به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یکی از نکات قابل تأمل در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله، اشاره به ظرفیت گسترده حضور و حمایت مردمی از جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ تحمیلی سوم است؛ حضوری که به گفته ایشان، طی هفت ماه در میادین و خیابانهای سراسر کشور استمرار داشته و بیش از ۳۰ میلیون نفر نیز آمادگی خودشان را در پویش «جانفدا» اعلام کردهاند. ایشان همچنین از تکمیل ظرفیت اعلامشده برای سازماندهی این افراد در تنها ۱۰۰ دقیقه نخست خبر دادند: «این روزها هفت ماه است هموطنان ما میادین و خیابانها را در سراسر کشور به حضور مسئولانه و پرشور خود زینت بخشیدهاند تا دل رزمندگان اسلام گرم باشد و دشمن در هراس فرو رود.» ۱۴۰۵/۰۷/۰۶
اما پشت این اعداد چه واقعیتی نهفته است؟ بیش از ۲۰۰ شب حضور مردمی در خیابانها را نمیتوان صرفاً یک آمار یا رکورد دانست؛ این استمرار، از شکلگیری و تداوم یک کنش و جریان عمیق اجتماعی حکایت دارد که در حمایت از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران و تجدید بیعت با رهبری شکل گرفته است. تداوم این حضور خیابانی در شرایط مختلف از منظر اجتماعی و سیاسی قابل تأمل است و برای تحلیل آن باید مجموعهای از عوامل زمینهای، رفتاری و راهبردی را در کنار یکدیگر دید؛ اینکه چه عواملی این حضور را شکل داده، چه انگیزههایی آن را تداوم بخشیده و چگونه در شرایط بحرانی به یک کنش اجتماعی مستمر تبدیل شده است.

راز تداوم یک حضور خیابانی
نخستین نکته به زمینهها و دلایل شکلگیری این حرکت بازمیگردد. این حضور را نمیتوان صرفاً نتیجه یک فراخوان مقطعی یا واکنشی کوتاهمدت دانست بلکه بخشی از آن به نوع تربیت سیاسی و اجتماعی شکلگرفته در نظام جمهوری اسلامی ایران بازمیگردد؛ تربیتی که بر مشارکت مردم و ایفای نقش آنان در تحولات سیاسی و اجتماعی تأکید داشته است. از این منظر، مردم خود را صرفاً مخاطب تحولات سیاسی نمیدانند بلکه برای خود نقش و اثرگذاری قائل هستند. تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ایران نیز مؤید همین مسئله است و مردم در مقاطع مختلف از تحولات و درگیریهای سالهای ابتدایی انقلاب و مقابله با فعالیت گروهکها گرفته تا پشتیبانی از جنگ تحمیلی هشتساله، مواجهه با فتنههای دهههای ۷۰ و ۸۰ و مقابله با موج تروریسم خیابانی، در بزنگاههای سیاسی و امنیتی حضور داشتهاند. بنابراین، حمایت و انسجام اجتماعی را میتوان یکی از مؤلفههای مهم قدرت جمهوری اسلامی ایران دانست، مؤلفهای که بخشهایی از جامعه نیز آن را بهعنوان بخشی از نقش خود در حفظ نظام سیاسی درک کردهاند.
مردمی که خود را تماشاگر نمیدانند
نکته دوم، زمانشناسی و موقعیتشناسی مردم است. از همان نخستین لحظاتی که خبر شهادت رهبر شهید انقلاب منتشر شد، مردم بدون آنکه منتظر فراخوانهای رسمی بمانند، در میدان حاضر شدند. میدان انقلاب اسلامی در تهران که از نخستین سالهای انقلاب یکی از کانونهای اصلی راهپیماییها و تجمعات بوده است، شاهد حضور مردم بود و این حضور به شهرهای مختلف نیز گسترش پیدا کرد. چنین واکنشی را میتوان نشانهای از درک موقعیت و تشخیص زمان مناسب برای کنش اجتماعی دانست. به این معنا که بخشی از جامعه احساس کرده است در یک بزنگاه سیاسی و تاریخی باید نقش خود را بهصورت میدانی نشان دهد.
