به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها نام یمن دوباره با صدایی بلندتر از همیشه در رسانهها شنیده میشود؛ کشوری که سالها تصویرش با جنگ، محاصره و ویرانی گره خورده بود، حالا در نقطهای ایستاده که تحولات نظامیاش نهتنها رسانههای منطقه، بلکه تحلیلگران و کاربران سراسر جهان را به واکنش واداشته است. پیشروی نیروهای انصارالله در ساحل غربی یمن و رسیدن به مناطق راهبردی در محدوده بابالمندب، این منطقه را بار دیگر به یکی از مهمترین کانونهای تحولات نظامی تبدیل کرده است. گزارشهای منتشرشده از کنترل المخا، ذباب و جزیره میون و گسترش حضور نیروهای یمنی در اطراف بابالمندب حکایت دارد؛ تحولی که به دلیل اهمیت این آبراه برای تجارت و انرژی جهان، فراتر از مرزهای یمن بازتاب پیدا کرده است.
اما آنچه این روزها درباره یمنیها توجهها را جلب کرده، فقط موقعیت جغرافیایی بابالمندب یا تعداد مناطق تصرفشده نیست؛ ماجرا به تصویری بازمیگردد که از «جنگاوری یمنیها» شکل گرفته است. مردمانی که سالها در محاصره و زیر بمباران بودند، حالا در روایت رسانهها و شبکههای اجتماعی، از موضع دفاعی صرف خارج شده و به نیرویی تبدیل شدهاند که دیگران مجبورند توان آن را در محاسبات خود وارد کنند.
در چنین شرایطی، تعبیر «فتحالفتوحات یمنیها» در فضای مجازی دستبهدست میشود؛ تعبیری که شاید بیشتر از آنکه یک عنوان رسمی نظامی باشد، بازتاب شگفتی بخشی از افکار عمومی از سرعت و ابعاد تحولات اخیر است.
چه کسی فکر میکرد یمن، روزی اینطور خبرساز شود؟
برای سالها، وقتی از یمن حرف زده میشد، معمولاً تصویر کشوری جنگزده در ذهن میآمد؛ کشوری که قدرتهای بزرگ و ثروتمند منطقه تصور میکردند میتوانند سرنوشت میدان آن را با بمباران، محاصره و خرید تسلیحات تعیین کنند.
اما یمن در طول این سالها مسیر دیگری را طی کرد؛ مسیری که در آن، توانایی نظامی بهتدریج توسعه پیدا کرد و انصارالله از یک نیروی محلی به بازیگری تبدیل شد که امروز حضورش در معادلات امنیتی دریای سرخ و بابالمندب مورد توجه رسانههای بینالمللی است.
رویترز پیشروی اخیر نیروهای انصارالله در امتداد ساحل غربی و رسیدن آنها به ذباب در نزدیکی بابالمندب را تحولی مهم توصیف کرده است. آسوشیتدپرس نیز تصرف المخا را مهمترین دستاورد انصارالله از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲ دانسته و بر اهمیت بابالمندب در تجارت جهانی تأکید کرده است.
در واقع، یمنیها فقط چند کیلومتر در یک جبهه جنگ پیش نرفتهاند؛ آنها به نقطهای رسیدهاند که هر حرکتشان میتواند در اتاقهای فکر امنیتی و اقتصادی جهان موضوع بحث شود.
«نگران تجهیزات عربستان نیستم»؛ جملهای که دوباره روی میز آمد
در میانه این اتفاقات، یک جمله از رهبر شهید انقلاب دوباره در فضای رسانهای بازنشر شد؛ جملهای که سالها پیش درباره خریدهای تسلیحاتی عربستان بیان شده بود: «من از تجهیزات و امکاناتی که غرب در اختیار عربستان قرار میدهد نگران نیستم، چون اینها انشاءالله به دست مجاهدان اسلام خواهد افتاد.»
حالا کاربران این جمله را کنار تصاویر تحولات اخیر یمن گذاشتهاند و از فاصله میان آن روز و امروز نوشتهاند؛ فاصلهای که در آن عربستان میلیاردها دلار برای خرید تجهیزات نظامی هزینه کرد، اما میدان جنگ الزاماً مطابق آنچه روی کاغذ پیشبینی شده بود پیش نرفت.
ماجرا البته فقط درباره تجهیزات غنیمتگرفتهشده نیست. اصل ماجرا این است که یمن نشان داده است خرید سلاح، بهتنهایی قدرت نمیسازد.
قدرت نظامی وقتی معنا پیدا میکند که پشت آن توان استفاده، سازماندهی، شناخت میدان و از همه مهمتر اراده وجود داشته باشد.
و این همان جایی است که روایت یمنیها برای افکار عمومی جذاب میشود؛ یک طرف میدان با یکی از پرهزینهترین ارتشهای منطقه و پشتوانه تسلیحاتی گسترده ایستاده و طرف دیگر، نیرویی از کشوری جنگزده قرار دارد که سالها تصویرش با فقر و محاصره شناخته شده است.
عربستان خرج کرد؛ یمن جنگید
اگر بخواهیم واکنشهای فضای مجازی را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید همین باشد: عربستان پول داشت، یمن اراده. کاربران دقیقاً روی همین تضاد دست گذاشتهاند.
یکی از مجاهدان یمنی با اشاره به تجهیزات بهجامانده از نیروهای سعودی، با لحنی کنایهآمیز نوشته است:«سوئیچ این ماشینها رو کجا گذاشتید؟»

