گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 267482

پشت‌پرده درگیری در کنگره حزب اعتماد ملی؛

اختلاف داخلی بر سر غنائم

در مقابل نیز بی توجهی ندا برای عضویت در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، این جنگ قدرت را به جاهای باریک می کشاند که نهایتا با اعطای برخی کرسی های شورای شهر به حزب ندا در ائتلاف با اتحاد ملت باعث فروکش کردن آن شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ طی چند روز گذشته پخش فیلمی از دعوا و جنجال در کنگره حزب اعتماد ملی که بعد از توقفی ده ساله برگزار شده بود، سوالات مهمی پیش روی طرفداران این حزب و البته جامعه مبنی بر چرایی این اتفاق پیش آمده است. این گزارش به دنبال واکاوی این اتفاق و روندی که ادامه خواهد داشت، میپردازد.

1- قبل از تشریح این مساله باید بی اخلاقی همیشگی مدعیان اخلاق در جبهه اصلاحات را یاداور شویم. در حالیکه تنها ساعاتی از انتشار این فیلم گذشته بود و هنوز هیچ توضیحی پیرامون آن از سوی مسئولان برگزاری اعلام نشده بود، امثال محمدجواد حق شناس برای رد گم کنی، آن را به گروه های فشار نسبت دادند. ابتدا محمدجواد حق‌شناس، عضو این حزب، در توییتر خود نوشت: «کنگره حزب اعتماد ملی که با شعار ‏اتحاد و انسجام آغاز شد و با حضور بزرگان اصلاحات و سخنان دکتر عازف، مطهری، منتجب‌نیا، خانم کروبی و حضرتی ادامه و ‏با استقبال بی‌نظیر بیش از ۱۸۰۰ نفر روبرو شد با اقدامات سازمان‌یافته گروه فشار با اختلال روبرو شد و علیرغم رای اکثریت به ‏شورای قبل ناتمام ماند.»‏

اما بلافاصله با سخنان اسماعیل گرامی مقدم، سخنگوی این حزب، مشخص شد اصل ماجرا دعوا بر سر قدرت بوده و لاغیر و "گروه های فشار" تلاشی برای لاپوشانی آن؛ و این چنین کارنامه بی اخلاقی رسانه ای اصلاح طلبان باز هم نمره تجدیدی گرفت.

2- بعد از پیروزی روحانی در انتخابات سال 92 شاهد بازگشت اصلاح طلبان به ساخت قدرت (البته با پذیرش نقش حاشیه ای) البته با چاشنی سهم خواهی بودیم. از سویی احزاب اصلاح طلب پیروزی روحانی را نتیجه عملکرد خود در اقناع افکار عمومی میدانستند ولی روحانی و دوستانش در حزب کارگزاران مدعی بودند اگر نبودند آنها، اصلاحات هنوز هم دنبال راهی برای حضور در ساخت قدرت بود و این چنین رابطه منت گذاری طرفین نسبت به هم ادامه پید کرد. مدیریت اصلاح طلبان توسط مشاوران روحانی و البته نیاز طرفین به یکدیگر سبب شد در این پنج سال شاهد یک همزیستی اجباری بین اصلاحات و اعتدال باشیم. اما با آشکار شدن شکست برجام و رویگردانی اکثریت جامعه از روحانی، اصلاح طلبان از ترس دامنگیر شدن ناکارآمدی دولت به حیثیت سیاسی خود، روند فاصله گذاری خود از دولت را در افکار عمومی آغاز کردند.

3- این فاصله گذاری اما برای اصلاحات هزینه ساز بوده است. سال 93 بود که حزب تازه تاسیس اصلاح طلب "ندا" مانند یک زلزله سیاسی بدنه اصلاحات را لرزاند. ادعای این حزب مبنی بر انحراف سران اصلاحات از آرمان های اصلاح طلبی سبب شد تا افرادی مانند پورنجاتی با گفتن "نسا" به جای ندا، در نوشته‌ای کنایه‌آمیز علیه صادق خرازی و خطاب به اصلاح‌طلبان جوان عضو حزب ندای ایرانیان، ضمن اینکه از آنان خواست مواظب ابتلا به سیاستمداری دو نبش باشند و گرفتار زکام سیاسی نشوند، بنویسند: "ششدانگ حواستان را متوجه زیر پاها و زیر بغل‌هاتان کنید که مبادا دچار «پوست خربزه و پیزر و هندوانه»ی اهدایی از سوی از ما بهتران شوید. نعوذبالله! یا از رفتن به چاه به کلی منصرف شوید، یا دستکم از آویزان شدن به طناب هفت رنگ اما شیت و پیت شده برخی خالی بندان سیاسی، بپرهیزید." و یا محمد قوچانی نوشت: "برخی غوره نشده می‌خواهند مویز شوند!".

در مقابل نیز بی توجهی ندا برای عضویت در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، این جنگ قدرت را به جاهای باریک می کشاند که نهایتا با اعطای برخی کرسی های شورای شهر به حزب ندا در ائتلاف با اتحاد ملت باعث فروکش کردن آن شد.