سومین مؤلفه، استمرار و پایداری است و اهمیت این حرکت فقط در شکلگیری اولیه آن خلاصه نمیشود؛ بلکه استمرار آن در طول این اجتماعات، موضوعی است که آن را از یک واکنش مقطعی متمایز میکند. حمایت از انقلاب، تجدید بیعت با رهبری، پیگیری مطالبه انتقام و خونخواهی رهبر شهید انقلاب و تأکید بر ادامه مسیر، مجموعه مطالباتی است که در استمرار این حضور نقش داشته است. در این میان خستهنشدن و منفعلنشدن مردم و تداوم حضور آنان خود به یک مؤلفه مهم در تحلیل این حرکت تبدیل میشود.
حضور در خیابان، فراتر از یک واکنش
اما در کنار چرایی شکلگیری و استمرار این اجتماعات باید به کارکرد و پیامدهای آن نیز توجه کرد. یکی از مهمترین آثار این حضور، ناکامگذاشتن یکی از محورهای اصلی طراحی دشمن در جنگ تحمیلی سوم بود. یعنی حضور خیابانی ملت در قامت یک جنبش فراگیر ملی توانست توطئه ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت و تضعیف انسجام داخلی با هدف اثرگذاری بر ساختار سیاسی کشور و در ادامه فراهمکردن زمینه برای تحقق سناریوهای دیگر علیه ایران را به ناکامی بکشاند.
نمایش حمایت اجتماعی از نظام سیاسی و تأکید بر استمرار همراهی با رهبری نشان داد که نمیتوان جامعه ایران را صرفاً بر اساس محاسبات سیاسی و امنیتی بیرونی تحلیل کرد. از این منظر حضور مردم در میدان علاوه بر کارکرد داخلی، دارای یک پیام سیاسی برای طرف مقابل است؛ اینکه فشار خارجی لزوماً به جدایی جامعه از ساختار سیاسی منجر نمیشود و در شرایط خاص حتی میتواند به تقویت انسجام اجتماعی منجر شود. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که آن را در مقیاس تاریخی بررسی کنیم و حضور مستمر مردم در حمایت از ساختار سیاسی کشور، چه در زمان جنگ و بمباران و چه پس از آن موضوعی است که نمیتوان صرفاً با معیارهای یک تجمع مقطعی سنجید. استمرار این حضور، در صورت حفظ ماهیت مردمی آن میتواند نشانه وجود یک ظرفیت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قابل توجه باشد. ظرفیتی که در معادلات قدرت داخلی و حتی محاسبات طرفهای خارجی نیز اهمیت کلیدی دارد.
سرمایهای که نباید فرسوده شود
با این حال، همین ظرفیت اجتماعی نیازمند صیانت است و مهمترین مسئله در این مرحله جلوگیری از تبدیلشدن اجتماعات مردمی به عرصه رقابتهای جناحی و سیاسی است. اگر قرار باشد این حضور به یک سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود، باید از بهرهبرداری جناحی و سوءاستفاده سیاسی از آن پرهیز شود. چنین اجتماعاتی زمانی میتوانند کارکرد واقعی خود را حفظ کنند که محور اصلی آنها همان مطالبات و انگیزههای اولیه شکلگیری باشد و از تحمیل مسائل حاشیهای و منافع گروهی بر آن جلوگیری شود. اگر این اجتماعات قرار است بهعنوان یک ظرفیت اجتماعی و ملی در معادلات آینده نقشآفرینی کنند، باید زمینه برای حفظ انسجام، مشارکت و اعتماد متقابل فراهم باشد.
اعتماد اجتماعی سرمایهای نیست که بتوان آن را صرفاً با فراخوان یا دستور ایجاد کرد؛ بلکه نتیجه تجربهای مستمر میان جامعه و ساختار سیاسی است و به همان اندازه که شکلگیری آن زمانبر است، آسیبپذیر نیز هست.

در نهایت، اجتماعات مردمی در خیابانها طی بیش از ۲۰۰ شب و ثبت نام ۳۰ میلیون نفر در پویش «جانفدا» را میتوان فراتر از یک عدد یا رویداد تقویمی، فرصتی برای بازخوانی یک پدیده اجتماعی دانست؛ پدیدهای که از یکسو ریشه در تجربه تاریخی حضور مردم در بزنگاههای سیاسی دارد و از سوی دیگر، بیانگر ظرفیت بخشی از جامعه برای کنشگری و حضور مستمر در شرایط بحرانی است. حفظ این ظرفیت پرهیز از برخوردهای جناحی و تلاش برای جلوگیری از فرسایش سرمایه اجتماعی، مهمترین الزامات ادامه چنین روندی است.



