به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دانشگاهها در هر کشوری فقط محل آموزش نیستند، بلکه کانون اندیشه، نوآوری، تربیت نیروی انسانی و تولید علم به شمار میآیند. از همین رو، هرگونه تعرض به مراکز علمی و دانشگاهی، فراتر از یک خسارت فیزیکی، میتواند پیامدهایی عمیق و ماندگار برای نظام آموزش عالی، پژوهش و آینده یک ملت به همراه داشته باشد.
در همین زمینه، رسول پورزمانی، استاد دانشگاه، و حجتالاسلام فرهاد عابدی، استاد حوزه و دانشگاه، ابعاد مختلف این مسئله را تشریح کردهاند.
حمله دشمن به دانشگاه؛ ضربه به آموزش، پژوهش و آینده علمی کشور است
دانشگاهها از مراکز راهبردی قدرت ملی هستند
رسول پورزمانی، استاد دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار مهر، درباره تأثیر حمله به دانشگاههای ایران در جریان جنگ اخیر بر آموزش عالی کشور اظهار کرد: باید این نکته را در نظر داشته باشیم که در دانشگاه فقط آموزش ارائه نمیشود، بلکه اندیشه، نوآوری و سرمایه انسانی آینده کشور نیز شکل میگیرد. از این رو، هرگونه آسیب به دانشگاههای ایران، صرفنظر از خسارتهای فیزیکی و اختلال در امر آموزش، میتواند روند پژوهش و تولید علم را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وی افزود: به نظر بنده این جنگ، بیش از آنکه به ساختمانها آسیب بزند، بر فضای روانی جامعه علمی اثر گذاشت. اساتید و دانشجویان در چنین شرایطی با دغدغههای متعددی روبهرو شدند و این مسئله تا حدی بر کیفیت فعالیتهای آموزشی و پژوهشی اثرگذار بود.
پورزمانی در پاسخ به این پرسش که چرا دانشگاهها و مراکز علمی در جنگ ممکن است هدف قرار بگیرند، گفت: در دنیای امروز، قدرت کشورها تنها با تجهیزات نظامی سنجیده نمیشود، بلکه بخش مهمی از قدرت ملی به توان علمی، فناوری و ظرفیت دانشگاهی آنها وابسته است. دانشگاهها محل تربیت متخصصان، پژوهشگران و نخبگانی هستند که در پیشرفت علمی، اقتصادی و صنعتی کشور نقش دارند. به همین دلیل، مراکز علمی اهمیت راهبردی دارند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، دانشگاهها نماد پیشرفت یک ملت نیز هستند. آسیب به چنین مراکزی، علاوه بر خسارتهای مادی، میتواند پیامدهای روانی نیز به همراه داشته باشد.
حمله به دانشگاه، حمله به آینده کشور است
این استاد دانشگاه درباره اینکه آیا میتوان حمله به دانشگاه را نوعی حمله به آینده یک کشور دانست، تصریح کرد: به نظر من، بله. دانشگاه محل تربیت نسل آینده متخصصانی است که مسئولیت پیشرفت کشور را بر عهده خواهند داشت. بنابراین، هر آسیبی که روند آموزش و پژوهش را مختل کند، میتواند بر آینده علمی، اقتصادی و فرهنگی جامعه نیز اثر بگذارد.
وی افزود: باید این نکته را در نظر داشت که علم، برخلاف بسیاری از سرمایهها، به مرور زمان و با تلاش مستمر شکل میگیرد. تربیت یک استاد یا پژوهشگر برجسته حاصل سالها آموزش، تجربه و تحقیق است. از این رو، هرگونه وقفه در این چرخه، خسارتی است که آثار آن ممکن است سالیان سال باقی بماند.
پورزمانی درباره مهمترین آسیبهایی که استادان و دانشجویان در این شرایط متحمل میشوند نیز گفت: در کنار خسارتهای احتمالی به ساختمانها و تجهیزات، مهمترین آسیب، برهم خوردن آرامش روانی جامعه دانشگاهی است. پژوهش نیازمند امنیت ذهنی، تمرکز و استمرار است و شرایط جنگی میتواند این بستر را تحت تأثیر قرار دهد.
