گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 254665

حسین سروقامت

بی‌امان تیشه بر ریشه خود می‌زنیم!

ز مهم ترین دلایل نابردباری ها در کف جامعه می توان به نوعی عقده ها و سرخوردگی ها اشاره کرد که ممکن است سالها فروخورده شده و چون فنری که مدتها بسته مانده و ناگهان باز می شود، از عقده گشایی های نا مطلوبی سر برآورند. مثال بسیار سادۀآن مواجهه اخیر یکی از کارگردانان سینمای ایران با رفتار روحانی نام آشنا جناب حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در خصوص آقای دوربینی است که مدتی بر سر زبانها افتاد. من بی آنکه بخواهم رفتار آقای قرائتی را توجیه کنم که در یک برخورد منصفانه قابل توجیه هم نیست و نشانه آن عذرخواهی ایشان از ارائه چنین برخوردی است، می خواهم از افکار عمومی بپرسم که آیا چنین برخوردی با کسی که نزدیک چهل سال معلم قرآن جامعه ما بشمار آمده است، برخورد درستی است؟

خبرنامه دانشجویان ایران: حسین سروقامت*// رهبر معظم انقلاب در مهر ماه سال 1391 در جمع پرشور جوانان خراسان شمالی مطالبی را پیرامون سبک زندگی بیان نمودند که حاوی راهبردهای ارزشمندی در این خصوص است.

ایشان آسیب شناسی و علت یابی در زمینه عدم پیشرفت لازم در بخش سبک و فرهنگ زندگی را ضروری خوانده و در ادامه به طرح بیست سؤال اساسی در باره سبک زندگی ما ایرانیان پرداخته، توجه همگان را به تفکر و اندیشه پیرامون آنها معطوف نمودند.

گفتار حاضر تأملاتی کوتاه است که در پی سؤالات ایشان مطرح گردیده است. بخش های پیشین این گفتار (قسمت اول)، (قسمت دوم) و (قسمت سوم) را ملاحظه کردید. اینک توجه شما را به چهارمین قسمت از این سلسله بحث ها جلب می کنیم.

9. علت برخی پرخاشگری‌ها و نابردباری‌ها در روابط اجتماعی چیست؟
طرح این پرسش از سوی رهبر معظم انقلاب کاملاً هوشمندانه و بر اساس قبول و پذیرش درصدی از پرخاشگری و نابردباری در جامعه ایرانی صورت گرفته است.

به گمان نویسنده ریشه و اساس بسیاری از ناشکیبایی‌ها فاصله از گرایش‌های فطری نهادینه شده در انسان است. فطرت آدمی از آغاز خلقت، خداآگاه آفریده شده است و چون خداوند گسترنده آرامش و اطمینان در جامعه انسانی است، هرکس با این فطرت الهی هماهنگی بیشتری داشته باشد از آن آرامش برخوردارتر است.

غور انسان‌ها در برخی گناهان هنجار شکن، ورود در معاصی تازه و نادیده گرفتن بعضی عرصه‌های پرهیز از دلایل این بی‌صبری‌ها و ناشکیبایی‌هاست.

به این ابیات شیرین از مخزن الاسرار نظامی توجه کنید:

عمر به خوشنودی دلها گذار          تا ز تو خشنود بود کردگار
سایه خورشید سواران طلب          رنج خود و راحت یاران طلب
دردستانی کن و درمان دهی          تات رسانند به فرماندهی
گرم شو از مهر و زکین سرد باش          چون مه و خورشید جوانمرد باش
هر که به نیکی عمل آغاز کرد           نیکی او روی بدو باز کرد

چرا این اشعار به دل و جان همه ما می‌نشیند؟ چون از دل و جان بی‌نقاب ما - که از آن تعبیر به فطرت الهی می‌کنیم - پرده برمی‌دارد. تعجب نیست که نظامی خود واقف باشد اینجا با سخن گفتن کاری از پیش نمی‌رود مرد عرصه عمل می‌طلبد؛ زیرا بلافاصله پس از این اشعار می‌گوید:

عذر میاور، نه حیل خواستند          این سخن است، از تو عمل خواستند
گر به سخن کار میسّر شدی          کار نظامی به فلک بر شدی

ریشه را باید اینجا جُست. اما این ریشه، ساقه و شاخه و برگ و بری نیز دارد. توجه به سایر موارد می‌تواند ابعاد دیگری از بی‌صبری و پرخاشگری را در بخشی از بدنه جامعه روشن کند که ما در این مجال به برخی از آنها اشاره کنیم.

