به گزارش گروه بین الملل «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دیمیتری مدودف، نایبرئیس شورای امنیت فدراسیون روسیه، در گفتوگو با شبکه خبر، ضمن تشریح نگاه مسکو به تحولات اخیر، از پیامدهای اقتصادی و امنیتی سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، آینده روابط تهران و مسکو و شروط روسیه برای پایان جنگ اوکراین سخن گفت.
بخش مهمی از اظهارات مدودف به محدودیتهای استفاده از زور در مناسبات بینالمللی اختصاص داشت. او با اشاره به پیامدهای حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، معتقد است استفاده از ابزار نظامی نمیتواند بدون هزینههای گسترده اقتصادی و سیاسی ادامه پیدا کند.
از نگاه مقام ارشد روس، تحولات نظامی اخیر آثار خود را از سطح منطقه فراتر برده و بر ساختار اقتصاد جهانی نیز تأثیر گذاشته است. افزایش قیمت نفت و سوخت، تشدید تورم و افزایش هزینه تأمین کالاهای ضروری، بخشی از پیامدهایی است که مدودف آن را نتیجه مستقیم سیاستهای تقابلی غرب میداند.
او با انتقاد از رویکرد تحریمی آمریکا و کشورهای غربی، این سیاستها را عاملی برای تضعیف زیرساختهای اقتصادی و ایجاد بحران در زنجیره تأمین ارزیابی کرد و هشدار داد ادامه چنین روندی میتواند هزینههای بیشتری را به اقتصادهای غربی تحمیل کند.
در این چارچوب، مدودف همچنین اتهامات غرب علیه روسیه مبنی بر تهدید اروپا را رد کرد و گفت مسکو به دنبال درگیری با کشورهای اروپایی نیست و خواهان برقراری روابط عادی است.
یکی از مهمترین محورهای سخنان او، نقش شورای امنیت سازمان ملل در تحولات اخیر بود. مدودف، جلوگیری از تصویب قطعنامههایی که میتوانست زمینه مشروعیتبخشی بینالمللی به حمله علیه ایران را فراهم کند، بخشی از حمایت مستقیم مسکو از تهران دانست.
از منظر وی، جنگ علیه ایران علاوه بر پیامدهای مستقیم منطقهای، یک اثر راهبردی دیگر نیز داشته است؛ افزایش انگیزه برخی کشورها برای حرکت به سمت دستیابی به سلاح هستهای. این گزاره در واقع به یکی از نگرانیهای اصلی مسکو درباره پیامدهای بلندمدت گسترش منازعات نظامی در جهان اشاره دارد؛ اینکه افزایش ناامنی میتواند کشورها را به سمت بازدارندگیهای سختتر و مسابقه تسلیحاتی سوق دهد.
پیام تهران برای مسکو؛ ثبات اجتماعی در اوج بحران
مدودف در بخش دیگری از این گفتوگو، به سفر خود به تهران و ادای احترام ولادیمیر پوتین به رهبر فقید ایران اشاره کرد. او فضای حاکم بر ایران را در شرایطی که کشور با درگیری نظامی مواجه بوده، مورد توجه قرار داد.
به گفته وی، با وجود حوادث نظامی و فضای سنگین ناشی از جنگ، روند عادی زندگی در تهران ادامه داشته است. مدودف این وضعیت را نشانهای از استواری جامعه ایران در شرایط بحرانی دانست.
این بخش از اظهارات او را میتوان فراتر از یک توصیف میدانی ارزیابی کرد؛ زیرا در ادبیات راهبردی، میزان تابآوری اجتماعی یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی محسوب میشود. از این منظر، استمرار فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و روزمره در شرایط بحران میتواند بر محاسبات طرفهای درگیر درباره ظرفیت مقاومت و ادامه جنگ اثر بگذارد.
مسکو: روابط با تهران قابل معامله نیست
مدودف در ادامه، موضع مسکو درباره آینده روابط با جمهوری اسلامی ایران را صریح توصیف کرد و گفت روسیه تحت فشار یا خواسته هیچ طرف خارجی، روابط خود با تهران را قربانی نخواهد کرد.
