به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ امیرحسین درکی/// مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در جلسه اخیر هیئت دولت خطاب به پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، صریحاً اعلام کرده است: «صداوسیما را تماشا نمیکند»؛ چون «هر وقت میدیدم اعصابم خراب میشد» و «وقتی میبینم اعصابم خراب میشود، میگویم ولش کن» « من که زندگیام را میخواهم برای نظام بگذارم این نگاه را پیدا کردهام، ببینید مردم چه نگاهی دارند.»
این حرف، در ظاهر انتقاد از عملکرد رسانه ملی است. اما با منطق سادهای روبهرو میشویم که نمیتوان از کنارش گذشت: اگر واقعاً صداوسیما را نمیبینی و اعصابت را خراب میکند، پس چرا بارها و بارها به همین رسانه میآیی، سخنرانی میکنی، گزارش میدهی و از تریبون آن استفاده میکنی؟ حضور مکرر رئیسجمهور در استودیوها و برنامههای صداوسیما، خود بهترین گواه است که میداند این رسانه دیده میشود، مخاطب دارد و مهمترین بستر رسمی اطلاعرسانی و روایتسازی در کشور است. اگر واقعاً بیاهمیت بود یا اعصاب را خراب میکرد، چرا اینهمه اصرار بر حضور در آن؟
نگرانی مداوم از «روشنگریها» و پوششهای صداوسیما هم با ادعای ندیدن در تناقض است. کسی که رسانه را کنار گذاشته و دیگر نگاه نمیکند، و معتقد است مردم هم آن را نمیبینند، نباید اینقدر نسبت به محتوای آن حساس باشد و در جلسه هیئت دولت، چشم در چشم رئیس سازمان، از آن گلایه کند. این حساسیت نشان میدهد که انتقاد نه از سر بیتوجهی، بلکه از سر ناراحتی از روایتی است که با منافع سیاسی و خط سیاسی خاصی همخوان نیست.
این انتقادات، فنی و حرفهای نیستند. مسئله کیفیت برنامه یا استانداردهای ژورنالیستی نیست. مسئله سیاسی است. صداوسیما وقتی روایتهایی را بازتاب میدهد که با خط رسمی دولت یا گفتمان خاصی در تضاد قرار میگیرد، ناگهان «عامل وحدت» نیست و اعصاب را خراب میکند. در حالی که رسانه ملی وظیفه دارد واقعیتها را بگوید، نه اینکه صرفاً محتوای دفاع از تفاهمنامه متلاشی شده اسلام آباد را بازتولید کند. انتقاد رئیسجمهور از این منظر، بیش از آنکه دغدغه انسجام ملی باشد، به دنبال محدود کردن فضای نقد و تبدیل رسانه به بلندگوی یکسویه است
در نهایت، این موضعگیریها را نمیتوان از زمینه بزرگتر جدا کرد: فشار برای نرمش، مذاکره و سازش در شرایط حساس کشور. وقتی انتقاد از صداوسیما با زبان وحدت بیان میشود اما در عمل به سمت تضعیف نهادهایی میرود که روایت مستقلتری از قدرت دارند، معنای آن روشن است. این انتقادات سیاسیاند، به منافع جریان خاصی گره خوردهاند و در نهایت در مسیر تسلیم و عقبنشینی از مواضع اساسی کشور قرار میگیرند. اگر وحدت واقعاً مهم است، راه آن ساکت کردن رسانه ملی نیست؛ راه آن پذیرش نقد و ایستادگی بر اصول است، نه فرار از آن با بهانه «اعصاب خراب».
انتقاد ایزدی از پزشکیان
فواد ایزدی کارشناس مسائل بینالملل نوشت: سخنان دکتر پزشکیان درباره صدا و سیما بازتاب گستردهای در رسانههای خارجی داشت. این یک نمونه:
مجری: رئیسجمهور شما گفته تلویزیون ایران را نمیبیند و از پوشش خبری آن راضی نیست.
پاسخ بنده: بله، نوع حکومت ایران جمهوری است و در این نوع حکومتها رسانهها معمولاً منتقد دولتمردان هستند. در نظامهای جمهوری نقد دولتمردان وظیفه رسانه است...
و برای مخاطب خارجی بیش از این هم نمیشد گفت.
جناب آقای دکتر پزشکیان، فرمایشات حضرتعالی به زبانهای دیگر ترجمه میشود.