• فرهنگ صبوری و بردباری باید در خانواده نهادینه شود و در مدرسه و محله و سایر ابعاد اجتماع تقویت گردد. گاهی این سیکل به صورت کامل اتفاق نمی‌افتد. یعنی صبر و تحمل در بخش‌های گوناگون جامعه مورد هم‌افزایی قرار نمی‌گیرد.

• رسانه‌ها، بویژه رادیو و تلویزیون به عنوان بخشی از ابزار مهم فرهنگ‌سازی بایستی مُبلغ و مروج فرهنگ صبوری باشند. در حالی که در جامعه ایرانی این روند تقریباً به گونه‌ای معکوس رخ می‌نمایاند. اخبار و رویدادهای خبری را ملاحظه کنید. همه چیز دست به دست هم می‌دهد تا چهره‌ای خشن، غیر منطقی، ناهنجار و اعصاب خرد کن از رویدادهای جاری ایران و جهان منعکس سازد. انعکاس نابسامانی‌ها، و پرده افکندن بر امیدواری ها و شادمانی‌ها تقریباً به رویّه جاری رسانه‌ها تبدیل شده است. شما قضاوت کنید از بیننده این صحنه‌ها انتظاری جز این هست که خود بخشی از این جریان به شمار آمده، آیینه همین آثار و پیامدها باشد؟!

• عفو و گذشت، خطاپوشی و عبور از اشتباهات و ناهنجاری‌های رفتاری یکدیگر از آموزه‌های مهم دین ماست. اما آیا این اتفاق در جامعه ما رخ می‌دهد؟ قبول ‌کنیم که از کنار خطاهای هم ساده عبور نمی‌کنیم که اگر جز این بود نباید ساییده شدن دو آینه بغل اتومبیل -که هیچ خسارتی، آری هیچ خسارتی، نیز به بار نیاورده است - موجب پرخاش و دعوا و گاه قتل و جنایت شود!

• در کشورهای پیشرفته که قانون حرف آخر را می‌زند، اگر دو نفر هنگام رانندگی با یکدیگر تصادف کنند، بی هیچ عکس‌العمل پرخاشگرانه‌ای به انتظار پلیس می‌مانند تا به رفع و رجوع آن اتفاق بپردازد. مشاهده چنین صحنه ای برای ما ایرانی‌ها کاملاً تعجب‌آمیز است. ما بلافاصله از خود می پرسیم چرا مردم در این مواقع دوروبر اتومبیل‌های سانحه دیده را نمی‌گیرند و با کمال خونسردی به مسیر خویش ادامه می‌دهند. گویا همه چیز از نوعی اعتماد به قانون حکایت می‌کند. اما ما پیش از حضور پلیس بر صحنه تصادف نخست دعوا و مرافعه مفصلی می‌کنیم. مردم نیز برای ریش سفیدی و حل و فصل صلح جویانه ماجرا به گونه‌ای انبوه و گسترده تجمع می‌کنند.... وآنگاه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

اعتماد به قانون و مجریان قانون نیز تشکیل دهنده بخشی از عکس‌العمل ما در مرافعات و مشکلات پیرامون ماست.

• اگر خودسانسوری نکنیم و در صدد ماله کشیدن بر رفتار ناپسند بعضی از ما بهتران برنیاییم، اختلاف طبقاتی نیز بخش مهم از این ماجراست. تازه به دوران رسیده‌ها، آقازاده‌های بی‌مسئولیت، کسانی که از حقوق‌های نجومی برخوردارند، مرفهین بی‌درد، کسانی که در مسیر اقتصادی ره صد ساله را یک شبه پیموده‌اند، پارتی‌دارها و... نیز با خون کردن جگر پابرهنه ها فزاینده شرایط پرخاش در جامعه بشمار می‌آیند.

• یکی از عوامل مهمی که ممکن است به افزایش پرخاشگری در جامعه دامن بزند، این تصور باطل است که قانون نمی تواند از حقوق طبیعی و شهروندی ما دفاع کند، از این رو، خود باید نسبت به احقاق حق خویشتن اقدام نماییم. این تصور ناشی از هر دلیل و منطقی باشد، می تواند به قانون گریزی و در نهایت نابردباری اجتماعی بیانجامد.

• از مهم ترین دلایل نابردباری ها در کف جامعه می توان به نوعی عقده ها و سرخوردگی ها اشاره کرد که ممکن است سالها فروخورده شده و چون فنری که مدتها بسته مانده و ناگهان باز می شود، از عقده گشایی های نا مطلوبی سر برآورند. مثال بسیار سادۀآن مواجهه اخیر یکی از کارگردانان سینمای ایران با رفتار روحانی نام آشنا جناب حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در خصوص آقای دوربینی است که مدتی بر سر زبانها افتاد. من بی آنکه بخواهم رفتار آقای قرائتی را توجیه کنم که در یک برخورد منصفانه قابل توجیه هم نیست و نشانه آن عذرخواهی ایشان از ارائه چنین برخوردی است، می خواهم از افکار عمومی بپرسم که آیا چنین برخوردی با کسی که نزدیک چهل سال معلم قرآن جامعه ما بشمار آمده است، برخورد درستی است؟

شاید لازم باشد مصاحبه آن کارگردان سینما را بار دیگر مرور کنیم و اوضاع و احوال فرهنگی خویش را در آینه چنین برخوردی به معرض نقد و بررسی بگذاریم!