وی ادامه داد: همچنین ممکن است فعالیت آزمایشگاهها، کتابخانهها، پروژههای تحقیقاتی، دفاع از پایاننامهها و همکاریهای علمی با وقفه مواجه شود. دانشجویان نیز علاوه بر دغدغههای آموزشی، با نگرانی نسبت به آینده تحصیلی و پژوهشی خود روبهرو میشوند. همانطور که مشاهده کردیم، مشکلات مربوط به قطعی اینترنت حاصل از تبعات جنگ نیز باعث قطع مقطعی ارتباط اساتید و دانشجویان با مراکز علمی دنیا شد.
جامعه علمی ایران اجازه توقف جریان علم را نمیدهد
این استاد دانشگاه درباره اثر این اتفاقها بر روند تولید علم و پژوهش در ایران گفت: تولید علم فرآیندی تدریجی و مستمر است و هرگونه اختلال، هرچند مقطعی، در این مسیر میتواند سرعت این روند را کاهش دهد. با این حال، جامعه علمی ایران در دورههای مختلف نشان داده است که از ظرفیت بالایی برای تداوم فعالیتهای علمی برخوردار است. استادان و پژوهشگران ایرانی همواره تلاش کردهاند حتی در شرایط دشوار نیز چراغ علم را روشن نگه دارند و اجازه ندهند جریان آموزش و پژوهش متوقف شود.
وی درباره نقش استادان دانشگاه در حفظ روحیه علمی جامعه در زمان جنگ نیز اظهار کرد: در چنین شرایطی، مسئولیت اساتید تنها تدریس نیست. با توجه به اینکه استمرار آموزش، هدایت پژوهشها و حمایت از دانشجویان، از مهمترین وظایف جامعه دانشگاهی در دوران بحران است، اساتید باید با حفظ آرامش، امید و اعتماد، دانشجویان را به ادامه مسیر علمی تشویق کنند.
پورزمانی اضافه کرد: اساتید میتوانند با تداوم فعالیتهای آموزشی و پژوهشی، این پیام را منتقل کنند که مسیر و فعالیتهای علمی حتی در دشوارترین شرایط نیز نباید متوقف شود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا نمونهای از مقاومت علمی دانشگاههای ایران در این دوران وجود دارد، گفت: یکی از مهمترین جلوههای مقاومت علمی، تلاش دانشگاهها برای تداوم فعالیتهای آموزشی و پژوهشی با وجود شرایط دشوار است. ادامه برگزاری کلاسها به صورت آفلاین، پیگیری پروژههای تحقیقاتی، به وجود آوردن شرایطی برای دفاع از پایاننامهها و حفظ ارتباط علمی میان استاد و دانشجو، مصادیق مقاومتهای علمی صورتگرفته است.
بازسازی زیرساختها و اینترنت پایدار، دو ضرورت مهم پساجنگ
این استاد دانشگاه درباره اقدامات ضروری پس از آسیب به دانشگاهها نیز بیان کرد: نخستین اقدام، بازسازی سریع زیرساختهای آموزشی و پژوهشی است. در کنار آن، حمایت از اساتید، دانشجویان و پژوهشگران و تأمین امکانات لازم برای ادامه فعالیتهای علمی اهمیت فراوانی دارد. همچنین لازم است از تجربههای بهدستآمده برای افزایش تابآوری دانشگاهها استفاده شود تا در شرایط بحرانی، آموزش و پژوهش با کمترین اختلال ادامه پیدا کند.
وی افزود: نکته دیگر این است که باید اینترنت پایدار جامعه دانشگاهی در هر شرایطی و در سریعترین زمان ممکن برقرار شود تا آسیبهای این اتفاق کاهش یابد.