یک جمله کوتاه، اما بهشدت طعنهآمیز؛ چون تمام داستان را در چند کلمه خلاصه میکند. تجهیزاتی که قرار بود نشانه قدرت باشند، حالا به سوژه شوخی تبدیل شدهاند و کسی که زمانی صاحب آن تجهیزات بوده، باید شاهد باشد که دیگری با آنها عکس یادگاری میگیرد.
کاربر دیگری هم نوشته است که عربستان و آمریکا نشستهاند و پیروزیهای یمن را تماشا میکنند.

یمنی که قرار نبود حریف سعودیها شود، هیبتشان را در هم شکست
یک تحلیلگر امنیتی اندیشکده RUSI نیز با طرح این پرسش که «آیا سعودیها واقعاً در جنگ خیلی بد هستند؟» عملاً همان چیزی را به زبان تحلیلی مطرح کرده که کاربران شبکههای اجتماعی با زبان شوخی بیان میکنند. فضای مجازی البته در این مرحله دیگر به تحلیل اکتفا نکرد. شروع کرد به مسخره کردن!

در شبکههای اجتماعی، کاربران برای توصیف وضعیت نیروهای سعودی سنگ تمام گذاشتند.
یکی نوشته بود: «اونا بلدن چطور دهن گندهشون رو باز کنن. آنها در حال مبارزه با دیابت هستند.»
و یکی دیگر، با اشاره به حمایتهای خارجی از عربستان، طعنه زده بود: «آنها فقط در پرواز به برجها با پول آمریکا مهارت دارند.»
این جملات شاید در نگاه اول صرفاً شوخیهای فضای مجازی به نظر برسند، اما یک ویژگی مشترک دارند: همه آنها تلاش میکنند تصویر «ارتش قدرتمند سعودی» را به یک تصویر مضحک تبدیل کنند.
در این روایت، عربستان دیگر آن ارتش پرزرقوبرقی نیست که با هواپیماها و تجهیزات پیشرفته وارد میدان میشود؛ تبدیل شده به ارتشی که کاربران برایش لقبهای مضحک میگذارند و درباره تواناییهایش شوخی میکنند. و این دقیقاً همان جایی است که جنگ از میدان نظامی وارد میدان تصویر میشود.
وقتی «دمپایی» از تانک مهمتر میشود!
شاید یکی از عجیبترین بخشهای واکنشها به تحولات اخیر، شوخی کاربران با ظاهر رزمندگان یمنی باشد.
تصاویر و ویدئوهای منتشرشده از نیروهای یمنی، با آن پوشش ساده و تجهیزات متفاوت از آنچه معمولاً در تصاویر ارتشهای مدرن دیده میشود، سوژه مقایسههای طنزآمیز شده است.
کاربری نوشته بود: «جوری که یمنیها با این تیپ و شکل دارن میرن کشورگشایی، من تا سر کوچه نمیرم ماست بخرم!»
این جمله شاید یکی از بهترین نمونههای طنزی باشد که درباره یمنیها ساخته شده است؛ چون تضاد را دقیقاً همانجایی قرار میدهد که مخاطب انتظارش را ندارد.
یک طرف، مردانی با ظاهر ساده که راهی میدان میشوند؛ طرف دیگر، کشوری که سالها میلیاردها دلار برای خرید تجهیزات نظامی هزینه کرده است.
و نتیجهای که از نگاه کاربران به دست میآید؟ یکی با دمپایی میرود جلو، یکی با جنگنده!

