گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 243754

نگاهی به حاشیه سازی‌های سرپرست وزارت علوم

حاشیه‌های آقای معاون

با نگاهی به گذشته ضیا هاشمی که عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است می توان دریافت که وی به عنوان یک فعال دانشجویی در دوران دانشجویی‌اش در انجمن تهران، با فضای تشکل‌ها و گروه های مختلف دانشجویی چندان غریبه نیست؛ امتیاز مثبتی که خودش معتقد است نتوانسته بر نگاه خاصش به دانشگاه و فعالیت دانشجویی تاثیر بگذارد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اگرچه با رای گیری روز گذشته مجلس و اعتماد گسترده نمایندگان به کابینه دوازدهم می توان گفت که پرونده وزارت‌خانه‌های مختلف بسته شد، اما همچنان وزارت علوم به دلیل معرفی نکردن وزیر پیشنهادی علوم، وضعیت نامشخصی دارد؛ وزارتخانه‌ای که قرار است حداقل به مدت دوماه فردی به نام سید ضیا هاشمی، که در دولت یازدهم مسئولیت معاونت فرهنگی و اجتماعی آن را برعهده داشته است، سرپرستی کند.

فضای دانشگاهی کشور با شخصیت ضیا هاشمی چندان غریبه نیست. علی الخصوص فعالان دانشجویی که به واسطه ارتباط مستمر با ضیا هاشمی یا موافق و دوستدار او هستند و یا با اقداماتش مخالفت دارند. برخی نگاه صفر و صدی هاشمی را دلیل این موافقت ها و مخالفت ها می دانند که باعث شده است تا وی از نگاه آنها به شخصیتی تبدیل شود که دوقطبی های فضای دانشگاه را تقویت کند.

اما آیا واقعا سید ضیا هاشمی چنین شخصی است؟

گذشته سید ضیا هاشمی
با نگاهی به گذشته ضیا هاشمی که عضو هیئت علمی دانشگاه تهران است می توان دریافت که وی به عنوان یک فعال دانشجویی در دوران دانشجویی‌اش در انجمن تهران، با فضای تشکل‌ها و گروه های مختلف دانشجویی چندان غریبه نیست؛ امتیاز مثبتی که خودش معتقد است نتوانسته بر نگاه خاصش به دانشگاه و فعالیت دانشجویی تاثیر بگذارد.

بسیاری از موافقان  سید ضیا هاشمی می گویند به واسطه آنکه وی عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران هم هست، درک درستی از فضای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه دارد و گزینه مناسبی برای تصدی معاونت فرهنگی وزارت علوم محسوب می شود.

 

حال باید پرسید که سید ضیا هاشمی می تواند مسئولیت وزارت علوم را برعهده داشته باشد یا خیر؟
شاید به طور کلی نقد و بررسی وزیران پیشنهادی که در دولت یازدهم مسئولیت داشتند، نسبت به وزرایی که در دولت قبل مسئولیتی نداشتند، بسیار دقیق تر صورت میگرفت. سید ضیا هاشمی اگرچه در کسوت وزارت مشغول به فعالیت نبوده اما حضورش در مقام معاونت وزارت علوم می تواند به نقد و بررسی دقیق عملکرد او و پیش بینی آینده وزارتخانه ای که سرپرستی اش را برعهده گرفته است، کمک کند.

با جستجوی نام ضیا هاشمی در موتورهای جستجوگر آنچه که بیشتر از هرچیز از وی در خبرگزاری ها و رسانه های مختلف آمده ، مسائلی مربوط به کنسرت، اردوهای مختلط، تشکل های دانشجویی و فعالیت های سیاسی است.

کنسرت و اردوهای مختلط
سید ضیا هاشمی که می توان از این به بعد به او سرپرست کنونی وزارت علوم گفت، اگرچه در مواضع رسمی خود به دنبال این است که هرگونه برگزاری اردوی مختلط و کنسرت را تکذیب کند، اما آمار دانشگاه های گوناگون نشان می دهد که برگزاری کنسرت ها، همچنان ادامه دارد و در بهترین حالت جای خود را به برگزاری اجرای زنده موسیقی داده است.

هاشمی معتقد است که باید میان کنسرت و پخش موسیقی تفاوت قائل شد. وی در توجیه این حرف خود می گوید آنچه که به عنوان دلیل اصلی عدم برگزاری کنسرت در دانشگاه ها مطرح است، رعایت نشدن شأن دانشگاه است ولی این مسئله در خصوص موسیقی و پخش آن وجود ندارد.

اگرچه او مقدمه ای درست برای سخن خود می آورد و دلیل اصلی مخالفت با کنسرت، دور شدن شأنیت دانشگاه از فضای تولید علم است اما نتیجه گیری اشتباهش موجب شده است تا همچنان در برخی دانشگاه ها، شئونات علمی – فرهنگی دانشگاه زیر سوال برود. مسئله ای که بارها با رقص های مختلط همراه شده است و پاسخ ضیا هاشمی، تکذیب بود.

هرچند باید این نکته را هم اضافه کرد که همچنان اجرای کنسرت در دانشگاه های مختلف ادامه دارد و با آن مخالفتی نمی شود تا جایی که در برخی از دانشگاه ها، جهت شرکت دانشجویان بلیط فروشی می شود.

تشکل های دانشجویی
تشکل های دانشجویی اگرچه در طول عمر خود توانسته اند هم بر فضای اجتماعی تاثیر بگذارند و هم از آن تاثیر بگیرند و به نوعی رابطه ای متقابل داشته باشند اما همواره برای دولت ها و وزارتخانه های آنها همواره به عنوان یک خالق چالش مطرح هستند. وزارت علوم نیز از این مسئله مستثنی نیست. سید ضیا هاشمی که می توان از او به عنوان اصلی ترین پل ارتباطی میان تشکل های دانشجویی و وزارت علوم نام برد، هم فعالیت تشکیلاتی داشته است و می داند که یک دانشجو دغدغه آرمان دارد و هم در مقام مسئول اجرایی قرار داشته است و طبیعتا در چنین کسوتی، ملاحظات مسئولانه خود را که از یک تفکر سیاسی نشات می گیرد، حفظ کرده است.

اما تلفیق این دو نگاه با یکدیگر موجب شده است تا برخی بگویند سید ضیا هاشمی گرایش بیشتری به تشکل هایی دارد که شاید در گذشته فعالیت های اسلامی – انقلابی داشته اند اما امروز نسبتی با جریان انقلاب ندارند.

 

شاید بد نباشد که تعریف ضیا هاشمی را از تشکل انقلابی بدانیم؛ بر طبق تعریفی که هاشمی از تشکل انقلابی ارائه می دهد، هر تشکلی که در چارچوب قانون مجوز بگیرد و فعالیت کند، انقلابی است.

این نگاه زمانی خطرناک خواهد شد که نگاه های سلیقه ای و فردی به قانون موجب می شود تا تشکلی همچون تادا بدون رعایت مفاد قانونی مجوز تاسیس بگیرد. تشکلی که دفاترش در قانون شکنی و زیرپا گذاشتن خطوط قرمز سابقه ی زیادی دارند.

اما نگاه خاص سید ضیا هاشمی به تشکل های دانشجوی به همین جا ختم نمی شود. یکی از موضع گیری های جالب توجه او در خصوص تشکل های انقلابی، در برنامه دیروز، امروز، فردا شکل گرفت. هنگامی که هاشمی 5 تشکل دانشجویی، یعنی بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، جنبش عدالتخواه، جامعه اسلامی و انجمن اسلامی دفتر تحکیم را یک تشکل می داند و برای تشکل مخالف آنها که اتحادیه ای هم ندارند، به اندازه این پنج تشکل دانشجویی سهم قائل است.

این نگاه در دیدار دانشجویان با رئیس جمهور در سال 1393 خودش را نشان داد و 16 آذرماه این سال علی رغم رسم گذشته که تشکل های دانشجویی حق صحبت در مقابل رئیس جمهور را داشتند، سهم تشکل های انقلابی، به یک سهم کاسته شده بود.

حواشی سید ضیا هاشمی در خصوص تشکل های دانشجویی با صدور مجوز یک تشکل به نام تادا کامل شد. تادا نام تشکلی است که تا امروز حدود 2 هفته است که به ادعای وزارت علوم و وزارت بهداشت، مجوز فعالیت گرفته است؛ ادعایی که بر طبق صحبت های رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، رد شد. اگرچه وزارت علوم با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد که فرایند صدور مجوز به صورت قانونی و بر طبق آئین نامه ها صورت گرفته، اما هنوز هیچ مستندی مبنی بر قانونی بودن صدور مجوز برای این تشکل ارائه نکرده است.

فعالیت و نگاه سیاسی
با توجه به نگاه جانبدارانه سید ضیا هاشمی به تشکل های مختلف، شاید تا حدودی توانسته باشیم علایق و سلایق سیاسی او را شناخته باشیم. اما مهمتر از این مسئله دخالت این جناح بندی های سیاسی در اداره ی مجموعه معاونت فرهنگی وزارت علوم است که با حواشی گسترده ای همراه بوده است.

سید ضیا هاشمی را می توان یک اصلاح طلبی نامید که به اذعان خودش به قانون بسیار پایبند و از طرفی دیگر به مبانی و چارچوب های انقلاب علاقه مند است. اگرچه او در کلام به این مسائل تاکیدات بسیاری دارد اما  عمل وی با کلامش در تضاد است. حضور سید ضیا هاشمی در مراسم افطاری انجمن تهران، که او در دوران جوانی در این تشکل فعالیت می کرده است، بخشی از این ادعا را اثبات می کند. شاید انجمن تهران در دهه 60 و اواسط 70 را بتوان یک تشکل آرمان خواه نامید اما با گذر تاریخ رفته رفته پیاده نظام شدن این تشکل بیشتر به چشم میخورد تا جایی که در دو برهه زمانی مهم یعنی 78 و 88 این تشکل به نوعی مجری براندازی نظام جمهور اسلامی می شود.