او روابط ایران و روسیه را «راهبردی» دانست و بر استمرار این مناسبات تأکید کرد. این موضع در شرایطی مطرح میشود که روابط دو کشور در سالهای اخیر از سطح همکاریهای سیاسی فراتر رفته و حوزههای انرژی، حملونقل، تجارت، فناوری و همکاریهای دفاعی را نیز دربرگرفته است.
مدودف همچنین از آمادگی روسیه برای ایفای نقش میانجی در راستای دستیابی به یک راهحل پایدار برای بحران منطقه خبر داد. این موضع نشان میدهد مسکو تلاش دارد در کنار حفظ شراکت راهبردی با تهران، خود را بهعنوان یکی از بازیگران مؤثر در فرآیندهای دیپلماتیک منطقه نیز تثبیت کند.
در همین چارچوب، او توسعه همکاریهای اقتصادی را مکمل دیپلماسی سیاسی دانست و بر پروژههای ژئواستراتژیکی همچون کریدور حملونقل بینالمللی شمال ـ جنوب تأکید کرد؛ پروژهای که در صورت توسعه کامل، میتواند جایگاه ایران و روسیه را در شبکه ترانزیتی اوراسیا تقویت کند.
مدودف در این بخش بر یک واقعیت مهم در مناسبات قدرت جهانی نیز تأکید کرد: در رقابتهای امروز، ابزارهای اقتصادی میتوانند نقشی همسنگ ابزارهای نظامی ایفا کنند. از این منظر، تجارت، انرژی، مسیرهای ترانزیتی و سازوکارهای مالی به بخشی از قدرت راهبردی کشورها تبدیل شدهاند.
رشد ۲۰ درصدی تجارت؛ اقتصاد در خدمت سیاست خارجی
یکی دیگر از محورهای مهم گفتوگوی مدودف، وضعیت روابط اقتصادی تهران و مسکو بود. او روابط دو کشور را در سطحی بیسابقه توصیف کرد و از رشد ۲۰ درصدی مبادلات تجاری در سال گذشته سخن گفت.
به گفته وی، شرکتهای روسی در بخش انرژی ایران نیز حضور فعال دارند و سرمایهگذاری آنها زمینه تولید بخشی از نفت کشور را فراهم کرده است. مدودف همچنین پروژههایی مانند نیروگاه بوشهر و راهآهن رشت ـ آستارا را از طرحهای مهم و اثرگذار بر اقتصاد و حملونقل منطقه دانست.
اهمیت این پروژهها تنها به ارزش اقتصادی آنها محدود نمیشود. اتصال زیرساختهای حملونقلی ایران و روسیه، در صورت تکمیل و بهرهبرداری مؤثر، میتواند مسیرهای تجاری دو کشور را از وابستگی به کانالهای سنتی دور کرده و ظرفیتهای جدیدی برای تجارت منطقهای ایجاد کند.
در حوزه مالی نیز مدودف بر ضرورت کاهش آسیبپذیری تجارت دوجانبه در برابر تحریمهای غرب تأکید کرد. او استفاده گسترده از پولهای ملی در مبادلات اعضای سازمان همکاری شانگهای را نمونهای قابل استفاده برای کاهش وابستگی به نظامهای مالی تحت سلطه غرب دانست و خواستار ایجاد سازوکارهای مالی جدید میان تهران و مسکو شد.
به این ترتیب، در نگاه مسکو، همکاری اقتصادی صرفاً یک موضوع تجاری نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد مقابله با فشارهای اقتصادی و تحریمی غرب محسوب میشود.
تنگه هرمز؛ امنیت انرژی بدون نسخه نظامی
مدودف در ادامه سخنان خود، جایگاه ایران در تأمین امنیت تنگه هرمز را نیز مورد توجه قرار داد. او با اشاره به اهمیت این آبراه بینالمللی، نقش تهران را در امنیت آن کلیدی دانست.
موضع مطرحشده از سوی مقام روس در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هرگونه اختلال جدی در تردد نفتکشها و مسیرهای انرژی در تنگه هرمز میتواند آثار مستقیمی بر بازار جهانی انرژی داشته باشد.