• سخن را کوتاه کنم. بعضی از مردمان کشور من از حداقل امکانات رفاهی برخوردار نیستند. کسانی که به اصطلاح عامیانه در تأمین نان شب خود مانده اند. سختی های زندگی اجتماعی، این مشکلات را دوچندان می کند و تاب و تحمل را از آنان می گیرد. آستانه تحمل آنان را کم کرده، زمینه پرخاش و عصبانیت را در آنها تشدید می کند و تاب و تحمل از آنان می گیرد. آستانه تحمل آنان را کم کرده، زمینه پرخاش و عصبانیت را در آنان تشدید می کند. اگر می خواهیم درباره راه رفتن آنها قضاوت کنیم کمی با کفش آنان راه برویم!

و صد البته تفاوت است میان کسی که سختی و دشواری را تمرین می کند با کسی که روز و شب مجبور است با آن زندگی کند!

10. طراحی لباس ها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟
در این سؤال دو موضوع مهم که به نوعی همه ما را درگیر می کند و مسئله آحاد مختلف مردم است، مطرح شده است.

وقتی سخن از منطقی و عقلانی بودن موضوعی پیش می آید، به این معناست که اولاً پاسخگوی نیازهای طبیعی ما باشد. ثانیاً از منظر عقل و خرد، منطق و استدلال و عرف و هنجارهای عرفی جامعه قابل تأکید باشد. ثالثاً با شرایط و نظامات مطلوب جامعه سازگاری داشته باشد. رابعاً خرد جمعی آن را بپذیرد و توصیه کند.

آنچه شرایط فعلی ما گواهی می کند، حاکی از آن است که سیاست گذاری دقیق و مدونی برای این بخش ها صورت نگرفته است. مدل های منطقی، قاعده مند و عقلایی قابل اعتنا در این خصوص متعدد و متکثر نیستند و در یک جمله این قضایا از الگوی دقیقی تبعیت نمی کنند.

گویا نخبگان و برنامه ریزان جامعه، خود را کنار کشیده و این قبیل مسائل را به سلیقه و مذاق مردم واگذارکرده اند. این سخن کاملاً درست است که حاکمیت نباید در بخشی از زندگی مردم که به سلیقه آنان مربوط است، دخالت کند اما قطعاً اگر در بعضی بخش های بالادستی جامعه که سخن از معیارها، الگوها و هنجارهاست، سیاست گذاری های درستی صورت پذیرد- بطوری که مردم احساس کنند عاقلانه و هوشیارانه تدوین شده اند – قطعاً مقبولیت عام خواهد یافت. این قبول، نباید بر اساس اجبار و اکراه باشد نظیر کاری که در زمان رضاخان نسبت به برداشتن حجاب یا الزام مردان به سر گذاشتن کلاه پهلوی صورت پذیرفت، بلکه باید بر این پایه و اساس صورت پذیردکه مردم دریابند اگر قرار بود خودشان طرح یا مدلی را پیش بینی نموده و به مورد اجرا گذارند، چیزی بهتر از این مدل جدید از کار در نمی آمد! مردم از چنین شرایطی به طور قهری تبعیت خواهند کرد.

اما در باب طراحی لباس ها نکاتی قابل توجه و تأمل است.

نکته اول عنایت به بومی بودن لباس است و اینکه لباس ها بر اساس معیارها و ضوابط خودمان باشد. در این بخش آسیب های زیادی وجود دارد. دست کم اینکه بخشی از لباس های افراد گوناگون جامعه اعم از لباس شب، لباس مجلسی، لباس طرح دار و... بر اساس مدل های غربی، شوی لباس و تبلیغات ماهواره ها ارائه و ترویج می شوند. در بوتیک های شیک، لباس هایی را می بینیم که بخش هایی از آنها پاره شده و یا ریش ریش شده است. همچنین لباس های دیگری که شبیه گونی دوخته شده و به مبالغ گزافی فروخته می شوند. لباس هایی که پوشیدن آنها برای گروه وسیعی از افراد جامعه، عار و ننگ تلقی گردیده، اما از سوی دیگر با استقبال برخی جوانان مواجه می شوند.

