینطور از زمان آتش بس تلاش های زیادی برای رسیدن به ورودی های این مرکز فرماندهی شده است اما ناموفق بوده اند.
حزب الله لبنان با شروع سلسله عملیات های عاشورا با شروع ماه محرم سعی می کند ورق را در جنوب لبنان برگرداند و پیشروی در جنوب لبنان را برای رژیم صهیونیستی سخت یا فریز کند اگر این سلسله عملیات های جدید جواب ندهد حزب الله به ناچار مجبور به عقب نشینی به مرکز یا شمال لبنان خواهد شد و عملیات های آزادسازی جنوب را از شمال یا مرکز مدیریت خواهد کرد که آزادسازی و انجام عملیات مستلزم تامین تجهیزات و بودجه کافی برای شیعیان لبنان است که سازماندهی پیدا کنند. در صورت اجبار حزبالله به عقبنشینی از محورهای جنوبی به مناطق مرکزی یا شمالی لبنان، دکترین نظامی این سازمان ناگزیر از گذاری استراتژیک خواهد بود؛ گذاری که احتمالاً بازگشت به الگوی عملیاتهای فرسایشی گسترده و استقرار در ساختارهای پنهان و زیرزمینی مشابه دوران پیش از آزادسازی سال ۲۰۰۰ را به همراه خواهد داشت.
یکی از چالشهای بنیادین حزبالله در استقرار و فعالیت در مرکز و شمال لبنان، بحران در تأمین لجستیک است؛ چرا که پس از سقوط دولت بشار اسد در سوریه به دست تروریست های تحریر الشام، شریانهای حیاتی و خطوط تدارکاتی این جریان بهشدت آسیب دیده و مختل شده است. در چنین شرایطی که مسیرهای سنتی تأمین تدارکات مسدود گشته، تکیه بر روشهای جایگزین مانند قاچاق تسلیحات، راهکاری کوتاهمدت است که در چشمانداز بلندمدت با چالشهای ساختاری و لجستیکی بسیاری روبرو خواهد بود. تدارک تجهیزات راهبردی و بازآرایی ساختار تشکیلاتی شیعیان در اتمسفر ملتهب کنونی، فراتر از انگارههای تقلیلگرایانه «حمایت از یک گروه نیابتی» تلقی میشود؛ این امر در واقع یک «الزام وجودی» برای صیانت از کلیت یک شبکه استراتژیک در برابر هژمونی مهاجم است.
با مداخله مستقیم و همهجانبه ایالات متحده برای تثبیت صهیونیسم در دوران پسا ۷ اکتبر، تراز منازعه از نبردی مرزی به پیکاری تمدنی ارتقا یافته است. در این ساحت، حمایت ایران و اضلاع محور مقاومت از بازسازی توان دفاعی حزبالله، نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه ضرورتی بنیادین برای بقای مقاومت است. عقبنشینی احتمالی به عمق جغرافیایی لبنان، تنها یک جابجایی لجستیکی ناشی از انسداد شریانهای سوری نیست، بلکه فرود در یک «میدان مینِ سیاسی و امنیتی» است. حزبالله در این جغرافیای جدید، ناگزیر از رویارویی با جریانهای داخلی و احزاب رقیبی است که در استراتژی حذف شیعیان و تخطئه مقاومت، گوی سبقت را از دشمن خارجی ربودهاند.
از این رو، مدیریت عملیات آزادسازی جنوب از خاستگاههای شمالی، با مخاطره اصطکاکهای فرساینده داخلی و نبردهای پنهان خانگی گره خورده است. حزبالله و نیروی قدس با ادراکی ژرف از این پیچیدگیها، به این راهبرد دست یافتهاند که ترمیم بدنه نظامی از توسعه پهپادهای انتحاری تا شبکههای نفوذناپذیر زیرزمینی بدون بازسازی و صیانت از «عقبه اجتماعی و فرهنگی» به مثابه زیرساخت اصلی مقاومت، ناممکن خواهد بود. در این دوره گذار، تقدم «قدرت نرم و بازتولید گفتمان مقاومت» بر توانمندیهای سخت، ضرورتی حیاتی است تا تابآوری جامعه شیعی در برابر فشارهای خردکننده و دسیسههای سیاسی جریانهای تمامیتخواه داخلی، تضمین گردد.



