به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» محمدمهدی اسماعیلی///؛ تاریخ معاصر ایران سرشار از عبرتهایی است که غفلت از آنها میتواند استقلال، امنیت و آینده کشور را با مخاطراتی جدی روبهرو سازد. در یک قرن گذشته، ایران دو بار در جریان جنگهای جهانی، با وجود اعلام بیطرفی، هدف تجاوز و اشغال قدرتهای خارجی قرار گرفت؛ تجربههایی که نشان داد بیطرفی بدون اقتدار و استقلال بدون قدرت دفاعی، تضمینی برای امنیت ملی نیست.
در جنگ جهانی اول، با وجود اعلام بیطرفی ایران، نیروهای بیگانه بخشهای گستردهای از کشور را به میدان رقابت و درگیری تبدیل کردند. قحطی، بیماری و فروپاشی اقتصادی، خسارات انسانی عظیمی بر جای گذاشت؛ بنا بر برخی روایتهای تاریخی، جمعیت ۱۹ میلیونی ایران به حدود ۱۰ میلیون نفر کاهش یافت.
در جنگ جهانی دوم نیز ارتش متفقین در شهریور ۱۳۲۰ وارد ایران شد و ارتش رضاشاه، با وجود تبلیغات گسترده درباره اقتدار نظامی، نتوانست مقاومت مؤثری در برابر اشغال کشور سازمان دهد. رضاشاه ناچار به کنارهگیری و خروج تحقیرآمیز از ایران شد و سرانجام در تبعید در آفریقای جنوبی درگذشت. ایران بار دیگر هزینه ضعف ساختاری و وابستگی سیاسی را پرداخت.
اما انقلاب اسلامی معادله تاریخی دیگری را رقم زد. نهضت اسلامی ایران، مبتنی بر عقلانیت تاریخی و در پرتو معارف و محبت اهلبیت عصمت و طهارت(ع)، با پرچمداری فقیهی اصولی، فیلسوفی حکیم و رهبری شجاع، در مهرماه ۱۳۴۱ آغاز شد و استقلال، عزت ملی و مقاومت در برابر سلطه خارجی را به مؤلفههای اصلی هویت سیاسی ایران تبدیل کرد. این مسیر با رهبری امام خمینی(ره) و سپس ۳۷ سال رهبری امام شهید انقلاب اسلامی تداوم یافت و ایران را، با وجود همه دشواریها و هزینههای سنگین، به افقهای تازهای از اقتدار و قدرت رساند.
تجربه جنگهای اخیر نیز یک حقیقت راهبردی را برجسته ساخته است: بازدارندگی زمانی مؤثر خواهد بود که دشمن بداند هزینه تجاوز به ایران، نه محدود و قابل پیشبینی، بلکه سنگین و خارج از محاسبات پیشین اوست. ازاینرو، اقتدار ملی صرفاً در تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود؛ بلکه به ابتکار راهبردی، انسجام اجتماعی، تابآوری اقتصادی، پشتیبانی مردمی و توان تغییر محاسبات طرف مقابل وابسته است. تحولات تنگه هرمز و آثار بحران منطقه بر بازار جهانی انرژی نیز اهمیت ظرفیتهای ژئوپلیتیکی ایران را آشکار ساخته است؛ ظرفیتهایی که باید در خدمت بازدارندگی مؤثر و تأمین منافع ملی قرار گیرند.
در چنین شرایطی، بازگشت به مذاکرات هستهای بدون عبرتآموزی از تجربههای گذشته و تضمینهای معتبر، میتواند زمینه تکرار خطاهای پرهزینه را فراهم آورد. مذاکره نباید جایگزین قدرت شود و دیپلماسی نباید فرصتی برای غافلگیری راهبردی کشور فراهم سازد. معیار هر تصمیم باید تأمین امنیت، عزت و منافع واقعی ملت ایران باشد، نه صرفاً کاهش موقت تهدیدها و فراهمساختن فرصتی دوباره برای تجدید قوا، تجهیز بیشتر و طراحی خدعهها و تجاوزهای خطرناکتر از سوی دشمن.
در همین چارچوب، پیام رهبر جوان و حکیم انقلاب اسلامی در سالروز حماسه ۱۳ آبان در هفته گذشته، باید آویزه گوش همه مسئولان و جریانهای سیاسی کشور باشد. اهمیت این پیام در پیوند با تجربههای تاریخی و ضرورت جلوگیری از تکرار اشتباهات راهبردی آشکار میشود. سیاسیونی که پیشتر به دلیل ضعف در فهم دقیق و التزام عملی به رهنمودهای امام شهید انقلاب، در تشخیص ماهیت تهدیدها و محاسبه رفتار دشمن دچار خطا شدند، «علیالاصول» حق ندارند همان غفلت تاریخی را در قبال رهنمودهای رهبری جدید انقلاب تکرار کنند.
یکی از مصادیق این غفلت، تصور تغییر بنیادین رفتار آمریکا با جابهجایی قدرت میان دموکراتها و جمهوریخواهان است. تجربه نشان داده است که بهرغم تفاوت در ادبیات و شیوههای سیاسی این دو حزب، بسیاری از جهتگیریهای کلان سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران استمرار داشته است.
بنابراین، هیچ جریان سیاسی نباید با ذوقزدگی از پیروزی احتمالی دموکراتها، بار دیگر اصرار بر مذاکره را بدون توجه به تجربههای گذشته، الزامات بازدارندگی و تضمینهای معتبر، در دستور کار کشور قرار دهد.
مسئله اصلی، مخالفت با اصل دیپلماسی نیست؛ بلکه پرهیز از خوشبینی بیپشتوانهای است که تغییر تاکتیکهای دو حزب آمریکایی را با تغییر واقعی سیاستهای آنان اشتباه میگیرد. در چنین شرایطی، به این ضرب المثل اصیل و دشمن شناسانه ایرانی توجه کنید: «سگ زرد برادر شغال است».
عبرت بزرگ تاریخ روشن است: نه اعتماد بیپشتوانه به قدرتهای خارجی امنیت میآفریند و نه مقاومت بدون تدبیر به پیروزی پایدار میانجامد. وفاداری به رهنمودهای رهبری، عبرتآموزی از گذشته و تقدم منافع ملی اقتضا میکند که هیچ تصمیم راهبردی بر پایه هیجان سیاسی و وعدههای اثباتنشده اتخاذ نشود. آینده ایران در پیوند مقاومت هوشمندانه، اقتدار بازدارنده، انسجام اجتماعی و صیانت بیچونوچرا از استقلال، عزت و امنیت ملت رقم خواهد خورد.