4- مثال دیگر اینگونه بلواهای درون حزبی را میتوان تغییر جهت گیری ها در حزب کارگزازان دانست. مهرماه 93 بود که محمد هاشمی در استعفایی پر سروصدا از حزب برادر ساخته کارگزاران کنار رفت. علیرغم تمام تلاش ها برای ردگم کنی دلیل اصلی استعفا و تقلیل آن به کهولت و خستگی، اما سرمقاله روزنامه آرمان را میتوان تشریح دلیل واقعی این دعوا دانست: "چگونه فردی که خود از پایه‌گذاران و سلسله‌جنبانان حزب بوده اکنون که حزب در فضای تازه امکان بسط و تعمیق فعالیت‌های خود را دارد به یکباره عطای ماندن را به لقایش می‌بخشد و هیچ‌چیز هم نمی‌تواند وی را برای ماندن اقناع کند، جای پرسش فراوان دارد. خود محمد ‌هاشمی سربسته و در لفافه گفته است حضور اعضای جدید و عدم تطابق گفتمانی با آنان باعث این جدایی شده است. حسین مرعشی، سخنگوی حزب در پاسخ به سوالات تسنیم گفته نمی‌داند چرا ‌محمد هاشمی از حزب جدا شده و البته افزوده است که استعفای هیچ‌کس در هیچ سطحی مشکلی پیش نیاورده است! مرعشی در ادامه نیز مدعی شده: تغییرات پیش‌آمده در حزب کارگزاران با تائید محمد‌ هاشمی بوده است. سخنی که نمی‌تواند چندان مقرون به صحت و عقلانی باشد، چراکه محمد‌ هاشمی با چند دهه سابقه در عرصه‌های مختلف متوجه بار سیاسی این خروج و استعفا با توجه به جایگاهش در سپهر سیاسی و در حزب بوده و اهل تصمیمات ناگهانی و قهرهای بچگانه و دفعی و آنی نیست و بی‌گمان موضوع تا جایی پیش رفته که امکان حضور او ممکن و میسر نبوده است. در این میانه نکته کلیدی آن است که ورود چهره‌های تازه و پرشمار به شورای مرکزی حزب و ساختار سیاسی آن و مواضع سیاسی و حزبی آنان علت ناخشنودی محمد‌هاشمی است."

5- اما کتک کاری در کنگره حزب اعتماد ملی را باید تازه ترین و البته عریان ترین شکل سهم خواهی در جریان اصلاحات دانست. اصل ماجرا را باید درگیری طرفداران منتجب نیا و طرفداران الیاس حضرتی دانست. جناحی در حزب معتقد است منتجب نیا و یارانش از باری رسانه ای پیرامون حصر کروبی به عنوان چماقی تبلیغاتی بر سر سایر اعضا برای حفظ جایگاه خود "قائم مقام" سواستفاده میکند. در جناحی دیگر اما، الیاس حضرتی و متحدانش به تلاش برای استحاله حزب از آرمان های خود و عبور از کروبی به قیمت حضور در حاکمیت متهم هستند. در این بین، اظهارات یکی از اعضای حزب ابعاد قابل تاملی از علت تشنج در کنگره حزب را مشخص می کند.‏ این عضو حزب اعتماد ملی که نخواست نامش فاش شود، گفت: جریانی با آوردن نیروهای شهرداری به ‏درون کنگره و حق رای دار کردن آن‌ها قصد آن داشت که کنگره را به نفع خود تمام کند، به طوریکه وقتی تعدادی از اعضای ‏حزب به حضور این افراد و‌نحوه رأی‌گیری اعتراض کردند، حضرتی به پشت تریبون رفت و گفت هرکس که این فرم‌ها را ‏پر کرده باشد حق رای دارد‎ ‎‏.»‏به گفته این عضو حزب «اعتماد ملی»، «از سوی دیگر رئیس کنگره حزب شخصی بوده که به طور همزمان عضو حزب ‏ندا نیز بوده است و در برابر اعتراض‌ها شروع به فریاد زدن می‌کند و می‌گوید شما می‌خواهید کروبی دبیرکل حزب نشود! در ‏این لحظه تعدادی از جوانان حزب بر روی سن سالن رفته و با اعضای هیات رئیسه درگیر می‌شوند و کنگره ناتمام ‌ماند‎.

6- بسیاری از تحلیلگران افتضاح حزب اعتماد ملی را جنگ بر سر غنائم شهرداری تهران میدانند. غنائمی که شیرینی آن سبب شد محمد علی نجفی قدرتمند قربانی جنگ بر سر تصاحب آن شد. روندی که حزب «اعتماد ملی» دچار آن شد، در چند سال اخیر، گریبانگیر بسیاری از احزاب اصلاح طلب شده است. به طور ‏مثال، پس از پیروزی صددرصدی اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر تهران، حزب «اتحاد ملت» نیز همین خط را ‏پیگیری کرد و باعث شد یک حزب معدود با نظرات و باورهایی که ‏در میان خود اصلاح طلبان نیز مخالفانی دارد، تصمیم گیرنده اصلی باشد.‏ تردیدی نیست که این اتفاقات، در سال های آتی، باعث اعتبارزدایی از اصلاح طلبان شده و چه بسا رویگردانی مردم از اصلاح طلبان ‏را نیز موجب شود.‏

*گزارش از رضا حمزه دولابی

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.