به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یونسکو یکی از سازمانهای تخصصی وابسته به سازمان ملل متحد است، که در زمینههای علمی، فرهنگی و تربیتی فعالیت میکند. این سازمان به همراه چهار سازمان بینالمللی دیگر در راستای شعار آموزش برای همه، اقدام به برنامهریزیهای آموزشی 15ساله برای اجرا در کشورهای عضو مینماید. اولین برنامه آموزشی این سازمان در سال 2000 به تصویب رسید که تا سال 2015 اجرای آن به طول انجامید. با توجه به اتمام برنامه اول، یونسکو به عنوان متولی امر، برنامه دوم را تحت عنوان «برنامه آموزش 2030» در اجلاسی که در اینچئون کره با حضور سران و وزرای آموزش و پرورش کشورهای عضو برگزار شد، مطرح کرد. پس از تصویب برای بررسی نهایی به اجلاس روسای جمهور در نیویورک ارسال شد که مورد تایید آنها نیز قرار گرفت.

حال سوال اینجاست با توجه به عضویت ایران در یونسکو، آیا این سند در دستور کار دستگاههای تربیتی و آموزشی کشور قرار گرفته است؟
فانی، وزیر آموزش و پرورش، با حمایت از برنامه آموزش 2030 جهت اجراییشدن این برنامه در کشور خبر میدهد و فرهادی، وزیر علوم نیز پیشرفت همگام با برنامه 2030 را محور برنامه های وزارت علوم قرار داده است. علاوه بر این یونسکو لزوم مشارکت همه دستگاهها در اجرای این سند را مورد تاکید قرار داده است. بنابراین با توجه به اینکه این سند جز تعهدات ایران در عرصه بینالمللی محسوب شده است، هیئت دولت نیز برای کمک به اجرای این برنامه، لزوم مشارکت کلیه وزارتخانه های آموزش و پرورش، علوم، تحقیقات و فناوری، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سایر دستگاه های ذیربط را به تصویب رساند. همچنین وزیر آموزش و پرورش نیز به عنوان رئیس کمیته اجرایی سند ملی آموزش 2030 انتخاب شد.

با وجود این تعهداتی که ایران در پذیرش سند مذکور ملزم به اجرای آن شده است قابل تأمل است. از جمله آنها می توان دسترسی آزاد یونسکو و مجامع بین المللی به اطلاعات آموزش و تربیتی کشورمان اشاره کرد. ایران در این سند متعد شده که آمارها و اطلاعات مورد نیاز یونسکو را به صورت منظم و دورهای در اختیار آن سازمان بگذارد. جالب آنکه کارگروه ملی آموزش 2030 موظف است گزارش پیشرفت کار و نحوه همکاری دستگاه های ذیربط را سالانه به هیئت وزیران ارائه کند که با تائید آنها گزارش نهایی برای کمیسیون ملی یونسکو جهت ارسال به مرجع بینالمللی فرستاده خواهد شد.
همچنین با بررسی رویکرد یونسکو و سخنان مسئولین این نهاد، می توان پی برد که یکی از اهداف کلیدی یونسکو بین المللی سازی آموزش عالی در ایران است. تا آنجا که کمیته ملی آموزش عالی در کمیسون ملی یونسکو به صورت متمرکز کارویژه بین المللی سازی آموزش عالی را در دستور کار خود قرار داده است. در این مسئله نیز قرابت فکری مسئولین وزارت علوم با یونسکو به حدی است که فرهادی همسویی ایران با سیاست های یونسکو را رسما اعلام مینماید و نصیری قیداری، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو هم با اظهار تاسف از عدم ورود دانشگاه های ایران به حوزه بین الملل، از تاکید ویژه یونسکو بر جهانی شدن خبر داده است. همچنین سالارآملی، قائم مقام وزیر علوم در امور بین الملل نیز بر ضرورت تقویت ارتباط وزارت علوم با یونسکو در حوزه آموزش عالی و نیز ارتباط نزدیک با کشورهای عضو یونسکو، بهخصوص کشورهای اروپایی، تأکید دارد. این وابستگی به سیاستهای یونسکو تا جایی پیش رفته است که وی از نماینده یونسکو درخواست کرده برای هماهنگی بیشتر با ایران، زمینه تربیت ایرانیان در یونسکو و سپس بازگشت آنها به کشور را فراهم نماید. سالار آملی معتقد است تاکنون مسائل فرهنگی مانعی برای عدم اجرای برنامه های بین المللی سازی آموزش عالی بوده است و باید در رفع آن کوشید.

فارغ از تمامی سخنان ابهام آمیز مسئولان وزارت علوم و مخاطرت ناشی از پذیرش این سند که متوجه کشورمان خواهد شد، چند سوال اساسی به ذهن متبادر میشود. باوجود اسناد متعدد در حوزه آموزشی و تربیتی کشور همچون نقشه جامع علمی کشور و برنامه هایی مانند برنامه های اقتصاد مقاومتی، چرا اجرا و برنامه ریزی برای آنها به جدیت سند 2030 پیگیری نمیشود؟ رسمیسازی و پذیرش برنامه های سازمان های بین المللی آن هم در سکوت کامل رسانه ای با چه توجیحی مطرح میشود؟ اجرای اهداف یونسکو با این اهتمام و جدیت چه منفعتی برای کشورمان در پی خواهد داشت؟ ارائه اطلاعات و آمارهای کشور به سازمان های بینالمللی، آنهم مطابق با خواست و میل آن ها چه نفعی برای کشور ما در بر دارد؟




«نزدیک دو دهه است این رهبر داد میزند شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی، تهاجم فرهنگی و این ابزار دشمن است، دشمن با جنگ نرم آمده مقابل ما، حواستان جمع باشد، به دانشگاهیان میگوید افسران جنگ نرم، بیایید وسط میدان و آنی که ما مشاهده میکنیم، ولنگاری و بیبندوباری است، یعنی بعد از دو دهه فریاد زدن، آخر گفت این ولنگاری فرهنگی هم در حوزه پدافند و هم در حوزه آفند، فوقالعاده مملکت را گرفته است.»
«واقعاً این است؟ راست میگوییم ما اهل کوفه نیستیم یا داریم دروغ میگوییم و شعار میدهیم، اگر بنا شد چهارتا مسؤول فرهنگی اهل کوفهاند، اگر چهارتا مدیر فرهنگی کشور کوفیاند و کوفی مسلکاند و جواب رهبر را نمیدهند، مردم، شما که اهل کوفه نیستید، شما چرا بیکار و بیرمق نشستهاید؟ دارد میگوید ناتوی فرهنگی و جنگ نرم، برادران و خواهران، دنبال زندگی، نانوآب و شب و روزمان هستیم و بعد میگوییم ما اهل کوفه نیستیم.»
«امروز مشخص شد کوفه چطور جایی است، اهل کوفه مشخص شد چطور جایی است، وقتی زینب حرف زد مردم شروع کردند ضجه زدن و گریه کردن اما گریه؟ آن روز شما مسلم را تنها گذاشتید، حسین را تنها گذاشتید، رؤسا، بزرگان، پولداران و گردنکلفتانتان پشت سر ابن زیاد ایستادند، لشکر خود را بردند کربلا و خون پسر پیغمبر را ریختند و حالا دارید گریه میکنید؟»