پورزمانی در پایان، درباره میزان آگاهی جامعه از این بخش از تاریخ علمی ایران گفت: به نظر من، آگاهی عمومی بیشتر متوجه ابعاد سیاسی، نظامی و حتی اقتصادی جنگ است و متأسفانه پیامدهای آن بر دانشگاهها و جامعه علمی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. شاید ثبت خاطرات استادان، دانشجویان و پژوهشگران و مستندسازی این تجربهها بتواند به نحوی این خلأ را جبران کند.
وی درباره درسهای این تجربه برای حفاظت از دانشگاهها و نخبگان در آینده نیز اظهار کرد: مهمترین درس آن است که دانشگاهها باید بهعنوان سرمایههای ملی و مراکز تولید علم مورد حمایت بیشتری قرار گیرند. حفاظت از زیرساختهای علمی و حمایت از نخبگان، از مهمترین الزامات آینده ایران است. تاریخ نشان داده است که کشورهایی که از سرمایه انسانی و علمی خود بهخوبی محافظت کردهاند، پس از بحرانها نیز سریعتر مسیر توسعه را از سر گرفتهاند. به همین دلیل، حفاظت از دانشگاهها و نخبگان ایران بخشی از راهبرد توسعه و امنیت ملی کشورمان محسوب میشود.
هدف قرار گرفتن دانشگاهها، یک راهبرد عامدانه است
در ادامه، حجتالاسلام فرهاد عابدی، استاد حوزه و دانشگاه، نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر، با اشاره به آثار حمله به دانشگاهها بر نظام آموزش عالی ایران گفت: حمله به دانشگاهها تأثیرات عمیق و چندلایهای بر نظام آموزش عالی ایران بر جای گذاشت. اولین و آشکارترین تأثیر، اخلال در روند عادی آموزشی بود. غالب دانشگاهها، بهویژه در شهرهای درگیر جنگ، تعطیل شدند یا با ظرفیت بسیار محدود به کار خود ادامه دادند. این امر منجر به تأخیر در فارغالتحصیلی دانشجویان و توقف پروژههای تحقیقاتی شد. دومین تأثیر، حس ناامنی در نخبگان علمی بود که در طول زمان، این حس اثرات منفی خود را خواهد گذاشت.
وی افزود: این حملات در بلندمدت باعث عقبماندگی در علوم پایه و علوم انسانی و پروژههای تحقیقاتی متعدد در عرصههای مختلف علمی میشود.
حجتالاسلام عابدی در تشریح دلایل هدف قرار گرفتن دانشگاهها در جنگها گفت: هدف قرارگیری دانشگاهها در جنگها، فراتر از یک اقدام تصادفی یا تاکتیکی صرف، یک استراتژی هدفمند با دلایل چندگانه است.
وی ادامه داد: نخست، تضعیف توان نظامی ـ صنعتی است. دانشگاهها مراکز اصلی تربیت مهندسان، پزشکان، فیزیکدانان و شیمیدانانی هستند که در طراحی و تولید تجهیزات نظامی، دارو و فناوریهای دفاعی نقش کلیدی دارند. حمله به آنها، زنجیره تأمین نیروی انسانی متخصص برای صنایع دفاعی را قطع میکند.
این استاد حوزه و دانشگاه گفت: دوم، جنگ اطلاعاتی و روانی است. دانشگاهها کانون تفکر انتقادی، تحلیل و تولید گفتمان هستند. نابودی آنها، توانایی یک کشور برای تحلیل استراتژیک و برنامهریزی بلندمدت را مختل میکند. همچنین، تخریب نمادهای علمی و فرهنگی، روحیه جامعه را تضعیف کرده و حس ناامیدی را القا میکند.
وی افزود: سوم، حذف رقبای علمی آینده است. حمله به دانشگاهها، نوعی نسلکشی علمی است. با نابودی مراکز تولید علم و تربیت نخبگان، کشور مهاجم تضمین میکند که کشور هدف در دهههای آینده نتواند در عرصههای علمی و فناوری با آن رقابت کند. این یک اقدام پیشدستانه برای حفظ برتری علمی است.