نکته دوم توجه به وجهه و اعتباری است که لباس به انسان داده و یا از انسان می ستاند. این امر بویژه در خصوص افراد شاخصی چون ورزشکاران، هنرمندان، سیاستمداران و... که به زبان امروزی از آنها تعبیر به سلبریتی می شود، کاملاً جدی و اساسی است. به این دلیل که نگاه ها به سوی آنان است و حرکات و سکنات آنان بر آحاد جامعه بویژه دوستدارانشان تأثیر شگرفی بر جای می گذارد.

اکنون که سخن از سلبریتی ها به میان آمد اجازه دهید با عنایت به دو تصویر که چندی پیش از برخی هنرمندان هالیوود و همچنین بعضی بازیگران وطنی در شبکه های اجتماعی رد و بدل شد، عرض کنم که چطورممکن است لباس به انسان اعتبار بخشیده یا از وجهه و اعتبار وی بکاهد. هر دو تصویر در مراسم رسمی ثبت شده است. عکس نخست هنرمندانی چون لئوناردو دی کاپریو، جورج کلونی و ... را نشان می داد که همگی با کت و شلوار مشکی که نشانه برازندگی در پوشش لباس است، در قاب تصویر جا خوش کرده بودند. عکس دوم نیز بازیگران ایرانی را روی فرش قرمزجشنواره فیلم فجر، با تیپ و شمایلی که من بعنوان یک هموطن شرم می کنم که بگویم آنان متعلق به سرزمین منند! تصاویر را ببینید. خود به صحت گفته من اذعان خواهید کرد.

نکته سوم به این بحث باز می گردد که با وجود همه آنچه گفته شد، اسلام و آداب و رسوم اسلامی - ایرانی ما بر لزوم زیبایی و رنگ بندی مناسب و متعارف لباس صحه می گذارد.

در احادیث ما از لباس سفید، بعنوان لباس اهل بهشت و از لباس سیاه بعنوان لباس اهل جهنم یاد شده است. طبعاً افراط و تفریط در همه این بحث ها امری مذموم و مخالف خردگرایی و تعقل در اسلام است.

در باب معماری خانه ها و شهرها نیز نیم نگاهی به آنچه در گذشته متعارف بوده و آنچه امروز اتفاق افتاده است، می تواند مبین منطقی بودن و یا عقلانی بودن این دو وضعیت باشد.

در گذشته و در راستای معماری اسلامی - ایرانی شهر ها و خانه های ما دینداری، بهنجاری، زیبایی، انطباق با آداب و رسوم، استفاده مؤثر از عناصری چون آب، خاک، باد و ... مورد توجه جدی قرار داشت. حوض های زیبای میان خانه ها، بادگیرها، سرداب ها، دیوارهای کاهگلی و... همگی از مشخصه های خانه های قدیم بودند.

همچنین بر اساس آموزه های دینی و اسلامی و در نهایت سادگی اغلب خانه ها بیرونی و اندرونی داشتند تا جایگاه مهمان و اهل خانه از یکدیگر متمایز بوده، هر دو در راحتی به سر ببرند. حتی هشتی های مجاور درب منازل برای آن بود که مراجعان سرپایی به دور از تابش نور خورشید یا برف و باران بتوانند دقایقی را با صاحب خانه گفتگو کنند.

همچنین معماری شهر ها و خانه ها بر اساس حریم ها صورت می پذیرفت وکوبه های در به گونه ای زنانه و مردانه طراحی شده بود.

آشپزخانه ها برای آسایش بانوان «اُپن» نبود. بر اساس مبانی فرهنگ دینی که خانه بزرگ را از نشانه های کامروایی و سعادت آدمی می داند، خانه ها اغلب ویلایی بودند و در میان آنها حیاط های بزرگی برای بازی بچه ها و انس اهل خانه تعبیه شده بود.

همچنین آدمها در قالب برج ها و آپارتمان ها بر خانه های یکدیگر اشراف نداشتند.

بگذریم که محدودیت آپارتمانها چه بلایی بر سر استعداد کودکان ما می آورد؛ کودکانی که تعداد آنها روز به روز کمتر و کمتر می شود؛ تا ببینیم کِی بکلی از صفحه روزگار محو خواهند شد!

در معماری شهری نیز ما از کوچه ها و خیابان های وسیع و دل باز به مجموعه های قوطی کبریتی رو آورده ایم. بلند مرتبه سازی ها احاطه مان کرده، دلمان برای طبیعت لَه لَه می زند و با این وضعیت همچنان از روستاها به سمت شهرها و از شهرها به سمت پایتخت روانه ایم!

نمی دانم چطور بگویم ... تیشه ای برداشته ایم و بی امان بر ریشه خود می زنیم!

ادامه دارد...

* عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.