«شعب ابیطالب» وسط قرن بیستویکم!
طنز دیگری که در فضای مجازی شکل گرفته، به مقایسه ظاهر نیروهای یمنی با تصاویر ذهنی از جنگهای صدر اسلام مربوط است.
کاربران نوشتهاند وقتی بعضی تصاویر جنگ یمن را میبینی، آنقدر ظاهر نیروها و سادگی تجهیزات با تصویر ارتشهای مدرن متفاوت است که انگار زمان برگشته و وسط شعب ابیطالب ایستادهای؛ فقط باید چند بار به خودت یادآوری کنی که این تصاویر مربوط به همین امروز است، نه قرنها پیش.
این مقایسه، فارغ از جنبه طنز آن، به یک نکته مهم اشاره دارد؛ اینکه بخشی از هواداران یمن، جنگ آنها را بیش از آنکه صرفاً یک عملیات نظامی بدانند، نبردی برآمده از باور و هویت تلقی میکنند.
در این نگاه، سلاح تنها یک ابزار است؛ آنچه میدان را پیش میبرد، انگیزه است.
و شاید به همین دلیل است که کاربران میگویند یمنیها «برای چیزی که به آن ایمان دارند» میجنگند؛ نه صرفاً برای اجرای یک مأموریت نظامی.
وقتی تجهیزات میلیارددلاری، اسباببازی بچهها شد
اما در میان تمام تصاویر و شوخیها، یک تصویر بیش از همه مورد توجه قرار گرفت؛ تصاویری از تجهیزات نظامی بهجامانده از نیروهای سعودی که در اختیار کودکان یمنی قرار گرفته بود.
همین تصویر کافی بود تا شبکههای اجتماعی دوباره منفجر شود. تجهیزاتی که قیمت آنها با اعداد میلیارددلاری محاسبه میشود، در قاب دیگری تبدیل شده بودند به چیزی شبیه وسیله بازی.
کاربران اینجا دیگر نیاز چندانی به متن نداشتند. تصویر خودش حرف میزد.
سالها برای خرید این تجهیزات هزینه شده بود؛ سالها قرار بود همین تجهیزات تضمینکننده برتری نظامی باشند؛ اما حالا همان تجهیزات در قابهایی دیده میشوند که بیشتر از هیبت، حس شکست و طنز را منتقل میکنند.
اگر جنگ یک قاب سینمایی بود، اینجا احتمالاً همان صحنهای بود که کارگردان عمداً روی آن مکث میکند!

«من پاکستانیام و کنار یمن میایستم»
واکنشها نیز به یمنیها و ایرانیها محدود نماند.
یک کاربر پاکستانی نوشت:«من پاکستانیام و در کنار یمن میایستم.»
کاربران دیگری نیز با حمله به عربستان و حمایت از یمن، تلاش کردند تحولات اخیر را به یک مسئله فرامنطقهای تبدیل کنند.

حتی برخی کاربران در توصیف اهمیت جغرافیایی تحولات نوشتند:«تنگه هرمز به دست ایران و بابالمندب به دست یمن.»
این تعبیر، نشان میدهد که مخاطبان چگونه تحولات دو سوی شبهجزیره عربستان را در یک قاب بزرگتر میبینند. بابالمندب هم البته شوخیبردار نیست. این تنگه یکی از مسیرهای مهم دریایی جهان است و قرار گرفتن جزیره میون در میانه آن، اهمیت راهبردی تحولات اخیر را چند برابر میکند.
دامنه شوخیها حتی به چهرههای سیاسی و تحلیلگران غربی هم رسید.

جورج گالووی، سیاستمدار بریتانیایی، در واکنشی که در شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا کرد، نوشت:«من به تناسخ اعتقاد ندارم، اما دوست داشتم به عنوان یک یمنی دوباره به دنیا بیایم.»

