به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علومسیاسی دانشگاه تهران در نامهای به سید محمد خاتمی، به مواضع اخیر او درباره تفاهمنامه اسلامآباد واکنش نشان داد.
متن نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
«وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ»
آقای سید محمد خاتمی
سلام علیکم
اخیراً در جمع مشاوران خود سخنانی ایراد کردهاید که از جهاتی قابل تأمل از جهاتی تلخ و تراژیک و از جهاتی دیگر کمدی است.
مذاکره و صلح شرافتمندانه محور صحبتهای شما است؛ اما از مجموع سخنانتان و سابقه اسف بار خود و هم حزبیهایتان در میدان سیاست خارجی چنین برداشتی حاصل نمیشود.
زمانی که طرف آمریکایی هزاران بار تفاهم نامه را نقض کرده جزایر و منابع نفت و گاز ما در معرض حمله آمریکا قرار گرفته و هر روز هم وطنانمان شهید میشوند شما از پایبندی به تفاهم و استفاده از فرصتها سخن میگویید؟ آیا اساساً چنین تفاهمی شرافتمندانه است؟ یا صرفا مبتنی بر درک رمانتیک شما از روابط بینالملل است که کشور را به ورطه جنگ کشانده؟ نتیجه این درک سادهانگارانه همان تسلیم بی قید و شرطی است که ترامپ در آغاز جنگ مطرح میکرد.
جنگ و مذاکره هر دو ابزارند؛ نه ذاتاً خوباند و نه ذاتاً بد هرگاه شرایط اقتضا کند از هر یک باید بهره برد. از همکاری دو عرصه میدان و دیپلماسی صحبت میکنید؛ اما در سخن هم به آن پایبند نیستید این سندروم توافق که سالهاست به جان شما و اطرافیانتان افتاده قابل درک نیست.
شما خود رئیس جمهور این کشور بودهاید در دوره ریاستجمهوری شما مذاکرات هستهای آغاز شد. چند بار مذاکره کردید؟ چه نتیجه ای از بیانیه سعدآباد و توافقنامه پاریس گرفتید که اکنون متکبرانه و از موضعی طلبکارانه تز موفقیت مذاکرات را مطرح میکنید؟ مگر شاگردان شما برجام را با تضمینهای جان کری به امضا نرساندند؟ مگر فراموش کرده اید که ترامپ چگونه برجام را همچون زباله دور ریخت؟ درس نگرفتید؟
برجام از الزام حقوقی برخوردار بود؛ که آن هم به سادگی نقض شد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید تفاهمنامهای که امروز از آن دفاع میکنید همان حداقل الزامات و تضمینها را هم ندارد.
در بخش دیگری از سخنانتان آمریکا و اسرائیل را از یکدیگر تفکیک کردید؛ گویی اسرائیل شرور مخالف توافق است و آمریکای مهربان همچون شما شیفته مذاکره و تفاهم این برداشت تصویری ساده لوحانه و غیر واقعبینانه از سیاست خارجی ایالات متحده را ارائه میدهد. آنهایی که مثل شما فکر میکردند قبل از جنگ دوازده روزه با همین تفکر پای میز مذاکره نشستند و بیاساس بودن این دیدگاه را به چشم دیدند.
حمایتهای گسترده مالی تسلیحاتی و سیاسی آمریکا از اسرائیل و اشتراک راهبردی این دو در تقابل با جمهوری اسلامی ایران آنچه امام شهید از آن با تعبیر بلعیدن ایران یاد میکردند نشان میدهد که این تفکیک با واقعیتهای موجود ناسازگار است.
در ادامه سخنانتان کسانی را که در این مقطع جنگ را راه حل اجتناب ناپذیر می دانند، «تندرو» و «جنگ طلب» خواندید و آنان را همسو با سیاستهای اسرائیل معرفی کردید.
اما اجازه دهید سخنتان را به خود شما بازگردانیم جنگ طلب شما هستید که با ارائه راهکارهای جاهلانه اگر به حکم انصاف و خرد نگوییم خیانت کارانه در خصوص مذاکره و شماتت نیروهای دلسوز انقلاب در داخل به بهانه بلد نبودن زبان دنیا زمینه این دو جنگ و جنگ سومی که در راه است را فراهم کردید.
اگر قرار باشد دشمن هر آنچه میخواهد بگیرد چیزی ندهد و در نهایت باز هم حمله کند دیگر توافق و مذاکره چه معنایی خواهد داشت؟ لیبی و افغانستان را در حافظه تاریخیتان مرور کنید.
آری، اگر دفاع از استقلال، عزت و امنیت کشور از نگاه شما «جنگ طلبی است ما چنین جنگی را برای رسیدن به صلحی پایدار و امنیتی ماندگار ضروری میدانیم اما شما چه؟ شما که با معرفی مذاکره به عنوان یگانه ابزار دستیابی به صلح امنیت نظامی و اقتصادی ایران را در موضع ضعف قرار میدهید و زمینه را برای زیاده خواهی و گستاخی بیشتر دشمن فراهم میکنید؛ شمایی که هنوز متوجه نشدید مذاکره در جنگ وجودی ابزار جنگی است و نه ابزار صلح و دوستی؛ راهکار ضد جنگیتان چیست؟
در پایان سخنانتان نیز به تاریخ استناد کردید و گفتید نباید وقایع تاریخی را از زمینه و زمانه خود جدا کرد و برای توجیه امروز به کار گرفت اما خود در همان خطابه این اصل را نقض کردید. شما مخالفان رویکردتان را به سوء استفاده از واقعه کربلا و عاشورای حسینی متهم کردید؛ حال آنکه استناد به این واقعه ریشه در سخن امام خامنهای دارد که برگرفته از مکتب حسینی است مثلى لا یبایع مثل یزید؛ از سوی دیگر خود شما و جریان سیاسیتان سالها است صلح امام حسن(ع) را دستاویزی برای توجیه هرگونه مذاکره قرار دادهاید. اتفاقاً صلحی که امام حسن(ع) مجبور به پذیرش آن شدند از سر خیانت خواص و بزدلیشان در مبارزه با شامیان بود اگر این جریانهای خیانتکار نبودند ایشان هرگز تن به چنین صلحی نمیدادند.
مردم انقلابی نیروهای مسلح و کارگزاران مقتدر جمهوری اسلامی ایران کجا، و لشکریان و سرداران سست عنصر امام حسن (ع) کجا؟ میان این دو تفاوتی بنیادین وجود دارد؛ البته برای کسانی که مسیر را فراموش نکردهاند.
در پایان از شما شهروند دغدغهمند تقاضا داریم که دست کم برای یک بار اجازه دهید جمهوری اسلامی ایران با دشمنان خود بر اساس اقتضائات واقعی و عزتمندانه رفتار کند. زبان به کام بگیرید و تجارب شکست خورده و جاهلانهتان را برای خود نگه دارید و دائماً آنها را تکرار نکنید.
بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران



