تاریخ انتشار: دوشنبه 1405/06/23 - 02:08
کد خبر: 563802

بانوی سلبریتی ایرانی؛

هما بر فراز آسمان ونیز

هما بر فراز آسمان ونیز

ریما رامین فر این روزها با حضور در جشنواره ونیز دوباره خبرساز شده است؛ همان بازیگری که سال‌ها با نقش «هما» در «پایتخت» وارد خانه میلیون‌ها ایرانی شد. «هما» برای مخاطب ایرانی، تصویر زنی بود که هم خانواده داشت، هم تحصیل و کار و نقش اجتماعی؛ زنی که قرار نبود برای دیده‌شدن، خانواده یا هویت خود را کنار بگذارد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حتی سیر تغییر پوشش هما در هفت فصل پایتخت، مسیری که این روزها به مقصد رسیده را طی نمی‌کرد. شاید مهم‌تر از حضور یک بازیگر در ونیز، مسیر تغییر معنای «زن ایرانی» از قاب تلویزیون ایران تا فرش قرمز جشنواره‌های جهانی باشد.

از «هما» تا زن جشنواره‌ای 

در یک‌سوی ماجرا، «هما» را داریم؛ شخصیتی که محبوبیتش را از ارتباط مستقیم با خانواده ایرانی و زندگی روزمره مردم گرفت. «پایتخت» در دوره‌هایی بیش از ۸۰ درصد مخاطب داشت و این یعنی سرمایه اجتماعی چنین بازیگری در یک جامعه محدود هنری شکل نگرفته است؛ در خانه‌های مردم ساخته شده است.

در سوی دیگر، نمونه‌هایی از بازیگران زن ایرانی را می‌بینیم که پس از رسیدن به اعتبار جهانی، در جشنواره‌ها و رسانه‌های بین‌المللی، خود یا آثارشان را در قالب روایت‌هایی از زن ایرانیِ تحت‌فشار، محروم یا قربانی عرضه کرده‌اند.

لاله مرزبان تازه‌ترین نمونه است. او در جشنواره ونیز ۲۰۲۶ برای بازی در فیلم «مراقب» جایزه بهترین بازیگر بخش «افق‌ها» را گرفت و جایزه‌اش را به زنان ایران تقدیم کرد؛ فیلمی که در ایران مجوز نمایش ندارد.

پیش از او، زهرا امیرابراهیمی در جشنواره کن ۲۰۲۲ برای فیلم «عنکبوت مقدس» جایزه بهترین بازیگر زن را گرفت؛ فیلمی که تصویری تیره و جنایی از جامعه ایران ارائه می‌کند. او پس از آن در گفت‌وگوهای مختلف درباره وضعیت زنان ایران سخن گفت و حتی از «انقلاب بعدی ایران» با محوریت زنان سخن گفت.

ترانه علیدوستی نیز در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱ با انتشار تصویر بدون حجاب و حمایت علنی از شعار «زن، زندگی، آزادی» به یکی از چهره‌های شناخته‌شده این جریان تبدیل شد.

گلشیفته فراهانی نیز در جشنواره برلین ۲۰۲۳ از اغتشاشات «زن، زندگی، آزادی» حمایت کرد و در اظهاراتش سقوط جمهوری اسلامی را پیش‌بینی کرد.

این افراد و مسیرهای حرفه‌ای‌شان یکسان نیستند و البته که نمی‌توان همه را با یک حکم ارزیابی کرد؛ اما تکرار یک الگو قابل‌انکار نیست: زن ایرانی در بخشی از تریبون‌های جهانی، بیش از آنکه با توانایی، پیشرفت و پیچیدگی‌های واقعی زندگی‌اش شناخته شود، با «رنج» و «اعتراض» نمایندگی می‌شود.

مسئله فقط جشنواره نیست 

مسئله این نیست که هنرمند حق نقد کشورش ندارد. مسئله این است که چه تصویری از ایران در جهان به نام زن ایرانی عرضه می‌شود؟

چرا زن ایرانیِ مادر، استاد، پزشک، کارآفرین، ورزشکار، پژوهشگر، همسر، مدیر و کنشگر اجتماعی کمتر از زنِ قربانی، سرکوب‌شده و معترض قابلیت دیده‌شدن جهانی پیدا می‌کند؟

اقتصاد توجه 

جشنواره‌های جهانی فقط محل داوری هنری نیستند؛ بخشی از اقتصاد توجه نیز هستند. تصویری که در آنجا از ایران عرضه می‌شود، در رسانه‌ها بازتولید می‌شود و می‌تواند به یک روایت جهانی تبدیل شود.

اینجاست که باید پرسید: آیا برای جهانی‌شدن، زن ایرانی باید مطابق انتظاری که جهان غرب از «زن ایرانی» ساخته است، بازنمایی شود؟

اگر پاسخ مثبت باشد، دیگر با آزادی زن مواجه نیستیم؛ با کلیشه‌ای تازه از زن ایرانی مواجهیم.