پپه اسکوبار نیز با ادبیاتی کنایهآمیز نوشت که در مسکو نشسته و از یک «موکای فوقالعاده که انصارالله دم کرده» لذت میبرد.
در همین فضا، نویسنده و فعال سیاسی آمریکایی نیز با عبارتی به ستایش یمنیها پرداخت و حتی ارزش یک یمنی را با شمار بزرگی از فعالان سیاسی آمریکا مقایسه کرد.
اما یک نکته روشن است: یمنیها توانستهاند تصویری از خود بسازند که برای بخشی از کاربران و چهرههای سیاسی خارج از منطقه نیز جذاب شده است.
یمنیهایی که با رهبر شهید پیمان بستند
اما شاید برای کاربران ایرانی، هیچ تصویری به اندازه تصاویر حضور یمنیها در دیدار آخر با رهبر شهید انقلاب معنای نمادین پیدا نکرده باشد.
همزمان با تحولات اخیر، تصاویری از آن دیدار دوباره با پیکر رهبر شهید در شبکههای اجتماعی بازنشر شد و کاربران تلاش کردند میان آن حضور و اتفاقات امروز پیوند برقرار کنند.
یکی نوشته بود: «در تاریخ بنویسید همهچیز از این ملاقات شیرمردان یمنی با آقای شهید شروع شد.»

دیگری درباره تصاویر حرکت یمنیها نوشته بود:«در قدمهایشان نحن منتقمون موج میزند.»
اینجا دیگر مسئله فقط یک عملیات نظامی نیست. برای بخشی از مخاطبان، آن تصاویر به نمادی از پیوند میان یک جریان مقاومت و رهبری تبدیل شده است که سالها بر ظرفیت ملتهای منطقه برای ایستادگی در برابر فشار قدرتهای بزرگ تأکید داشت.
و حالا همان تصاویر در کنار تصاویری قرار گرفتهاند که از میدان یمن منتشر میشود.
یمن، همان کشوری که کسی جدیاش نمیگرفت
شاید تمام داستان را بتوان در همین تغییر تصویر خلاصه کرد.
روزی یمن را کشوری میدیدند که باید دربارهاش تصمیم گرفته شود؛ امروز درباره کشوری حرف میزنند که تصمیمهایش میتواند روی معادلات منطقه اثر بگذارد.
روزی عربستان با نمایش تجهیزات نظامی و خریدهای سنگین تسلیحاتی میخواست تصویر یک قدرت تعیینکننده را بسازد؛ امروز کاربران شبکههای اجتماعی با دیدن تجهیزات بهجامانده از نیروهای سعودی میپرسند:«سوئیچ این ماشینها کجاست؟»
روزی تصور میشد جنگ را میتوان فقط با تعداد جنگندهها، موشکها و میلیاردهای خرجشده اندازه گرفت؛ امروز یمنیها دستکم یک سؤال قدیمی را دوباره جلوی چشم جهان گذاشتهاند: اگر پشت این همه تجهیزات، ارادهای برای جنگیدن وجود نداشته باشد، چه اتفاقی میافتد؟
طنزهای شبکههای اجتماعی شاید بهترین پایان برای این روایت باشند. یکی نوشته است: «اگر یمن ما را محاصره نمیکند، ما هم یک کامنت بگذاریم.»
و دیگری با همان منطق شوخیهای فضای مجازی پیشنهاد میدهد: حالا که تفنگ دست یمن افتاده، بحرین را هم پس بگیرد و تحویل ایران بدهد!
در ظاهر، اینها فقط چند شوخیاند؛ اما پشت همه آنها یک واقعیت مشترک وجود دارد: تصویری که از قدرت یمنیها در ذهن افکار عمومی شکل گرفته، دیگر با تصویر چند سال قبل تفاوت دارد.
رسانههای بینالمللی حالا از بابالمندب، امنیت کشتیرانی، بازار نفت و موازنه منطقهای مینویسند. رویترز و آسوشیتدپرس پیشروی اخیر را تحول مهمی برای معادلات یمن و منطقه دانستهاند و فایننشالتایمز نیز تصرف جزایر راهبردی دریای سرخ را یک دستاورد ژئوپلیتیکی مهم برای انصارالله توصیف کرده است.