حجتالاسلام عابدی ادامه داد: چهارم، نقض قوانین بینالمللی است. اگرچه قوانین بینالمللی بشردوستانه، مانند کنوانسیونهای ژنو، حمله به مراکز غیرنظامی از جمله دانشگاهها را ممنوع کرده است، اما طرفهای درگیر گاهی با توجیهاتی مانند «استفاده نظامی از دانشگاه» یا «اشتباه در شناسایی هدف» این اقدام را انجام میدهند. با این حال، در بسیاری از موارد، این حملات عمدی و برنامهریزیشده است.
تخریب دانشگاهها، سرمایه انسانی و فرهنگی را هدف میگیرد
وی درباره اینکه آیا میتوان حمله به دانشگاهها را حمله به آینده یک کشور تلقی کرد، گفت: بله؛ دلایل این امر روشن است. دانشگاهها محل تربیت نسل آینده مدیران، دانشمندان، پزشکان، مهندسان و هنرمندان یک کشور هستند. حمله به آنها، نسل آینده نخبگان را هدف میگیرد و کشور را از داشتن متخصصان مورد نیاز برای توسعه، بازسازی و پیشرفت محروم میکند.
وی افزود: دانشگاهها نه تنها دانش را منتقل میکنند، بلکه آن را تولید میکنند. تخریب آزمایشگاهها، کتابخانهها و مراکز تحقیقاتی، روند تولید علم و نوآوری را متوقف کرده و کشور را به یک مصرفکننده صرف فناوری تبدیل میکند.
این استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: دانشگاهها فراتر از یک مرکز آموزشی، نهادی اجتماعی و فرهنگی هستند که به شکلگیری هویت ملی، تفکر انتقادی و ارزشهای مدنی کمک میکنند. تخریب آنها، به بنیانهای فرهنگی و اجتماعی جامعه آسیب میزند و فرآیند توسعه انسانی را مختل میکند.
حجتالاسلام عابدی درباره آسیبهایی که استادان و دانشجویان در دوران جنگ متحمل میشوند، گفت: اساتید و دانشجویان در دوران جنگ، آسیبهای روحی، جسمی و حرفهای متعددی متحمل میشوند. از جمله آسیبهای روحی و روانی میتوان به ترس و اضطراب دائمی ناشی از حملات هوایی و موشکی و دیدن صحنههای تخریب اشاره کرد که منجر به بروز اختلالات استرس، افسردگی و اضطراب میشود.
وی افزود: در حوزه آسیبهای جسمی نیز، در حملات مستقیم به دانشگاهها یا در جریان تردد به محل کار و تحصیل، برخی از افراد مجروح یا شهید شدند.
پیامدهای علمی جنگ، عمیق و بلندمدت است
این استاد حوزه و دانشگاه درباره تأثیر این حملات بر تولید علم و پژوهش در ایران اظهار کرد: تأثیر این حملات بر تولید علم و پژوهش در ایران، عمیقاً منفی و بلندمدت بود. کاهش چشمگیر کمی و کیفی پژوهش، یکی از پیامدهای آن است. با تعطیلی دانشگاهها و کاهش بودجه، تعداد مقالات علمی، طرحهای تحقیقاتی و پایاننامهها به شدت کاهش مییابد. بسیاری از پژوهشهای نیمهتمام رها میشود و کیفیت تحقیقات به دلیل کمبود امکانات و عدم دسترسی به منابع علمی روز، افت محسوسی خواهد داشت.
وی ادامه داد: قطع ارتباطات علمی بینالمللی نیز از دیگر پیامدهاست. به دلیل شرایط جنگی و تحریمهای بینالمللی، ارتباطات علمی اساتید و پژوهشگران ایرانی با مراکز علمی جهان به شدت محدود شد. شرکت در کنفرانسها، تبادل استاد و دانشجو و دسترسی به مجلات علمی بینالمللی تقریباً غیرممکن گردید که این امر به انزوای علمی ایران دامن زد.