اگرچه فضای درگیری فیزیکی اکنون در دانشگاه تهران وجود ندارد، اما بد نیست بدانیم فعالیت های اخیر این تشکل، با شعار قانون گرایی هاشمی در تضاد است. برهم زدن برنامه های دارای مجوز، نصب تصاویر سران فتنه در دانشگاه، پخش اعلامیه ها سران فتنه، توهین به مقام معظم رهبری و ... تنها بخشی از اقدامات هنجار شکنانه این تشکل دانشجویی است که شاید بتوان گفت با حضور ضیا هاشمی در مراسم افطاری آنها، مهر تاییدی بر این اقدامات خورده است.

 

اما بخش دیگری که در رابطه با دخالت نگاه حزبی و جناحی بر امور مدیریتی هاشمی می توان به آن اشاره کرد به کارگیری افراد رادیکال در وزارت علوم است. هاشمی اگرچه باید به واسطه مسئولیتی که داشته است، نگاه جناحی را کنار می گذاشت اما در عمل خلاف این مسئله را شاهد هستیم.

سپیده اکبر پوران از دانشجویان و حامیان فعال فتنه 88 که هنوز هم در حمایت از محکومان امنیتی فعالیت می کند جز دانشجویانی است که با ضیا هاشمی ارتباط دانشجویی داشته است و همین مسئله موجب شده تا او در وزارت علوم حضور فعال داشته باشد.

 

آرمان ذاکری فرد دیگری است که پس از دریافت مسئولیت معاونت فرهنگی وزارت علوم توسط ضیا هاشمی، به این وزارتخانه رفت و به عنوان مشاور مشغول به فعالیت شد. علاقه ضیا هاشمی به آرمان ذاکری در حدی بود که ذاکری در مراسم 16 آذر سال 94 در مقابل رئیس جمهور به عنوان نماینده انجمن های علمی حضور پیدا کرد و به سخنرانی پرداخت. اقدامی که با اعتراض انجمن های علمی رو به رو شد. اعضای انجمن های علمی مدعی بودند که ذاکری را نمی شناسند و او به جای بیان مباحث علمی به مباحث سیاسی پرداخته است.

با مراجعه به سایت رسمی انجمنهای علمی دانشجویی زیر نظر معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، اتحادیه های علمی فعال بدین شرح است: دامپزشکی، روانشناسی، شیمی، علم اطلاعات و دانش شناسی(ادکا)، فیزیک محیط زیست، معماری، مرمت و شهرسازی، مهندسی برق و مهندسی مواد و متالورژی. اما آرمان ذاکری در رشته علوم اجتماعی تحصیل می‌کند که زیر مجموعه علوم انسانی محسوب می‌شود و دارای هیچ اتحادیه فعال علمی نیست حال چگونه وی به عنوان نماینده ی انجمنهای علمی دانشجویی در مقابل ریاست جمهور معرفی شده است؟

شاید بد نباشد که بدانیم، ذاکری با بیان سخنان ساختار شکنانه اش در صدا و سیما موجب شد تا صدای آمریکا به بیان تعریف و تمجید از او بپردازد.

محمدعلی کامفیروزی فرد دیگری که دلیل حضورش در وزارت علوم نگاه‌های خاص سیاسی سید ضیا هاشمی به حوزه فرهنگ است. کامفیروزی که به عنوان دبیر نشریات دانشجویی وزارت علوم شناخته می شود کسب عنوان خود را باید مدیون مهندسی آرایی بداند که وزارت علوم در سال 94 انجام داد و طی آن تشکل های مخالف طیف هاشمی، در انتخابات آن سال حضور پیدا نکردند.

تمام آنچه که بیان شد، تنها گوشه ای از حاشیه سازی های گسترده ی سید ضیا هاشمی برای فضای دانشگاه و دانشجویان بود. کسی که معتقد است قانون باید حرف اصلی را بزند اما قانون شکنان را تایید و به کارگیری می کند. هاشمی امروز به عنوان سرپرست وزارت علوم معرفی شده و در اولین جلسه کابینه دوازدهم حضور پیدا کرده است. اما همچنان این ابهام باقی است که چطور شخصی که نگاه های سیاسی، حزبی و جناحی اش بر فعالیت های فرهنگی و اجتماعی او تاثیر گذاشته می تواند سکان دار وزارت علوم باشد؟ نگرانی جدی که با توجه به لزوم توجه به مسئله تولید علم و توجه به امر پیشرفت، دو چندان می شود. بسیاری نگران این هستند که نگاه سیاسی رادیکال هاشمی موجب ضربه زدن به جایگاه علمی کشور شود. 

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.