سرمایه‌ای که از مردم آمده است 

بسیاری از این بازیگران، پیش از جهانی‌شدن، در همین سینما و تلویزیون رشد کرده‌اند؛ از همین مخاطب شهرت گرفته‌اند و سال‌ها در همین جامعه سرمایه اجتماعی اندوخته‌اند.

این به معنای بدهکاری ایدئولوژیک مادام‌العمر نیست. اما شهرت، فقط ملک شخصی نیست؛ محصول رابطه با مخاطب است.

کسی که سال‌ها از اعتماد مردم سرمایه ساخته، وقتی در تریبون جهانی درباره همان مردم سخن می‌گوید، نمی‌تواند نسبت به تصویر ارائه‌شده هیچ مسئولیتی احساس نکند.

زن؛ نه ابزار تبلیغ، نه ابزار اعتراض 

اما نقد اصلی همین‌جاست. اگر قرار است زن از «ابزار» بودن رها شود، چرا گاهی بدن او ابزار دیده‌شدن می‌شود؟ اگر قرار است صدای زن شنیده شود، چرا این صدا باید الزاماً با تحقیر جامعه خودش بلندتر شود؟ و اگر قرار است زن ایرانی نمایندگی شود، چرا نمایندگی او باید به «قربانی بودن» تقلیل پیدا کند؟

زن ایرانی بزرگ‌تر از این روایت‌هاست. او نه ویترین نظام است و نه ابزار مخالفت با آن.

ما زنان ایرانی جنگ، تحریم و فشار اقتصادی را دیده‌ایم؛ مردمی را دیده‌ایم که با همه فشارها زندگی را نگه داشته‌اند. خانواده‌هایی را دیده‌ایم که در بحران‌ها ایستاده‌اند و زنانی را که در همین شرایط، ستون خانه و جامعه بوده‌اند.

پس چرا وقتی نوبت معرفی ایران به جهان می‌رسد، گاهی تنها روایتی که ارزش عرضه پیدا می‌کند، ایرانِ شکست‌خورده و زنِ بی‌پناه است؟

و اینجاست که ماجرا از «ریما رامین فر در ونیز» عبور می‌کند و به یک سؤال جدی درباره سلبریتی ایرانی می‌رسد:

اگر سرمایه شهرت را از مردم گرفته‌، آیا اخلاق حرفه‌ای اجازه می‌دهد برای خریدن اعتبار جهانی، تصویر همان مردم را به کالای مصرفیِ جشنواره‌ها تبدیل کند؟ آیا بدن زن ابزار ارائه فرهنگ کشور است؟

مرتبط ها
نظرات
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید
معرفی کسب و کارها
نابرابری چگونه به کلاس درس می‌رسد؟
هفته ملی کودک؛ کودکان فقط تماشاگر نیستند
خرید ماشین چری تیگو
مزایا و معایب آریزو ۵ توربو
دسترسی رایگان به آموزش ارز دیجیتال در بیتفا فراهم شد
۵ تکنولوژی که معماری ساختمان‌های مدرن را تغییر داده‌اند
علائم تمام شدن صفحه کلاچ KMC T۸؛ از لغزش کلاچ تا سفت شدن پدال
روابط ایران و عراق با فشار آمریکا محدود نمی‌شود
استاد دانشگاه: بیانیه ۲۲۹۲ استاد فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی است
محسن برهانی رسماً از علی بهادری جهرمی عذرخواهی کرد
  شرط التزام به ولایت فقیه را از آیین‌نامه جذب اساتید حذف کرده‌اند
واگذاری ۱۰ هزار دلار به هر کارت ملی؛ ایجاد رانت ارزی در شرایط جنگی/نمی‌توان با انکار دلار بازار آزاد، بازار ارز را مدیریت کرد/گرانی سه‌برابری دارو فراتر از آثار مستقیم جنگ است
پاتوق رتبه‌های زیر ۱۰۰ کنکور؛ شریف یا تهران؟
ماجرای ردپای دهک‌های مرفه در قله کنکور
جهش ۴۶ درصدی کاروان ورزش ایران در شرایطی جنگی
ایران با چه فرمولی به «قدرت اول جهان» تبدیل شد؟
مجوز بهشتی‌ها به طرح معیشت
تشریح حمایت های بیمه ای تامین اجتماعی از مادران باردار
اجرای طرح «مادرانه» برای افزایش تاب‌آوری خانواده‌ها
نسخه دستجردی برای عبور از بحران جمعیتی
فشار اقتصادی نباید خانواده ها را از فرزندآوری دور کند
نظرسنجی
به نظر شما توافق با آمریکا به پایان مخاصمات می‌انجامد یا دوباره شاهد یک درگیری تمام عیار خواهیم بود؟


مشاهده نتایج
go to top