به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محسن دنیوی/// ۱. در سخنرانی ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، باراک اوباما با اشاره به جنگ ایران گفت که ایران اکنون با تسلط بر تنگه هرمز «حق وتو» دارد؛ تعبیری که به افزایش قدرت ایران در معادلات راهبردی جهان اشاره میکند. اهمیت این تعبیر در آن است که ایران را نه صرفاً موضوع تصمیمگیری قدرتهای بزرگ، بلکه بازیگری معرفی میکند که میتواند بر تصمیمها و منافع آنها اثر بگذارد.
۲. این تعبیر را میتوان از دو زاویه خواند. از یک سو، اذعان به قدرت ایران است؛ قدرتی که نشان داده حتی آمریکا نیز نمیتواند اراده خود را بدون در نظر گرفتن هزینههای ناشی از موقعیت راهبردی ایران پیش ببرد. از سوی دیگر، نوعی هشدار و مهار نمادین است. گویی به ایران گفته میشود که به سطحی از قدرت رسیدهای که باید تو را جدی گرفت، اما این به معنای برخورداری از اختیار نامحدود نیست و باید در لیگ فعلی قدرتهای جهان بازی کنی!
۳. این تعبیر همچنین یادآور بلوف تاریخی رونالد ریگان در دهه ۱۹۸۰ است. ریگان در فوریه ۱۹۸۴ اعلام کرد که آمریکا اجازه نخواهد داد ایران تنگه هرمز را به روی کشتیرانی ببندد؛ موضعی که در سال ۱۹۸۷ نیز با لحنی قاطع تکرار کرد. او وعده میداد که آمریکا مانع تبدیلشدن خلیج فارس به گلوگاه فشار بر اقتصاد جهانی خواهد شد. حالا تعبیر «قدرت وتوی ایران» را میتوان در پرتو همین سابقه خواند. آنچه زمانی واشنگتن وعده میداد هرگز اجازه وقوعش را نخواهد داد، به واقعیتی تبدیل شده که رئیسجمهور پیشین آمریکا ناچار است آن را در توصیف موازنه قدرت به رسمیت بشناسد. این همان نقطهای است که ادعای تاریخی آمریکا درباره توانایی مهار تنگه هرمز با محدودیتهای عملی قدرتش روبهرو میشود.
۴. اهمیت واژه «وتو» در بار تاریخی آن نهفته است. حق وتو امتیازی اختصاصی در نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم است که فقط اعضای دائم شورای امنیت از آن برخوردارند. ایران چنین حق وتوی حقوقیای ندارد؛ اما تعبیر اوباما از قدرت وتوی ایران با تسلط بر هرمز، از نوع دیگری از قدرت سخن میگوید؛ قدرتی که نه از جایگاه رسمی در ساختار جهانی، بلکه از موقعیت ژئوپلیتیک و توان اثرگذاری بر اقتصاد جهان ناشی میشود.
۵. شاید معنای مدنظر اوباما از این تعبیر همین باشد: ایران را نمیتوان در شمار صاحبان رسمی حق وتو قرار داد، اما نمیتوان قدرتی را که عملاً بر محاسبات دیگران اثر میگذارد نیز نادیده گرفت. به بیانی دیگر، اوباما هم از ترامپ انتقاد کرده که پوچی بلوف پنجاهساله آمریکا درباره امکان بازگشایی تنگه هرمز را فاش کرده است و باعث تغییر وضع قدرت ایران در معادلات جهانی شده است و هم به ایران نهیب زده است که تصور نکند وارد دوران جدیدی از ابرقدرتی شده است و آنچه در نهایت برای ایران بماند، حضور در لیگ کشورهای تعیینکننده و قدرتمند در معادلات فعلی جهان پساجنگ دوم جهانی است؛ جهانی که با وجود قدرت گرفتن ایران، همچنان آمریکا پیشرو و رهبر آن است.
لذا نباید از بیان اوباما و این تعبیر مهمی که در سخنرانی اخیر خود به کار برد، بهراحتی عبور کرد. این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مناسبت هفته دفاع مقدس در تاریخ ۶ که ماه ۱۴۰۵، بر این نکته تأکید کردند که قدرت ایران، منشأ و منبعی غیر از قدرت کشورهای ظاهراً ابرقدرت در نظم فعلی جهان دارد و بر اساس آن تحلیل، ایران قدرتی در کنار دیگر ابرقدرتها نیست. مطرح شدن و فراگیر شدن چنین مفاهیمی درباره قدرت ایران و امکان خلق قدرت خارج از پارادایم جهان مدرن آمریکایی اروپایی برای نظم فعلی جهان سهمگین است.
۶. آنها در نهایت حاضرند ایران صاحب بمب اتم را بپذیرند که یکی از ابرقدرتها در کنار دیگر کشورهای دارای حق وتو در جهان قرار بگیرد، اما با ایرانی که بدون بمب اتمی دارای قدرتی متمایز است کنار نخواهند آمد. قدرتی که از اتکای به اراده خداوند متعال در اراده جمعی ملت ایران و تلاش و نوآوری نخبگان جوان ایرانی و عملکرد فرماندهان نظامی جانفدا و مسئولین وطن پرست ایرانی جلوه کرده است.
این نقطه آغاز مسیری دیگر در تحولات جهانی و منطقهای خواهد بود و ایران با این رویکرد وارد دوران و وضعیت جدید خواهد شد.



