به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در شرایطی که کشور یکی از سختترین شرایط تاریخ خود را طی میکند و با جبهه امپریالیسم درگیر یک جنگ وجودی است، طبیعتاً شرایط ایجاب میکند که تمام دغدغه و انرژی دولت و دستگاه اجرایی معطوف به حل مشکلات مردم شود تا کشور برای مقاومت در این جنگ میهنی از تابآوری لازم برخوردار باشد؛ چراکه یکی از مؤلفههای مهم پیروزی در این جنگ، میزان تابآوری طرفین است.
در همین راستا، دولت پزشکیان نیز روز چهارشنبه ۳۱ تیرماه تشکیل جلسه داد و به بررسی آخرین اقدامات دولت در بازسازی مناطق آسیبدیده پرداخت. در این جلسه، وزیر ارتباطات و فناوری و اطلاعات گزارشی از حادثه اخیر مربوط به دو سایت «فردوسیپور» و اقدامات انجامشده ارائه کرد و چندصدایی در حوزه فضای مجازی را همچنان از مشکلات اساسی کشور برشمرد. رئیسجمهور در این خصوص دستور پیگیری جدی موضوع و جلوگیری از بروز مسائل بدون هماهنگی را صادر کرد.
دستور رئیسجمهور برای پیگیری جدی فیلترینگ سایت عادل فردوسیپور در شرایط کنونی و در میانه جنگ، نشان از تغییر اولویتها در سازوکار دستگاه اجرایی کشور دارد. دولت بسیاری از مشکلات مهمتر را از اولویت خارج کرده و به فکر رفع فیلتر سایتی است که ظاهراً به دلیل دعوت و حمایت از معاندین کشور فیلتر شده است.
عدم درک هیئت دولت و شخص رئیسجمهور از وضعیت اضطراری که کشور در آن به سر میبرد، از نکات تأسفباری است که بهراحتی نمیتوان از کنار آن گذشت.
واقعیت این است که عادل فردوسیپور سالها از کنار صداوسیما شهرت و محبوبیت کسب کرد. به گونهای که چنین فرصتی کمتر در اختیار فردی در ساختار صداوسیما قرار گرفته است تا برنامهای چند ساعته در ساعات مناسب شب را در اختیار داشته باشد.
اما فردوسیپور تلاش کرد از محبوبیت خود برای مقاصد سیاسی استفاده کند و همین امر او را از نردبانی که بالابرده بود، پایین کشید. او پس از پایان همکاری با صداوسیما روند رادیکالی را درپیش گرفت که شاید خودش این موضوع را رد کند، اما اقداماتش در سالیان اخیر، در مواردی مصداق اقدام فرهنگی علیه امنیت کشور بوده است.
منظور ما نفرتپراکنی او و برنامهاش علیه تیم ملی فوتبال تحت عنوان نقد نیست. نوع نقدهای فردوسیپور و مهمانانش به عملکرد تیم ملی فوتبال در جامجهانی هیچ تفاوتی با تخریبهای شبکه تروریستی اینترنشنال علیه تیم ملی نداشت. فردوسیپور پیشتر رویکرد مغرضانه و جانبدارانه خود در تحلیل نتایج تیمملی را آشکار کرده بود. او از شکستهای تیم کیروش افسانه ساخت و حتی جرئت انتقاد از کیروش را نداشت؛ مسئلهای که شاید در چارچوب اقتصاد سیاسی زمانه خودش قابلتحلیل باشد. اکنون منظور ما دعوت از کسانی است که روی خون مردم ایران رقصیدند و با ترامپ عکس یادگاری گرفتند. ازسویدیگر فردوسیپور سیاهنمایی از وضعیت ایران و ستایش غرب را با سرعت زیادی در دستور کار خود قرار داد و سعی کرد که حس حقارت را به ملت ایران تزریق کند؛ به این موارد سکوت در برابر جنایات آمریکا و اسرائیل علیه کودکان کشور را اضافه کنید. در نهایت وقتی با اولین اقدام قانونی علیه اقدامات او، یعنی فیلترینگ سایت خود مواجه شد به سبک فیلمهای هندی اشک تمساح ریخت و چند مجیزگو را هم به برنامه دعوت کرد تا او را ستایش کنند.
ظاهرا کمپین رسانهای او جواب داده و مسعود پزشکیان را نگران اپلیکیشن و سایت فوتبال ۳۶۰ کرده است. حال باید از مسعود پزشکیان پرسید: واقعاً به شرایط موجود اشراف دارد؟ آیا اکنون زمان مناسبی برای وقت گذاشتن روی چنین مسائلی است؟ میدانیم که برای جلب محبوبیت مصنوعی، چنین کارهایی جذاب به نظر میرسد؛ اما عادل فردوسیپور آخرین گزینهای است که رئیسجمهور باید به ریسمانش چنگ بزند. کارهای زمینمانده دولت بسیار بیشتر از آن است که شخص رئیسجمهور پیگیر وضعیت فیلترینگ یک سایت باشد.