حجتالاسلام عابدی افزود: تضعیف زیرساختهای پژوهشی نیز مسئلهای جدی است. آزمایشگاهها، کتابخانهها و مراکز داده که سرمایههای عظیم ملی بودند، در حملات تخریب یا به شدت آسیب دیدند. بازسازی این زیرساختها نیازمند سرمایهگذاری کلان و زمان طولانی است که در شرایط جنگی و پس از آن، به کندی انجام میگیرد.
از بوسنی تا غزه؛ دانشگاهها بارها در جنگ هدف قرار گرفتهاند
وی با اشاره به نمونههای تاریخی هدف قرار دادن دانشگاهها و مراکز علمی در جهان گفت: متأسفانه هدف قرار دادن دانشگاهها و مراکز علمی در جنگها و درگیریهای معاصر، یک پدیده تکرارشونده است.
وی افزود: در جنگ جهانی دوم، بمباران گسترده شهرها توسط نیروهای متفقین و آلمان نازی، به تخریب بسیاری از دانشگاههای معروف اروپا انجامید. برای مثال، دانشگاه کاونتری در انگلستان و دانشگاه درسدن در آلمان به طور کامل ویران شدند. حملات هوایی به شهرها اغلب با هدف تضعیف روحیه مردم و تخریب زیرساختهای صنعتی و علمی انجام میگرفت.
حجتالاسلام عابدی ادامه داد: در جریان جنگ بوسنی و محاصره سارایوو، دانشگاه سارایوو و کتابخانه ملی بوسنی و هرزگوین به طور سیستماتیک توسط نیروهای صرب هدف قرار گرفتند و تخریب شدند. این اقدام بهعنوان بخشی از یک استراتژی «پاکسازی فرهنگی» برای نابودی هویت و حافظه تاریخی یک ملت تلقی میشود.
وی گفت: در جنگ داخلی سوریه نیز، دانشگاههای سوریه، بهویژه دانشگاه حلب، بارها هدف حملات هوایی و موشکی قرار گرفتند. تخریب این مراکز علمی، فراتر از آسیب فیزیکی، به منظور فلج کردن نظام آموزشی و ایجاد بحران انسانی در مناطق تحت کنترل مخالفان یا دولت انجام شد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: در حملات اخیر به غزه نیز، دانشگاههای اسلامی و الازهر غزه به طور کامل توسط ارتش اسرائیل تخریب شدند. این تخریبها بهعنوان بخشی از یک عملیات نظامی گستردهتر که هدف آن «تضعیف زیرساختهای فکری و آموزشی» حماس عنوان شده، صورت گرفته است. این اقدام با محکومیت گسترده سازمانهای بینالمللی و نهادهای علمی جهان مواجه شد.
حجتالاسلام عابدی در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره ارزیابی عملکرد صدا و سیما در آن دوران گفت: ارزیابی عملکرد صدا و سیما در آن دوران نیازمند نگاهی به شرایط خاص آن زمان است. در مجموع، میتوان آن را دوگانه ارزیابی کرد
وی افزود: از جنبه مثبت، صدا و سیما نقش مهمی در بسیج ملی و تقویت روحیه مقاومت ایفا کرد. با پخش مستمر اخبار مربوط به حملات دشمن و مقاومت مردم و رزمندگان، حس همبستگی و وحدت ملی را تقویت میکرد. همچنین، با انعکاس فداکاریهای اساتید و دانشجویان و جامعه علمی در جبهههای علم و جنگ، به اسطورهسازی از نخبگان علمی میپرداخت.
وی ادامه داد: اما از جنبه منفی و انتقادی، مهمترین نقد به عملکرد صدا و سیما، عدم پوشش شفاف و کامل از میزان خسارات و تلفات بود. به دلایل امنیتی و برای جلوگیری از تأثیر روانی منفی بر جامعه، اغلب از اعلام دقیق آمار و جزئیات تخریب دانشگاهها و دیگر خسارات خودداری میشد.
جهاد علمی امروز، ادامه همان روحیه دوران دفاع است
این استاد حوزه و دانشگاه درباره نقش اساتید و دانشجویان در دفاع مقدس نیز گفت: نقش اساتید و دانشجویان در دفاع مقدس، چندوجهی و حیاتی بود و میتوان آن را با «جهاد علمی» مقایسه کرد، اما با تفاوتهای اساسی در بستر و نوع فعالیت.