مدودف تأکید کرد امنیت آبراههای بینالمللی باید از طریق توافقهای واقعی و سازوکارهای دیپلماتیک تأمین شود، نه از طریق اعمال قدرت نظامی. این دیدگاه، بار دیگر بر محور اصلی مواضع او یعنی تقدم مذاکره بر تقابل نظامی تأکید دارد.
شروط مسکو برای پایان جنگ اوکراین
اما بخش پایانی اظهارات مدودف به موضوعی اختصاص داشت که برای روسیه از اهمیت راهبردی برخوردار است: آینده جنگ اوکراین.
او دستیابی به یک توافق سیاسی پایدار را منوط به پذیرش مجموعهای از شروط دانست که از دیدگاه مسکو، چارچوب اصلی حلوفصل بحران اوکراین را تشکیل میدهند.
بر اساس توضیحات مدودف، نخستین شرط، بازگشت اوکراین به اصول قانون اساسی و اعلامیه حاکمیت دهه ۱۹۹۰ و اتخاذ وضعیت بیطرف و غیرهستهای است. دومین شرط، توقف سیاستهای ملیگرایانه حاکمیت کییف و رفع محدودیتهای مربوط به زبان و فرهنگ روسی عنوان شد.
سومین و حساسترین محور نیز به سرزمینهای مورد مناقشه مربوط میشود. مدودف خواستار به رسمیت شناخته شدن الحاق دونتسک، لوهانسک، زاپوریژیا و خرسون به روسیه شد و این موضوع را بخشی از چارچوب مورد نظر کرملین برای پایان جنگ دانست.
در واقع، اظهارات مدودف نشان میدهد که از نگاه مسکو، مذاکره زمانی میتواند به توافق پایدار منجر شود که نتیجه آن مسائل امنیتی، سیاسی و سرزمینی مورد نظر روسیه را نیز دربرگیرد.
با این حال، پیام نهایی او واجد یک هشدار صریح بود: اگر این شروط از مسیر دیپلماسی پذیرفته نشود، روسیه برای تحقق اهداف اعلامشده خود به مسیر نظامی ادامه خواهد داد.
تهران ـ مسکو؛ همکاری فراتر از یک ائتلاف مقطعی
مجموع اظهارات دیمیتری مدودف را میتوان در چارچوب تصویری بزرگتر از سیاست خارجی روسیه در قبال ایران و غرب تحلیل کرد. مسکو در شرایطی که منطقه غرب آسیا با مجموعهای از بحرانهای امنیتی مواجه است، تلاش دارد همزمان سه مسیر را دنبال کند: حفظ شراکت راهبردی با تهران، تقویت جایگاه خود در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه و مقابله با گسترش نفوذ آمریکا و متحدانش.
در این میان، افزایش حجم مبادلات تجاری، توسعه پروژههای انرژی و حملونقل، همکاریهای فناورانه و ایجاد سازوکارهای مالی مستقل از ساختارهای غربی، نشان میدهد روابط تهران و مسکو تنها به مواضع سیاسی مشترک محدود نمانده است.
از سوی دیگر، تأکید مدودف بر مذاکره در پرونده ایران و در عین حال تهدید به ادامه عملیات نظامی در صورت نپذیرفتن شروط روسیه درباره اوکراین، یک تناقض ظاهری اما معنادار را نشان میدهد: کرملین مذاکره را زمانی مؤثر میداند که با تأمین منافع و ملاحظات امنیتی خود همراه باشد.
در نهایت، اظهارات نایبرئیس شورای امنیت روسیه را میتوان نشانهای از تلاش مسکو برای تعریف نظم جدیدی در مناسبات بینالمللی دانست؛ نظمی که در آن قدرت نظامی، اقتصاد، انرژی، مسیرهای ترانزیتی، سازوکارهای مالی و دیپلماسی، همگی به ابزارهای مکمل قدرت تبدیل شدهاند. در چنین چارچوبی، ایران برای روسیه نه صرفاً یک شریک منطقهای، بلکه یکی از حلقههای مهم در معادلات ژئوپلیتیکی اوراسیا و غرب آسیا محسوب میشود.



