به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ علیرضا بهرامی/// یک عبارت در پیام اخیر فرمانده کل قوا بیش از بقیه توجه رسانههای خارجی را جلب کرده است: پاسخ به هر سطح و نوعی از تهدید، «فوری، مؤثر و بدون محدودیت جغرافیایی» خواهد بود.
این عبارت، در کنار دستور بهروزرسانی بانک اهداف و قرار گرفتن همه انواع داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی در دسترس نیروهای مسلح، یک پرسش را پیش روی ناظران خارجی گذاشته است: اگر درگیری تازهای آغاز شود، آیا دامنه پاسخ ایران به همان جغرافیای آشنای غرب آسیا محدود میماند؟
واشنگتن این پیام را در شرایطی دریافت کرده که بحث درباره احتمال حمله دوباره آمریکا و اسرائیل به ایران جریان دارد. اکسیوس در گزارش باراک راوید، ۳۱ اکتبر، تأکید کرد که فرمانده کل قوا در دیدار با سه فرمانده ارشد نظامی، پاسخ فوری و مؤثر بدون محدودیت جغرافیایی را لازمه دستیابی به «حداکثر بازدارندگی» دانسته است. این رسانه زمان انتشار پیام را در پیوند با بررسی گزینههای نظامی احتمالی دولت ترامپ، بهویژه پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، قرار داد. اهمیت این تحلیل در آن است که پیام تهران را صرفاً یک واکنش لفظی نمیبیند؛ بلکه آن را تلاشی برای تغییر محاسبه طرف مقابل درباره هزینه حمله مجدد ارزیابی میکند.
مؤسسه مطالعات جنگ آمریکا (ISW) نیز در گزارش ۳۱ اکتبر خود، دستور گسترش بانک اهداف را بخشی از تلاش ایران برای بازداشتن آمریکا و اسرائیل از حمله مجدد دانست. تحلیل این مؤسسه این است که تهران میخواهد دامنه هزینههای احتمالی پاسخ را از محل وقوع حمله و طرف مستقیم آن فراتر ببرد و متحدان منطقهای آمریکا را نیز در محاسبات بازدارندگی وارد کند.
اما بازتاب پیام در اسرائیل فقط به معنای تکرار عبارت «بدون محدودیت جغرافیایی» نبود. بخشی از توجه رسانهها به سابقه حمله گزارششده ایران به پایگاه مشترک آمریکا و بریتانیا در دیهگو گارسیا جلب شد؛ جزیرهای در اقیانوس هند که فاصله زیادی با مرزهای ایران دارد. تایمز آو اسرائیل این موضوع را در کنار هشدار تازه تهران مطرح کرد.
نگرانی درباره گسترش جغرافیای درگیری، در اروپا شکل ملموستری پیدا کرد. روزنامه تایمز لندن در گزارش دوم نوامبر خود، به نقل از منوچهر متکی، نماینده مجلس شورای اسلامی، نوشت که پایگاههای آمریکا در بریتانیا، آلمان، ایتالیا و پرتغال ممکن است در دامنه پاسخ احتمالی ایران قرار گیرند. این گزارش علاوه بر اظهارات متکی، ارزیابی یک مقام امنیتی غربی را نیز نقل میکند که معتقد است موشکهای ایران احتمالاً به بسیاری از پایگاههای اروپایی نمیرسند؛ اما تهران ممکن است از ابزارهایی مانند گروههای نیابتی، شبکههای مجرمانه یا حملات سایبری برای هدف قرار دادن منافع آمریکا و متحدانش استفاده کند. علی واعظ، کارشناس گروه بینالمللی بحران، نیز در همین گزارش از احتمال گسترش عمودی و افقی درگیری سخن گفته است.
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی در گزارش دوم نوامبر خود، پرسش را دقیقتر طرح کرد: آیا اشاره به پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی به معنای تغییر سیاست موشکی ایران و کنار گذاشتن محدودیت اعلامشده ۲۰۰۰ کیلومتری است؟ این گزارش، در کنار اظهارات متکی و برخی تحلیلگران ایرانی، نظر جرمی بینی، تحلیلگر دفاعی مؤسسه جینز، را نیز منعکس میکند. بینی معتقد است عبارت «محدودیت جغرافیایی» لزوماً به معنای افزایش برد موشکها نیست و ممکن است به محدودیتهای سیاسی یا توافقهای احتمالی درباره هدف قرار ندادن برخی کشورهای منطقه اشاره داشته باشد. او همچنین درباره امکان افزایش برد موشکها با کاهش وزن سرجنگی توضیح میدهد.
