به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ تربیت کودک تنها به تعیین قوانین، آموزش رفتارهای درست و اصلاح عادتهای نادرست محدود نمیشود. بخش مهمی از این فرایند به شناخت چگونگی رشد ذهنی و عاطفی کودک و درک تواناییهای او در مواجهه با موقعیتهای دشوار بازمیگردد. گاهی رفتاری که از نگاه بزرگسالان لجبازی یا نافرمانی به نظر میرسد، میتواند با دشواری کودک در مدیریت احساسات و واکنشهای خود ارتباط داشته باشد.
کتاب «تربیت کودک برای مغزی یکپارچه» نوشته دنیل جی. سیگل و تینا پین برایسن، با ترجمه شادی جهرانی و از سوی انتشارات پندار تابان منتشر شده است. این اثر با بهرهگیری از مفاهیم علوم اعصاب و روانشناسی رشد، به والدین و افرادی که با کودکان سروکار دارند کمک میکند رفتارهای آنها را با توجه بیشتری بررسی کنند و در موقعیتهای تنشزا، واکنشهای سنجیدهتری داشته باشند.
پشت رفتارهای دشوار کودک چه میگذرد؟
یکی از محورهای مهم کتاب، توجه به ارتباط میان رشد مغز، احساسات و رفتار کودک است. کودکان در مسیر رشد، بهتدریج توانایی بیشتری برای شناخت احساسات، کنترل تکانهها و تصمیمگیری پیدا میکنند؛ اما این تواناییها از ابتدا به اندازه بزرگسالان شکل نگرفتهاند.
از این منظر، هنگام عصبانیت یا آشفتگی کودک، تکرار دستورها و تأکید بر رعایت قانون ممکن است بهتنهایی کافی نباشد. کودک گاهی ابتدا به کمک بزرگسال برای آرام شدن و احساس امنیت نیاز دارد و سپس میتواند درباره رفتار خود گفتوگو کند.
کتاب تلاش میکند به والدین نشان دهد که درک وضعیت عاطفی کودک و آموزش مهارتهای لازم، دو بخش مکمل تربیت هستند. این رویکرد به معنای نادیده گرفتن رفتارهای نامناسب نیست؛ بلکه بر این نکته تأکید دارد که اصلاح رفتار زمانی مؤثرتر خواهد بود که متناسب با تواناییهای رشدی کودک انجام شود.
از واکنش فوری تا آموزش مهارتهای عاطفی
در بسیاری از موقعیتهای روزمره، بزرگسالان با گریه، ترس، خشم یا مقاومت کودک روبهرو میشوند. واکنش فوری ممکن است به سرزنش، تهدید یا تلاش برای متوقف کردن احساس کودک منجر شود؛ در حالی که شناخت علت آشفتگی و کمک به نامگذاری احساسات میتواند مسیر متفاوتی برای مواجهه با این موقعیتها فراهم کند.
«تربیت کودک برای مغزی یکپارچه» بر اهمیت همراهی والدین با کودک و کمک به او برای شناخت تجربههای عاطفی خود تأکید دارد. برای مثال، وقتی کودک از اتفاقی ناراحت است، بزرگسال میتواند ابتدا احساس او را به رسمیت بشناسد و پس از آرامتر شدن شرایط، درباره راههای مناسب برخورد با مسئله صحبت کند.
چنین رویکردی به معنای پذیرفتن همه رفتارها نیست؛ کودک همچنان به مرزهای روشن و قوانین متناسب با سن نیاز دارد. تفاوت در این است که آموزش قانون و مسئولیتپذیری، با تحقیر احساسات یا نادیده گرفتن نیازهای عاطفی کودک همراه نمیشود.
کتابی برای والدین و دانشجویان علوم تربیتی
از ویژگیهای این کتاب، تلاش برای پیوند دادن مفاهیم مربوط به مغز و رشد روانی با موقعیتهای ملموس زندگی خانوادگی است. همین ویژگی میتواند آن را برای والدینی که به دنبال درک بهتر رفتار فرزندانشان هستند و نیز دانشجویان روانشناسی، علوم تربیتی و مشاوره قابل توجه کند.
برای دانشجویان، این اثر فرصتی فراهم میکند تا درباره پیوند میان رشد عصبی، تنظیم هیجان و شیوههای تربیتی تأمل کنند. برای والدین و مربیان نیز میتواند نقطه شروعی برای بازنگری در واکنشهای روزمره و توجه بیشتر به نیازهای رشدی کودکان باشد.
البته این کتاب را نباید جایگزین ارزیابی تخصصی در مواردی دانست که مشکلات رفتاری یا عاطفی کودک شدید، مداوم یا مختلکننده زندگی روزانه او هستند؛ ارزش اصلی آن در فراهم کردن چارچوبی برای شناخت بهتر کودک و آگاهانهتر شدن تعاملات روزمره است.
تربیت؛ فراتر از متوقف کردن رفتار نامناسب
پیام محوری این کتاب را میتوان در تغییر زاویه نگاه به رفتار کودک جستوجو کرد: به جای آنکه تنها بپرسیم چگونه یک رفتار نامناسب را متوقف کنیم، بهتر است بررسی کنیم کودک برای مدیریت موقعیت به چه مهارتی نیاز دارد و بزرگسال چگونه میتواند در یادگیری آن مهارت همراهش باشد.
کتاب «تربیت کودک برای مغزی یکپارچه» با چنین رویکردی، موضوع تربیت را از مجموعهای از دستورها و واکنشهای لحظهای فراتر میبرد و بر شناخت رشد کودک، ارتباط عاطفی و آموزش تدریجی مهارتها تأکید میکند.
مشخصات کتاب
-
عنوان: تربیت کودک برای مغزی یکپارچه
-
نویسندگان: دنیل جی. سیگل و تینا پین برایسن
-
مترجم: شادی جهرانی
-
ناشر: پندار تابان
-
حوزه موضوعی: روانشناسی کودک، رشد مغز و تربیت فرزند
-
مخاطبان: والدین، مربیان و دانشجویان روانشناسی و علوم تربیتی