وی افزود: اساتید و دانشجویان در سه حوزه اصلی حضور داشتند. نخست، حضور فیزیکی در میدان، از خیابان تا جهاد تبیین و عرصه سلامت؛ بسیاری از اساتید و دانشجویان بهصورت جهادی در جبهههای مختلف خیابان، سلامت و دیگر حوزهها مددگار مردم بودند و همواره گرهای از مشکلات مردم را باز میکردند.
حجتالاسلام عابدی ادامه داد: دوم، پشتیبانی علمی و فنی بود. اساتید و دانشجویان پزشکی و رشتههای فنی و مهندسی، در ارائه راهکارهای فنی برای عبور از موانع دشمن نقش کلیدی داشتند و دانشجویان پزشکی نیز در درمان فعالیت میکردند.
وی در مقایسه این وضعیت با جهاد علمی امروز گفت: جهاد علمی امروز در فضای امنیت و با هدف توسعه و خودکفایی کشور در عرصههای مختلف علمی و فناوری تعریف میشود. هر دو «جهاد» هستند، اما جهاد در دفاع مقدس یک «جهاد دفاعی و اضطراری» است که در پاسخ به یک تهدید نظامی مستقیم شکل گرفت و ماهیت آن عمدتاً واکنشی و کوتاهمدت بود.
وی افزود: در مقابل، جهاد علمی امروز یک «جهاد پیشدستانه و توسعهای» است که هدف آن پیشرفت و اقتدار بلندمدت کشور و کاهش وابستگی به بیگانگان است. این جهاد، ماهیتی فعال، برنامهریزیشده و بلندمدت دارد. در واقع، میتوان گفت که جهاد علمی امروز، ادامه منطقی و تکاملیافته همان روحیه فداکاری و تلاش در دوران دفاع مقدس است، اما در بستری متفاوت و با ابزارهای جدید.
انگیزه بازسازی علمی، محصول واکنش به ویرانی است
حجتالاسلام عابدی در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان گفت تخریب دانشگاهها در جنگ، باعث افزایش انگیزه برای بازسازی و پیشرفت علمی در ایران شد، اظهار کرد: پاسخ کوتاه این است که بله، اما نه به صورت مستقیم و خطی؛ تخریب دانشگاهها به تنهایی باعث افزایش انگیزه نشد، بلکه واکنش به آن تخریب و الهام از ارزشها و باورمندیها چنین انگیزهای را ایجاد کرد.
وی ادامه داد: به عبارت دیگر، عامل مستقیم، تخریب و ویرانی است که ذاتاً باعث ناامیدی و تضعیف روحیه میشود؛ اما عامل اصلی، واکنش به این وضعیت است؛ یعنی اراده و عزم ملی برای جبران خسارات و تبدیل تهدید به فرصت. این اراده ریشه در فرهنگ مقاومت و شهادتطلبی شکلگرفته در دوران دفاع مقدس دارد و تجربه این رویکرد را در آن زمان نیز میتوان جستوجو کرد. در دوران دفاع مقدس ۲ و ۳ نیز شعار «ما میتوانیم» که از بطن جنگ برخاسته، به یک باور جمعی در عرصه علم و فناوری تبدیل شده است.
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان درباره عملکرد رسانهای صدا و سیما در آن دوران نیز گفت: عملکرد صدا و سیما در آن دوران، مطابق با استانداردهای حرفهای روزنامهنگاری مدرن نبود. این تفاوت عمدتاً ناشی از شرایط خاص جنگی و رویکرد رسانهای آن زمان بود. در مجموع، عملکرد صدا و سیما در پوشش اخبار مربوط به دانشگاهها در دوران جنگ، یک عملکرد «رسانهای جنگی» بود که با رسالت ملی و بسیجکننده خود در آن شرایط خاص تعریف میشد.