با این حال، موضوع فقط جغرافیای اهداف نیست. در متن پیام، فرمان به بهروزرسانی بانک اهداف با تأکید بر «همه انواع داراییهای مادی و غیرمادی» آمده است. این عبارت در کنار دستورهای دیگر معنا پیدا میکند: تقویت معماری اطلاعات نظامی، تعمیق دفاع بومی در دو حوزه دکترین و تاکتیک، ارتقای توان دفاعی و امنیتی با استفاده از فناوریهای نوین و تقویت آمادگی رزمی. به بیان دیگر، پیام صرفاً درباره محل احتمالی پاسخ نیست؛ درباره آمادهسازی ساختار نظامی برای مواجههای پیچیدهتر نیز هست.
خبرگزاری شینهوا چین در گزارش ۳۱ اکتبر خود، همین اجزای پیام را بازتاب داده است؛ از پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی و گسترش بانک اهداف گرفته تا معماری اطلاعات نظامی، دکترین دفاعی و فناوریهای پیشرفته. البته شینهوا در این گزارش متن و محورهای اعلامشده را پوشش داده و نمیتوان آن را بهعنوان تحلیل مستقل راهبردی چین از پیام معرفی کرد.
در کشورهای عربی خلیج فارس، بازتابها بیشتر از جنس نگرانی درباره پیامدهای جنگ تازه و تلاش برای جلوگیری از گسترش آن بوده است. روزنامه نشنال امارات در گزارش اول نوامبر خود، همزمانی مسیر دیپلماسی و آمادگی نظامی ایران را برجسته کرد. حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر گروه بینالمللی بحران، در یادداشتی که این رسانه به آن استناد کرده، نوشت که دیپلماسی و آمادگی نظامی در تهران بهطور همزمان پیش میروند؛ توافق همچنان ممکن است، اما جنگ بعدی میتواند با قواعدی متفاوت و در میدانی گستردهتر از جنگ قبلی دنبال شود. او همچنین هشدار داد که برداشت واشنگتن از این پیام ــ بهعنوان بازدارندگی معتبر یا تهدیدی تشدیدکننده ــ میتواند بر تحولات بعدی اثر بگذارد.
در داخل ایران نیز پیام فقط در سطح فرماندهی نظامی باقی نماند. محمد مخبر در پیامی در شبکه ایکس، مضمون آن را چنین صورتبندی کرد که جغرافیای تهدید دیگر تعیینکننده جغرافیای پاسخ نیست. وزیر دفاع هم از تقویت سریع توان رزمی برای امکان پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی خبر داد. این مواضع، در کنار دستورهای اعلامشده در دیدار فرمانده کل قوا با فرماندهان ارشد، نشان میدهد که پیام در سطح سیاسی و نظامی با تأکید بر آمادگی و بازدارندگی دنبال شده است.
آنچه رسانههای خارجی از این پیام دریافت کردهاند، یکسان نیست. در واشنگتن، مسئله اصلی بالا رفتن هزینه حمله مجدد است؛ در اسرائیل، بحث توان و دامنه پاسخ؛ در اروپا، احتمال گسترش تهدید به پایگاهها و منافع آمریکا؛ و در کشورهای عربی، نگرانی از سرایت دوباره جنگ به منطقه. اما نقطه مشترک این برداشتها روشن است: تهران میخواهد طرف مقابل مطمئن نباشد که میتواند زمان، مکان و دامنه درگیری را بهتنهایی تعیین کند.
پیام اصلی همینجاست؛ هشدار ایران فقط این نیست که در صورت حمله پاسخ خواهد داد، بلکه این است که نباید از پیش فرض کرد پاسخ، در همان نقطهای متوقف میشود که حمله آغاز شده است.



